h دختر کو ندارد نشان از پدر ! - ظهور 12

پایگاه خبری و تحلیلی ظهور 12

دختر کو ندارد نشان از پدر !,ظهور 12,پایگاه خبری تحلیلی سیاسی,دختر کو ندارد نشان از پدر !,مذهبی,اجتماعی,فرهنگی,اقتصادی,دختر کو ندارد نشان از پدر !

دختر کو ندارد نشان از پدر !

دختر کو ندارد نشان از پدر !

چندسالی است که برخی زنان سینمای ایران با بدن نمائی در سینماهای دیگرکشورها قصد معروفیت دارند ، اما آیا واقعا این راهکار کارساز است ؟

جکی ‌چان سوپر استار سرشناس و رزمی کار هالیوود اخیراً طی مصاحبه ای اظهار داشته:

«همیشه اصرار داشته ام که به عنوان یک بازیگر اخلاق‌گرا شناخته شوم و خوشحالم که رسانه‌های گروهی، منتقدان و تماشاگران سینما، مرا با این لقب می‌شناسند. در تمام این سالها به مدیر برنامه‌هایم یک موضوع را همیشه یادآوری کرده‌ام. به او، تهیه کنندگان و کارگردانان فیلم‌هایم گفته‌ام فیلم‌نامه‌هایی را به من پیشنهاد کنید که در آنها جایی برای عریان‌گری و صحنه‌های ناجور وجود ندارد. من در هیچ صحنه بدی بازی نکرده و نخواهم کرد. این اولین اصل اخلاقی من است»

این اظهارات را اکنون بگذارید در کنار اظهارات اخیر «گلشیفته فراهانی» و ایضاً نقش های محوله مشارالیه در فیلم های جدیدش:

ایشان در برنامه پولتیک در پاسخ به این پرسش که اگر در فیلمی؛ صحنه ای وجود داشته باشد که باید توسط شما روابط زناشویی و همبستری و برهنگی به تصویر کشیده شود؛ آیا وجود این صحنه تاثیری در انتخاب شما برای بازی در آن نقش و در آن فیلم دارد؛ پاسخ داد:

«نه هرگز! اگر فیلم، داستانی داشته باشد که باید در این دنیا بازگو شود و به تماشاچی منتقل شود من همه جوره آن را با ذهنی روشن انجام می دهم!»

حد فاصل جکی چان شدن و فراهانی بودن موید آنست که می توان مانند جکی چان در دل صنعت هالیوود بالید و روئید اما به دلیل برخورداری از پرنسیب های فرهنگی و بلوغ شخصیتی در مقابل سندروم غربزدگی واکسینه بود هم چنانکه یک عنصر جهان سومی و ضعیف البنیه از حیث معرفت و هویت بومی مانند گلشیفته نیز به راحتی می تواند در عمیق ترین لایه های همان سندروم غوطه خورده و فرو رود.

غربزدگی چیزی نیست جز مختل شدن اندیشه و فلجی بخش تشخیص و داوری و محاجه مغز و پذیرش اعتبار ذاتی برای تمامیت غرب و تمکین و تبعیت چشم بسته و مقهوریت و مفتونیت در برابر آن فرهنگ و تمدن بالذات معتبر فرض شده! سندرومی که بعضاً محصول ناتوانی فرد از معنایابی در زندگی با تکیه بر استعداد و دانش و عقل خود و پذیرشکورکورانه معنادهی غرب از رفتار ها و هنجارهای فردی و اجتماعی است!

طُرفه آنکه «دختر کو ندارد نشان از پدر» (!) وقتی بهزاد فراهانی نیز بعد از عمری پیش کسوتی آبرومندانه در عرصه تئاتر ایران در مقام توجیه رفتار صبیه محترمه برآمده و می فرمایند:

«پیوستن هر هنرمند ایرانی به قافله جهانی هنر چیزی جز ارزش نیست؛ ارزشی سترگ و بسیار والا که باید قدر دانسته شود. کسی که نمی تواند پیوستن هنرمندان به این قافله عظیم را ببیند حتما مفهوم جهان شمول هنر را درک نکرده است. کسی که نمی تواند به قافله جهانی هنر بپیوندد نمی تواند بر او که جهانی شده، خرده بگیرد چراکه قافله جهانی به مراتب برتر از صادرات محلی است. دختر من هم به مانند بسیاری از هنرمندان دیگر ایرانی که جهانی شدند ابتدا برای وطنش کار کرد و آن حد اعلای کار که در ایران برایش مقدور بود را انجام داد. سینمای ایران هم بیش از این قدرت نداشت تا از تواناییهای دخترم استفاده کند … دخترم نیز به عنوان یک بازیگر سینما دوران رشد را در کشورش پی گرفت و آن کاری که باید انجام دهد برای سینمای ایران انجام داد. سینمای ایران در همین حد توانایی داشت و بیش از این در توان سینمای ایران نبود که از قدرت دخترم استفاده کند.»

ابراز افتخار فاقد اعتبار بهزاد فراهانی بابت هنرنمائی دخترشان در فرنگ در حالی صورت می گیرد که مشاهده شد مشارالیه در پرونده کاری خارج از کشورش تاکنون آش دهان سوزی ارائه نکرده و تنها تفاوت کار ایشان در داخل و خارج از کشور کسب فرصت رویت بدن عریان ایشان برای بیننده برون مرزی است که تصور نمی شود آن دو برآمدگی و آن عریانی محلی از اعراب در صنعت سینمای فاخر داشته باشد.

مدافعات آقای فراهانی از دخترشان یادآور مسابقات موسسه «Play Boy» در سال 2003 برای جذب جذاب ترین و طنازترین (!) دختران آمریکائی است که شبکه سراسری ABC در آمریکا آن را پوشش تصویری داد و نهایتاً بعد از آن که از میان صدها نفر رقیب تنها 10 نفر موفق به جذب در «Play Boy» شدند پدر یکی از این ده نفر در مصاحبه با ABC در حالی که اشک شوق در چشمانش نشسته بود با وجد و ابتهاج گفت:من به دخترم بابت این موفقیت افتخار می کنم!

نویسنده:داریوش سجادی

17 آبان 1392