h دزد آدمخوار - ظهور 12

پایگاه خبری و تحلیلی ظهور 12

دزد آدمخوار ,ظهور 12,پایگاه خبری تحلیلی سیاسی,دزد آدمخوار ,مذهبی,اجتماعی,فرهنگی,اقتصادی,دزد آدمخوار

دزد آدمخوار

دزد آدمخوار

به گزارش افکارنیوز به نقل از جام جم آنلاين، اسمش جمال بود اما در بين خلافكاران به «جمال آدمخوار» معروف شده بود؛ چون در مواردي كه اعضاي گروه و سارقان زيردستش پس از سرقت ، اموال دزدي را تحويلش نداده بودند، آنها را به سختي تنبيه كرده بود و در يكي دو مورد هم براي ايجاد رعب و وحشت گوش اعضاي سركش را با دندان كنده بود.

جمال آدمخوار آخرين باري كه ديده شد با حمله به ماموران قصد فرار داشت، اما در نهايت با وجود آن‌كه ماموران پليس در تلاش بودند او را زنده دستگير كنند، مجبور شدند او را هدف گلوله قرار دهند. كارآگاهان جمال را زنده مي‌خواستند تا براي به دست آوردن اطلاعات درباره فعاليت‌هاي باندش مورد بازجويي قرارگيرد، اما اين مجرم سابقه دار به علت شدت جراحات هنگام انتقال به بيمارستان جان باخت.

هشتم آذر ۸۸ سرهنگ عباسعلي محمديان ـ رئيس پليس آگاهي تهران بزرگ ـ با اعلام خبر مرگ اين تبهكار فراري كه مدت‌ها تحت تعقيب بود جزئيات بيشتري از فعاليت‌هاي مجرمانه او را در اختيار رسانه‌ها قرار داد.

به گفته سرهنگ محمديان: از ابتداي سال ۸۰ شكايت‌هاي زيادي در مراجع انتظامي مطرح شد كه نشان مي‌داد اعضاي يك گروه از سارقان حرفه‌اي و سابقه‌دار به صورت گسترده اقدام به سرقت از مشتريان بانك‌ها يا صاحبان طلافروشي‌ها مي‌كنند به طوري كه با بررسي‌هاي بسيار از سوي پليس مشخص شد سركرده اين گروه، سارقي به نام جمال است.

گزارش‌ها حاكي از آن بود كه سارقان به طرز بسيار خشني دست به سرقت از طعمه‌هاي خود مي‌زدند و در برخي از سرقت‌ها نيز براي تحقير مالباختگاني كه در برابر آنها مقاومت مي‌كردند لباس‌هاي آنها را در خيابان درمي‌آوردند.

سرانجام بعد از مدت‌ها عمليات تحقيقاتي و اطلاعاتي، كارآگاهان پليس پايتخت سال ۸۳، جمال و تعداد زيادي از اعضاي باندش را دستگير كردند و با شكايت صدها مالباخته، قاضي شعبه ۱۱۵۶ مجتمع امور جنايي تهران، سردسته باند را به ۱۲ سال زندان و رد مال در حق شاكيان محكوم كرد.

چند ماه پس از دستگيري سردسته و اعضاي باند، چند عضو باند كه پس از دستگيري همدستان خود متواري شده بودند، با طراحي نقشه‌اي ماهرانه و با يك شكايت صوري باعث شدند سركرده باند از زندان به يكي از دادگاه‌ها منتقل شود و به اين ترتيب هنگام بازگشت به زندان، طبق نقشه با حمله مسلحانه به ماموران مراقب، سركرده باند را فراري دادند.

با فرار تبهكار مخوف، بار ديگر تلاش براي دستگيري جمال آدمخوار آغاز شد، اين در حالي بود كه بررسي‌ها نشان مي‌داد جمال پس از فرار، با هويت جعلي به تايلند گريخته است. پس از آن تلاش‌ براي دستگيري اين متهم از طريق پليس بين‌الملل ادامه يافت و مشخص شد جمال با هويت‌هاي جعلي همچون جواد عباسي، مجيد عبدي و... با تغيير چهره ‌ به كشورهاي تركيه، تايلند، پاكستان و افغانستان تردد دارد و با همكاري ديگر افراد متواري و تحت تعقيب پليس، سرقت‌هايي را در اين كشورها انجام داده است.

سرانجام كارآگاهان پليس، اطلاعاتي به دست آوردند كه نشان مي‌داد تبهكار مخوف، سال ۸۷ با اسناد و مدارك جعلي وارد كشور شده است.

با ورود جمال آدمخوار به كشور، بار ديگر باندي از افراد جديد و همدستان قديمي گرد او جمع شدند و سرقت‌ها را از سر گرفتند. اين بار در مدت چند ماه، چند طلافروشي را در مراكز استان‌ها سرقت كرد. همچنين طلافروشان كيفي كه طلاها را به شهرهاي مختلف حمل مي‌كردند از ديگر سوژه‌هاي باند او بودند.

اعضاي باند بعد از شناسايي اين طلافروشان و به‌دست آوردن اطلاعاتي از ساعات ترددشان، در فرصت مناسب اموال آنها را به سرقت مي‌بردند.

با به دست آمدن اين اطلاعات، تحقيقات براي شناسايي مخفيگاه جمال و دستگيري او وارد مرحله تازه‌اي شد و علاوه بر نظارت قاضي جعفرزاده، معاون دادستان و رئيس وقت دادسراي جنايي تهران و ماموران حفاظت و اطلاعات قوه قضاييه نيز وارد پرونده شدند.

در مسير تحقيقات، كارآگاهان دريافتند جمال با هويت جعلي «رضا حيات‌الغيب» از تركيه وارد كشور شده و پس از آن به مشهد رفته و با تعدادي از همدستانش قصد انجام سرقت‌هاي گسترده‌اي را از چند طلافروشي در مشهد و تهران دارد.

در اين مرحله، تيم‌هاي ويژه‌اي از كارآگاهان، گروه ضربت و عمليات پليس آگاهي تهران با دستور قضايي قاضي هاشميان، داديار شعبه ۸ دادسراي جنايي، عازم مشهد شدند و با همكاري كارآگاهان پليس آگاهي مشهد، بازار مشهد و ساير نقاطي را كه احتمال داشت جمال و همدستانش در آنجا به كمين طعمه‌هايشان نشسته باشند، تحت كنترل قرار دادند.

سرانجام ساعت ۱۹ پنجشنبه پنجم آذر ۸۸ كارآگاهان پليس، جمال آدمخوار را در حالي كه مقابل بازار طلافروش‌هاي مشهد مشغول گدايي بود، شناسايي و محاصره كردند.

جمال كه با وجود لباس گدايي و جراحي صورت خود تصور نمي‌كرد پليس او را شناسايي كند، براي آنكه از محاصره ماموران بگريزد، با قمه‌اي به ماموران حمله‌ور شد، ماموران هم مجبور به استفاده از سلاح گرم شدند كه در نهايت باعث مرگ جمال شد.

به اين ترتيب، پرونده جمال آدمخوار بسته شد؛ مجرمي حرفه‌اي كه ۲۲سال محكوميت قطعي داشت، با اين حال تحقيقات براي شناسايي ساير همدستان و آخرين فعاليت‌هاي مجرمانه‌ او ادامه يافت. در پرونده‌ها و تحقيقات پليسي معلوم شد جمال در آخرين گروه سرقت خود حدود ۵۰ مجرم سابقه‌دار - كه بيشتر در زندان با آنها آشنا شده بود - را گرد هم آورده بود.

افراد سابقه‌داري كه هركدام به علت ارتكاب جرايم مختلف و عضويت در گروه‌هاي كيف‌قاپي، زورگيري و... در سال‌هاي گذشته بارها دستگير و به زندان محكوم شده‌اند اما دوباره پس از اتمام دوران محكوميتشان و آزادي از زندان به جرايم جديد روي آورده بودند.

سابقه‌داران مشهوري از قبيل اكبر معروف به «اكبر غربتي»، محمود معروف به «محمود كله»، محسن معروف به «محسن زاغول»، هادي معروف به «هادي شيشه‌بر»، سعيد معروف به «سعيد دراز» و محمد ‌معروف به «پنگوئن» از معروف‌ترين اعضاي آخرين گروه ۵۰ نفره جمال بودند.

جمال آدمخوار كه بود؟

جمال در نوجواني ساكن منطقه نظام‌آباد بود و در يك مغازه موتورسيكلت فروشي در خيابان ۱۷ شهريور كار مي‌كرد.

در نوجواني جرايم خود را با سرقت شيشه اتومبيل‌هاي سواري آغاز كرد، اما از آنجا كه داراي جسارت بالايي بود، اين جسارت را در مسير سرقت از نوع زورگيري هدايت كرد. جمال برخلاف بسياري از افراد خلافكار كه جرايم خود را با نوچگي يك متهم سابقه‌دار و سركرده گروه آغاز مي‌كنند، از ابتدا و در نوجواني، به صورت انفرادي ارتكاب جرايم را آغاز كرد و سال ۷۵ اولين گروه زورگيرياش را باحدود هفت نفر از جوان‌هاي شرور و سابقه‌دار منطقه نظام‌آباد و ۱۷شهريور تشكيل داد كه شخصا سركردگي آنها را به عهده داشت.

پس از حدود يك‌سال از فعاليت باند، جمال و تمام افراد گروهش دستگير شدند و با شناسايي ۷۰ نفر از مالباختگان كه بيشتر به صورت زورگيري مورد سرقت قرار گرفته بودند جمال پس از رسيدگي قضايي به ده سال زندان قطعي و رد مال محكوم شد، ساير اعضا هم هريك به زندان و رد مال در حق شاكيان محكوم شدند.

جمال در زندان با هر كس كه خلاف سنگين‌تري در پرونده‌اش بوده دوستي بيشتري داشت، به اين ترتيب زندان كه محل تأمل و تأديب بسياري از مجرمان و خلافكاران است براي جمال به محل آشنايي و دوستي با مجرماني خطرناك و حرفه‌اي از قبيل ناصر شيرآقا تبديل شد.

ناصر سركرده گروه سارقاني موسوم به ديوار چين بود كه بعدها به علت ارتكاب به جرايم گوناگون از سوي دستگاه قضايي به اعدام محكوم شد و حكم صادره در موردش به اجرا درآمد.

به اين ترتيب، جمال با تبادل اطلاعات و تجارب با ديگر هم‌بندي‌هاي خود، پس از آزادي، دوباره با گستاخي بيشتر موجبات سلب آسايش مردم و مشكلاتي را براي دستگاه قضايي، انتظامي و... فراهم كرد.

25 آبان 1391