h برای چه زنا کردن حرام است ؟ - ظهور 12

پایگاه خبری و تحلیلی ظهور 12

برای چه زنا کردن حرام است ؟,ظهور 12,پایگاه خبری تحلیلی سیاسی,برای چه زنا کردن حرام است ؟,مذهبی,اجتماعی,فرهنگی,اقتصادی,برای چه زنا کردن حرام است ؟

برای چه زنا کردن حرام است ؟

برای چه زنا کردن حرام است ؟

به نوشته ظهور12 به نقل از سایت مشکات » پرسش : مدتي است که به واسطه آشنايي با فرهنگ غرب دچار شک شده ام که خدا چرا زنا را حرام کرده است، چون اين پديده براي غربي ها که مانند ما قيد و بند ندارند، مشکلي به وجود نياورده است و براي آنان يک مسأله عادي است؛ افزون بر اين، راه هاي پيش گيري از بيماري هاي احتمالی را هم تدبير کرده اند، پس چرا اسلام زنا را حرام کرده است؟

پاسخ: در پاسخ به اين پرسش مهم بايد به چندنكته مهم توجه داشته باشيم:

1-  دين مقدس اسلام جامع است و براي تمام مراحل و مقاطع زندگي انسان ها در دنيا و آخرت، برنامه ها و احکام ويژه اي دارد که بر اساس مصلحت و در راستاي سلامت بشر از ناهنجاري هاي اخلاقي، اعتقادي و ... ترسيم شده است.

شريعت مقدس اسلام بنا به مصلحت انسان ها و در راستاي برنامه هدايتي و تربيتي و در نهايت رساندن بشر به جايگاه انساني و خليفه الهي بودن و در نتيجه رسيدن به کمال و رشد لازم بايست ها و نبايسته هايي دارد که از جمله اين محرمات زنا مي باشد، قرآن کريم در اين باره به صراحت مي فرمايد: «ولا تَقرَبُوا الزِّنى اِنَّهُ كانَ فحِشَةً وساءَ سَبيلا (اسراء، 32)؛ و نزديک زنا نشويد که کار بسيار زشت و بد راهي است.»

بنابراين، دين اسلام در جهت تامين سعادت بشر اين دستورها و احکام را قرار داده و به مردم سفارش کرده که آن ها را رعايت نمايند.

2-  پديدۀ زنا در غرب و اروپا نيز همواره از زشتي و قبح لازم برخوردار است و به خاطر تأثير ها و بازتاب منفي که در جوامع بشري دارد، بشريت همواره در طول تاريخ با اين پديدۀ زشت موافق نبوده است و هميشه به عنوان يک پديده منکر و ناپسند به آن نگاه کرده اند، و در تمام اديان و ملل و اقوام ممنوع بوده و مورد نکوهش قرار گرفته است[1] .

حتي برخي دانشمندان، زشتي و قبح زنا را عقلي دانسته و معتقدند که زنا شويي بهترين پيوند اخلاقي بوده و سالم ترين روش براي بقاي نسل انسان ها و نيز پاسخ به غريزه جنسي مي باشد، و پديده زنا را سبب به وجود آمدن مشکلات روحي، فرهنگي و موجب بحران هويت افراد جامعه مي دانند.[2]

زنا در اديان آسماني نيز همواره ممنوع و ناپسند بوده است، و حتي براي زنا کننده مجازاتي همچون ديه و آتش زدن زنا کار در نظر گرفته شده است.[3]

اقوام و ملل ديگر، حتي پادشاهان مصري و نيز بابليان، آشوريان، پارس قديم، هندي ها و ... زنا را ممنوع دانسته و مرتکبان آن را مستحق کيفر مي دانند.[4]

در کشورهاي غربي و اروپايي نيز روسپي ها از اعتبار اجتماعي برخوردار نبوده و محافل مذهبي و کشيشان کليسا ها مخالفت خود را با چنين اعمالي بيان مي کردند و همچنان ازدواج را امري مقدس و نيکو مي پندارند.[5]

3-  پديده زنا و روسپي گري، آثار بسيار بد و مخربي را در ميان جوامع بشري به جا مي گذارد که علي رغم تلاش جوامع بشري، به ويژه غرب براي کم کردن آثار بد آن، همچنان گرفتار آثار سوء اخلاقي، اجتماعي، اقتصادي و ... اين پديدۀ زشت مي باشند. سست شدن بنيان خانواده، افزايش کودکان بي نام و نشان، بحران هويت نسل ها، افزايش بيماري هاي واگير و علاج ناپذير، کاهش ارزش و مقام زن در حد يک کالاي مصرفي، از بين رفتن عواطف انساني، انحطاط اخلاقي و اجتماعي در ميان نسل هاي آينده، رخت بر بستن باورهاي ديني، روحيه ايثار، انفاق، انسان دوستي و ... در جوامع بشري و ... .

افزون بر اين، ممکن است اين پديدۀ شوم، ده ها مفسده و آثار بد ديگر داشته باشد که ما از آن آگاهي نداشته باشيم و يا هنوز آشکار نشده باشد و يا آنکه بر اساس جهان بيني اسلامي که همه اديان نيز بر آن تأکيد دارند، برخي آثار بد يک گناه گاهي اخروي بوده و انسان ها را در سراي آخرت گرفتار مي کند، بديهي است که برخي آثار بد زنا در سراي آخرت روشن مي شود؛ حضرت علي ـ عليه السلام ـ مي فرمايد: «از پيامبر اکرم ـ صلي الله عليه و آله ـ شنيدم که مي فرمود: در زنا شش اثر سوء است، سه قسم در دنيا: 1. گرفته شدن صفا و نورانيت از انسان؛ 2. قطع شدن روزي؛ 3. تسريع در نابودي. و سه قسم هم در آخرت: 1. غضب پروردگار؛ 2. سختي حساب؛ 3. داخل شدن در آتش جهنم و يا باقي ماندن در جهنم.»[6]

بنابراين، گناه و پديدۀ بسيار زشت زنا در ميان تمام جوامع بشري داراي زشتي و قبح ويژه اي است و هيچ دين و شريعتي آن را تأييد نکرده است.


[1] . ر.ک: البحر السوائق، ابن نجيم مصري، ج 5، ص 7؛ المبسوط، مرحوم سرخسي، ج 24، ص 32.

[2] . ر.ک: کنترل بيماري مبتلا به بيماري هاي آميزشي، سازمان بهداشت جهاني، سال 1991 ميلادي، سري گزارش هاي تکنيکي، شماره 180.

[3] . ر.ک: کتاب مقدس يهود، بخش 22، ص 28 و 29.

[4] . ر.ک: تاريخ تمدن، ويل دورانت، ج 13، ص 491.

[5] . ر.ک: تاريخ تمدن، همان.

[6] . ر.ک: مجمع البيان، مرحوم طبرسي، ج 6، ص 638، مؤسسه علمي للمطبوعات، بيروت.

9 تیر 1391