h قضیه تیراندازی از زبان شاکی محمود کریمی - ظهور 12

پایگاه خبری و تحلیلی ظهور 12

قضیه تیراندازی از زبان شاکی محمود کریمی,ظهور 12,پایگاه خبری تحلیلی سیاسی,قضیه تیراندازی از زبان شاکی محمود کریمی,مذهبی,اجتماعی,فرهنگی,اقتصادی,قضیه تیراندازی از زبان شاکی محمود کریمی

قضیه تیراندازی از زبان شاکی محمود کریمی

در تاريخ 5 دي ماه ساعت 5/12 شب در اتوبان شهيد بابايي به همراه همسرم در خودروي 206 مان به همراه دو خودروي ديگر در مسير، در حال تردد بوديم. من با خودرو‌ام يك لحظه سبقت گرفتم و بعد دوباره كنار آمدم. نمي‌دانم در ذهن آقاي كريمي چه گذشت و چرا احساس خطر كردند كه به ما شليك كردند. البته من ابتدا متوجه شليك نشدم؛ كمي كه از صداي عجيبي كه شنيده شد گذشت و ما مسافتي را همچنان ادامه مي‌داديم كه ايشان چراغ زدند و ما هم به كنار اتوبان آمديم و توقف كرديم. تازه آنجا متوجه شديم كه به خودروي‌مان شليك شده است. من با چراغ زدن آقاي كريمي كنار زدم. از خودرو كه پايين آمدم، با ديدن چهره‌شان حدس زدم كه محمود كريمي هستند. اما فكرش را هم نمي‌كردم كه طرفم مداح اهل بيت باشد. ايشان سوار يك ماشين شاسي‌بلند بودند كه سمت جلو پسرشان نشسته بودند و صندلي عقب هم دو خانم نشسته بودند. من از ايشان پرسيدم شما محمود كريمي هستيد و ايشان هم تاييد كردند اما باز هم باور نكردم و فكر كردم فردي شبيه ايشان است و دارد از هويت ايشان سوءاستفاده مي‌كند.

ايشان اعتراض كردند كه چرا سرعت داشتيد و چرا اين‌طور رانندگي كرديد و بحث‌هاي اينچنيني شد و اصلا مجالي نشد كه ما حرف بزنيم. آنقدر ترس و واهمه از اتفاق داشتيم كه اصلا در اين باره هيچ حرفي نزديم. شما هم جاي ما باشيد و ببينيد در آن موقع شب در اتوبان به خودروي‌تان شليك كردند، اصلا حرفي نمي‌زنيد. خب هراس داشتيم. البته همين كه ايشان ديد من و همسرم افراد عادي هستيم و به يك خودروي شهروند عادي شليك كرده، سوار خودروي‌شان شدند و رفتند و من و همسرم در آن موقع شب تنها كاري كه توانستيم بكنيم اين بود كه به پليس زنگ زديم و آنها مامور فرستادند. و ما هم به كلانتري رفتيم و شكايت را تنظيم كرديم.

منبع: مشرق

23 دی 1392