h این‌بار به جای گریه ، فریاد می‌زنیم ! - ظهور 12

پایگاه خبری و تحلیلی ظهور 12

این‌بار به جای گریه ، فریاد می‌زنیم !,ظهور 12,پایگاه خبری تحلیلی سیاسی,این‌بار به جای گریه ، فریاد می‌زنیم !,مذهبی,اجتماعی,فرهنگی,اقتصادی,این‌بار به جای گریه ، فریاد می‌زنیم !

این‌بار به جای گریه ، فریاد می‌زنیم !

این‌بار به جای گریه ، فریاد می‌زنیم !

امین تارخ که از سال ۱۳۵۱ تا ۱۳۵۵ خورشیدی در دانشکده هنرهای زیبا شاگرد حمید سمندریان بوده است، او را استادی در همه ابعاد معرفی می‌کند.

به نقل از خبرآنلاین، امین تارخ با بیان اینکه استاد سمندریان در عرصه تئا‌تر و به ویژه امر آموزش بازیگری، یک پدیده به شمار می‌آمد، می‌گوید: «او از نیرویی فوق العاه قوی و سازنده برخوردار بود و برای همین بیش از نیم قرن در تئا‌تر ایران به طور سرزنده و خلاق فعالیت داشت.»

این بازیگر تئا‌تر و سینما در گفتگو با خبرآنلاین می‌افزاید: «سال ۱۳۵۱ که برای تحصیل وارد دانشکده هنرهای زیبا شدم، شاهد اجرای دو نمایش «ملاقات بانوی سالخورده» نوشته فریدریش دورنمات و «کرگدن» از آثار اوژن یونسکو با کارگردانی استاد سمندریان شدم که بسیار نو و تاثیر گذار بودند.»او ادامه می‌دهد: «به مدت چهار سال در دانشکده هنرهای زیبا شاگرد ایشان بودم و علاوه بر اینکه چندین واحد درسی را زیر نظر استاد سمندریان گذراندم، از هر کار و صحبت او چیزهای بسیار زیادی آموختم.» تارخ به نقش تاثیر گذار سمندریان در پیشرفت تئا‌تر ایران در دهه ۴۰ اشاره می‌کند و توضیح می‌دهد: «زمانی که او از آلمان به کشور بازگشت، با ترجمه متون خارجی به ویژه کارهای نمایشنامه نویسان اروپایی و اجراهای متفاوت و جدید، پایه گذار تئا‌تر نو و مدرن در ایران شد. جریانی که او ایجاد کرد، پیش از او سابقه نداشت.» بازیگر سریال «سربداران» با تاکید بر اینکه همه تئاتری‌های ایران به نوعی شاگرد سمندریان بوده‌اند، می‌افزاید: «علاوه بر ترجمه و کارگردانی، سابقه این استاد مسلم هنرهای نمایشی در امر آموزش بازیگری، در نیم قرن گذشته از نظر عمق و گستردگی مثال زدنی و کم نظیر بوده است. در واقع هرکس در عرصه بازیگری ایران صاحب موقعیتی شده است، یک جوری پرش به پر سمندریان خورده و از هنر و دانش او تغذیه کرده است.» امین تارخ با بیان اینکه در تئا‌تر از سمندریان نمی‌توان عاشق‌تر پیدا کرد، می‌گوید: «عشق او به تئا‌تر مثال زدنی بود،‌‌ همان طور که عشقش به بازیگری مثال زدنی بود. این استاد بی‌همتا، تمام زندگی‌اش را پای عشق خود ریخت.» این مدرس بازیگری ادامه می‌دهد: «سمندریان در همه ابعاد از جمله اخلاقیات استاد بود. او در جوانی ابتدا با اصرار پدر در آلمان مهندسی تاسیسات خواند و بعد به تحصیل تئا‌تر پرداخت. این به همه ما درس می‌دهد تا به والدین خود احترام بگذاریم و شنوای نظرشان باشیم. در واقع او ابتدا به عشق پدر پاسخ گفت و بعد به طرف عشق شخصی‌اش رفت.» او با تاکید بر اینکه از دست دادن استاد سمندریان ضایعه اسف باری است، می‌افزاید: «با این وجود تاسف بار‌تر آن است که این هنرمند بزرگ نتوانست آخرین کاری را که می‌خواست، انجام دهد. واقعاً چرا برای کسی که تئا‌تر ایران مدیون اوست، اجرای نمایش «گالیله» برتولت برشت با مانع تراشی روبرو شد. چه کسی پاسخ گوی این سیاست غلط خواهد شد؟»

این بازیگر تئا‌تر و سینما تاکید می‌کند: «سمندریان همیشه می‌گفت که این کار است که هنرمند را زنده نگاه می‌دارد، اما دیدیم که متاسفانه امکان کارگردانی و اجرای مستمر نمایش را به او ندادند.» امین تارخ در همین ارتباط می‌گوید: «وقتی یک هنرمند نمونه و استثنایی را از دست می‌دهیم، بی‌اختیار اشک بر گونه‌هایمان جاری می‌شود. اما وقتی کسی از میان ما می‌رود که شرایط کار برایش به خوبی فراهم نشده است و سال‌ها از هنرش محروم مانده‌ایم، دیگر گریه نمی‌کنیم، بلکه فریاد می‌زنیم.» استاد حمید سمندریان، کارگردان و استاد پیشکسوت تئا‌تر ایران به دلیل بیماری سرطان کبد، صبح روز پنجشنبه دارفانی را وداع گفت.

23 تیر 1391