h بررسی آزادی در اندیشه سیاسی مقام معظم رهبری(بخش پایانی) - ظهور 12

پایگاه خبری و تحلیلی ظهور 12

بررسی آزادی در اندیشه سیاسی مقام معظم رهبری(بخش پایانی),ظهور 12,پایگاه خبری تحلیلی سیاسی,بررسی آزادی در اندیشه سیاسی مقام معظم رهبری(بخش پایانی),مذهبی,اجتماعی,فرهنگی,اقتصادی,بررسی آزادی در اندیشه سیاسی مقام معظم رهبری(بخش پایانی)

بررسی آزادی در اندیشه سیاسی مقام معظم رهبری(بخش پایانی)

بررسی آزادی در اندیشه سیاسی مقام معظم رهبری(بخش پایانی)

رهبر انقلاب ، آزادی معنوی به معنای رها شدن از قیود درونی و پابندی‌های درونی است ؛ در مبارزه‌ی با موانع آزادی، این بحث قابل طرح است.

سه. آزادی احزاب

در بینش سیاسی مقام معظم رهبری، برخلاف اندیشه‌هایی که مخالف وجود حزب هستند، اصل تحزب مورد پذیرش قرار گرفته است و از جامعة تک‌صدایی پرهیز شده است. براین‌اساس، وجود احزاب و گروه‌های اجتماعی مختلف در جامعه، نه‌تنها اشکالی ندارد، بلکه لازم و ضروری است.

حزب یعنی همین انسجام، که در هر جامعه‌ای لازم است و جهت‌گیری منظم و خوب حزب است که ضامن تداوم یک حرکت اجتماعی است؛ بنابراین، اسلام این را می‌پسندد و قبول می‌کند. (اخوان کاظمی، 1388: 111)

ایشان در مورد اصل تحزب تأکید می‌کنند که:

این را باید تذکر بدهیم که ما گفتیم حزبی به‌نام «حزب مستضعفان» در همة دنیا، معنایش این نبود که حزب‌های صحیحی که در ایران است، نباشد. حزب‌های منطقه‌ای علی‌حده است و حزب تمام مناطق و تمام جاها، یک حزب دیگر است. اگر ان‌شاءالله مسلمین موفق بشوند و یک همچون حزبی که مستضعفین است، برای همة جاها یک همچون حزبی را تأسیس کنند، بسیار به‌موقع است. لکن به‌معنای این نیست که در محل و در منطقه‌ها حزب نباشد. (بیانات، 22/10/1367)

بنابراین، در منظر معظم‌له اصل تحزب پذیرفتنی است؛ به‌همین دلیل، احزاب و گروه‌های سیاسی در جمهوری اسلامی ایران آزاد هستند و در چارچوب قانون اجازة فعالیت دارند.

آزادی احزاب سیاسی، مضمون قانون اساسی است. هدف، عمل کردن به‌قانون اساسی است. قانون اساسی اجازه داده به افراد ملت که جمعیت‌ها و گروه‌ها و احزابی را در چارچوب‌های قانونی البته به‌وجود بیاورند و شکی نیست که ما باید این امکان را بدهیم. حالا که خوشبختانه وزارت کشور افتاده توی این فکر که این کار را انجام بدهد. خیلی قبل از اینها باید این کار انجام می‌گرفت. (همان)

به‌طورکلی، آزادی سیاسی، زمانی تحقق می‌یابد که شهروندان اجازة تشکیل حزب و اجتماعات سیاسی را داشته باشند.

وقتی گفته می‌شود که در جامعة اسلامی، مردم آزادی‌های سیاسی دارند، این بدین معناست که هم حق انتخاب را در اموری که اشاره شد دارا هستند و هم حق فعالیت سیاسی، انتشار مطبوعات و روزنامه‌ها، ایجاد تشکل‌ها و سازمان‌ها و احزاب، ایجاد اجتماعات سیاسی، بیان افکار و نظرات سیاسی و خلاصه، انتخاب راه خود، راه سیاسی خود در جامعه را دارا هستند. (بیانات، 12/4/1366)

در منظر آیت‌الله خامنه‌ای، همه احزاب سیاسی در چارچوب قانون اجازة فعالیت دارند. از‌این‌رو، ایشان گروه‌های سیاسی که فعالیت‌های سیاسی را منحصر به‌خود دانسته و اجازة فعالیت به احزاب و گروه‌های سیاسی دیگر را نمی‌دهند سرزنش و بیان می‌کنند:

همة گروه‌ها، همة احزاب، همة دسته‌جات، همة افراد، همة چهره‌ها و شخصیت‌ها باید بدانند که فقط خود آنها نیستند که حق حیات و حق گفتن و حق اظهار عقیده کردن دارند، این حق متعلق به همه است؛ متعلق به‌عموم ملت است و همه می‌توانند از آن استفاده کنند. (بیانات، 17/11/1358)

برخی نویسندگان، ملاک سنجش خوبی و بدی حزب از دیدگاه معظم‌له را به دو دوره تقسیم کرده‌اند: دورة اول، مربوط به اوایل انقلاب و سال 1358 است که مقام معظم رهبری به‌همراه شخصیت‌هایی مانند شهید بهشتی و هاشمی رفسنجانی، حزب جمهوری اسلامی را تشکیل دادند. در این دوره، رویکرد آیت‌الله خامنه‌ای به‌تشکیل حزب، مثبت بوده و موافق این‌گونه احزاب بوده‌اند. دورة دوم، مربوط به بعد از انحلال حزب جمهوری اسلامی به‌ویژه در دهة 1380 ـ 1370 است که دیدگاه‌های ایشان در برابر تحزب به‌شدت انتقاد‌آمیز بوده و دارای رویکرد موافقت مشروط با تحزب می‌باشد. (اخوان کاظمی، 1388: 114 ـ 109)

اما به‌نظر نویسندة مقاله، دیدگاه مقام معظم رهبری به‌دلیل تغییر سال‌ها نبوده، بلکه به‌دلیل اهداف حزب بوده است؛ به‌عبارت دیگر، معظم‌له ملاک سنجش خوبی و بدی حزب را هدف حزب می‌دانند و احزاب سیاسی را به دو دسته تقسیم می‌کنند؛ (بیانات، 4/12/1377) دسته اول مربوط به‌احزابی است که هدفشان کسب قدرت است. اگرچه کسب قدرت برای احزاب، امری قهری است، یعنی افراد حزب نمی‌توانند به‌انتخابات ریاست جمهوری و ... بی‌تفاوت باشند و پس از پیروزی فرد منتخب، احزاب حامی، قدرتمند می‌شوند. اما نباید هدف حزب، کسب قدرت باشد.

از معایب این دسته احزاب به‌دنبال قدرت، آن است که دارای اعضای مصلحتی است نه اعضای فکری؛ بدین معنا که فرد از حزب حمایت می‌کند تا یک امتیاز بگیرد. به‌عنوان مثال فلان روحانی برای حزب رأی جمع می‌کند تا به مسجد او امتیاز دهند. طرفداران این احزاب، نه تفکر حاکم بر این احزاب را می‌شناسند و نه مؤسسان احزاب را. همچنین طرفداران، نه با کاندیدادهای احزاب آشنایی دارند و نه اطلاعی از اقدامات آنها دارند. این دسته احزاب، هرچند در جمهوری اسلامی ایران آزادند، مورد تأیید معظم‌له نیستند؛ به‌همین دلیل، معظم‌له احزابی را سرزنش می‌کنند که از طریق انتساب به ایشان درصدد کسب قدرت در جامعه هستند. ایشان می‌فرمایند:

بعضی خودشان که کشمکش می‌کنند هیچ، سعی می‌کنند که رهبری و دستگاه‌های نظام را هم وانمود کنند که در دعواهای جناحی و خطی اینها واردند؛ این مطلب درست نیست. بنده حزب و شخصیت نمی‌شناسم؛ بنده این را می‌شناسم که کسی که می‌آید به‌مجلس، باید باتقوا باشد؛ اولین شرط تقواست؛ «انّ اکرمکم عنداللّه اتقاکم». دیگر اینکه، باید طرفدار محرومین باشد. (بیانات، 18/10/1382)

دسته دوم از احزابی که آیت‌الله خامنه‌ای مطرح و تأیید می‌کنند، احزابی است که به‌عنوان یک اندیشه و فکر، به‌دنبال هدایت افکار جامعه باشند و درصدد آن هستند که تفکر مورد قبول خودشان را به‌مردم برسانند؛ چنانچه «حزب جمهوری اسلامی» براین‌اساس تشکیل شده بود. (بیانات، 4/12/1377)

چهار. آزادی انتخابات

از منظر معظم‌له، مهم‌ترین مصداق آزادی، آزادی انتخابات است. (بیانات، 19/1/1382) این آزادی، زمانی تحقق می‌یابد که انتخابات همراه ویژگی‌هایی باشد:

الف) حضور همگانی مردم

از آنجا که نظام جمهوری اسلامی ایران بر آرای مردمی متکی است و نظام بدون حمایت و رأی مردم، در حقیقت هیچ است، از منظر معظم‌له، نفس حضور مردم در انتخابات اهمیت دارد و این حضور همگانی در انتخابات، هم حق مردم و هم تکلیفی بر دوش مردم است. براین‌اساس، ایشان تأکید می‌کنند:

حضور مردم و اعتقاد به‌آنها باید در اینجا خود را نشان دهد؛ یعنی در قانون اساسی ما و در تعالیم و راهنمایی‌های امام، همیشه بر این نکته تأکید شده است که نظام بدون حمایت و رأی و خواست مردم، در حقیقت هیچ است. باید با اتکا به‌رأی مردم، کسی بر سر کار بیاید. باید با اتکا به‌ارادة مردم، نظام حرکت کند. انتخابات ریاست جمهوری، انتخابات خبرگان، انتخابات مجلس شورای اسلامی و انتخابات دیگر، مظاهر حضور رأی و اراده و خواست مردم است.

این یکی از عرصه‌هاست. لذا امام بزرگوار، هم در دوران حیات خود به‌شدت به‌این عنصر در این عرصه پایبند باقی ماند و هم در وصیت‌نامة خود آن‌را منعکس و به‌مردم و مسئولان توصیه کرد. درحقیقت، انتخابات و حضور مردم در صحنة انتخاب رئیس‌جمهور، نمایندگان مجلس و یا سایر انتخاب‌هایی که می‌کنند، هم حق مردم است، هم تکلیفی بر دوش آنهاست. در نظام اسلامی، مردم تعیین‌کننده‌اند. (بیانات، 13/2/1376)

ب) آزادی در امر انتخاب؛ انتخاب آگاهانه

دومین ویژگی انتخابات آزاد آن است که حضور مردم و کاندیداها در انتخابات باید آزادانه و آگاهانه باشد.

آزادی انتخابات معنایش این است که هرکسی بتواند آزادانه خودش را مطرح کند و در معرض اطلاع مردمی که می‌خواهند او را انتخاب بکنند، بگذارد و مردم هم هرکسی را که خودشان می‌فهمند، می‌پسندند، آزادانه بتوانند انتخاب کنند و کسی زوری، اجباری نسبت به آنها نداشته باشد. (بیانات، 7/1/1363)

با تحقق این هدف، نظام اسلامی می‌تواند مطمئن باشد که در جهت آرزوها و هدف‌های خود در حرکت است. از سوی دیگر، مردم و احزاب نیز باید در انتخابات احساس آزادی انتخاب داشته باشند. (بیانات، 15/1/1371)

ج) فضای انتخابات سالم باشد

در نگاه معظم‌له انتخابات آزاد به‌معنای آزادگی و رشد ملت است. براین‌اساس، زمانی انتخابات از رأی واقعی مردم حکایت دارد که فضای انتخابات سالم باشد. ازاین‌رو، ایشان تأکید می‌کنند:

آنچه در انتخابات، از نظر شما برادران عزیز و زحمتکش مهم است، در درجة اول، سلامت انتخابات است. انتخابات باید به‌معنای واقعی کلمه، نمایشگر رأی مردم باشد. این به‌معنای آن نیست که ما فقط از تقلب کردن کسانی که ممکن است بخواهند چنین کاری بکنند، جلوگیری بکنیم ـ آنکه به‌جای خود محفوظ و معلوم است و شأن مأموران جمهوری اسلامی، اجل از این حرف‌هاست ـ بلکه بالاتر از این، فضای انتخابات، باید فضای سالمی باشد؛ فضای تبلیغات، باید با فضای پروپاگاندهای معمول دنیا تفاوت داشته باشد. (بیانات، 27/9/1370)

د) انتخابات در انحصار حزب و گروه خاصی نباشد

آیت‌الله خامنه‌ای به‌عنوان سیرة حضرت امام‌خمینی تأکید دارند که انتخابات نباید در انحصار حزب و گروه خاصی باشد و مسئولان و دست‌اندرکاران انتخابات نباید از حزب و جناحی طرفداری کنند. اگر چنین انتخابات آزادی داشته باشیم، باعث دلگرمی مردم می‌شود. (همان)

ه‍) برابری حق رأی

از ویژگی‌های انتخابات آزاد در نظر معظم‌له، برابری حق رأی است؛ بدین‌معنا که همه دارای رأی یکسان باشند و بین زن و مرد، جوان و پیر و مذهب‌های مختلف تفاوتی نباشد.

مهم اینکه در این حق، یعنی حق رأی دادن، حق انتخاب کردن یعنی آزادی سیاسی در بزرگ‌ترین و مؤثرترین شکلش هیچ محدودیتی نیست. زن‌ها هم همین‌جور رأی می‌دادند و رأی می‌دهند و صاحب سهمی در این آزادی عمومی هستند. جوانان هم همین‌طور، حتی نوجوانان هم اگر به‌حد بلوغ رسیدند همین‌طور. نژادهای مختلف تفاوتی ندارند. مذهب‌های مختلف تفاوتی ندارند. (بیانات، 22/3/1366)

محدوده‌های آزادی سیاسی

حقوق و حدود ملازم یکدیگرند؛ هرجا حقی هست، حدی هست و هرجا حقی داده می‌شود تکلیفی هم بار می‌شود. اگر حقوق این‌گونه لحاظ نشود و یک‌سویه و یک‌جانبه مطرح گردد، بروز تباهی‌های اخلاقی و ناهنجاری‌های رفتاری، امری اجتناب‌ناپذیر خواهد بود. هنگامی که افرادی از آزادی خود بهره‌مند شوند و در عین حال، قیدهای اخلاقی توجیه‌کنندة آن‌را فراموش کنند، تضاد میان آزادی و نظم ظهور می‌کند. به‌گفتة «بوردو»، در این وضعیت، خودمختاری فرد به‌خودفرمانی اقویا تبدیل می‌شود.

از این پس، خودمختاری فردی، بر پایة امکانات موجود فرد برای تحمیل اراده خویش سنجیده شده و بدین‌گونه با رهایی ضابطه‌های اخلاقی به خدمت توجیه خودپرستی زورمندان و تشویق و رذالت تردستان درمی‌آید. (بوردو، 1378: 50) به‌این ترتیب، آزادی که متعلق به‌همه انسان‌هاست، در عمل، برای عدة خاصی امتیاز محسوب می‌شود. آزادی، زورمند را بر ناتوان و توانگر را بر تهیدست مسلط کرده و خود به ابزار سرکوب تبدیل می‌شود و قانون نیز موانع کار را برطرف می‌کند.

براین‌اساس، مقام معظم رهبری در کنار طرح فطری و طبیعی‌بودن آزادی و تأکید بر آزادی سیاسی، این پرسش را مطرح می‌کنند که گسترة آزادی تا کجاست؟ آیا آزادی، همة عرصه‌ها را دربرمی‌گیرد یا دارای حدی است؟ (بیانات، 5/10/1365) معظم‌له در پاسخ تصریح می‌کنند از آنجا که آزادی، مقدمه‌ای برای رسیدن به‌کمال است، (بیانات، 12/6/1377) ازاین‌رو، آزادی و تکلیف دو روی یک سکه هستند و آزادی در اسلام همواره با تکلیف همراه است. آزادی بدون تکلیف مربوط به‌جوامع غربی است که هر نوع ایدئولوژی که در آن باید و نبایدی باشد، نفی می‌کنند.

در غرب تا جایی پیش رفتند، در نفی تکلیف که حتی نه تفکر دینی را، حتی تفکرات غیردینی را ـ کل ایدئولوژی‌ها را که در آنها تکلیف هست؛ واجب و حرام هست؛ باید و نباید هست ـ اینها را نفی می‌کنند. الان تو آثار اخیر همین لیبرال‌نویس‌ها؛ لیبرالیسم‌های آمریکایی و شبه آمریکایی و کسانی که پیغمبرشان آنها هستند.

امت‌های آنها در کشورهای دیگر ازجمله متأسفانه بعضی‌ها در کشور خود ما دنبال همین هستند که آقا تفکر آزاد غربی با اصل باید و نباید، با اصل ایدئولوژی مخالف است. خب، اسلام به‌کلی نقطة مقابل این است. اسلام آزادی را همراه با تکلیف برای انسان دانسته که انسان بتواند با این آزادی، تکالیف را صحیح انجام بدهد، کارهای بزرگ را انجام بدهد، انتخاب‌های بزرگ را بکند و بتواند به‌تکامل برسد. اینهاست. (همان)

معظم‌له تأکید دارند آزادی در اسلام باید دارای محدوده باشد و این محدوده‌ها باید آموزش داده شود تا به‌صورت فرهنگ و آداب درآید. «آزادی آموختنی است؛ یعنی آزادی آداب و فرهنگی دارد که باید آن‌را آموخت»؛ (بیانات، 9/12/79) زیرا بدون فرهنگ و ادب آزادی، نعمت بزرگ آزادی به استبداد و دیکتاتوری و یا هرج و مرج گرایش پیدا می‌کند؛ در این صورت است که همه تشنة فردی دیکتاتور می‌شوند.

از نظر اسلام، این برای یک جامعه فاجعه است. آزادی که از دست برود، فاجعه است. از نظر اسلام، هر نوع استبداد و دیکتاتوری ـ چه دیکتاتوری فردی، چه دیکتاتوری دسته‌جمعی؛ دیکتاتوری دسته‌جمعی هم مثل دیکتاتوری فردی است، فرقی نمی‌کند؛ دیکتاتوری حزبی هم مثل دیکتاتوری فردی است؛ گاهی بدتر هم هست ـ و اینکه یک نفر بخواهد با رأی برخاسته از نفسانیاتِ خودش سرنوشت مردم را به‌دست بگیرد، مردود است. (همان)

آیت‌الله خامنه‌ای، طرفداران آزادی بدون محدوده را دشمنان آزادی می‌دانند و تصریح می‌کنند:

اینها دشمنان آزادی‌اند. آزادی را نباید بدنام کرد ... . کسانی که نام آزادی را می‌آورند، ولی به‌فرهنگ آزادی مطلقاً پایبند و متعهد نیستند، به‌آزادی ضربه می‌زنند. اینها طرفدار آزادی نیستند؛ اینها به‌آزادی خیانت می‌کنند. (همان)

اکنون که آزادی باید دارای محدوده‌هایی باشد، مقام معظم رهبری مرزهای آزادی را بیان می‌کنند که عبارتند از:

1. آزادی در چارچوب قوانین اسلامی

در اندیشه آیت‌الله خامنه‌ای، ترکیب دوارزش بنیادین «اسلامیت و جمهوریت» به‌عنوان دال مرکزی، مبنای فکری آزادی سیاسی است؛ هرچند ارزش عبارت است از «اندیشه و تصورات از آنچه یک فرهنگ خاص به‌عنوان خوب یا بد، توجه دارد». (William, 1996: 61) منظور از «ارزش» در آزادی سیاسی، ارزش‌های اساسی  است؛ ارزش‌های اساسی، خطوط قرمز زندگی ما را تشکیل می‌دهند. این ارزش‌ها، اصول و باورهای هدایت‌گر نظام سیاسی هستند و به‌عنوان خطوط قرمز، عام و فراگیر می‌باشند و مستقل از زمان و مکانند.

یعنی با ماهیت و جوهرة نظام سیاسی حاکم در ارتباطند؛ به‌گونه‌ای که کوچک‌ترین تعرض به‌آنها را نمی‌توان نادیده گرفت و تحمل کرد و توقع آن است که همگان از آنها تمکین و تبعیت نمایند. (افتخاری، 1380: 120) براین‌اساس، از میان ارزش‌های مختلف، دو مؤلفة جمهوریت و اسلام به‌عنوان ارزش‌های اساسی قابل طرح است. (امام‌خمینی، 1385: 4 / 240 و 444؛ 5 / 144، 170 و 204؛ بیانات، 19/1/1382، 15/1/1376، 12/4/1377)

ولی باید توجه داشت که ترکیب جمهوریت و اسلامیت، ترکیب انضمامی نیست؛ بلکه یک‌هویت است؛ (بیانات، 23/12/1380) یعنی جمهوریت همانند کشورهای غربی بالإصاله اعتبار ندارد و مردم‌سالاری دینی، دمکراسی غربی نیست که فقط آرای مردم اهمیت داشته باشد. (بیانات، 13/10/1379) به‌دیگر سخن، در اندیشة سیاسی معظم‌له، جمهوریت و اتکا به آرای مردم در نظام اسلامی، امر مقدسی است. علت آن نه به‌دلیل فلسفة لیبرالیسم است که جمهوریت بالإصاله دارای اعتبار و ارزش است و در این صورت جمهوریت و اسلامیت یک‌مرکب انضمامی می‌شوند، بلکه به‌این دلیل که جمهوریت و اسلامیت، یک هویت است؛ یعنی خداوند مردم را آزاد آفریده است. (بیانات، 19/1/1382)

بنابراین از منظر معظم‌له، اولاً، جمهوریت و اتکا به‌آرای مردم، چنان دارای اهمیت است که طرح آزادی بدون رأی و خواست مردم را بی‌ارزش می‌داند. (بیانات، 14/3/1378) حتی حکومت اسلامی در نزد ایشان بدون خواست مردم، نمی‌تواند دینی باشد؛ زیرا حکومت زور نمی‌تواند دینی باشد. (خامنه‌ای، 1376: 1/ 32 و 33) ثانیاً، جمهوریت به‌عنوان یکی از دو‌مبنای فکری برای آزادی، تا جایی اعتبار دارد که مطابق شرع مقدس باشد.

آزادی در اسلام، ریشة جهان‌بینی توحیدی دارد. علت اعتبار جمهوریت، ریشه توحیدی و آفرینش مردم به صورت آزاد توسط خداوند است. براین‌اساس، آیت‌الله خامنه‌ای یکی از محدوده‌های آزادی سیاسی را اسلامیت می‌دانند و تصریح می‌کنند که آزادی در چارچوب قوانین الهی پذیرفتنی است و به‌طور کلی، مردم در جمهوری اسلامی ایران، آزادی منهای اسلام را نمی‌خواهند. بنابراین، آزادی، عدالت و همة واژه‌هایی که شعار انقلاب اسلامی ایران بوده است، در چارچوب قوانین اسلامی قابل تحقق است.

اسلام معتقد است که آزادی‌های مردم باید در چارچوب مقررات و ضوابط اسلامی باشد. شما آزاد نیستید در جامعه آن‌چنان که به‌اخلاق و عفت عمومی لطمه وارد می‌کند، فساد و رهایی و یله‌گی جنسی داشته باشید. اسلام این را اجازه نمی‌دهد... اسلام اجازه نمی‌دهد که در جامعة اسلامی کسانی که معتقد به‌نظام اسلامی نیستند، بنشینند افکار را و افکار ساده را منحرف کنند. بله، ما با این آزادی مخالفیم. (بیانات، 1/6/1361)

2. آزادی در چارچوب قانون

نبود قانون‌گرایی، آزادی سیاسی را دچار تشتت کرده و درنتیجه، آثار منفی‌ای برای جامعه دارد. براین‌اساس، حاکمیت قانون به‌عنوان یک‌خط قرمز معرفی می‌شود که التزام به‌آن برای همة افراد، احزاب، گروه‌ها و تشکلات سیاسی ضروری شناخته می‌شود. آزادی سیاسی نباید به چالش‌کشیدن قوانین منجر شود. چنانچه در آزادی، سیاست و یا برنامه‌ای متوجه تضعیف جایگاه این میثاق و یا رد آن باشد، محکوم بوده و به‌مثابه عملی بر ضد منافع ملی جلوی آن گرفته می‌شود.

رسانه‌ها، احزاب و... در رقابت‌های غیرقانونی بیشتر به‌برخوردها، اختلاف نظرها و رسوایی و کمتر به‌ثبات، تداوم سازگاری اخلاقی و وفاق ملی علاقه نشان می‌دهند. نمود عینی این وضعیت، در اخلاق رسانه‌ای حاکم بر مطبوعات پس از پیروزی انقلاب اسلامی قابل مشاهده است؛ (خواجه سروی، 1382: 32) ازاین‌رو، آیت‌الله خامنه‌ای تأکید دارند «راهِ اینکه همه، حق آزادی داشته باشند، عمل به‌قانون است». (بیانات، 8/3/1360)

آزادی خارج از چارچوب قانونی به هرج و مرج می‌گراید. برای علاج بیماری‌ها و هتاکی‌ها و مهار هرج و مرج فرهنگی نیز بهترین راه، همین است که آزادی بیان در چارچوب قانون و تولید نظریه در چارچوب اسلام، حمایت و نهادینه شود. (بیانات 16/11 /1381)

هرگز نباید حدود قانونی و ورع‌های فرهنگی با سانسور اشتباه شود. این حدود قانونی در همة کشورها الزامی است تا هرج و مرج ایجاد نشود. آن حدود در هیچ جای دنیا و با هیچ منطقی وجودش بد نیست، به‌معنای سانسور نیست، به‌معنای عدم آزادی نیست. بلکه نبودنش به‌معنای بلبشو و هرج و مرج است. قانون هست، قاعده هست، خط‌کش در جامعه هست. بایست بر طبق حدود و مقررات و انضباط صحیح اجتماعی عمل بشود. (بیانات، 24/2/1373)

معظم‌له دربارة طرفداری از کاندیداهای انتخابات همواره هشدار می‌دهند، مبادا کسی اقدامات غیرقانونی انجام دهد؛ اعتراض‌ها باید از طریق قانون حل شود؛ قانون، فصل‌الخطاب است.

البته من به‌شما عرض کنم که یکی از هدف‌های دشمن این است که با تحریک احساسات، در کشور ایجاد ناامنی کند. من قویاً توصیه می‌کنم که به‌خاطر احساسات و به‌خاطر طرفداری از فلان کس، مبادا بر خلاف قانون اقدامی شود. من به‌هیچ وجه اجازه نمی‌دهم. (بیانات، 1/2/1379)

قانون، فصل‌الخطاب است؛ قانون را فصل‌الخطاب بدانید. انتخابات اصلاً برای چیست؟ انتخابات برای این است که همة اختلاف‌ها سر صندوق رأی حل و فصل بشود. باید در صندوق‌های رأی معلوم بشود که مردم چی می‌خواهند، چی نمی‌خواهند؛ ... پس چرا انتخابات انجام گرفت؟ ... . زورآزمائی خیابانی بعد از انتخابات کار درستی نیست، بلکه به‌چالش کشیدن اصل انتخابات و اصل مردم‌سالاری است. (بیانات، 29/3/1388)

3. ممنوعیت آزادی توطئه و براندازی نظام

سومین محدودة آزادی سیاسی، ممنوعیت توطئه است. آیت‌الله خامنه‌ای تصریح می‌کنند که کسی نمی‌تواند در برابر مخالفان نظام بی‌تفاوت باشد و باید عکس‌العمل نشان داد. ولی این عکس‌العمل در همه‌جا به‌معنای بازداشت نیست. عکس‌العمل در مقابل مخالف نظام مراحلی دارد: زبانی و در چهره نشان دادن. (بیانات، 5/9/1379) اما هرگاه آزادی به‌نفوذ دشمنان نظام منجر شود (بیانات، 14/7/1379) و یا کسانی بخواهند از آزادی برای مخالفت با انقلاب سوءاستفاده کنند، با آنان برخورد می‌شود.

بی‌رودربایستی آن کسانی که بخواهند با انقلاب سرشاخ بشوند، توی دستگاه رادیو تلویزیون، اینها قابل تحمل نیستند. آنکه بخواهد لابه‌لای برنامه‌اش یک نیشی به‌انقلاب بزند حالا یک‌وقت یک‌انتقادی یکی از یک‌جایی دارد آن چیز مهمی نیست، اشکالی هم ندارد، در یک حدّ معقول اشکالی ندارد؛ اما به‌انقلاب کسی بخواهد نیش بزند، به‌اسلام بخواهد نیش بزند، یک تفکر مردود از نظر ما را بخواهد ترویج بکند، نه، این را ما قبول نمی‌کنیم، تحمل هم نمی‌کنیم. نباید هم تحمل بشود. (همان)

نتیجه

از دیدگاه آیت‌الله خامنه‌ای، ماهیت و جنس آزادی جزو حقوق طبیعی، فطری و حقوق اولیة بشر است که از سوی خداوند به‌بشر اعطا شده است. براین‌اساس:

اولاً، در این نگرش، هیچ‌یک از دولت‌ها اجازه ندارند آزادی را از جانب خود بدانند و شهروندان برای برخورداری و بهره‌مندی از آزادی خدادادی خود، به‌اعطای آن از سوی حاکمان و فرمانروایان و یا کسب اجازه از آنان نیازی ندارند. اگر هم در عبارت‌ها بیان می‌شود، به‌تعبیر معظم‌له، تنها به‌این دلیل است که از باب وظیفه و تکلیف دولت‌ها باید آزادی را اعطا کنند. بنابراین ماهیت آزادی، ریشة هستی‌شناسی و توحیدی دارد و پیش از اینکه به‌حاکمان بگوید به‌مردم آزادی بدهید، به‌مردم می‌گوید آزاد هستید؛ زیرا خداوند شما را آزاد آفرید و به‌شما آزادی داده است.

ثانیاً، از آنجا که هرچیزی که متعلق جعل الهی قرار بگیرد، اصیل است، نه اعتباری، آزادی انسان نیز از آنجا که ازجمله حقوق ذاتی و فطری انسان است که متعلق جعل الهی واقع شده، امری اصیل و حقیقی بوده، نه اعتباری؛ براین‌اساس، آزادی انسان از او قابل رفع و نفی نیست و هیچ مقامی حق ندارد به‌نام حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور، آزادی مشروع را هرچند با وضع قوانین و مقررات سلب کند.

ثالثاً، از آنجا که آزادی انسان از سوی خداوند هنگام خلقت به‌او اعطا شده است، هیچ‌گونه دِینی به‌هیچ اقتدار اجتماعی ندارد.

رابعاً، از آنجا که آزادی یک نعمت الهی محسوب می‌شود، تنها در سایة دین اسلام است که آزادی انسان می‌تواند تأمین و حفظ شود.

همچنین از دیدگاه آیت‌الله خامنه‌ای، آزادی سیاسی به‌معنای مشارکت شهروندان در نظام سیاسی است. براین‌اساس:

اولاً، آزادی بیان برای همگان حتی مخالفان باید وجود داشته باشد؛ در حکومت ولایی آزادی بیان تا آنجا مطرح است، که یک فرد عادی، قدرت مطالبه از بالاترین مقام، یعنی رهبری را دارد.

ثانیاً، حقوق و حدود ملازم یکدیگرند. براین‌اساس آزادی سیاسی و تکلیف دو روی یک سکه هستند و آزادی سیاسی نمی‌تواند بدون تکلیف مطرح شود. به‌تعبیر مقام معظم رهبری آزادی دارای آداب و فرهنگی است که باید رعایت شود. بدون ادب آزادی، این نعمت بزرگ الهی، به‌استبداد و یا هرج‌ومرج منجر می‌شود.

بنابراین در مسیر تحقق ارزش‌های اساسی جمهوریت و اسلامیت، آزادی سیاسی جمهوری اسلامی ایران در اندیشه‌های مقام معظم رهبری از این ویژگی‌ها برخوردار است:

آزادی سیاسی، فطری و از حقوق اولیة انسان محسوب می‌شود که متکی بر ارزش‌های اساسی است.

از آزادی عقیده و بیان، احزاب و گروه‌های سیاسی فعال، همراه با رسانه‌های آزاد، مستقل و ناظر بر نهادهای حکومتی برخوردار است.

منابع و مآخذ

1. اخوان کاظمی، بهرام، 1388، علل ناکارآمدی احزاب سیاسی در ایران، تهران، انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی.

2. افتخاری، اصغر، 1380، درآمدی بر خطوط قرمز در رقابت‌های سیاسی، تهران، انتشارات فرهنگ گفتمان.

3. امام خمینی، سیدروح الله، 1385، صحیفه امام، مجموعه آثار امام‌خمینی، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام‌خمینی.

4. بوردو، ژرژ، 1378، لیبرالیسم، ترجمه عبدالوهاب احمدی، تهران، نشر نی.

5. بیانات در جلسه پرسش و پاسخ در جمع دانشجویان مجتمع آموزش‌عالی شهید بهشتی، 22/10/1367.

6. بیانات در خطبه نماز جمعه، 12/9/1361.

7. بیانات در خطبه‌های نماز جمعه تهران، 12/4/1366.

8. بیانات در خطبه‌های نماز جمعه تهران، 14/9/1365.

9. بیانات در خطبه‌های نماز جمعه تهران، 19/10/1365.

10. بیانات در خطبه‌های نماز جمعه تهران، 22/3/1366.

11. بیانات در خطبه‌های نماز جمعه تهران، 5/10/1365.

12. بیانات در خطبه‌های نماز جمعه تهران، 8/3/1360.

13. بیانات در خطبه‌های نماز جمعه تهران، 17/11/ 1358.

14. بیانات در دیدار اساتید دانشگاه‌ها، 1/10/1372 و بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی، 19/9/1379.

15. بیانات در دیدار اعضای جامعه مطبوعاتی کشور، 24/2/ 1373.

16. بیانات در دیدار اعضای فراکسیون دوم خرداد، 5/9/1379.

17. بیانات در دیدار با جوانان در مصلای بزرگ تهران، 1/2/1379.

18. بیانات در دیدار با مدرسان معارف اسلامی آموزش و پرورش، 1/6/1361.

19. بیانات در دیدار با وزیر و مسئولان وزارت کشور و استانداران، 27/9/1370

20. بیانات در دیدار مدیران و مسئولان مطبوعات کشور، 13/2/1375.

21. بیانات در دیدار مسئولان و کارگزاران نظام، 12/9/1379.

22. بیانات در مصاحبه با کیهان هوایی، 18/11/1365 و سخنرانی در اجتماع بزرگ مردم بوشهر، 11/10/1370.

23. بیانات در همایش عظیم بانوان در جشن میلاد کوثر، 30/7/1376.

24. بیانات رهبر معظم انقلاب اسلام در دیدار مردم مشهد، 1/1/1378.

25. بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی پس از بازدید از نمایشگاه کتاب در حسینیه امام‌خمینی، 28/2/1378.

26. بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در اجتماع بزرگ مردم قم، 14/7/1379.

27. بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در اجتماع مردم مشهد مقدس و زائران حضرت ثامن‌الحجج علی‌بن‌موسی‌الرضا(ع) ، 15/1/1371.

28. بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در خطبه‌های نماز جمعه، 14/3/1378.

29. بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار اقشار مختلف مردم قم، 18/10/1382.

30. بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار با اعضای دفتر تحکیم وحدت، 13/10/1379.

31. بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار با دانش‌آموختگان دانشگاه تربیت مدرس، 12/6/1377.

32. بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار با مدیران و مسئولان مطبوعات کشور، 13/2/1375.

33. بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار جمعی از دانشجویان به‌همراه اقشار مختلف مردم، 21/4/1378.

34. بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار دانشجویان و اساتید دانشگاه امیرکبیر، 12/9/1379.

35. بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار دانشجویان، 7/9/1381.

36. بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار عمومی، 18/7/1375.

37. بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار فرماندهان سپاه، 19/1/1382.

38. بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی، 15/11/ 1376، 12/4/1377، 19/1/1382.

39. بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی، 4/12/1377.

40. بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی، 4/12/1377.

41. بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار با بسیجیان و سپاهیان لشکر پنج نصر در مشهد،10/1378.

42. بیانات مقام معظم رهبری با اعضای مجلس خبرگان، 15/11/1376.

43. بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با روحانیان و مبلغان اعزامی در آستانه ماه محرم‌الحرام، 13/2/1376.

44. پاسخ به‌نامه جمعی از دانش‌آموختگان و پژوهشگران حوزه علمیه، 16/11/1381.

45. پیام به‌ملت شریف ایران، در پایان چهلمین روز ارتحال حضرت امام‌خمینی(ره) ، 23/4/1368.

46. خامنه‌ای، سیدعلی، 1376، «بررسی ابعاد حکومت اسلامی»، حکومت در اسلام، مجموعه مقالات سومین و چهارمین کنفرانس اندیشه اسلامی، تهران، امیرکبیر.

47. خطبه‌های نماز جمعه تهران به‌امامت رهبر معظم انقلاب اسلامی، 29/3/1388.

48. خطبه‌های نماز جمعه، 17/11/1365.

49. خواجه سروی، غلامرضا، 1382، رقابت سیاسی و ثبات سیاسی در جمهوری اسلامی ایران، تهران، انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی.

50. دیدار با اعضای مجلس خبرگان رهبری، 23/12/1380.

51. شهرستانی، عبدالکریم، 1362، ملل و نحل، ترجمه سیدرضا نائینی، تهران، نشر اقبال.

52. طباطبایی مؤتمنی، منوچهر، 1370، آزادی‌های عمومی و حقوق بشر، تهران، انتشارات دانشگاه تهران.

53. کاتوزیان، ناصر، 1364، مقدمه علم حقوق، تهران، نشر اقبال.

54. محمدی، منوچهر، 1387، آزادی در نگاه رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی و مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی.

55. مصاحبه با روزنامه جمهوری اسلامی پیرامون انتخابات، 7/1/1363.

55.فصلنامه مطالعات انقلاب

56. نویمان، فرانتس، 1373، آزادی و قدرت و قانون، ترجمه عزت‌الله فولادوند، تهران، خوارزمی، چ اول.

57. Rivero, Jean, 1977, les garanties constiutionnelles des droits de I'homme en droit francais, Rev.int.dr.comp.

58. Goode, William J, 1966, The Dynamics of Modern society, New york, Atherton

12 شهریور 1393