h حکومت ولایی و زمینه‌سازی ظهور - ظهور 12

پایگاه خبری و تحلیلی ظهور 12

حکومت ولایی و زمینه‌سازی ظهور,ظهور 12,پایگاه خبری تحلیلی سیاسی,حکومت ولایی و زمینه‌سازی ظهور,مذهبی,اجتماعی,فرهنگی,اقتصادی,حکومت ولایی و زمینه‌سازی ظهور

حکومت ولایی و زمینه‌سازی ظهور

حکومت ولایی و زمینه‌سازی ظهور

دکترین حکومت ولایی می‌تواند با رشد و گسترش معرفت، معنویت و بیداری در سطح منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای و هم‌چنین به چالش کشاندن استکبار جهانی موعودستیز، جهان را برای پذیرش موعود آخرالزمان مهیا نماید.

جامعة بشری از حیث تشریعی  باید با اقدامات زمینه‌ساز خود در دو حوزة فردی و فرافردی موجبات تعجیل را در ظهور موعود و منجی رقم زند؛ موعودی که در باور ادیان ابراهیمی و حتی غیر ابراهیمی نقش پررنگی را به خود اختصاص داده است.

به دیگر بیان، بشریت باید با روی‌کرد مناسب به بایسته‌ها و نبایسته‌های ارزشی و اصلاح امور، مسیر را برای نیل به جامعة آرمانی و آرمان‌های اجتماعی خود هموارتر نماید. اما از حیث تکوینی  آن‌چه در عصر آخرالزمان رخ می‌نماید، جولان دو جبهه است: یکی جبهة باطل که عامدانه قصد زمینه‌سوزی فرآیند ظهور را دارد و حتی درصدد حذف صورت‌مسئلة انتظار و موعودگرایی بوده و دیگر جبهة حق که مشتاقانه با جنبش و جوشش خود برای زمینه‌سازی و رفع موانع ظهور می‌کوشد.

از منظر متفکرانی ‌چون شهید مطهری، ظهور مهدی موعود(عج)حلقه‌ای است از حلقات مبارزة اهل حق و باطل که به پیروزی نهایی اهل حق منتهی می‌شود، یعنی هر یک از گروه سعدا و گروه اشقیا به فعالیت خود ادامه می‌دهند تا به نهایت کار خود برسند. (مطهری، 1378: 56 ـ 58)

از این رو پیش‌فرض این مقاله آن است که زمینه‌سازی ظهور با اصلاح فردی و فرافردی جامعه میسر است نه با افساد و گناه، هرچند فعالیت‌های اهل طاغوت و عصیان (جبهة باطل) در آخرالزمان اوج خواهد گرفت. اما باید دید بایسته‌های نظری و عملی در گرویدن به گروه سعدا و تحقق زمینه‌های ظهور کدامند و به عبارت دیگر، مهم‌ترین اکسیر در سرعت‌بخشی به فرآیند ظهور و رفع موانع آن چیست.

در روایت شریف امام عصر(عج) سخن از آن است که اگر شیعیان در وفای به عهد و پیمانشان یک‌دل و هم‌گام بودند، ظهور و لقای رخ یار به تأخیر نمی‌افتاد و صبح دیدار حضرت زودتر برمی‌آمد.  (طوسی، 40:1365؛ مفید، بی‌تا: 11؛ راوندی، بی‌تا: 903؛ بحرالعلوم، 1363: 319) این روایت بیان‌گر رابطة مستقیم میان خوش‌عهدی مردم زمانه و تعجیل در زمینه‌سازی فرآیند ظهور است. حال باید دید مهم‌ترین عهد معهود میان امام(عج)و مردم کدام است و به دیگر معنا کدامین پیمان می‌تواند زمینه‌های ظهور یار را سرعت ‌بخشد.

پاسخ فرضیه‌گون این سؤال آن است که برپایی و تحقق جامعة ولایی و حکومت ولایی از مهم‌ترین مصادیق وفای به عهد و از سرعت‌بخش‌ترین عوامل زمینه‌ساز ظهور به شمار می‌آیند، هرچند کارکرد و زمینه‌سازی حکومت ولایی بسی بیشتر و نافذتر از جامعة ولایی است.

مفهوم شناسی

ولایت

«ولیّ» که واژة ولایت از آن برمی‌خیزد، در اصل به معنای قرب، نزدیکی و اتصال است؛ اما از حیث استعمال، معانی فراوانی را برای آن برشمرده‌اند که تمامی آنها به نحوی با معنای اصلی واژه ارتباط دارند.  (ابن‌منظور، 1405: 408) اما معنای غالبی که برای هیئت و واژة «ولایت» در لغت (حربی، بی‌تا: 501؛ جوهری، 1407: 2530؛ راغب اصفهانی، 1404: 553؛ ابن‌منظور، 1405: 408؛ طریحی، 1408: 556) و روایات (غازی، 1418: 26؛ هلالی، بی‌تا: 198؛ ثقفی، بی‌تا: 307؛ کوفی، 1412: 118؛ طبری، 1413: 491؛ صدوق، بی‌تا: 49) به کار رفته، رهبری، سرپرستی و تصرف است.

ولایت ممکن است الهی، یا شیطانی باشد. بدین معنا که در ولایت الهی، خداوند سرپرست و متصرف در شئون انسان‌هاست و در آیة أَلاَ إِنَّ أَوْلِیَاءَ اللَّهِ لاَ خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلاَ هُمْ یَحْزَنُونَ (یونس: 62) این معنا از ولایت الهی رخ نموده است. در واقع «اولیاء» جمع «ولیّ» (بر وزن فعیل) بوده که در این‌جا فعیل به معنای مفعول است، یعنی کسی که دیگری متصرف در امور اوست.  (راغب اصفهانی، پیشین)

از سوی دیگر ممکن است شیطان سکان‌دار کشتی انسان گردد. این معنا از ولایت را نیز می‌توان در آیة فَقَاتِلُوا أَوْلِیَاءَ الشَّیْطَانِ ... (نساء: 76) مشاهده نمود که در آن سخن از کسانی است که رهبری و سرپرستی امورشان از آنِ شیطان است.

جامعة ولایی

جامعة ولایی جامعه‌ای است که سرپرستی و رهبری خداوند و دین را پذیرفته و با رفتن زیر چتر ولایت در صدد مصونیت‌بخشی خود از انحرافات و حوادث است. خداوند متعال در آیاتی نظیر آیات ولایت، (مائده: 55) اکمال، (مائده: 3) و اولی‌الامر (نساء: 59) همگان را به پذیرش این مهم ملزم کرده و سامان دین و دنیای مردم را در اطاعت از اولیا و ائمة دین دانسته است.

این رهبری و ولایت در عصر غیبت به نواب عام امام زمان(عج)واگذار شده است. گفتنی است مراد از جامعة ولایی در این‌جا به معنای جامعة واجد حکومت ولایی نیست، بلکه مراد جامعه‌ای است که در آن غلبه با جمهور اهل ولایت و دیانت است اما طاغوتیان بر قدرت و حکومت نشسته‌اند و علما و فقهای اسلام متروک یا به دور از نقشی در حکومت هستند. برای نمونه در ایرانِ پیش از انقلاب اسلامی قدرت از آن کسانی بود که اسلامیت و دیانت را باور نداشتند و حتی با احکام دین مقابله می‌کردند.

حکومت ولایی

اگر در جامعه‌ای علاوه بر گرایش به ولایت دینی و فقهی و پذیرش آن، قدرت و مجاری امور به دست حاکمان دینی باشد، این جامعه حکومت ولایی دارد. در حکومت ولایی زعامت و رهبری جامعه در خرده‌سیستم‌هایی نظیر سیاست، اقتصاد و فرهنگ از آن ولی فقیه جامع‌الشرایط است. به عبارت دیگر جامعة حکومت ولایى متّحد و مستحکم و متشکل از انسان‌هاى حق‌خواه و پیرو ارزش‌هاى اخلاقى دینى است که با اراده و اختیار آزاد خویش، رهبرى آگاه و معصوم (در حکومت معصومان) یا عادل (در حکومت فقیه) را برمى‌گزینند. (نک: جعفرپیشه، 1381)

دکترین حکومت ولایی در عصر غیبت بر این پایه استوار است که مِلک و مُلک از آن خدای دانا و تواناست و تنها اراده و امر عالمانه و حکیمانه اوست که سعادت و رفاه بشریت را تأمین می‌کند. از این‌رو حاکم دینی و ولیّ فقیه موظف است با کشف و تطبیق اراده و قانون الهی در پرتو نقل (قرآن و سنت) و عقل، مجری ارادات و اوامر الهی در جامعه باشد تا بستری مناسب براى کمال جامعه فراهم شود. چنین حکومتی با تلاش مستمر، در رشد آگاهى و تعالى اخلاقى و بالا رفتن سطح بینش و خردورزى مردم می‌کوشد تا آنان خود، صلاح و سداد را انتخاب کنند.

جامعة ولایی زمینه‌ساز

چنان‌که گذشت در روایت امام زمان(عج)وفای به عهد و پیمان عامل زمینه‌ساز و تسریع‌بخش در ظهور امام(عج)است. بدون تردید تلاش مردم برای برپایی و تحقق جامعة ولایی از مصادیق بارز و مهم وفای به عهد شمرده می‌شود؛ چرا که در چنین جامعه‌ای آحاد مردم به این باور رسیده‌اند که رمز سعادت و خوش‌بختی آنان رجوع به دین و نواب امام زمان(عج)و کاربست نظری و عملی منویات آنان است.

این موضوع از جمله مواردی است که در توقیع شریف حضرت به اسحاق بن یعقوب مورد تأکید قرار گرفته و امام(عج)مردم را در حوادث و پیش‌آمدهای روزگار به راویان حدیث (دانش‌مندان حدیث‌شناس و دین‌شناس مکتب اهل‌بیت(ع)) ارجاع می‌دهد و آنها را حجت خود بر مردم معرفی می‌کند.  (صدوق، 1405: 484؛ مفید، 1414: 10؛ طوسی، 1411: 291؛ طبرسی، 1368: 283؛ اربلی، 1985: 339)

از این‌رو رجوع مردم به عالمان دینی هم خود مصداقی از وفای به عهد است و هم آن‌که عمل به عهود دیگر در گرو اخذ معارف و احکام دین از عالمان دینی است. بنابراین، پذیرش زعامت و ولایت علما و فقهای صالح دینی در عصر غیبت، می‌تواند نسبت به موضوع «عهد زمینه‌ساز» هم موضوعیت داشته باشد و هم طریقیت. از این رو تحقق و توسعة فرهنگ ولایی در جوامع، می‌تواند گفتمان منجی‌خواهی را گسترش و کام تشنه‌کامان را به چشمة معارف وحیانی یعنی حجة بن الحسن عسکری(عج)تشنه‌تر نماید.

گفتنی است آن‌چه روایت شریف امام عصر(عج) بر آن تصریح دارد، اجتماع و انسجام مردم بر وفای به عهد است و هیچ عاملی به اندازة پذیرش ولایت فقها و عالمان دینی که در سایة ولایت معصومان(ع) است، نمی‌تواند موجبات این اجتماع و انسجام را پدید آورد و این یک‌پارچگی و هم‌رنگی در مرجعیت دینی خود رافعِ بخشی از موانع ظهور و زمینه‌ساز آن خواهد بود.

برای مثال موضوع ارتقای کمی و کیفی انسجام جامعة ولایی خود می‌تواند یکی از عوامل غیبت را که در لسان روایات، عدم امنیت جانی برای امام منتظر و امکان کشتن او معرفی شده است، کاهش دهد و گامی بنیادین برای رفع یا کاهش موانع ظهور تلقی گردد.

به نظر می‌رسد حتی برخی از دانش‌مندان غربی نیز پذیرش مرجعیت فقها (به عنوان نواب امام عصر) را در نزد مردم، عاملی زمینه‌ساز قلمداد کرده باشند. برای مثال ماربین، محقق آلمانی در این‌باره می‌نویسد: از جمله مسائل اجتماعی که همیشه می‌تواند موجب امیدواری و رستگاری شیعه باشد، اعتقاد به وجود حجت عصر و انتظار ظهور است... شیعیان مجتهدان را نواب عام حجت عصر می‌دانند. بر دانش‌مندان اجتماعی روشن است که اگر چنین عقیدهای در میان فردفرد ملتی گسترش یافته و رسوخ کند، ناچار روزی اسباب طبیعی برای آنان فراهم خواهد آمد! یأس و حرمان عامل هرگونه نکبت و ذلت، ولی ضد آن پشت‌گرمی و امیدواری و قوت قلب از روی اعتقاد است که مایه فلاح و نجات می‌گردد. (عمیدی، 1382: 300)

از این‌رو، پذیرش مرجعیت فقها و عالمان دینی و تحقق جامعة ولایی هرچند بدون حکومت ولایی می‌تواند گامی لازم و آغازین برای زمینه‌سازی ظهور قلمداد شود، اما این جامعه با چالشی بزرگ مواجه است که بدان می‌پردازیم.

آسیب‌شناسی جامعة ولایی

اگرچه فرهنگ ولایی در جامعة ولایی در نزد جامعه مورد پذیرش واقع می‌گردد، بزرگ‌ترین ضعفی که چنین جامعه‌ای با آن دست و پنجه نرم می‌کند، فقدان حکومت ولایی و وجود طاغوت در رأس قدرت است. این ضعف زمانی موجب گزش و تورم بیشتر اذهان می‌شود که بدانیم از منظر قرآن، افراد جامعه‌ای که تحت سیطره و سلطة طاغوت هستند، بردگان و بندگان طاغوت قلمداد می‌شوند.

قرآن کریم در داستان برخورد موسی و فرعون، جابرانه فرمان راندن فرعون بر بنی‌اسرائیل را تعبید و بنده گرفتن می‌خواند و از زبان موسی در جواب فرعون می‌گوید: تِلْکَ نِعْمَةٌ تَمُنُّهَا عَلَیَّ أَنْ عَبَّدتَّ بَنِی إِسْرَائِیلَ (شعراء: 22) یعنی تو بنی‌اسرائیل را بندة خود ساخته‌ای و آن‌گاه بر من منت می‌نهی که هنگامی که در خانة تو بودم چنین و چنان شد! بدیهی است که بنی‌اسرائیل نه فرعون را پرستش می‌کردند و نه بردگان فرعون بودند، بلکه صرفاً تحت سیطرة طاغوتی و ظالمانة فرعون قرار داشتند که در جای دیگر، قرآن از زبان فرعون نقل می‌کند: قَوْمُهُمَا لَنَا عَابِدُونَ (مؤمنون: 47)

یعنی خویشاوندان موسی و هارون (بنی‌اسرائیل) بندگان ما هستند. در واقع آن‌چه سبب شده بود فرعون مردم زمانه خود را بندة خود بخواند، حاکمیت و سیطرة او بر زمام امور کشور بود که مردم نیز ناچار به تبعیت از این ولایت شیطانی بودند.

علی(ع) در خطبة قاصعه، محکومیت بنی‌اسرائیل در چنگال فرعون و تسلط ظالمانة فرعون را شرح می‌دهد و از حکومت و ولایت طاغوت بر فرعونیان با تعبیر«بنده گرفتن» یاد می‌فرماید: «اتّخذتهم الفراعنة عبیداً؛ (خطبة 234) فرعونیان مردم را بنده خود قرار داده بودند.»

از این قراین به‌ دست می‌آید که هر طاعتی نوعی عبادت محسوب می‌شود و اگر این طاعت در پرتو ارادة الهی و حکومت ولایی صورت پذیرد، مردم آن جامعه بندگان خدا و اگر طاعت در حکومت طاغوتی رخ نماید، بردگی و بندگی طاغوت و ابلیس امری اجتناب‌ناپذیر خواهد بود.

شگفت است که فرمان‌برداری‌های اجباری که از نظر اخلاقی به هیچ وجه عبادت شمرده نمی‌شود، از نظر اجتماعی عبادت است. (نک: مطهری، 1375: 69 ـ 71) به عبارت دیگر اگر جامعه‌ای نتواند سیطرة طاغوتی حاکمان خود را کنار زند، خواهی یا نخواهی به بندگی طاغوت کشیده خواهد شد. تنها درمان برون‌رفت از این مصیبت بزرگ اجتماعی، قیام و خیزش همگانی برای سرنگونی نظام طاغوتی و برپایی حکومت ولایی است. به عبارت دیگر هر ملتی به تحقق جامعة ولایی نباید بسنده کند، بلکه تمام توان خود را در برپایی حکومت ولایی باید به‌ کار گیرد و به تعبیر قرآن کریم دو به دو یا نفر به نفر برای تحقق ارادة الهی در ملک او قیام کنند.

حکومت ولایی زمینه‌ساز

حکومت ولایی و دینی امری بایسته‌ است که ائمه(ع) بارها با تعابیر گوناگون بر ضرورت آن پای فشرده‌اند. امام علی(ع) در نامة خود به مردم مصر، اساسی‌ترین نگرانی خود را دربارة جامعه آن می‌داند که سفیهان و فاجران قدرت و حکومت را به دست گیرند و ولایت سیاه شیطانی خود را اجرا کنند و مردم را به بردگی و بندگی وادارند. امام(ع) می‌فرماید:

به خدا سوگند اگر تنها با دشمنان روبه‌رو شوم، در حالى که آنان تمام روى زمین را پر کرده باشند، نه باکى دارم، و نه هراسی... لکن از این اندوهناکم که بى‏خردان و تبه‌کاران این امت، حکومت را به دست آورند. آن‌گاه مال خدا را دست به دست می‌گردانند و بندگان او را به بردگى می‌کشند و با نیکوکاران می‌جنگند و فاسقان را همراهی می‌کنند.

روشن است که عبارت «سفیهان» ناظر به جاهلان و بی‌خردانی است که از فقاهت و بصیرت دینی به دورند و «فجار» نیز مفسدانی‌اند که از تقوا و دیانت بی‌بهره‌اند. به دیگر معنا مهم‌ترین دغدغه‌ای که امام(ع) به مصریان گوش‌زد می‌کند آن است که مراقب باشند مبادا حکومت و قدرت از میان اهل فقاهت، عدالت و کفایت رخت بربندد.

امام(ع) در ادامه به آسیب‌شناسی این امر می‌پردازد و آثار ویران‌گر حکومت شیطانی دین‌ستیزان یا دین‌گریزان را برمی‌شمرد: چپاول اموال الهی، بردگی بندگان الهی، ستیزه‌جویی با ابرار الهی و دل‌جویی از دشمنان الهی. سپس امیرمؤمنان(ع) یاد آور می‌شود که اگر این‌گونه خطرات و حوادث فتنه‌گون نبود، شما را بر نمى‏انگیختم و سرزنشتان نمى‏کردم و شما را به گردآورى عِده و عُده تشویق نمى‏کردم و آن‌گاه که سر باز مى‏زدید، رهایتان مى‏کردم.

تاریخ اسلام به خوبی به یاد دارد که وقتی پس از سقیفه حکومت و قدرت از مدار ولایت فاصله گرفت و نظام سیاسی، فرهنگی و اقتصادی با دوری از چشمة قرآن و عترت رو به خشکی نهاد و حکم و حکومت بر اساس اجتهاد و بدعت پایه‌ریزی شد، چگونه تاریخ اشک ریخت و از سینه‌های آن خون چکید. (طبری، 1879: 446)

امیرمؤمنان(ع) در نهج‌البلاغه اوضاع اسف‌بار این برهه را چنین به تصویر می‌کشد: «به خدا سوگند که در آن روزها مردم دچار خبط و خطا، چموشی و سرکشى، دورویی و نفاق و در نهایت درجازدن و عرض‌پیمایی (به جای طول‌پیمایی و طی مسیر) شدند و من در این زمان دراز در گرداب محنت شکیبایى مى‏ورزیدم.» (خطبة سوم)

بنابراین، عقل و نقل تلاش مجاهدانه یک ملت را برای دفع یا رفع تسلط و حکومت طاغوتی و شیطانی و استقرار حکومت ولایی امری لازم و حیاتی می‌داند و با توجه به قراین دیگر نظیر احادیث «حوادث واقعه»،  مقبولة عمر بن حنظله  و «مجاری الامور»  می‌توان گفت که مهم‌ترین و بارزترین مصداق عهد میان امام زمان(عج)و مردم، قیام و مجاهدت آنان برای تحقق حکومتی ولایی است که می‌تواند در دو حوزة نرم‌افزاری و سخت‌افزاری زمینه‌های ظهور مهدی(عج)را فراهم نماید؛ چرا‌که اگر ملتی بتواند طاغوت و امام جائر زمان خود را در هم بشکند، دست به بزرگ‌ترین جهاد زده  و با برداشتن این منکَر بزرگ یا بزرگ‌ترین منکر راه را برای بت‌شکنی‌های دیگر فراهم می‌کند.

هم‌چنین این مهم می‌تواند با ترویج و توسعة تفکر زوال‌پذیری طواغیت در میان جهانیان، زمینه‌های فکری و عملی ظهور منجی را تسریع بخشد. در اندیشة بزرگانی چون امام خمینی(ره) می‌توان تبلور این معنا را به خوبی لمس نمود. او اصلاح و گسترش روحیة خداجویی و عدالت‌محوری را از یک سو و طاغوت‌ستیزی و به چالش کشاندن استکبار جهانی را از سوی دیگر، مهم‌ترین کارکرد حکومت ولایی می‌شمارد و اجتماع و تلاش مردم را برای تحقق این امر ضروری و واجب می‌داند.

جامعة ولایی واجد حکومت ولایی قادر است با ابزار قدرت و سازوکارهای موجود، فرد و جامعه را به سوی آینده‌ای روشن نوید دهد و در راستای بسترسازی ظهور گام‌های بلندی بردارد. این بسترسازی‌ها می‌تواند در دو حوزه نقش آفریند:

1. حیث نرم‌افزاری

از عوامل زمینه‌ساز ظهور ایجاد بیداری عمومی و ارتقای سطح معرفتی افراد است. این‌که امام زمان(عج)در کلامی خطاب به محمد بن علی بن هلال کرخی از عدم بینش و بصیرت در برخی از محبان و شیعیان ابراز ناراحتی می‌کند: «یا محمّد بن علی! قد آذانا جهلاء الشّیعة و حمقاؤهم، و من دینه جناح البعوضة أرجح منه»، (طبرسی، 1368: 289) می‌تواند دربر دارندة این پیام باشد که یکی از وظایف منتظران حضرت، افزایش بعد معرفتی و دین‌شناختی آنهاست.

از این رو هرچه سازوکارهای توسعه و تعمیق معرفت و عقلانیت در جوامع بیشتر باشد، نرخ رشد توسعه و تعمیق افزون‌تر و در نتیجه زمینه‌ها برای پذیرش و گرایش به منجی سریع‌تر فراهم می‌گردد. در مقابل، حکومت‌های طاغوتی که ولایت شیطانی دارند، سازوکارها و امکانات حکومتی را در راستای گم‌راهی و ابهام‌زایی و در نتیجه زمینه‌سوزی ظهور به کار می‌بندند.

امام علی(ع) موارد و شگردهای معاویه را برای رسیدن به قدرت و انحراف شامیان، سانسور خبری معاویه و تلاش او برای انحراف افکار عمومی از حق و اهل آن برمی‌شمارد و نتیجة این امر را نیز هلاکت جاهلان و بی‌خبران به دست خود ذکر می‌کند.

دانش‌مندان مسلمان مسئلة هدایت بندگان را از شئون امام(ع) می‌دانند. پس اگر هر کس یا گروهی به توفیق الهی بتواند وسیلة هدایت گروهی شود، در واقع آن حضرت را در امر دین و تبلیغ آن و باروری عقول و قلوب یاری کرده و با این عمل نصرت الهی را محقق نموده است و طبق آیة إِن تَنصُرُوا اللَّهَ یَنصُرْکُمْ وَیُثَبِّتْ أَقْدَامَکُمْ (محمد: 7) خداوند را یاری و خداوند نیز آنها را یاری خواهد نمود. (فقیه ایمانی، 1381: 35) مجموعة این‌گونه اقدامات می‌تواند در زمینه‌سازی مصلح جهانی نقش بیافریند.

در این میان حکومت ولایی می‌تواند با قدرت و امکانات وسیع رسانه‌ای که در اختیار دارد، فرهنگ ولایی و انتظار را در سطح منطقه‌ای و حتی فرامنطقه‌ای تبلیغ کند و با به راه انداختن یک دانشگاه بزرگ، معارف و ارزش‌های فطری اسلام را به گوش جهانیان برساند و اذهان و افکار عمومی را به سوی حقیقت مهدوی رهنمون نماید.

انقلاب اسلامی ایران با پریایی حکومتی ولایی توانسته است گام‌های خوبی را در این راستا بردارد. امام خمینی(ره)، معمار کبیر این انقلاب، بیداری و معرفت‌بخشی عمومی را اولین گام در تحقق اهداف والا برشمرده و پیروزی ملت‌های مسلمان و مستضعف را در گرو این مهم می‌داند.

آنتونی گیدنز، جامعه‌شناس مغرب زمین، دربارة تحول نرم معرفتی و دینی که انقلاب اسلامی در دنیا به راه انداخته است، می‌نویسد:در گذشته سه غول فکری جامعه‌شناسی یعنی مارکس، دورکیم و ماکس وبر با کم و بیش اختلافاتی فرآیند عمومی جهان را به سمت سکولاریزاسیون و به حاشیه رفتن دین می‌دیدند؛ ولی از آغاز دهة هشتاد با انقلاب اسلامی ایران شاهد تحقق عکس این قضیه هستیم یعنی فرآیند عمومی جهان روند معکوس را آغاز کرده و به سمت دینی شدن پیش می‌رود. (گیدنز، 1374: 75)

از سوی دیگر استراتژیست‌های بزرگ غرب مانند ژوزف نای  و شوارتز  اصلی‌ترین عنصر قدرت نرم یک کشور در دنیای کنونی را عنصر فرهنگی می‌بینند. آنها اساسی‌ترین شاخصه‌های عنصر فرهنگی را چنین می‌شمارند:

1. ایدئولوژی جذاب؛2. ارزش‌های پایدار و جهان‌شمول؛ 3. هنجارهای مقبول؛ 4. انسجام و هم‌سانی نسبی نگرش‌ها و بینش‌های شهروندان؛ 5. کاهش تعارضات و اختلافات افراد جامعه؛ 6. داشتن الگوهای مقبول و مطلوب. (الیاسی، 1388: 152)

جالب آن‌که با تأمل و واکاوی در شاخصه‌های مذکور می‌توان به خوبی دریافت که در میان حکومت‌ها و نظام‌های موجود جهان، بهترین و مناسب‌ترین نظامی که می‌تواند این شاخصه‌ها را در خود گرد آورد، حکومت ولایی است؛ چرا که اساساً نظام ولایی بر اساس توحید و یگانه‌پرستی و مطابق فطرت انسان‌ها استوار بوده و ظرفیت ایجاد یک قدرت نرم منحصر به فرد را دارد. اقتدار فرهنگی حکومت ولایی خود می‌تواند موجبات تقویت منابع دیگر قدرت نرم مانند دیپلماسی عمومی و سیاست خارجی قدرت نرم را رقم زند.

به عقیدة هاینس جفری در کتاب مذهب، قدرت نرم و روابط بین‌الملل، ایران نخستین انقلاب مدونی بود که برتری و تفوق ایدئولوژیکی، اشکال سازمانی هدایت افراد و اهداف مورد ادعایش همه مذهبی بودند که اصول آن برخاسته از قرآن و سنت است. (محمدی، 1388: 30)

حکومت ولایی تقویت برخی دیگر از شاخصه‌های زمینه‌ساز ظهور را نیز به همراه خود دارد که از جملة آنها می‌توان به تزریق روحیة خودباوری و اعتماد به نفس در ملت‌ها و احیای روح جهاد و شهادت اشاره نمود که تجلی بارز این دو شاخصه را می‌توان در عرصه‌های علمی و دفاعی ایران مشاهده نمود. بر این اساس از کارکردهای مهم حکومت ولایی ایجاد زمینه‌های معرفتی و روحی ظهور منجی است که با قدرت نرم خود سطوح منطقه‌ای و فرا منطقه‌ای را پوشش می‌دهد.

2. حیث سخت‌افزاری

حکومت ولایی می‌تواند از حیث سخت‌افزاری نیز مقدمات ظهور را فراهم کند؛ چرا که بر اساس آموزه‌های قرآن به‌ویژه آیة وَأَعِدُّوا لَهُم مَااستَطَعْتُم مِن قُوَّةٍ وَمِن رِبَاطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللّهِ وَعَدُوَّکُمْ وَآخَرِینَ مِن دُونِهِمْ (انفال: 60) جامعه و حکومت ولایی موظف است تمام توان خود را در تجهیز و تقویت امکانات و آلات نظامی و دفاعی به کار گیرد تا با قدرت بازدارندگی بالا، تهدیدات و تعرضات احتمالی دشمنان را دفع کند.

از سوی دیگر در روایات اسلامی سخن از آن است که در زمان غیبت علاوه بر آمادگی فکری، آمادگی فیزیکی و دفاعی نیز امری بایسته و شایسته است. برای مثال در روایتی از امام صادق(ع) آمده است: «لیعدّنّ أحدکم لخروج القائم و لو سهماً؛ مؤمن این آمادگی را در خود ایجاد نماید، ولو با ذخیره یک تیر.» (نعمانی، بی‌تا: 320) بنابر این دست از روایات، ایجاد چنین سازوکارهایی حتی به اندازه یک تیر می‌تواند به نوعی در تعجیل امر فرج نقش بیافریند.

این موضوع می‌تواند بیان‌گر نقش عظیم حکومت ولایی در زمینه‌سازی ظهور باشد؛ چرا که حکومت ولایی نه با یک تیر و هزار تیر، بلکه در آن یک کشور با تمامی امکانات و قوای هوایی، زمینی و دریایی آماده و در خدمت مهدی موعود بوده و پایگاهی بس بلند را برای یاری او فراهم خواهد نمود. ‌بی‌تردید ایجاد این پایگاه انسانی و دفاعی، منتظران و زمینه‌سازان ظهور را در سراسر جهان، امیدوارتر و استوارتر و دشمنان و زمینه‌سوزان ظهور را مأیوس‌تر و متزلزل‌تر خواهد کرد.

هم‌چنین حکومت ولایی قادر است با عینیت بخشیدن و اجرایی نمودن شاخصه‌های جامعة مدنی و انسانی که بر اساس الگوی اسلامی پایه‌ریزی می‌شود، اذهان جهانیان را با شگفتی و شیفتگی متوجه خود نماید که چنین حکومتی خود در انتظار حکومت ولایی دیگری است که از حیث کمّی و کیفی بسی زیباتر و والاتر از آن خواهد بود.

برای مثال پیش‌رفت و توسعة عدالت‌محور حکومت ولایی در حوزه‌های اقتصادی، رفاهی، آبادانی و عمرانی و از سوی دیگر مبارزه با فساد و ناهنجاری‌های اخلاقی و اقامة امر به معروف و نهی از منکر، جهانیان را به سوی این تفکر رهنمون خواهد کرد که حکومت دینی نه‌تنها در تعارض با علم و پیش‌رفت و اخلاق نیست، بلکه اساساً حاکمیت دینی و ولایی می‌تواند موجبات تعمیق و توسعة علوم، اخلاقیات و پیش‌رفت را در یک جامعه رقم زند.

هم‌چنین اشتیاق جهانیان به حکومت ولایی زمانی مضاعف می‌شود که آنان دریابند در آرمان‌شهر حکومت مهدوی که برخاسته از حکمت ولایی است، شاخصه‌های انسانی به اوج خود خواهد رسید و اوضاع فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و امنیتی به ‌گونه‌ای خواهد بود که تاریخ بشر همواره آنها را از مقولة آرمان‌ها و ایده‌آل‌های دست‌نیافتنی خود می‌پندارد. جالب آن‌که در روایات اسلامی این تصویر آرمانی از اوضاع حکومت مهدوی به خوبی نمایان شده است.

از این رو، جوشش و خروش مردم ایران به رهبری فقیهی آگاه و شجاع و تشکیل حکومتی ولایی را می‌توان عمل به بارزترین مصداق عهد پیش‌گفته میان امام(عج)و مردم و گامی بلند در زمینه‌سازی ظهور قلمداد نمود؛ چرا که نظام و منشور فکری این حکومت برخاسته از آن حکومت آرمانی است و بررسی‌های میدانی و موردی نشان می‌دهد که این حکومت توانسته است تاکنون برای زمینه‌سازی، گام‌های شایانی را در دو حوزة سخت‌افزاری و نرم‌افزاری بردارد.

شاید برخی از روایات که در آنها از قیام مردمی مؤمن از مشرق زمین و زمینه‌سازی آنها برای ظهور حضرت حجت(عج)سخن به میان آمده، ناظر به حکومت ولایی در ایران باشد. از رسول خدا(ص) نقل شده است: «مردمی از شرق قیام می‌کنند و زمینة حکومت مهدی(عج)را فراهم می‌سازند.»  (ابن‌ماجه، بی‌تا: 1368؛ هیثمی، 1408: 318؛ اربلی، 1985: 268)

بی‌تردید جمهوری اسلامی ایران که بر پایة ولایت فقیه سامان یافته، ضمن درهم شکستن دو هژمونی فکری رایج در دنیا یعنی کمونیسم و لیبرالیسم و اقامة حکومت ولایی، چشم جهانیان را به خود خیره و موجبات بیداری و استکبارستیزی را در عالم رقم زده است. هم‌چنین پیش‌رفت‌های کمّی و کیفی کم‌نظیر ایران در حوزه‌های علمی و تکنولوژیک، باعث شد که صدای شیپور استکبار در باب تعارض علم، دین و حکومت برای گوش جهانیان کم‌اثر یا بی‌اثر گردد و از سوی دیگر گفتمان تعاضد دین و دنیا و الگوی حکومت دینی و ولایی رو به گسترش نهد.

امام‌ خمینی(ره) در راستای ارتقای سطح معرفتی یاران‌ و افزایش‌ آمادگی‌ آنان‌، به‌ اهداف‌ بلند انقلاب‌ اسلامی‌ پرداخت‌ و تصریح‌ نمود: «به‌ جمهوری‌ اسلامی‌ که‌ ثمرة‌ خون‌ پدرانتان‌ است‌، تا پای‌ جان‌ وفادار بمانید و با آمادگی‌ خود و صدور انقلاب‌ و ابلاغ‌ پیام‌ خون شهیدان،‌ زمینه‌ را برای‌ قیام‌ منجی‌ عالم‌ و خاتم‌الاوصیا و الاولیا، حضرت‌ بقیة‌الله ـ روحی فداه‌ ـ فراهم‌ سازید.» (خمینی، 1371: ج20، 38) بر این اساس، امام راحل(ره) ابلاغ دکترین حکومت ولایی و صدور آن را در میان جهانیان، زمینه‌ساز ظهور می‌دانست و در جای دیگر می‌فرمود:

مسئولان ما باید بدانند که انقلاب ما محدود به ایران نیست؛ انقلاب مردم ایران نقطة شروع انقلاب بزرگ جهان اسلام به پرچم‌دارى حضرت حجت ـ ارواحنا فداه ـ است که خداوند بر همة مسلمانان و جهانیان منت نهد و ظهور و فرجش را در عصر حاضر قرار دهد... باید دولت جمهورى اسلامى تمامى سعى و توان خود را در ادارة هرچه بهتر مردم بنماید، ولى این بدان معنا نیست که آنها را از اهداف عظیم انقلاب که ایجاد حکومت جهانى اسلام است، منصرف کند. (همان: ج21، 327)

استکبار جهانی و سراب زمینه‌سوزی ظهور

استکبار جهانی به زعم خود تلاش گسترده‌ای را برای حذف دکترین مهدویت و زمینه‌سوزی ظهور پی گرفته است. همان‌طور که حکومت ولایی قادر است در دو بعد نرم‌افزاری و سخت‌افزاری، گفتمان موعودباوری و افق آیندة روشن را در میان ملل و دول بسط دهد و زمینه‌ساز ظهور باشد، حکومت شیطانی و هژمونی اختاپوس‌گون و عدالت‌ستیز دنیا نیز تمامی امکانات و اقدامات خود را در همان ابعاد، اما بر ضد جبهة زمینه‌ساز بسیج نموده است.

جالب آن‌که نوک پیکان این اقدامات به سوی حکومت ولایی نشانه رفته است؛ چرا که استکبار به خوبی می‌داند حکومت ولایی و ولایت فقیه چه از حیث حدوث و چه از حیث بقا، بر اساس دکترین مهدویت استوار بوده و چنین دکترینی قادر است ضمن بیداری عمومی و سوق جهانیان به سوی معرفت و عقلانیت، موجودیت نظام سلطه را تهدید کند و حباب زوال‌ناپذیری و هیمنة آنها را در آستانة ترکیدن قرار دهد.

از این رو باید اعتراف نمود که هژمونی استکبار در راستای سیاست زمینه‌سوزی ظهور، در تشخیص مهم‌ترین و کارآمدترین عامل زمینه‌ساز ظهور یعنی حکومت ولایی دچار اشتباه نشد و تا کنون نیز به خطا نرفته است و از این رو از تمامی ظرفیت‌های موجود در حوزه‌های سیاسی، نظامی، اقتصادی و فرهنگی بهره گرفته و تهاجم شدیدی را بر ضد نظام ولایی به راه انداخته است.

آخرالزمان عصری است که در آن صف‌آرایی و نبرد جبهة الهی و حق محور و جبهة شیطانی و باطل محور به اوج خود می‌رسد، به طوری که جبهة باطل سعی فراوان در زمینه‌سوزی و تأخیر در تحقق نصاب‌ها برای ظهور عدالت‌گستر دارد و از سوی دیگر جبهة حق و ولایت نیز در عرصة زمینه‌سازی و تعجیل در تحقق نصاب‌ها برای ظهور سر از پا نمی‌شناسد.

در این صف‌آرایی که به نوعی میان زمینه‌سازان و زمینه‌سوزان ظهور است، پنج گروه عمده به چشم می‌خورند: 1. یاوران نظری و عملی حق؛2. یاوران نظری حق که تنها در مقام نظر با ولایت موافقند و در میدان جهاد و قیام غایبان مذموم تاریخند؛ 3. تثبیت نیافتگان که هنوز موضعشان تثبیت نیافته و در سرگردانی به سر می‌برند؛ 4. یاوران نظری باطل که هرچند با جبهة باطل موافقند، اما حاضر به اقدامات عملی به منظور یاری آن نیستند؛5. یاوران نظری و عملی باطل.

در این میان، تنها یاوران نظری و عملی جبهة حق و ولایت هستند که زمینه‌ساز اصلی ظهورند و تنها همین گروه قادر به پرپایی حکومت ولایی هستند. برای مثال، قبل از انقلاب اسلامی ایران آحاد مردم خداجو و ولایت‌خواه و محب اهل‌بیت(ع) بودند اما تا زمانی ‌که این محبت و معرفت جامة عمل نپوشید، اطاعت و بندگی مردم از طاغوت ادامه داشت و فساد حاکمان و طرد و تبعید صالحان بیداد می‌کرد.

اما با رویش یاوران عملی جبهة ولایت به رهبری امام خمینی(ره) به تدریج طاغوت رو به اضمحلال رفت و خورشید ولایتِ عالمان و عادلان بر ملت ایران و ملل دیگر تابید. به نظر می‌رسد دلیل اصلی غربت، مظلومیت و شهادت ائمه(ع) در طول تاریخ اسلام در همین نکته نهفته باشد؛ یعنی قلّت یاوران نظری و عملی در جبهة حق، عرصه را برای طواغیت و ادامة استبداد سیاه آنها فراهم نمود، وگرنه مردمان زمان امام حسن(ع) یا امام حسین(ع)، خواستار و محب آنها بودند اما خواستن و محبتشان از مقام نظر و زبان فراتر نمی‌رفت و تیزی دندان دشمنان خدا، آنها را از یاری عملی به محبوبانشان باز می‌داشت.

اما ملت ایران به رهبری امام راحل(ره) یاری نظری و عملی خود را به رخ جهانیان کشاندند و از رعد و برق طاغوت زمان نهراسیدند و در نهایت آن ‌را کنار زدند و حکومت ولایی را برپا نمودند. از این رو از منظر امام خمینی(ره) این ملت بعد از عصر نبوی، از برترین مردمان بودند.

این قراین و شواهد علمی و عینی گواه بر آن است که حکومت ولایی هم‌چون کاتالیزوری قوی موجبات تسریع زمینه‌سازی و تعجیل امر فرج را فراهم نموده است. بر همین اساس امام خمینی(ره) منشور انقلاب اسلامی را چنین تبیین می‌نماید: ما اگر دستمان می‌رسید و قدرت داشتیم، باید برویم تمام ظلم‌ها و جورها را از عالم برداریم. تکلیف شرعی ماست. (همان: ج21، 15)

ما با خواست خدا دست تجاوز و ستم همه ستم‌گران را در کشورهای اسلامی می‌شکنیم و با صدور انقلابمان که در حقیقت صدور اسلام راستین و بیان احکام محمدی ـ صلّی‌الله علیه و آله ـ است، به سیطره و سلطه و ظلم جهان‌خواران خاتمه می‌دهیم و به یاری خدا راه را برای ظهور منجی و مصلح کل و امامت مطلق حق امام زمان ـ ارواحنا فداه ـ هموار می‌کنیم. (همان، ج20، 345)

پس از این‌گونه اظهارات امام خمینی(ره) رسانه‌ها و شبکه‌های جهانی، اخباری به دنیا مخابره کردند که به نگرانی ارباب قدرت بیشتر دامن می‌زد. برای مثال شبکة اول تلویزیون بی.‌بی.‌سی انگلیس آورد: «آن‌چه در ایران در سال 1979 رخ داد، نه‌تنها برای ایرانیان، بلکه برای تمام ادیان جهانی نقطة عطفی بود؛ نقطة عطفی که از بازگشت میلیون‌ها نفر در سراسر دنیا به اصول‌گرایی مذهبی خبر می‌دهد.»

به گفتة این شبکه «در سراسر جهان پیروان دیگر ادیان مانند مسیحیت، یهودیت و هندو نیز به اصول‌گرایی مذهبی روی آورده‌اند؛ حتی در ترکیه نیز که هفتاد سال قبل با مذهب وارد جنگ شده بود، روند بازگشت به اصول اسلامی سرعت گرفته است.»

حقیقت نیز چنین بود. شخصیت الهی و پیام‌‌‌‌‌های معنوی امام خمینی(ره) بسیاری از پیروان سایر ادیان و مذاهب را به شدت تحت تأثیر خود قرار داد تا آن‌جا که در نظر برخی از تحلیل‌گران و متفکران مسیحی «او مسیح معاصر بود و دقیقاً اشعة صلابت و سازش‌ناپذیری عیسی بن مریم(ع) بود». (روبین، 1377: 38)

روبرت ووثنو می‌نویسد: «بارزترین خیزش اسلامی که در قرن بیستم رخ داد و روح تازه‌ای در دنیا دمید و جنبش‌های ضداستبدادی را در جهان احیا کرد، نهضت ایران به رهبری امام خمینی بود که دکترین ولایت فقیه در دوران غیبت امام زمان را سامان داده و اقامه کرد.» وی بر این باور است که حکومت اسلامی در ایران تعریف و الگوی جدیدی را از اسلام سیاسی ارائه نموده است. (wuthnow, 1998: pp383-393)هم‌چنین در دانش‌نامة آزاد جهانی نیز از نقش و تأثیر شگرف انقلاب ایران در نظام و نگرش جهان عرب و حتی غرب سخن به میان آمده است. (Michael Axworthy)

این‌گونه، یکی از وجوه اساسی تمایز کارکرد جامعة ولایی با حکومت ولایی بیشتر روشن می‌شود. به عبارت دیگر، تا زمانی که جامعة ولایی تنها جامعة ولایی باشد و فاقد حکومت، هیچ‌گاه هژمونی استکبار و موعودستیز دچار تشویش و اضطراب نمی‌شود؛ چرا که حاکمیت و قدرت ولایت و فقاهت آنها را تهدید نمی‌کند، بلکه این جامعة ولایی واجد حکومت ولایی است که این هژمونی را به وحشت می‌اندازد و تمامی موجودیت آن را در معرض تهدید قرار می‌دهد.

نتیجه

هرچند تحقق جامعة ولایی و پذیرش مرجعیت فقها و نواب عام امام عصر(عج)، خود امری لازم و گامی زمینه‌ساز به سوی ظهور است، چالش‌ها و ضعف‌های فراروی چنین جامعه‌ای به‌ویژه حاکمیت طاغوت و «تعبید» مردم، کارکردهای جامعة ولایی را در راستای زمینه‌سازی ظهور کم‌رنگ می‌نماید، در حالی که حکومت ولایی قادر است با سازوکارهای ویژة خود نرخ رشد زمینه‌سازی ظهور را در حوزه‌های نرم‌افزاری و سخت‌افزاری به سرعت افزایش دهد و با رشد و گسترش معرفت، معنویت و بیداری در سطح منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای و هم‌چنین به چالش کشاندن استکبار جهانی و موعودستیز، جهان را برای پذیرش موعود آخرالزمان مهیا نماید.

از این روست که رویش حکومت ولایی را می‌توان آغازی برای آغاز افول و سقوط مستکبران و طواغیت موعودستیز و آغازی برای آغاز حکومت موعودی دانست که رسالت آن پایان دادن ظلم‌ها، کژی‌ها و ناهنجاری‌ها در جامعة بشری است. «أَیْنَ بَقِیَّةُ اللَّهِ الَّتِی لَا تَخْلُو مِنَ الْعِتْرَةِ الْهَادِیَةِ؛ کجاست ذخیرة خدایی که بیرون از خاندان وحی نیست.»

«أَیْنَ الْمُعَدُّ لِقَطْعِ دَابِرِ الظَّلَمَةِ؛ کجاست آماده شده برای از ریشه کندن ظالمان.» «أَیْنَ الْمُنْتَظَرُ لِإِقَامَةِ الْأَمْتِ وَ الْعِوَجِ؛ کجاست آن‌که چشم‌ها به راه اوست برای اصلاح ناراستی‌ها و کژی‌ها.» «أَیْنَ الْمُرْتَجَى لِإِزَالَةِ الْجَوْرِ وَ الْعُدْوَانِ؛ کجاست مایة امید برای رفع ستم و تجاوز.» «أَیْنَ الْمُؤَمَّلُ لِإِحْیَاءِ الْکِتَابِ وَ حُدُودِهِ؛ کجاست مایة امید و آرزوی همگان برای احیای قرآن و احکامش.» (مشهدی، 1419: 578؛ ابن‌طاووس، 1414: 508)

منابع

1. ابن‌حنبل، احمد، مسند، بیروت، دارصادر، بی‌تا.

2. ابن‌شعبه حرانی، حسن بن علی، تحف العقول، قم، موسسة النشر الاسلامی، 1404ق.

3. ابن‌طاووس، علی بن موسی، اقبال الاعمال، تحقیق: جواد قیومی، قم، مکتب الاعلام الاسلامی، 1414ق.

4. ــــــــــــــــــ ، جمال الاسبوع، تحقیق: جواد قیومی، بی‌جا، اختر شمال، 1371ش.

5. ابن‌ماجه، محمد بن یزید، سنن، بیروت، دار الفکر، بی‌تا.

6. ابن‌منظور، محمد بن مکرم، لسان العرب، ج15، قم، نشر ادب الحوزه، 1405ق.

7. اربلی، ابن‌ابی‌الفتح، کشف الغمة، ج3، بیروت، دارالاضواء، 1985م.

8. اسکافی معتزلی، ابی‌جعفر، المعیار و الموازنة، تحقیق: محمدباقر محمودی، بی‌جا، بی‌نا، بی‌تا.

9. الیاسی، محمدحسین، «ماهیت و عناصر قدرت نرم»، مجموعه مقالات قدرت و جنگ نرم، تهران، نشر ساقی، 1388ش.

10. بحرالعلوم، سید محمدمهدی، الفوائد الرجالیة، ج3، تهران، مکتبة الصادق، 1363ش.

11. ثقفی، ابراهیم بن محمد، الغارات، تحقیق: سید جلال‌الدین محدث ارموی، ج1، بی‌جا، بهمن، بی‌تا.

12. جعفرپیشه، مصطفی، ولایت فقیه، قم، مرکز مطالعات و پژوهش‌هاى فرهنگى حوزۀ علمیه، 1381ش.

13. جوهری، اسماعیل، الصحاح، تحقیق: احمد بن عبدالغفور عطار، بیروت، دارالعلم، 1407ق.

14. حاکم نیسابوری، محمد، مستدرک علی الصحیحین، بیروت، دارالمعرفة، 1406ق.

15. حربی، ابراهیم بن اسحاق، غریب الحدیث، تحقیق: سلیمان العایر، جدة، دار المدونة، بی‌تا.

16. خمینی، روح الله، صحیفة امام، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره)، 1371ش.

17. راغب اصفهانی، حسین، مفردات، تهران، دفتر نشر کتاب، 1404ق.

18. راوندی، قطب‌الدین، الخرائج و الجرائح، قم، مدرسة الامام المهدی(ص)، بی‌تا.

19. شاکری زواردهی، روح‌الله، منجی در ادیان، قم، بنیاد فرهنگی مهدی موعود(ص)، 1388ش.

20. شریف رضی، محمدبن حسین، نهج البلاغه، ترجمه: سید جعفر شهیدی، تهران، انتشارات علمی و فرهنگی، 1378ش.

21. ـــــــــــــــــ ، ترجمه: محمد دشتی، قم، مشهور، 1379ش.

22. ـــــــــــــــــ ، ترجمه و شرح: سید علی‌نقی فیض‌الاسلام، تهران، فقیه، 1379ش.

23. صدوق، محمد بن علی، صفات الشیعة، تهران، نشر عابدی، بی‌تا.

24. ــــــــــــــ ، علل الشرائع، بیروت، دار احیاء التراث العربی، چاپ اول، 1408ق.

25. ــــــــــــــ ، کمال الدین و تمام النعمة، قم، موسسة النشر الاسلامی، 1405 ق.

26. طبرانی، سلیمان بن احمد، المعجم الکبیر، قاهره، مکتبة ابن‌تیمیه، بی‌تا.

27. طبرسی، احمد بن علی، الاحتجاج، ج2، نجف، دارالنعمان، 1368ق.

28. طبری، محمد بن جریر(شیعی)، دلائل الامامة، قم، موسسة البعثة، 1413ق.

29. طبری، محمد بن جریر، تاریخ طبری، ج2، بیروت، موسسه اعلمی، 1879م.

30. طریحی، فخرالدین، مجمع البحرین، تحقیق: سید احمد حسینی، بی‌جا، مکتب نشر الثقافة الاسلامیة، چاپ دوم، 1408ق.

31. طوسی، محمد بن حسن، تهذیب الاحکام، تحقیق: سیدحسن خرسان، ج1، تهران، دارالکتب الاسلامیة، 1365ش.

32. ــــــــــــــ ، الغیبة، قم، موسسة المعارف الاسلامیة، 1411ق.

33. عمیدی، سید ثامر هاشم، در انتظار ققنوس، ترجمه و تحقیق: مهدی علی‌زاده، قم، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)، 1382ش.

34. غازی، داود بن سلیمان، مسند الرضا(ع)، تحقیق: محمدجواد حسینی جلالی، قم، مکتب الاعلام الاسلامی، 1418ق.

35. فقیه ایمانی، محمدباقر، شیوه‌های یاری قائم آل محمد(ص)، قم، انتشارات عطر عترت، 1381ش.

36. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تصحیح: علی‌اکبر غفاری، ج1، بیروت، دارالاضواء، 1405ق.

37. کوفی، محمد بن سلیمان، المناقب، تحقیق: محمدباقر محمودی، ج1، بی‌جا، مجمع احیاء الثقافة الاسلامیة، 1412ق.

38. گیدنز، آنتونی، جامعه‌شناسی، ترجمه: منوچهر صبوری، تهران، نشر نی، 1374ش.

39. مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج97، بیروت، مؤسسة الوفاء ، 1403ق.

40. محمدی، یدالله، «انقلاب اسلامی و نقش تاریخ‌ساز امام خمینی(ره) در تولید قدرت نرم»، مجموعه مقالات قدرت و جنگ نرم، تهران، نشر ساقی، 1388ش.

41. مرادی، حجت‌الله، قدرت و جنگ نرم، تهران، نشر ساقی، چاپ اول، 1388ش.

42. مشهدی، ابن‌محمد، المزار الکبیر، تحقیق: جواد قیومی، قم، موسسة النشر الاسلامی، 1419ق.

43. مطهری، مرتضی، جهان‌بینی توحیدی، تهران، صدرا، 1375ش.

44. ـــــــــــــ ، قیام و انقلاب مهدی(ص)، تهران، صدرا، 1378ش.

45. مفید، محمد، الفصول العشرة، بیروت، دار المفید، 1414ق.

46. ــــــــــ ، المزار، قم، مدرسة الامام المهدی(ص)، بی‌تا.

47. نعمانی، محمد بن ابراهیم، الغیبة، تحقیق: علی‌اکبر غفاری، تهران، مکتبة الصدوق، بی‌تا.

48. وود زورث، روبین، زیباترین تجربة من، ترجمه: خدیجه مصطفوی، تهران، بی‌نا، 1377ش.

49. هلالی، سلیم بن قیس، کتاب سلیم، تحقیق: محمدباقر انصاری، بی‌جا، محقق، بی‌تا.

50. هیثمی، نور الدین، مجمع الزوائد، بیروت، دارالکتب العلمیة، 1408ق.

51. wuthnow, Robert, Islam, Muslims and Twentieth century, Washington, Encyclepedia of politics and religion,1998.

52. Michael Axworthy, Iranian Revolution, Wikipedia.

14 بهمن 1393