h سر طلایی فوتبال ایران فراموش شده است + عکس - ظهور 12

پایگاه خبری و تحلیلی ظهور 12

سر طلایی فوتبال ایران فراموش شده است + عکس,ظهور 12,پایگاه خبری تحلیلی سیاسی,سر طلایی فوتبال ایران فراموش شده است + عکس,مذهبی,اجتماعی,فرهنگی,اقتصادی,سر طلایی فوتبال ایران فراموش شده است + عکس

سر طلایی فوتبال ایران فراموش شده است + عکس

سر طلایی فوتبال ایران فراموش شده است + عکس

پیشكسوت ارزنده فوتبال ایران معروف به 'همایون سر طلایی' از بی توجهی ها بسیار دلگیر است، دلزده و خسته از فوتبال، فقط چشم انتظار حمایت معنوی است.

همایون بهزادی پیشكسوت فوتبال ایران و باشگاه پرسپولیس تهران كه مدت هاست به دلیل بیماری در بیمارستان بستری بوده و به تازگی به خانه بازگشته به ایرنا، گفت: مشكل ریه و افسردگی دارم كه متاسفانه بیماری ام جدی است و باز هم باید به بیمارستان مراجعه كنم. فعلا بطور موقت به خانه بازگشته ام.

وی ادامه داد: یك كارمند بازنشسته هستم كه خانه ای برای خود ندارم و می خواهم در صورت توان برای خرید خانه از تهران خارج و به یكی از شهر های نزدیك بروم.این پیشكسوت فوتبال ایران گفت: از فوتبال خسته شده ام تمام عمرم را برای تیم ملی و موفقیت پرسپولیس گذاشتم اما امروز تنها هستم و در این مدت هیچ استفاده ای از من نشد.وی تصریح كرد: مربی فنی بودم اما هیچگاه از من استفاده نشد و امیدوارم با اینكه از من گذشته است حداقل از جوانتر ها در جایی كه توانایی آن را دارند استفاده كنند.وی اظهار داشت: دلم بسیار گرفته است و حرف های زیادی برای گفتن دارم اما آنها را برای آن دنیا می گذارم و از هیچ كس به غیر از خدا توقعی نخواهم داشت.

بهزادی خاطرنشان كرد: در طول سال هایی كه در فدراسیون فوتبال به خصوص بعد از تاسیس كمیته پیشكسوتان حضور داشته ام هیچگاه هیچ چیز را برای خود نخواستم و تنها به فكر كمك به فوتبال و پیشكسوتان بودم.وی اظهار داشت: باید تشكر كنم از رویانیان كه به ملاقتم آمد از نبی كه همیشه در اتاقش به روی من باز بوده كه هیچ گاه برای كار شخصی پیش او نرفتم از نوه امام (ره) كه با تماس تلفنی خود به من روحیه داد و از كاظم رحیمی پیشكسوت باشگاه پرسپولیس كه باعث آشنایی من با خانواده امام بودند.پیشكسوت فوتبال ایران گفت: صندوق پیشكسوتان باید به فكر ما باشد آنها تنها ورزشكارانی را بیمه می كنند كه در مسابقات قهرمانی آسیا حضور داشتند و به ما كه در مسابقات جام ملت و رقابت های زیاد دیگر برای ایران بازی كرده ایم هیچ توجهی نمی شود.وی ادامه داد: برای خودم انتظاری ندارم زیرا از من گذشته است اما باید امثال من را بیمه كنند و تنها به ورزشكاران المپیكی توجه نشود زیرا ما هم سختی های زیادی را كشیده ایم.بهزادی گفت: امیدوارم تا زنده هستم كسی به حرف های من گوش دهد و این حرف ها بعد از مرگ دیگر برای من مهم نخواهد بود و باید به قهرمانان زنده نیز توجه كنیم.

وی خاطرنشان كرد: مدرسه فوتبالی را با این سن و برای تامین هزینه های خود مجبور به هدایت هستم و باور كنید چند وقت پیش ساعت سه عصر در ورزشگاه حیدرنیا از گرما كف كفش هایم در آسفالت جا ماند.پیشكسوت ارزنده فوتبال ایران، گفت: ما در دوران آماتوری ورزش می كردیم و حالا كه به اصطلاح ورزش ما حرفه ای شده است در آن پول وجود دارد و ما بدون هیچ چشم داشتی برای تیم ملی بازی می كردیم.وی تاكید كرد: ۷۱ سال سن دارم و عمر من تمام شده است اما باید از من می خواستند به بازیكنان امروز آموزش دهم كه این اتفاق رخ نداد و از مدیران امروز می خواهم به پیشكسوتان بعد از من توجه كنند و به آنها اجازه تربیت بازیكنان آینده را دهند تا خیلی از مشكلات امروز فوتبال برطرف شود.

بهزادی گفت: به یاد روز های پایانی عمر ناصر حجازی عزیزم افتادم كه می گفت بعد از مرگ خیلی ها از من یاد خواهند كرد اما بهتر است حالا به ما توجه شود.وی خاطرنشان كرد: آیا در كشور های دیگر با پیشكسوتان خود به این شكل برخورد می كنند ما جان خود را برای این فوتبال گذاشتیم و حق ما اینی كه امروز داریم، نیست.وی تاكید كرد من خانواده خود را فدا و سختی های زیادی را كشیدم و این به هیچ عنوان حق من نبود كه امروز خانه به دوش باشم و اینچنین دچار افسردگی شویم.

بهزادی با اشاره به بی توجهی ها به پیشكسوتان، اظهار داشت: من قهرمان ملی بودم و نباید امروز مردم به من لطف كنند و یا همسر ناصر حجازی بعضی از دارو هایم را تهیه كند.پیشكسوت فوتبال ایران گفت: شرمنده مردم هستم و تمام این افسردگی های امروز من به خاطر روز هایی است كه از من در فوتبال استفاده نشد و غم های آن اینچنین جمع شد.وی تاكید كرد: من هیچ چشم داشت مالی ندارم و در این روز ها تنها حمایب معنوی می خواستم و از تمام كسانی كه مرا تنها نگذاشتند تشكر می كنم و امیدواررم مشكلات ما برای پیشكسوتان آینده تكرار نشود.

بهزادی خاطرنشان كرد: دیگر  آماده مرگ هستم و دیگر چیز زیبایی برای دیدن ندارم و از خدا می خواهم كه مرا ایستاده ببرد و متاسفانه هر كلامی كه بیان می كنم باعث ناراحتی یك نفر می شود.

21 تیر 1391