h دوست داشتم همیشه مجرد بمانم! - ظهور 12

پایگاه خبری و تحلیلی ظهور 12

دوست داشتم همیشه مجرد بمانم! ,ظهور 12,پایگاه خبری تحلیلی سیاسی,دوست داشتم همیشه مجرد بمانم! ,مذهبی,اجتماعی,فرهنگی,اقتصادی,دوست داشتم همیشه مجرد بمانم!

دوست داشتم همیشه مجرد بمانم!

من به طور کلی، فردی اجتماعی هستم و با دوستان در مدرسه و دانشگاه، ارتباط خوبی دارم و در میان دختران، فردی کاملاً اجتماعی هستم. از اجتماع هم گریزان نیستم؛ بلکه از بودن در اجتماع، استقبال می کنم. مشکل من در ارتباط با همسرم است؛ یعنی با این که او بارها و بارها ابراز محبت کرده است، من هنوز نتوانستم به او حتی یک کلمه بگویم که دوستش دارم؛ ولی او را دوست دارم؛ البته نه به اندازة پدر، مادر و برادرم و در حقیقت، هنوز عاشق او نشده ام... مشکل من در مورد ازدواج است... فکر می کنم زود ازدواج کردم و اصلاً گاهی اوقات که با خودم فکر می کنم، دوست داشتم همیشه مجرد بمانم و کسی در تنهایی من وارد نشود.

دیگر این که فکر می کنم اصل ازدواج برای کنترل غریزه است واصولاً دوست ندارم هیچ گاه موجب ارضای غریزه فرد دیگری شوم و نیز هیچ گاه دوست ندارم غریزه ام فعال شود و نیز لذّت این غریزه را از زمان بلوغم تاکنون، حتی در خواب هم نچشیده ام و دوست ندارم که حتی با همسر خود این مسئله را تجربه کنم. همچنین فکر می کنم ازدواج، جلوی آزادی مرا می گیرد؛ به عنوان مثال در انتخاب رشته، همسرم بسیار اصرار داشت که همة رشته ها را در دانشگاه های تهران انتخاب کنم؛ زیرا او می گفت: نمی تواند چهار سال دوری مرا تحمل کند و نیز می خواستم در نیروی انتظامی ثبت نام کنم؛ ولی به دلیل این که گفتم من عقد کرده ام، مرا ثبت نام نکردند و گفتند: چهار سال باید مجرد باشی. لطفا در مورد این مسائل، مرا راهنمایی کنید. از سایت بسیار خوبتان نیز سپاس گزارم و امیدوارم که خداوند، شما را یاری نماید. با تشکر فراوان.

به نظر می رسد که باید از فلسفة ازدواج و حقیقت آن، شناخت دقیق تر و کامل تری داشته باشیم. این موضوع را با سخنی از مرحوم علامه محمدتقی جعفری آغاز می کنیم. وی در جواب فیلسوف شهیر اروپایی، برتراند راسل که چرا اسلام این قدر به ازدواج بهاداده و برایش قانون وضع کرده است، نوشت: «با ازدواج، می خواهد انسان به وجود آید؛ مسئلة انسان مطرح است».

بنابراین، ارضای غریزه جنسی و تأمین نیازهای جسمی و طبیعی انسان، از آثار مثبت ازدواج است؛ ولی می توان فلسفه و حقیقت ازدواج از نظر اسلام را در سه امر تکمیل، تسکین و تولید مثل، جست وجو کرد.

1. تکمیل

هیچ انسانی به تنهایی کامل نیست. از این رو، هر کسی باید پیوسته در جهت جبران کمبود خویش، تلاش کند. جوان، در پی رسیدن به استقلال فکری است و برای جبران نواقص و تأمین نیازهای بی شمار خود، به سوی ازدواج سوق داده می شود و با گزینش همسری مناسب و شایسته، عوامل رشد و تکامل خویش را فراهم می کند.

شهید مطهری در این باره می گوید: «تشکیل خانواده، یعنی یک نوع علاقه مند شدن به سرنوشت دیگران... و یکی از علل این که در اسلام، ازدواج یک امر مقدس و عبادت تلقی شده است، همین است. ازدواج، اولین مرحلة خروج از خود طبیعی فردی و توسعه پیدا کردن شخصیت انسان است... پختگی ای که در پرتو ازدواج و تشکیل خانواده ایجاد می شود، در هیچ جایی دیگر نمی توان به آن رسید و آن را فقط در ازدواج و تشکیل خانواده باید به دست آورد».1

شخصیت انسان پس از ازدواج، به یک شخصیت اجتماعی تبدیل می شود؛ زیرا در پرتو ازدواج و زندگی مشترک، خود را به شدت مسئول حفظ همسر و تأمین وسایل زندگی و تربیت فرزندان می داند و تمام هوش، ابتکار و استعدادهای خود را به کار می گیرد و به عبارت دیگر، احساس مسئولیت اجتماعی، در او شکل می گیرد و بسیاری از شایستگی ها و توانمندی های نهفتة درونی اش را شکوفا می سازد.

بنابراین، می توان ازدواج را مایة رشد و کمال انسان دانست و در واقع، خداوند، انسان را به گونه ای آفریده که بدون جنس مخالف، ناقص است و با جنس مخالف، کامل می شود. مرد، به زن نیازمند است و زن به مرد و هر کدام از دو جنس، از نظر روحی و جسمی، به هم وابسته اند و با قرار گرفتن در کنار هم، یکدیگر را تکمیل می کنند.

2. تسکین

مهم ترین نیازی که بر اثر ازدواج تأمین می شود، نیاز به آرامش و احساس امنیت و آسودگی است. این نیاز که در سرشت آدمی ریشه دارد، چنان مهم است که خداوند در بیان فلسفة ازدواج می فرماید: «از آیات و نشانه های خداوند آن است که برای شما از جنس خودتان، همسرانی قرار دادیم؛ تا در کنار آنان، آرامش یابید».2

بنابراین، همسر، موجب آرامش و امنیت خاطر و محیط خانه، وسیلة آرامش روحی زن و مرد قرار داده شده است. در اوایل جوانی، احساس تنهایی، بیهودگی و نداشتن پناهگاه، انسان را فرا می گیرد. ازدواج و قرار گرفتن در کنار همسری شایسته و دل سوز، این احساس را از بین می برد و او را به آرامش روحی می رساند. این احساس آرامش، به ثبات فکری و روحی، وقار، احساس ارزشمند بودن و لذت می انجامد و در واقع، دست آفرینش، نوعی کشش درونی میان زن و مرد به ودیعت نهاده، تا آنان در سنین خاص، خواهان یکدیگر شوند و اضطراب و پریشانی شان از طریق ازدواج، به سکونت و آرامش تبدیل گردد. دانشمندان علوم تجربی و انسانی نیز ارضای صحیح و به موقع غریزة جنسی و ترشح معتدل غدد جنسی را برای سلامت جسم و روان آدمی، لازم دانسته، عدم آن را سبب پاره ای از بیماری های روانی و گاه جسمانی شمرده اند.

3. تولید

یکی از ثمرات بزرگ ازدواج، وجود فرزند و بقای نسل آدمی است. تولید و تکثیر نسل را نباید کوچک و بی اهمیت شمرد؛ زیرا هدف آفرینش جهان، وجود انسان و پرورش و تکامل اوست. تولید و پرورش انسان های خداپرست و موحد، نیکوکار و صالح، مطلوب خدای جهان آفرین است. از دیدگاه اسلام، وجود فرزند صالح برای پدر و مادر، یک عمل صالح شمرده می شود و در سعادت دنیا و آخرت آنها مؤثر است و به همین جهت، معصومان علیهم السلام، تولید و تکثیر نسل را از اهداف ازدواج خوانده اند. پیامبراکرمصلی الله علیه وآله می فرماید: «چه مانع دارد که مؤمن برای خودش همسری برگزیند؛ شاید خدا فرزندی به او عطا کند که با گفتن لااله الا اللّه، زمین را سنگین سازد». در حقیقت، زوج ها از طریق فرزندان خود، رشتة پیوند میان اعضای یک نسل را به وجود می آورند. این امر از اهداف اساسی ازدواج است. وجود فرزندان، به گرمی، پویایی و صفای کانون خانواده می انجامد و انگیزة ادامه زندگی را در انسان تقویت می کند.

روشن است که در پرتو ازدواج، یکی از نیازها و غرایز مهم انسان (غریزة جنسی) تأمین و به روشی درست، ارضا می شود. با تأمین این نیاز جسمانی، فرد از نظر روانی، ذهنی و اخلاقی، به آرامش می رسد و مسیر بسیاری از انحرافات جنسی، اخلاقی و اجتماعی، بسته می شود.

بنابراین، نمی توان فلسفة ازدواج را صرفاً در کنترل غریزة جنسی جست وجو کرد. همچنین نمی توان گفت که زن، وسیله و ابزاری برای ارضای غریزه جنسی مرد است؛ زیرا همان طور که بیان شد، حقیقت ازدواج در این مطلب خلاصه نمی شود و علاوه بر این، هر دو جنس مذکر و مونث، به این نیاز جسمی که خداوند در نهاد همه انسان ها - اعم از زن و مرد - قرار داده است، باید پاسخ مناسب و صحیح بدهند؛ هر چند ممکن است زمان ارضا و تأمین آن در انسان ها متفاوت باشد و گرنه، هر دو جنس، نیازمند آن هستند.

اکنون این سؤال مطرح می شود که آیا شما نسبت به همسر فعلی خودتان یا نسبت به هر فردی از جنس مخالف چنین احساسی دارید که این، باید مورد بررسی قرار گیرد یا حداقل شما به آن پاسخ دهید که آیا به وی حساسیت خاصی دارید یا به خاطر برخی عدم تفاهم ها، به این بینش و حالت خاص رسیده اید؟ به نظر می رسد که این مشکل، قابل حل باشد و نمی تواند مسئلة پیچیده ای باشد. بهترین راه آن است که در یک محیط عاطفی و منطقی، با همسرتان به گفت وگو بنشینید و نقطه نظرات خودتان را بیان نمایید و به یک توافقی برسید. مسلماً هیچ دو انسانی نیستند که در تمام مسائل، تفاهم صد در صد داشته باشند. سلایق و علایق افراد، متفاوتند؛ ولی برای یک زندگی مشترک - آن هم در ابتدای زندگی که عشق و علاقه بین زوجین بیشتر می باشد و به ویژه که همسرتان به شما علاقة بیشتری نشان می دهد - باید انعطاف داشته باشید و در پرتو محبت و احترام به یکدیگر، پایه های تفاهم را بیشتر کنید. به یقین اگر همسرتان از تمایل و علاقة باطنی شما به برخی رشته های تحصیلی اطلاع می داشت، چه بسا اصراری بر انتخاب رشته های تهران نداشت و گمان می کند که به همان اندازه که خودش دوست دارد در کنار شما باشد، شما نیز بر آن اصرار می ورزید و به هر حال، می توانید نقطه نظرات خود را دربارة چگونگی زندگی و ترسیم اهداف آینده، در یک جلسة دوستانه و عاطفی، مطرح کنید و با هم به توافق برسید؛ تا احساس نکنید که همسرتان مانع آزادی عمل شما می شود و یا این که وی بتواند شما را قانع کند و در مجموع، به یک تصمیم مشترکی دست یابید. باتوجه به این امور، توصیه های زیر را عملی کنید:

1. در اولین فرصت و ملاقات، به وی اظهار علاقه کنید و هر چند سخت هست، ولی به او بگویید: من شما را دوست دارم.

2. ویژگی ها و خصوصیات پسندیده و خوب وی را به ذهن خود بسپارید و اگر احتمالاً نقاط ضعفی در وی یافت می شود، فراموش کنید.

3. در صورت امکان، هدیه ای تهیه کنید و در اولین فرصت و ملاقات، به وی بدهید.

4. بیشتر به آرامش بخشی و تکمیل شدن انسان در پرتو ازدواج، فکر کنید و دربارة شیرینی دوران عقد و آغاز زندگی مشترک، فکر کنید.

5. در صورت امکان و توافق خانواده محترمتان، به مسافرت های کوتاه مدت در دوران عقد بروید و در حد امکان، در جلسات و گفت وگوهای خصوصی خود با همسرتان، به بیان نقطه نظرات شخصی و علایق و سلایق همدیگر بپردازید؛ تا هم از لذت های دوران عقد، بهره مند و هم به ویژگی ها و خصوصیات همدیگر آگاه شوید. این کار می تواند در ایجاد علاقه نسبت به همدیگر و ارتقای آن، موثر واقع شود و در این صورت، علاقه مطلوب و مورد نظرتان، به تدریج حاصل خواهد شد.

6. به همسرتان به عنوان یک دوست صمیمی و نزدیک، بنگرید و او را هم راز و دلسوز خود بدانید.

در پایان توصیه می شود که کتاب «آیین همسرداری»، نوشته ابراهیم امینی را مطالعه کنید و به همسرتان نیز مطالعة آن را توصیه کنید.

پی نوشت:

1. مرتضی مطهری، تعلیم و تربیت در اسلام، ص 252.

2. روم، آیة 21.

30 مهر 1393