h و خداوند زن را آفريد اما نه از دنده چپ رسانه ها ! - ظهور 12

پایگاه خبری و تحلیلی ظهور 12

و خداوند زن را آفريد اما نه از دنده چپ رسانه ها !,ظهور 12,پایگاه خبری تحلیلی سیاسی,و خداوند زن را آفريد اما نه از دنده چپ رسانه ها !,مذهبی,اجتماعی,فرهنگی,اقتصادی,و خداوند زن را آفريد اما نه از دنده چپ رسانه ها !

و خداوند زن را آفريد اما نه از دنده چپ رسانه ها !

و خداوند زن را آفريد اما نه از دنده چپ رسانه ها !

بررسی وجود افرینش زن از دیدگاه الهی و استفاده ابزاری از این موجود پاک بر طبق خواسته های ایلومناتی

در باب دوم سفر پيدايش تورات تحريفي و از آيه هاي هشت الي 24 به اختصار خوانده مي شود كه خداوند پس از آفرينش آدم، براي تنها نماندن او تدبير يك معاون و نه همراه و شريكي مي كندو به جاي آفرينش جفت و همسري همجنس براي او همه حيوانات و بهائم آسمان و زمين را در برابرش مي آورد تا او پس از نامگذاري آنها يك معاون از ميانشان براي خود انتخاب كند. هيچ كدام از حيوانات و بهائم باب ميل آدم نمي آيد و در نهايت خداوند زن را از دنده چپ او به وجود آورد و آدم در اولين مواجه با معاونش نام او را به دليل برگرفته شدن از انسان، نساء مي نامد.

همان گونه كه كتاب را اولين رسانه بشري بايد پنداشت بدون شك تورات تحريفي را هم در كنار ايلياد و اديسه از اولين رسانه هاي اهانت كننده به مقام زن بايد دانست. اشاره مختصر توراتي فوق، فقط چند خط و آيه اي است كه در آن مقام زن را تا جايگاه معاونت مرد پايين مي كشد و شرم آورتر آن كه تدبير خداوند براي تنها نماندن آدم را انتخابي از ميان حيوانات زمين و آسماني بيان مي كند. اين چنين شده است كه زن حاضر در جوامع تحت تاثير اين اهانت هاي رسانه اي منسوب به اديان، بالاخره در قرن اواخر قرن بيستم ميلادي دست به طغيان مي زند و فمنيسم و جنبش هاي زن سالارانه را نتيجه مي دهد كه در باطن ادامه دهنده اين اهانت ها و خيانت ها به مقام و جايگاه زن توسط خود زنان مي شود.

در بخش اول متن حاضر با بيان آخر و عاقبت رابطه كاري و احساسي كارگردان و بازيگر زن فيلم «و خدا... زن را آفريد» كه از فيلم هاي پرحاشيه و برجسته تاريخ سينما در دهه 50 قرن 20 ميلادي است، بيان شد كه در دو دهه اخير ديگر زنان جوامع غربي و وابسته در ابزارشدگي رسانه اي استقلال پيدا كرده اند و برخلاف چند دهه قبل تر از آن كه به نوعي از اين ابزار و كالاشدگي رسانه اي آنها سهم و سود بيشتر را تهيه كنندگان و كارفرمايان نفع مي بردند، در اين دوران ديگر آنها خود در راس قرار گرفته اند و آژانس ها و دلال ها در خدمت اهداف و عقايد آنها درآمده اند و ديگر نه تنها خود خواسته بلكه آگاهانه و هدفمند هم خود تن به كالاشدگي رسانه اي مي دهند، رويكرد جديدي كه احتمالا تا پايان دهه دوم قرن اول هزاره حاضر ميلادي خيانت ها و لطمات بزرگ ديگري بر مقام و منزلت زن وارد خواهد كرد و اين چندين برابر تمام خيانت هايي خواهد شد كه از زمان خلقت زن تا قبل از اين دوران بر اين جنس رفته است.

البته اين پيش بيني در شرايطي محقق مي شود كه بتواند بر موج عفت خواهي جهاني غلبه كند كه به صورت فطري و به شكل بي سابقه اي ميان زنان و افراد جوامع شيوع يافته و بدون شك مبداء و ريشه آن را بايد در مباني فكري و عقايد اسلامي دانست به خصوص نقطه عطفي تاريخي به نام انقلاب اسلامي ايران در اواخر دهه 70 قرن بيستم به وقوع پيوست.

به صورت خلاصه سير و روندي كه به جايگاه سخيف رسانه اي زن در زمان حال منتج شده است را اين گونه بايد باور كرد كه ابتدا يك فرهنگ تحقيركننده و در ستيز با زن توسط بدوي ترين رسانه يعني كتاب بوجود مي آيد كه قدمت اش از قرن ها قبل از ميلاد مسيح(ع) و با كتاب هايي مانند ايلياد و اديسه از هومر و تورات تحريفي آغاز شده است و بعدها هم برخي اناجيل و مذاهب تحريفي و همين طور بعضي شاهكارهاي اين رسانه مكتوب هم به آنها اضافه مي شود.

اين فرهنگ تا قرن 18 ميلادي ادامه دارد كه بر اثراولين استفاده ابزاري از زن در اين رسانه كه به اقبال و توجه گيري بسيار منجر مي شود سبب مرگ مغزي اين فرهنگ شده و از آن به بعد آن نوع زن ستيزي فقط كاركرد و خواستگاه تاريخي پيدا مي كند و آن هم بيشتر در اديان تحريفي كه اشاره شد.

نمونه ساده و عامه فهمي كه از تورات تحريفي در ابتداي متن ارائه شد خود گوياي نقش پررنگ اين كتاب و نفوذش در اشاعه و تاثير اين فرهنگ است، تازه اين در حالي است كه با تورقي كلي و بي نياز از اطلاعات و آگاهي هاي تخصصي لازم در تورات موارد مشابه ديگر از اين اهانت ها و تحقيرها به وفور يافت مي شود.

ايلياد و اديسه دو كتاب معروف ديگر در اين زمينه هستند كه در كنار تورات تحريفي از آن ياد شد، قدمتشان از تورات بيشتر است و حتي برخي محققين و مفسرين منشأ الهام و داستان پردازي تورات تحريفي را هم از اين دو كتاب معرفي مي كنند. البته برخلاف تورات تحريف شده كه داراي بياني رك و صريحي در تحقير زن است در ايلياد و اديسه حداقل در ظاهر اين گونه نيست و زنان داراي زرق و برقي بسيار و ارزش گران قيمت تري نسبت به زنان در تورات

تحريفي هستند كه زن را در معاونت مرد و پست تر از حيوانات زمين و آسمان معرفي كرده. در ايلياد و اديسه اگر زرق و برق و عناوين از زنان و الهه هايش گرفته شود، تعريف و كاركرد زن اين چنين مي شود كه آنها بايد با فتنه گري و اغواگري عرصه سازي باشند براي حماسه سازي مردان و تجلي گاهي براي نمايش عضلات درهم پيچيده و ميخوارگي هاي ديوانه وار مردانه و پررنگ ترين و معروف ترين زنان زميني. اين دو كتاب عامل بزرگ ترين مناقشات اند.

در اين دو كتاب زن وجودي فتنه انگيز دارد؛ حال آگاهانه و خودخواسته مانند هلن در ايلياد و يا مانند پنه لوپه پاكدامن و وفادار در اديسه كه در 10 سال مفقود الاثري همسرش جواب رد به سينه خواستگارانش مي زند و اصلا وجودش با داشتن اين صفت كريمه هم فتنه است.

اين فتنه گري هاي زنانه در اين دو كتاب شامل ارتفاعات كوه المپ هم هست و تقريبا به غير از حرا همسر زئوس، اكثر الهه ها در آسمان و زمين دستي بر آتش فتنه انگيزي دارند. شرح اغواگري و ديگر صفات رذيله زنان ايلياد و اديسه اين متن رابه تفصيل بسيار مي كشد، زيرا در مختصر شرح هر كدام بايد سطرها نوشت.

پايان زمان حيات فيزيكي اين فرهنگ همان طور كه اشاره شد در قرن 18 ميلادي است؛ حيات فيزيكي از اين لحاظ كه هنوز هم در همين جوامع تحت نفوذ آن تحريفات و موهنات مكتوب كه داعيه تجدد نيز دارند هرازچندگاهي رفتار، قوانين و يا جناياتي در حق زناني مي شود كه دقيقا بدوي و قرون وسطايي است و تازه اين جداي از آن ابزار شدگي است.

در قرن 18 ميلادي، رمان ها و داستان هاي برادران گريم آلماني كه اساس و اصالت اكثر آنها مبتني بر افسانه ها و داستان هاي محلي است، اولين سوء استفاده هاي ابزاري از زن آغاز مي گيرد كه البته نه از جاذبه هاي جنسي زن به مانند دهه هاي اخير، زيرا در آن دوره هنوز كليسا قدرت و خاصيتي داشت، بلكه اين سوءاستفاده هاي ابزاري از ظرافت و زيبايي هاي ذاتي زن بود.

بسياري از شخصيت هاي موثر و مونث آثار اين دو برادر داراي دو خصيصه هستند كه براي دختران و زنان بسياري الگو و آرمان سازي كرده و در كل يك متر و معيار ظاهري براي معصوميت و يا خباثت يك مونث در هر سن و جايگاه و گرايش اعتقادي تعريف و در ناخودآگاه و ذهنيت فرهنگ هاي بسياري تثبيت كرده است.

سيندرلا، زيباي خفته، سفيدبرفي و تمام زنان زيبارو در داستان هاي برادران گريم مظهر صلح و دوستي و شادي هستند و در نقطه مقابل زنان خبيث و بدخواه و در واقع رقباي مونث اين خوب رويان مونث بدون استثنا همه زشت و درشت اندام و يا ساحره و جادوگر هستند، متر و مقياس خيريت و خوبي زن در اين آثار همه براساس زيبايي هاي زنانه است.

تنها فضيلت اين زنان فقط در زيبارويي، جواني و خوش صدايي آنهاست و هيچ حسن ديگري ندارند و دقيقا مشابه عروسك هاي باربي امروزي هستند كه فقط زيبا و دلنشين هستند اما هيچ فعل و خاصيتي ندارند.

به هر حال اين موجي كه آثار برادران گريم در تبيين و ترسيم فضائل يك زن نيك در زيبايي هاي او به راه انداختند تا اواخر دوران طلايي هاليوود هم تلاطم داشت اما افول و سكونش از دهه 60 قرن قبل به بعد آغاز شد.

زماني كه جنبش هاي فمينيستي و زن سالارانه داراي بازوي اجرايي و زباني سخنگو شدند و در اهداف و مطالباتشان از جامعه و جنس مخالف دقيقا زيبايي و ظرافت هاي زنانه را مانع دستيابي به آرمان ها و خواسته هايشان ديدند.

مضحكانه ريشه اصلي اين تلقي زشت خواهانه را هم بايد در عقده و حسادت سخيف زنانه از جانب اين زنان عصيانگر نسبت به ديگر همجنسان مونث شان برشمرد كه تمام روسا و اكثريت قاطع پيروان آنها از حداقل زيبايي ها و دلربايي هاي زنانه محروم هستند و ناتواني شان در خودنمايي هاي زنانه و جلب توجه مذكران و ديگران در جوامع شان كه امتيازاتي را مي توانست برايشان به ارمغان آورد اين عقده و سرخوردگي را درشان به وجود آورده.

ساده ترين و عجيب ترين راه اثبات اين مدعا هم در اين است كه هيچ رهبر و راس و يا حداقل پيروان قابل احصائي از اين جنبش هاي فمينيستي و زن سالارانه پيدا نمي شود كه از حداقل زيبايي هاي زنانه برخوردار باشد و ظاهر مردانه كارگران زمخت را نداشته باشد.

از دهه 60 به بعد هم همان طور كه در متن نخست تشريح شد كالاشدگي زن به دو دوره تقسيم شد كه با اين يادآوري كه تا دهه 90 ميلادي ابزارشدگي در رسانه ها به صورت رسمي و با شراكت تهيه كننده ها و كارفرما و واسطه ها رواج داشت به خصوص با شكوفايي صنعت مد و تبليغات كه ديگر به غير از زيبايي ها و لطافت جنس زن با بي شرمي و به شكل وقيحانه اي جاذبه جنسي را هم از فضايل يك زن معرفي و تبليغ كردند.

در دوره دوم و از دهه 90 به بعد هم زنان اختيار ابزارشدگي را در دست گرفته اند و به نوعي تهيه كننده ها و دلال هاي بي منفعت را از اطراف خود به مانند مگس هاي مزاحم دور مي كنند.

ظهور12/به قلم مهدي نوروزخاني

17 آبان 1391