h بررسی آزادی در اندیشه سیاسی مقام معظم رهبری(بخش اول) - ظهور 12

پایگاه خبری و تحلیلی ظهور 12

بررسی آزادی در اندیشه سیاسی مقام معظم رهبری(بخش اول),ظهور 12,پایگاه خبری تحلیلی سیاسی,بررسی آزادی در اندیشه سیاسی مقام معظم رهبری(بخش اول),مذهبی,اجتماعی,فرهنگی,اقتصادی,بررسی آزادی در اندیشه سیاسی مقام معظم رهبری(بخش اول)

بررسی آزادی در اندیشه سیاسی مقام معظم رهبری(بخش اول)

بررسی آزادی در اندیشه سیاسی مقام معظم رهبری(بخش اول)

آیت‌الله خامنه‌ای، آزادی را یک امر ضروری و در شمار حقوق طبیعی و اولیه بشری می‌دانند که ازسوی دولت‌ها به شهروندان اعطا نشده است؛ بلکه نعمتی از طرف خداوند است.

مقدمه

در باب مفهوم آزادی، ما باید ... مستقل فکر کنیم. تقلیدی و تبعی فکر نکنیم. اگر در این مسئله که پایه بسیاری از مسایل و پیشرفت‌های ماست، بنا شد تقلید بکنیم... خطای بزرگی مرتکب شدیم؛ نتیجة تلخی در اختیار خواهد بود. (بیانات، 12/6/1377)

«آزادی سیاسی در جامعه اسلامی، یک امر ضروری است» (بیانات، 18/11/1365 و 11/10/1370) و «فراهم آوردن زمینه‌های این امر مهم، به‌عهده دولت و همة شهروندان به‌عنوان یک فرد مسلمان می‌باشد». (بیانات، 12/9/1379) آیت‌الله خامنه‌ای با تأکید بر آزادی سیاسی، خطاب به‌همه مردم بیان می‌کنند: «در اسلام هر فردی دارای حق آزادی است و نمی‌توان شخصی را به‌دلیل داشتن فکر سیاسی مؤاخذه کرد».

گرایش‌های سیاسی و اندیشه‌های سیاسی در جامعة اسلامی آزاد است. هیچ‌کس را به‌جرم داشتن یک فکر سیاسی یا یک فکر علمی نمی‌توان مورد تعقیب قرار داد و اسلام اجازة این کار را نمی‌دهد. (بیانات،17/11/1365)

ایشان بارها به‌تشریح و تبیین آزادی، همت گماشته‌اند. با توجه به‌اینکه مقام معظم رهبری، اصول و خط‌مشی‌های حاکم بر جهت‌گیری نظام را مشخص می‌کند، براین‌اساس، روشن شدن دیدگاه‌های معظم‌له در مقوله آزادی، می‌تواند برای جامعه و گروه‌ها بسیار راه‌گشا باشد و چنانچه روند آزادی سیاسی در جمهوری اسلامی ایران با تغییر دولت‌ها دچار نوسان شود، اندیشة سیاسی مقام معظم رهبری می‌تواند شاخص مناسبی برای یافتن مسیر باشد.

وضعیت مطلوب آزادی سیاسی جمهوری اسلامی ایران برگرفته از اسناد بالادستی (شامل قانون اساسی و سند چشم‌انداز) و اندیشه سیاسی رهبران عالی نظام (شامل اندیشه سیاسی امام و مقام معظم رهبری) است. این نوشتار به‌اندیشه سیاسی آیت‌الله خامنه‌ای اختصاص دارد و بقیه، به‌پژوهش دیگری نیاز دارد.

آزادی سیاسی در اندیشه‌های معظم‌له بیشتر به‌صورت نمایه از سوی مؤسسات و نهادها مطرح شده است. برخی از تألیفات مانند «آزادی در نگاه رهبر معظم انقلاب اسلامی» (محمدی، 1387) ازجمله کتاب‌های معدودی است که به‌بررسی اندیشه سیاسی معظم‌له در زمینه آزادی سیاسی پرداخته است. پژوهش حاضر، برای بررسی آزادی سیاسی در اندیشه سیاسی معظم‌له تلاش کرده است. این پژوهش، نتیجة بررسی اندیشه سیاسی رهبر فرزانه انقلاب است که به‌صورت سخنرانی، خطبه‌های نماز جمعه و بیانات ایشان که تا سال 90 مطرح فرموده‌اند، می‌باشد.

بررسی آزادی سیاسی در این پژوهش، تحقیقی هنجاری است و به‌دنبال پاسخ به‌این پرسش است که با توجه به‌اندیشه سیاسی مقام معظم رهبری، آزادی سیاسی در ج.ا.ا. باید چگونه باشد؟ برای پاسخ به پرسش اصلی، لازم است درک درستی از خاستگاه و منشأ آزادی، مفهوم آزادی و آزادی سیاسی، آزادی بیان، مطبوعات، احزاب و انتخابات از منظر معظم‌له داشته باشیم.

خاستگاه و منشأ آزادی؛ هستی‌شناسی آزادی

نقطه عزیمت دیدگاه آیت‌الله خامنه‌ای درباره آزادی، هستی‌شناسی است و با این پرسش آغاز می‌شود که منشأ و خاستگاه آزادی چه کسی است؟ آیا دولت‌ها اعطا‌کننده آزادی به شهروندان هستند یا خیر؟ در تاریخ اندیشه سیاسی دربارۀ منشأ و منبع آزادی دودیدگاه ارائه شده است که فقط یکی از آنها مطابق دیدگاه معظم‌له است. ابتدا دیدگاه‌ها و سپس نظر مقام معظم رهبری را در این زمینه بررسی می‌کنیم:

1. نظریه حقوق موضوعه

از این منظر، آزادی سیاسی جزو حقوق موضوعه محسوب می‌شود. مقصود از حقوق موضوعه، مجموع قواعدی است که در زمان معین بر ملتی حکومت می‌کند و اجرای آن از طرف دولت تضمین می‌شود. براین‌اساس، منشأ آزادی سیاسی، دولت، فرهنگ، سنت و یا تاریخ است.

برای مثال، افرادی چون «ساوینی» در آلمان دیدگاه فرهنگی دارند و تأکید دارند که فرهنگ خاص هر جامعه، آزادی سیاسی و حقوق انسان را تعیین می‌کند و معتقدند آزادی سیاسی و حقوق انسان محصول سنت‌های هر جامعه است. گروهی دیگر به‌نام اثبات‌گران حقوقی، دولت را منبع آزادی سیاسی و حقوق تلقی کرده‌اند. دیدگاه‌های دولت‌گرا، سنت‌گرا یا فرهنگ‌گرا، تاریخ‌گرا و جامعه‌گرا محدودیت‌های اساسی برای آزادی و حقوق بشر قائل شده‌اند. (کاتوزیان، 1364: 6)

2. نظریه سیاسی ـ فلسفی حقوق طبیعی (فطری)

بنابر این دیدگاه، آزادی سیاسی جزو حقوق طبیعی (فطری) محسوب می‌شود. اصطلاح «حقوق فطری» را در برابر حقوق موضوعه به‌کار می‌برند. «حقوق فطری» یا «حقوق طبیعی»، مجموع اصول و قوانینی است که فطرت، آنها را در عقل انسان قرار داده است؛ به‌تعبیر دیگر، حقوق طبیعی، حقوقی است که انسان صرف نظر از جنس، نژاد، زبان و... تنها به‌دلیل انسان‌بودن، از آن برخوردار است.

درحقیقت، حقوق طبیعی مانند حق حیات، حق آزادی و حق انتخاب بدیهی‌ترین حق انسان است. این حقوق، برتر از ارادۀ حکومت و غایت مطلوب انسان است و قانون‌گذار باید بکوشد تا آنها را بیابد و ادارۀ اجتماع و قوانین بشری (حقوق موضوعه) را بر پایة آن قرار دهد. (همان) اما دربارة اینکه منشأ خود حقوق فطری چیست، دو دیدگاه مطرح شده است:

یک. حقوق فطری بر پایه مذهب و اخلاق: منبع حقوق فطری، ارادۀ خداوند است و هدف آن، اجرای ارادۀ او، یعنی اقامۀ عدل و مهربانی است.

دو. حقوق فطری بر پایه عقل: حقوق فطری در قرن 17 و 18میلادی به‌تدریج ریشۀ مذهبی و الهی خود را در اروپا از دست داد. منشأ حقوق فطری در این دوره، انسان است نه خداوند. نه‌تنها عقل بشر در همه‌حال به‌قواعد و حقوق فطری حکم می‌کند، بلکه این حقوق لازمۀ شخصیت انسان و همیشه با اوست. حقوق فطری، چنان با سرنوشت آدمی آمیخته است که هیچ عاملی نمی‌تواند آن‌را از او جدا یا به‌دیگری منتقل کند. به‌گفتۀ روسو: «بشر آزاد به‌دنیا آمده است و باید آزاد زیست کند». (همان: 8 و 9)

نقطه عزیمت دیدگاه آیت‌الله خامنه‌ای درباره آزادی، همانند دیگر مفاهیم مبتنی بر هستی‌شناسی و جهان‌بینی توحیدی است. از نظر ایشان، ریشة همة آموزه‌ها ازجمله آزادی، اصل توحید و یگانگی خداست. این اصل، هستی و جهان را آفریدة خدا می‌داند و قدرتی مافوق قدرت خداوند را به‌رسمیت نمی‌شناسد. ازاین‌رو، مفاهیم و آموزه‌های دیگر با توجه به‌این اصل باید مفهوم واقعی خود را پیدا کند. آزادی نیز از این اصل استثنا نبوده و در پرتو اصل توحید، مفهوم واقعی خود را پیدا می‌کند. براین‌اساس، انسان باید تنها در برابر خداوند تسلیم باشد تا از آزادی در برابر دیگران برخوردار شود. معظم‌له در این‌باره می‌فرماید:

اسلام... آزادی را امر فطری انسان می‌داند. بله، یک حق است، اما حقی برتر از سایر حقوق؛ مثل حق حیات، حق زندگی کردن. همچنانی که حق زندگی کردن را نمی‌شود در ردیف حق مسکن و حق انتخاب و حق چه گذاشت. برتر از این حرف‌هاست، زمینة همة اینهاست. آزادی هم همین‌جور است. این نظر اسلام است. البته استثناهایی وجود دارد. این حق را در مواردی می‌توان سلب کرد، مثل حق حیات. یک نفر کسی را می‌کشد، قصاصش می‌کنند. یک نفری فساد می‌کند، قصاصش می‌کنند. در مقوله حق آزادی هم این‌جوری است. منتها اینها استثناست. این دیدگاه اسلام است. (بیانات، 6/12/1377)

بنابراین، مقام معظم رهبری تأکید دارند اولاً، آزادی ازجمله حقوق طبیعی انسان و حقوق اولیة بشری است، نه حقوق موضوعه که دولت‌ها بخواهند به‌شهروندان اعطا کنند. آزادی، متعلق به‌مردم و جزو فطرت مردم است؛ ثانیاً، منشأ آزادی خداوند است نه عقل بشری. آزادی هدیه الهی است. (بیانات، 1/1/1378) ایشان تأکید دارند که در اسلام نیز آزادی امری فطری و هم‌ردیف حق حیات و برتر از دیگر حقوق دانسته شده است.

اگر آزادی در شمار حقوق فطری و حق طبیعی انسان‌هاست و اعطای آن از سوی دولت معنا ندارد، بنابراین، چه ضرورتی دارد که دولت و قوانین اساسی آن‌را به‌رسمیت بشناسد؟ فرانتس نویمان چنین پاسخ می‌دهد:

از زمانی که دولت پایدار شده و وسایل الزام و اجبار به‌صورت نهادی به‌انحصار آن درآمده، قانون طبیعی و حقوق انفکاک‌ناپذیر طبیعی تنها به‌این شرط ممکن است در سیاست معنایی داشته باشند که از طرف ارگان‌های دولتی پذیرفته شده باشند؛ یعنی به‌شکل قانون موضوعه باشند. (نویمان، 1373: 72؛ Rivero, 1977:1)

از ویژگی‌های قواعد حقوقی، داشتن ضمانت اجراست. قواعد حقوق فطری و از آن جمله حق آزادی، مادام که حقوق موضوعه به‌آنها اعتبار نبخشیده و آنها را تضمین نکرده است، از نظرگاه تکنیک سیاسی و حقوقی ناقصند؛ زیرا ضمانت اجرا ندارند. براین‌اساس، مقام معظم رهبری تصریح می‌کند آزادی علاوه بر اینکه خاستگاه فطری و طبیعی دارد، دادنی و اعطاکردنی نیز هست؛ به‌این معنا که حکومت‌ها از باب وظیفه و تکلیف باید به‌شهروندان آزادی بدهند. (بیانات، 09/12/1379)

همچنین از دیدگاه معظم‌له، آزادی، حقی گرفتنی است؛ زیرا حقوق را باید مطالبه کرد. «آزادی گرفتنی است»، یعنی هر انسان آگاه و باشعوری در جامعه باید با حقِ آزادی و حدود خودش آشنا باشد و آن‌را مطالبه کند و بخواهد. (همان)

آزادی سیاسی

آزادی سیاسی در اندیشه‌های مقام معظم رهبری پس از طی سه مرحله، تعریف شده است. در مرحلة اول، معظم‌له تأکید دارند برای دستیابی به‌مفهوم آزادی، باید مستقل فکر کرد و نباید پیرو مفاهیم اقتباس‌شده از غرب و شرق باشیم. (بیانات، 12/6/1377) اگر در مفهوم آزادی، تقلید و همان مفاهیم غرب را تکرار کنیم، نتیجة تلخی در جامعة اسلامی خواهد داشت. براین‌اساس، معظم‌له در جستجوی مفهوم آزادی، با طرح این پرسش که «آیا آزادی دارای یک مفهوم است یا مفاهیم مختلفی دارد؟» می‌فرمایند:

هر یک از مکاتب اسلامی، غربی و شرقی دارای مفهوم جداگانه‌ای از آزادی هستند. هم غرب و هم شرق ادعا دارند که دارای آزادی هستند. غرب، آزادی فردی و شرق، آزادی جامعه (محو شدن فرد در جامعه) را ادعا دارد. اما در مقابل، اسلام نیز دیدگاه ویژه‌ای دربارة آزادی دارد. (بیانات، 14/9/1365)

ایشان تأکید می‌کنند با توجه به‌طرح آزادی در انقلاب فرانسه، عده‌ای تصور می‌کنند مفهوم آزادی از غرب وارد اسلام شده است و این، فکر اشتباهی است که آزادی را از غرب هدیه گرفته‌ایم. (بیانات، 14/9/1365) با همین تصور غلط که آزادی از غرب وارد شده است، عده‌ای در پژوهش دچار اشتباه دیگری شده‌اند و همیشه در مفاهیم آزادی، به‌منابع غربی چون «کانت»، «جان استوارت میل» و دیگران ارجاع می‌دهند و این اشتباه بزرگی است. آزادی دارای ریشه اسلامی است و هیچ لزومی ندارد برای تبیین مفهوم آزادی به‌غرب مراجعه شود. (بیانات، 12/6/1377)

بنابراین، معظم‌له برای جستجوی مفهوم آزادی سیاسی، در مرحلة اول تأکید دارند که در مکتب اسلام، غرب و شرق دارای مفهوم جداگانه‌اند و خود مفهوم آزادی نیز در اسلام از غرب و شرق اقتباس نشده است و باید مستقل فکر کرد. ایشان در مرحلة دوم براساس دیدگاه توحیدی که خالق و آفرینندة همة انسان‌ها خداست و مالک و قادر اوست، تعریف ویژه‌ای از آزادی اسلامی ارائه می‌دهند و بیان می‌کنند که آزادی اسلامی به‌معنای آزادی از غیرخداست؛ زیرا سرور و مولای همه فقط خدای متعال است و نباید کسی اسیر و بردة شخص دیگری شود. دعوت همة انبیا اطاعت از خدا و اجتناب از کسانی است که می‌خواهند انسان را اسیر و برده کنند.

ریشة آزادی در فرهنگ اسلامی، جهان‌بینی توحیدی است... تمام پیغمبران اولین حرفشان عبارت بوده از اینکه از خدا اطاعت کنید و از طاغوت، از کسانی که غیرخدا هستند و می‌خواهند انسان را اسیر کنند و برده کنند، اجتناب کنید. (بیانات، 19/10/1365)

با توجه به‌نگاه توحیدی که معظم‌له به انسان دارند، آزادی حقیقی و کامل را به‌معنای آزادی انسان از غیر دانسته‌اند. آزادی، یعنی رهاشدن از قید و بند طاغوت‌ها و امکان حرکت و پرواز به‌سوی سرمنزل انسانیت که تعالی معنوی و الهی است. (بیانات، 12/9/1361) ایشان مفهوم آزادی را دوای درد ملت‌ها دانسته‌اند؛ اینکه ملت‌ها اسیر هوا و هوس و ترس از قدرت‌های ظالم و ستمگر نباشند و این نسخه‌ای است که برای تمام ملت‌های علی‌السواء قابل اجراست و دوای درد همة ملت‌هاست. یعنی آزادی درونی، آزادی معنوی، آزادی از زنجیرهایی که بازدارندة انسان از حرکت هستند. (بیانات، 5/10/1365)

مقام معظم رهبری، همان‌گونه که مفهوم آزادی اسلامی را از آزادی غرب و شرق جدا می‌سازند، فلسفة آزادی در اسلام را نیز از غرب و شرق جدا می‌دانند. (بیانات، 19/10/1365) از منظر ایشان، فلسفة آزادی در غرب، تمایلات انسانی است، چه این تمایلات، منطقی باشد و چه غیرمنطقی؛ بدین معنا که انسان هرچه را خواست باید بتواند انجام دهد. هرچند که در غرب، اعتقاد بر آن است که آزادی با قانون محدود می‌شود، ولی این قانون هم نتیجة تمایلات انسان است. (بیانات، 19/10/1365)

معظم‌له با توجه به‌دیدگاه توحیدی و معرفت‌شناسی دربارة انسان، فلسفه آزادی اسلامی را همانند حق حیات، مقدمه‌ای برای کمال و عبودیت می‌داند:

آزادی به‌او داده شده به‌خاطر پیمودن راه کمال. همین آزادی با این ارزش برای تکامل است؛ کما اینکه خود حیات انسان برای تکامل است. (همان)

انسان در جهان‌بینی اسلامی، موجودی است که استعدادهای فراوانی دارد و می‌تواند در مراتب علم و معنویت تا بی‌نهایت پیش رود و این در صورتی است که انسان خدا را عبادت و اطاعت کند؛ در غیر این صورت، همة راه‌ها بر او بسته است. با توجه به‌مفهوم آزادی (آزادی از غیر، آزادی از اسارت طاغوت) و استعدادهای فراوان انسان، انسان می‌تواند تا بی‌نهایت پیش رود و از فرشتگان هم برتر شود. (همان)

آزادی، از جهات و ابعاد مختلفی بررسی می‌شود که گاه خلط این ابعاد با معنای سیاسی آزادی، اشتباهاتی در اندیشمندان به‌وجود آورده است. براین‌اساس، آیت‌الله خامنه‌ای پس از این دو مرحله، در مرحلة سوم با نگاهی به‌انواع آزادی، به‌دنبال تعریف آزادی سیاسی است؛ آنچه معظم‌له در مرحله سوم تأکید دارند، آن است که مبادا آزادی سیاسی را با انواع دیگر آزادی، یکسان بدانیم. نگاهی به‌انواع آزادی در تاریخ اندیشه، می‌تواند ما را به‌نکاتی واقف سازد که معظم‌له درباره تفاوت آزادی سیاسی اشاره دارند. در یک تقسیم‌بندی می‌توان انواع چهارگانه‌ای را برای آزادی مطرح کرد:

1. آزادی فلسفی: آزادی اراده، اینکه آیا انسان موجودی است مختار یا مجبور؟ به‌تعبیر دیگر، آیا فاعل و به‌وجودآورندة اعمال انسان خود او می‌باشد یا خدا، بحث‌های فراوانی از صدر اسلام تاکنون شده که در فلسفه و کلام اسلامی باعنوان مسئلة جبر و تفویض مطرح شده است. (شهرستانی، 1362: 110)

2. آزادی اخلاقی: آزادی اخلاقی به‌معنای رهایی عقل از سلطة غرایز و شهوات یا به‌معنی آزادمنشی و داشتن اخلاق آزادمردان است. این شق آزادی، در مکاتب اخلاقی بررسی شده است.

3. آزادی عرفانی: این آزادی به‌معنای وارستگی از هر چیزی جز خدای متعال است. این قسم از آزادی نیز مانند دو قسم دیگر، خارج از محدودة سیاسی است؛ زیرا کاملاً جنبة فردی و شخصی دارد و با آزادی سیاسی که مربوط به‌روابط اجتماعی است، متفاوت است. (طباطبایی مؤتمنی، 1370: 11)

4. آزادی حقوقی (قانونی) یا تجویزی: در این تقسیم‌بندی، آزادی سیاسی درون آزادی حقوق مدنی و در مقابل آزادی فلسفی قرار می‌گیرد. (همان)

با توجه به‌ابعاد مختلف آزادی، آیت‌الله خامنه‌ای می‌گویند:

آزادی یک معنای وسیعی را شامل می‌شود؛ هم شامل آزادی از اسارت است، هم شامل آزادی از اخلاق است. چون اخلاق هم یک قید و بندی است... (و) آزادی سیاسی. (بیانات، 30/7/1376)

در میان این معانی، آزادی سیاسی به‌ معنای نقش و مشارکت مردم در نظام سیاسی است. (بیانات، 22/3/1366) نقش افراد، هم در تشکیل حکومت و هم در استمرار حکومت قابل بررسی است؛ زیرا در اسلام بدون خواست مردم، نه حکومتی تشکیل می‌شود و نه استمرار می‌یابد. (بیانات، 15/11/1376)

ایشان تأکید دارند که منظور از آزادی اسلامی (آزادی از غیرخدا)، آزادی معنوی و اخلاقی نیست، بلکه مراد آزادی سیاسی است و در روایات بر همین معنای سیاسی (آزادی عقیده، آزادی بیان، حق انتخاب و...) تأکید شده است:

مسئلة آزادی یکی از مقولاتی است که در قرآن کریم، در کلمات ائمه(ع)  به‌طور مؤکد و مکرر روی آن تأکید شده است. البته بحث آزادی‌ای که اینجا می‌کنیم، تعبیر آزادی که اینجا می‌کنیم، مرادمان آزادی مطلق نیست ـ که هیچ طرفداری در دنیا ندارد؛ فکر نمی‌کنم کسی در دنیا باشد که به‌آزادی مطلق دعوت بکند ـ مرادمان آزادی معنوی هم که در اسلام و به‌خصوص در سطح راقی معارف اسلامی هست، آن هم نیست. او محل بحث نیست.

آزادی معنوی چیزی است که کسانی که معتقد به‌معنویاتند، همه آن‌را قبول دارند. محل رد و قبول نیست. منظور از آزادی که اینجا بحث می‌کنیم، آزادی اجتماعی است. آزادی به‌مثابة یک حق انسانی برای اندیشیدن، گفتن، انتخاب کردن، و از این قبیل؛ منظور این است. همین مقوله در کتاب و سنت مورد تجلیل قرار گرفته است. (بیانات، 12/6/1377)

بنابراین، آیت‌الله خامنه‌ای در سه مرحله، تعریفی از آزادی سیاسی ارائه می‌دهند. ایشان پس از تعریف آزادی سیاسی، در بیانات و سخنرانی‌های متعدد، شاخص‌های آزادی سیاسی یعنی آزادی بیان، مطبوعات، احزاب و انتخابات را بررسی می‌کنند که در ادامه به آن می‌پردازیم:

یک. آزادی بیان

مقام معظم رهبری با توجه به‌مبانی معرفت‌شناختی خویش، معتقد است آزادی بیان، ریشه در اسلام داشته (بیانات، 19/10/1365) و در صدر اسلام نیز آزادی بیان وجود داشته است. براین‌اساس، به‌مسلمانان دستور داده شده که حتی با کسانی که از لحاظ عقیده برخلاف شما هستند، به‌خوبی رفتار کنید.

در اسلام به‌مسلمان‌ها دستور داده شده است که حتی کسانی که از لحاظ دین و عقیده بر خلاف شما هستند، با آنها هم شما خوبی کنید ... این منطق اسلام است. (بیانات، 18/7/1375)

از منظر معظم‌له، در حکومت ولایی، آزادی بیان تا آنجا مطرح است که یک فرد عادی، قدرت مطالبه از بالاترین مقام، یعنی رهبری را دارد. آزادی در حکومت ولایی این‌گونه است. اگر این نوع آزادی وجود داشته باشد، عدالت برقرار شده است. ممکن است این نوع آزادی برای عده‌ای بعید باشد، ولی این شدنی است. براین‌اساس تأکید دارند:

نشانه‌های بروز عدالت در یک جامعه، آنجایی است که یک فرد از طبقات هرچند پایین اجتماع، در صورتی که بر او ظلمی روا شود یا حقی ضایع شود، بتواند جلوی ولیّ امر مسلمین و عالی‌ترین فرد مملکت بایستد و احقاق حق کند، بدون اینکه صدایش بلرزد. عده‌ای این را عملی نمی‌دانند. ما احساسمان این است که اینها احتمالاً اعتماد کافی به ولایت و فضای ولایی ندارند؛ وگرنه در فضای ولایی و تحت زعامت ولایت فقیه، این عملی است. عده‌ای بحث عدالت‌خواهی را مقابل آزادی‌خواهی می‌دانند؛ اما آزادی‌خواهی هم در عدالت‌خواهی است. اگر عدالت در جامعه‌ای نهادینه شود، حقوق افراد و آزادی‌ها پاس داشته خواهد شد. (بیانات، 7/9/1381)

رهبر فرزانه انقلاب، با توجه به‌شرایط ویژه‌ای که در جامعه حاکم بود و اینکه عده‌ای با بهانة دفاع از دین به‌دانشگاه‌ها حمله کردند، نگرانی خویش را اظهار کرده و با محکوم‌کردن آن، بیان می‌کنند این‌گونه رفتار، باعث خوشحالی دشمن می‌شود. (بیانات، 21/4/78) البته اگر آزادی بیان در دانشگاه‌ها، وسیله‌ای برای انتقال افکار غلط باشد و یا محیط به‌گونه‌ای به امور دینی بی‌تفاوت شود، پذیرفتنی نیست و با آن برخورد می‌شود. (بیانات، 1/10/1372 و 19/9/1379)

دو. آزادی مطبوعات

آیت‌الله خامنه‌ای، آزادی مطبوعات را حق مسلّم مردم و مطبوعات می‌دانند (بیانات، 28/2/1378) و معتقدند مطبوعات آزاد در جامعه، یکی از نشانه‌های رشد ملت است و رشد، بالندگی و آزادگی را به‌ارمغان می‌آورد.

معتقدم اگر در جامعه، جامعه‌ای مطبوعات آزاد را، مطبوعات دارای رشد را، قلم‌های آزاد و فهمیده را از دست بدهد، یکجا خیلی چیزهای دیگر را هم از دست خواهد داد. وجود مطبوعات آزاد یکی از نشانه‌های رشد یک ملت و حقیقتاً خودش هم مایة رشد است؛ یعنی رشد و آزادگی یک ملت، آن‌را به‌وجود می‌آورد، او هم به‌نوبة خود می‌تواند رشد یک ملت را افزایش بدهد. (بیانات، 12/9/79)

ایشان با تأکید بر اینکه مطبوعات برای نظام جمهوری اسلامی، شکل تجملی و تشریفاتی ندارد، بیان می‌کنند:

مطبوعات در کشور ایران، در نظام جمهوری اسلامی، کجای کارند؟ کی هستند؟ چی هستند؟ ... ما معتقدیم که مطبوعات برای نظام جمهوری اسلامی یک چیز تجملاتی و تشریفاتی نیست. (بیانات، 13/2/1375)

براین‌اساس، معظم‌‌له با توجه به‌اهمیت آزادی مطبوعات، چهار وظیفة مهم را برای مطبوعات آزاد بیان می‌کند:

الف) نقد و نظارت

آیت‌الله خامنه‌ای با تأکید بر اینکه هیچ‌کس حتی رهبری فوق نظارت نیست، نظارت بر حاکمان را امری ضروری دانسته و بیان می‌کنند همة دستگاه‌ها باید خود را در معرض نقد قرار دهند. همه مشمول این قاعده کلی نقد، اصلاح و پاسخ‌گویی هستند.

من عرض می‌کنم، هیچ‌کس فوق نظارت نیست. خودِ رهبری هم فوق نظارت نیست؛ چه برسد به‌دستگاه‌های مرتبط با رهبری. بنابراین، همه باید نظارت شوند. نظارت بر کسانی که حکومت می‌کنند ـ چون حکومت به‌طور طبیعی به‌معنای تجمع قدرت و ثروت است؛ یعنی اموال بیت‌المال و اقتدار اجتماعی و اقتدار سیاسی در دست بخشی از حکام است ـ برای اینکه امانت به‌خرج دهند و سوء‌استفاده نکنند و نفسشان طغیان نکند، یک کار لازم و واجب است و باید هم باشد. (بیانات، 9/12/1379)

یکی از بخش‌های نظارتی ازنظر معظم‌له مطبوعات است. از منظر ایشان، مطبوعات باید در نظارت بر عملکرد نهاد‌های دولتی و انتقاد از مسئولان حکومت آزاد باشند. (همان) البته باید دقت داشت که انتقادات به‌گونه‌ای باشد که کارهای دولت را مختل نکنند و یا مانع اقدامات دولت در زمینه اقتصادی نشوند. از‌این‌رو، ایشان تأکید می‌کنند:

مخالف دولت به‌معنای اینکه منتقد به دولت باشد هیچ اشکالی ندارد ... . ما این را مضر نمی‌دانیم؛ مشروط بر اینکه مزاحم و مختل‌کنندة کارهای دولت نباشند که هی مسئله برایش درست کنند و نگذارند که دولت کاری که دارد در سازندگی جامعه می‌کند، در مسایل اقتصادی، در مسایل گوناگون کشور نتواند آن کارش را انجام بدهد و مانعی در راهش ایجاد نکنند؛ اما به‌عنوان منتقد و به‌معنای منتقد اشکال ندارد. (همان)

ب) اطلاع‌رسانی صادقانه و شفاف؛ هدایت جامعه

مقام معظم رهبری دومین وظیفة مطبوعات آزاد را اطلاع‌رسانی صادقانه و شفاف می‌داند؛ زیرا بینش و تفکر صحیح، تنها از طریق ارائه شناخته می‌شود. منتها این اطلاع‌رسانی باید صادقانه و شفاف باشد. (همان)

ج) هدایت جامعه: دفاع از ارزش‌ها و آرمان‌ها

از منظر معظم‌له، اطلاع‌رسانی صادقانه و شفاف به‌هدایت افکار جامعه منجر می‌شود (بیانات، 23/4/1368) و مهم‌ترین وظیفة مطبوعات، همین دفاع از ارزش‌هاست.

مهم‌ترین وظیفة مطبوعات در نظام اسلامی، نقش فرهنگی آنان در معرفی و دفاع از ارزش‌ها و آرمان‌های مورد قبول این امت انقلابی و بالا بردن سطح آگاهی و معرفت آنان است. (بیانات، 13/2/1375)

د) تبادل آرا و افکار گوناگون

از منظر آیت‌الله خامنه‌ای، چهارمین وظیفة مطبوعات آزاد، طرح افکار و آرای مختلف در جامعه است. البته طرح آرای مختلف باید همراه شرایطی باشد، ازجمله اینکه نباید به‌بلندگوی دشمن مبدل شود و نیز با تحریف حقایق و یا کذب و دروغ همراه نباشد. (بیانات، 10/1378) هرچند طرح افکار گوناگون و آرای مختلف، همراه این ویژگی‌ها سخت است، اما هنر بزرگ این است که مطبوعات، هم آزاد باشند و هم ارزش‌های دیگر را حفظ کنند.

هنر بزرگ این است که کسی بتواند هم آزادی را حفظ کند، هم حقیقت را درک کند، هم مطبوعات آزاد داشته باشد، هم آن آسیب‌ها دامنش را نگیرد. باید این‌گونه مشی کرد. (بیانات، 9/12/1379)

منابع و مآخذ

1. اخوان کاظمی، بهرام، 1388، علل ناکارآمدی احزاب سیاسی در ایران، تهران، انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی.

2. افتخاری، اصغر، 1380، درآمدی بر خطوط قرمز در رقابت‌های سیاسی، تهران، انتشارات فرهنگ گفتمان.

3. امام خمینی، سیدروح الله، 1385، صحیفه امام، مجموعه آثار امام‌خمینی، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام‌خمینی.

4. بوردو، ژرژ، 1378، لیبرالیسم، ترجمه عبدالوهاب احمدی، تهران، نشر نی.

5. بیانات در جلسه پرسش و پاسخ در جمع دانشجویان مجتمع آموزش‌عالی شهید بهشتی، 22/10/1367.

6. بیانات در خطبه نماز جمعه، 12/9/1361.

7. بیانات در خطبه‌های نماز جمعه تهران، 12/4/1366.

8. بیانات در خطبه‌های نماز جمعه تهران، 14/9/1365.

9. بیانات در خطبه‌های نماز جمعه تهران، 19/10/1365.

10. بیانات در خطبه‌های نماز جمعه تهران، 22/3/1366.

11. بیانات در خطبه‌های نماز جمعه تهران، 5/10/1365.

12. بیانات در خطبه‌های نماز جمعه تهران، 8/3/1360.

13. بیانات در خطبه‌های نماز جمعه تهران، 17/11/ 1358.

14. بیانات در دیدار اساتید دانشگاه‌ها، 1/10/1372 و بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی، 19/9/1379.

15. بیانات در دیدار اعضای جامعه مطبوعاتی کشور، 24/2/ 1373.

16. بیانات در دیدار اعضای فراکسیون دوم خرداد، 5/9/1379.

17. بیانات در دیدار با جوانان در مصلای بزرگ تهران، 1/2/1379.

18. بیانات در دیدار با مدرسان معارف اسلامی آموزش و پرورش، 1/6/1361.

19. بیانات در دیدار با وزیر و مسئولان وزارت کشور و استانداران، 27/9/1370

20. بیانات در دیدار مدیران و مسئولان مطبوعات کشور، 13/2/1375.

21. بیانات در دیدار مسئولان و کارگزاران نظام، 12/9/1379.

22. بیانات در مصاحبه با کیهان هوایی، 18/11/1365 و سخنرانی در اجتماع بزرگ مردم بوشهر، 11/10/1370.

23. بیانات در همایش عظیم بانوان در جشن میلاد کوثر، 30/7/1376.

24. بیانات رهبر معظم انقلاب اسلام در دیدار مردم مشهد، 1/1/1378.

25. بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی پس از بازدید از نمایشگاه کتاب در حسینیه امام‌خمینی، 28/2/1378.

26. بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در اجتماع بزرگ مردم قم، 14/7/1379.

27. بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در اجتماع مردم مشهد مقدس و زائران حضرت ثامن‌الحجج علی‌بن‌موسی‌الرضا(ع) ، 15/1/1371.

28. بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در خطبه‌های نماز جمعه، 14/3/1378.

29. بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار اقشار مختلف مردم قم، 18/10/1382.

30. بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار با اعضای دفتر تحکیم وحدت، 13/10/1379.

31. بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار با دانش‌آموختگان دانشگاه تربیت مدرس، 12/6/1377.

32. بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار با مدیران و مسئولان مطبوعات کشور، 13/2/1375.

33. بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار جمعی از دانشجویان به‌همراه اقشار مختلف مردم، 21/4/1378.

34. بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار دانشجویان و اساتید دانشگاه امیرکبیر، 12/9/1379.

35. بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار دانشجویان، 7/9/1381.

36. بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار عمومی، 18/7/1375.

37. بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار فرماندهان سپاه، 19/1/1382.

38. بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی، 15/11/ 1376، 12/4/1377، 19/1/1382.

39. بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی، 4/12/1377.

40. بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی، 4/12/1377.

41. بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار با بسیجیان و سپاهیان لشکر پنج نصر در مشهد،10/1378.

42. بیانات مقام معظم رهبری با اعضای مجلس خبرگان، 15/11/1376.

43. بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با روحانیان و مبلغان اعزامی در آستانه ماه محرم‌الحرام، 13/2/1376.

44. پاسخ به‌نامه جمعی از دانش‌آموختگان و پژوهشگران حوزه علمیه، 16/11/1381.

45. پیام به‌ملت شریف ایران، در پایان چهلمین روز ارتحال حضرت امام‌خمینی(ره) ، 23/4/1368.

46. خامنه‌ای، سیدعلی، 1376، «بررسی ابعاد حکومت اسلامی»، حکومت در اسلام، مجموعه مقالات سومین و چهارمین کنفرانس اندیشه اسلامی، تهران، امیرکبیر.

47. خطبه‌های نماز جمعه تهران به‌امامت رهبر معظم انقلاب اسلامی، 29/3/1388.

48. خطبه‌های نماز جمعه، 17/11/1365.

49. خواجه سروی، غلامرضا، 1382، رقابت سیاسی و ثبات سیاسی در جمهوری اسلامی ایران، تهران، انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی.

50. دیدار با اعضای مجلس خبرگان رهبری، 23/12/1380.

51. شهرستانی، عبدالکریم، 1362، ملل و نحل، ترجمه سیدرضا نائینی، تهران، نشر اقبال.

52. طباطبایی مؤتمنی، منوچهر، 1370، آزادی‌های عمومی و حقوق بشر، تهران، انتشارات دانشگاه تهران.

53. کاتوزیان، ناصر، 1364، مقدمه علم حقوق، تهران، نشر اقبال.

54. محمدی، منوچهر، 1387، آزادی در نگاه رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی و مؤسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی.

55. مصاحبه با روزنامه جمهوری اسلامی پیرامون انتخابات، 7/1/1363.

56. نویمان، فرانتس، 1373، آزادی و قدرت و قانون، ترجمه عزت‌الله فولادوند، تهران، خوارزمی، چ اول.

57. Rivero, Jean, 1977, les garanties constiutionnelles des droits de I'homme en droit francais, Rev.int.dr.comp.

58. Goode, William J, 1966, The Dynamics of Modern society, New york, Atherton

10 شهریور 1393