h هشدار به دستگاه های امنیتی و فرهنگی/مسیح علی نژاد کاشت دوره اصلاحات است! - ظهور 12

پایگاه خبری و تحلیلی ظهور 12

هشدار به دستگاه های امنیتی و فرهنگی/مسیح علی نژاد کاشت دوره اصلاحات است!,ظهور 12,پایگاه خبری تحلیلی سیاسی,هشدار به دستگاه های امنیتی و فرهنگی/مسیح علی نژاد کاشت دوره اصلاحات است!,مذهبی,اجتماعی,فرهنگی,اقتصادی,هشدار به دستگاه های امنیتی و فرهنگی/مسیح علی نژاد کاشت دوره اصلاحات است!

هشدار به دستگاه های امنیتی و فرهنگی/مسیح علی نژاد کاشت دوره اصلاحات است!

هشدار به دستگاه های امنیتی و فرهنگی/مسیح علی نژاد کاشت دوره اصلاحات است!

حرکت پیج “آزادی یواشکی زنان در ایران” نمونه‌ای از برنامه‌های ضدفرهنگی است که توسط مسیح علی‌نژاد از جاسوسان فراری ضد انقلاب به راه افتاد.

ظهور12 : مسئله امنیت فرهنگی از جمله مباحثی است که زیر‌ساخت بسیاری از مسائل اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و... را تحت الشعاع قرار می‌دهد.

اختلال و هجمه به این مسئله از ابتدای انقلاب تا کنون مد نظر مخالفین داخلی و خارجی نظام بوده و تنها در برهه‌های مختلف منش و روش ایشان در تقابل تغییر کرده است. با این حال طی گذشت بیش از سه دهه از انقلاب روزی نبوده که مسئله تهاجم فرهنگی در ابعاد و موضوعات مختلف خودنمایی نکند.

نزدیک شدن به تابستان و گرمای این فصل موجب شده است هجمه‌های طراحی شده برای مسئله فرهنگی بخش عمده‌ای را به موضوع حجاب اختصاص دهند.

برای نمونه اگر چه سعی شد برخی تحرکات صورت‌گرفته روزهای اخیر، بصورت عادی و خودجوش از سوی ایرانیان جلوه داده شود اما برپا‌کنندگان آن اذعان کردند باید حاصل کارشان به اقدامات سیاسی و اجتماعی بیانجامد و فعالیتشان فایده‌ای نداشته است.

مسیح علی نژاد ، برداشت دوران فقر فرهنگی اصلاحات

حرکت "آزادی یواشکی زنان در ایران" نمونه‌ای از این برنامه‌های ضدفرهنگی است که توسط مسیح علی نژاد از جاسوسان فراری ضد انقلاب به راه افتاد و حاشیه‌هایی را در شبکه‌های ماهواره‌ای، رسانه‌های فارسی زبان و برخی خبرگزاری‌های خارجی ایجاد کرد.

علینژاد خبرنگاری را از سال ۱۳۸۰ با روزنامهٔ همبستگی آغاز کرد و بعد از آن با ایلنا همکاری کرد.از او در روزنامه‌های شرق، بهار، وقایع اتفاقیه، هم‌میهن و اعتماد ملی نیز نوشته‌هایی منتشر شده است.

در واقع باید مسیح علی نژاد را برداشت دوره اصلاحات دانستن یعنی همان زمانی که بدترین فجایع فرهنگی در این مملکت شکل گرفت و اعتراضات فراوانی به آن از سوی چهره های مطرح کشوری و مردم صورت گرفت .

برای سالی که رهبری به دلیل احساس خطر نام آن را «اقتصاد و فرهنگ، با عزم ملی و مدیریت جهادی» نامیده است تاسف آور که خیر ، زجر آور است که شاهد چنین تحرکاتی باشیم .

می‌توان گفت هدف عمده ای فرد در به راه انداختن موضوعات مربوط به مسائل فرهنگی تقابل با اسلام و ضایع کردن احکام الهی است اما مسئله مهم و کاربردی در این بحث "مهندسی چهره اجتماعی" ایران است که بگونه‌ای تداعی‌کننده جامعه‌ای با لایه‌های زیرپوستیِ کاملاً‌ مغایر با هنجارهای دینی و اسلامی است.

یکی از کاربردی‌ترین ابزارهای دشمن در راستای این هدف، شبکه‌های اجتماعی مثل فیس‌بوک است که با ماهیت خودافشایی جزئی‌ترین مسائل زندگی افراد، به راحتی پازل "نمایش بی‌بندوباری در ایران" را تکمیل می‌کند.

نظرات مطرح‌شده از سوی بیگانگان را می‌توان اینگونه برشمرد:

1. کشف حجاب در جامعه پلاکاردی است برای تقابل با جمهوری اسلامی؛

2. بازی در زمین حجاب جدای از زندگی ایرانیان نیست و می‌توان مبنای خانواده را مورد هجمه قرار دارد؛

3. تحرکات شکل گرفته در موضوع حجاب معنای اجتماعی ندارد چرا که کشف حجاب در شبکه‌های اجتماعی مبنای شوخی و خودافشایی دارد؛

اما رسانه‌های آنها می‌کوشند جهت‌دهی این جریان را با رویکردهای زیر به دست بگیرند:

1. خودافشایی در فضای شبکه‌های اجتماعی به مبنای اعتراض عمومی تبدیل شود؛

2. شبکه‌سازی برای موضوعاتی همچون نافرمانی مدنی شکل بگیرد؛

3. مسئله مواجهه نظام با حجاب تنها به دوش گشت ارشاد و صرف تقابل امنیتی محدود شود؛

4. و نهایتا اگر از چنین موضوعاتی بهره‌برداری سیاسی نشود، کار بیهوده خواهد بود.

در پایان گفتنی است مراجعه به متن کامل قانون عفاف و حجاب که در سال 1384 تصویب شد وظایفی را برای حدود 20 دستگاه و نهاد داخلی ترسیم کرده است که بسیار قابل تأمل است.

جدای از مواجهه با موضوعات خبرسازی شبکه‌های ضد انقلاب، بازخوانی و مطالبه عمومی برای اجرای این قانون می‌توان بسیار راهگشا باشد.

خط بطلان بر روی برابر جنسی زن و مرد از نگاه رهبری

رهبر انقلاب سی ام فروردین 93 در دیدار با زنان میفرمایند : یکی از بزرگ‌ترین خطاهای تفکّر غربی در مورد مسئله‌ی زن، همین عنوان «برابری جنسی» است. عدالت یک حق است؛ برابری گاهی حق است، گاهی باطل است؛ چرا باید انسانی را که از لحاظ ساخت طبیعی - چه از لحاظ جسمی، چه از لحاظ عاطفی - برای یک منطقه‌ی ویژه‌ای از زندگی بشر ساخته شده، از آن منطقه‌ی ویژه جدا کنیم، به منطقه‌ی ویژه‌ی دیگری که برای یک ساخت دیگر، برای یک ترکیب دیگری خدای متعال آماده کرده بکشانیم؟ چرا؟ این چه منطق عقلایی دارد، چه دلسوزی‌ای در این هست؟ چرا باید کاری که مردانه است به زن داده بشود؟ این چه افتخاری است برای زن، که کاری را انجام بدهد که مردانه است؟ من متأسّفم که گاهی خود خانمها، خود بانوان، روی این مسئله حسّاسیّت نشان میدهند که ما با مردها چه فرقی داریم؟ خب بله، در خیلی از مسائل هیچ تفاوتی نیست.

نگاه اسلام نسبت به زن و مرد، نگاه انسان است؛ در مسئله‌ی انسانیّت، سِیر مقامات معنوی، استعدادهای فراوان فکری و علمی هیچ تفاوتی نیست، امّا قالبها دو قالب است: یک قالب برای یک کار و یک صنف کار است، یک قالب برای یک کار دیگر است؛ البتّه کارهای مشترکی هم وجود دارد. [آیا] این خدمت است که ما بیاییم یکی از این دو قالب را از منطقه‌ی اختصاصی خودش بکشیم بیرون، ببریم در منطقه‌ی اختصاصی آن قالب دیگر؟ این کاری است که غربی‌ها دارند میکنند. خیلی از این کنوانسیون‌های بین‌المللی و جهانی‌شان ناظر به همین مسائل است. روی این فکر غلط، زندگی بشریّت را تباه کردند، خودشان را تباه کردند، دیگران را هم میخواهند تباه کنند.

در آخر از طرف طیف دلواپسان فرهنگ نظام جمهوری اسلامی از مسئولین امنیتی کشور خواستاریم که برخورد لازم را با عوامل داخلی و خارجی این صفحه داشته باشند و همچنین از مسئولین فرهنگی هم میخواهیم که به جای برپایی سمینارهای ناکارآمد ؛‌ برنامه های مهندسی فرهنگی از دیدگاه امام خامنه ای را برای پیشبرد اهداف نظام عملی کنند .

ظهور12/موسسه راهبردی دیدبان

29 اردیبهشت 1393