h چرا قطار بر روی ایستگاه «ناطق نوری» گیر کرده است؟ - ظهور 12

پایگاه خبری و تحلیلی ظهور 12

چرا قطار بر روی ایستگاه «ناطق نوری» گیر کرده است؟,ظهور 12,پایگاه خبری تحلیلی سیاسی,چرا قطار بر روی ایستگاه «ناطق نوری» گیر کرده است؟,مذهبی,اجتماعی,فرهنگی,اقتصادی,چرا قطار بر روی ایستگاه «ناطق نوری» گیر کرده است؟

چرا قطار بر روی ایستگاه «ناطق نوری» گیر کرده است؟

چرا قطار بر روی ایستگاه «ناطق نوری» گیر کرده است؟

به گزارش ظهور12 به نقل از خط خبر،‌ناطق نوری همان فردی است که قریب به 17 سال پیش به عنوان راس جبهه اصولگرایی در دوم خرداد76 ،اصلی ترین رقیب انتخاباتی سید محمد خاتمی در جریان انتخابات ریاست جمهوری بود و امروز پس از گذشت حدودا هفده سال، اصلاحات به چهره مقابل خود رسیده و دم از سرلیستی ناطق نوری می زند.اما سوالی که در این بین اذهان را به خود مشغول می کند این است که به راستی در طول این مدت چه اتفاقاتی افتاده است که امروز اصلاح طلبان راس اصولگرایی در سال 76 را بعنوان منجی خود معرفی می کنند. آیا مواضع ناطق نوری طی این سال ها تغییر کرده و یا اینکه اصلاح طلبان به قحط الرجال رسیده اند و با هدف میل به مرکز، به گزینه معتدلی چون ناطق نوری می اندیشند.این ها سوالاتی است که پیش روی کارشناسان و اهالی احزاب مختلف سیاسی قرار گرفته است که در ذیل نگاهی به نظرات آن ها می اندازیم:

** کوهکن: ناطق نوری، همان ناطق سال 76 است و ردای اصلاحات بر تن نکرده

اما محسن کوهکن عضو جبهه پیروان خط امام و رهبری نظری متفاوت با رئوفیان دارد و معتقد است که ناطق نوری همان ناطق نوری دوم خرداد سال 76 است و هیچ گونه تغییری در افکار و اندیشه های او ایجاد نشده است و تمایل و گرایشی به سمت و سوی اصلاح طلبان ندارد.

وی با یادآوری اتفاقات انتخابات ریاست جمهوری سال 76، صحبت های خود را اینگونه ادامه می دهد: شاید بخشی از اصلاح طلبان که چندان دور از واقعیت هم نیست در آن فضا و با این استدلال که شاید هدف وسیله را برایشان توجیه می کرد و برای اینکه یک موجی درست بکنند و افکار عمومی را مدیریت بکنند قبل از اینکه دو مصداق را معرفی بکنند، دو فضا ساختند. یک پرده تیره و تاریک و یک پرده روشن. آن پرده تیره و تاریک که از آن بعنوان طالبانیسم یاد می کردند این بود که اگر ناطق نوری انتخاب شود در دانشگاه ها و خیابان ها دیوار می کشد. کسانی که آن پرده ها را ترسیم کردند در آن زمان به نتیجه هم رسیدند؛ بخاطر اینکه در کمتر از دو هفته موفق شدند آنچه که نتایج نگرش سنجی بود را عوض کنند و نهایتا از دو هفته مانده به انتخابات روز به روز که نظر سنجی می شد اعداد و ارقام ، شمارش معکوس خودش را به نفع خاتمی و به ضرر ناطق نشان می داد. این یک واقعیت است. من فکر می کنم بخشی از جریان اصلاحات (بخش معتدل این جریان) به این جمع بندی رسیده باشند که در آن روزها ظلم بزرگی به ناطق کردند و چه تهمت هایی که به ایشان نزدند و شاید به دنبال جبران آن روزها باشند (البته نمی توانم هم بگویم صادق هستند) که اگر هم چنین کسانی در جبهه اصلاح طلبان باشند، بسیار بسیار قلیل هستند.

نکته بعدی این است که جریان اصلاحات در آن زمان تنها یک محور به عنوان محور وحدت نیروها برای کسب رای معرفی کردند و آن هم مخالفت با فردی بود که او را بعنوان فرد نزدیک به هاشمی معرفی می کردند. یعنی ناطق را در آن زمان علاوه بر اینکه نمادی از تفکر طالبانی نشان دادند، این تفکر را هم در جامعه تسری بخشیدند که اگر ناطق نوری رئیس جمهور شود ادامه روند گذشته هاشمی است و هیچ تحولی اتفاق نمی افتد و خب نتیجه هم گرفتند.نکته بعدی این است که تجربه نشان می دهد جریان اصلاحات در انتخابات ، اساسا با یک منشور و چارچوب مبتنی بر مبانی ایدئولوژیک جلو نمی آید بلکه به فضا نگاه می کند و می بیند که آیا می تواند از این فضا استفاده حداکثری بکند یا استفاده حداقلی. این همان نگاهی بود که در انتخابات ریاست جمهوری سال گذشته هم داشتند. چون همه می دانند که کاندیدای آنها روحانی نبود. بنده آقای روحانی را می شناختم و در سوابق روحانی هم هیچ جا ندیدم و نشنیدم که ایشان از اصلاحات حمایت کرده باشد و بگوید که منتسب به آنهاست اما اصلاح طلبان در یک فضایی قرار گرفتند که به صلاح و مصلحت خودشان دیدند که از روحانی حمایت کنند.

نکته بعدی عدم پایبندی اصلاح طلبان به یک منشور واحد است. اصولگرایان یک منشوری نوشته اند بنام منشور اصولگرایی و می گویند کسانی که این منشور را قبول دارند حتی اگر ما آنها را ندیده و نشناخته باشیم، مشی اصولگرایی دارند اما چرا جریان اصلاحات این کار را نمی کند؟ یکی از دلایلش این است که وقتی شما منشور می نویسید به عنوان پایه و اساس رفتار و گفتمان شما شناخته می شود و باید بر اساس آن سخن بگویید. وقتی شما منشور تهیه کردید دیگر نمی توانید در مسایل سیاسی از این شاخه به آن شاخه حرکت کنید و امروز یک حرف بزنید و فردا حرف دیگر. وقتی منشور نوشتید این منشور به پالایش نیروها می انجامد و به همین دلایل اصلاحات هیچ گاه به سمت و سو ی نوشتن منشور نخواهد رفت.

به عنوان مثال در دوم خرداد 76 محور جمع شدن عده ای که بعدها عنوان اصلاح طلب به خودشان نام نهادند، مبانی مشخص تدوین شده روشنی نبود. صرفا هر کسی که با ناطق مخالف بود در صف جریان اصلاحات قرار گرفت. حالا در این مجموعه از نهضت آزادی و ملی گراها هم بودند تا افرادی که به گروهک ها وابستگی داشتند. البته ما آن ها را به ماندگاری تشویق می کنیم و دوست داریم اصلاحات بماند، پالایش شود و منشورش را بنویسد. تا زمانی که منشور ننویسند یعنی برای این جریان هدف وسیله را توجیه می کند و جریانی که برای او در صحنه سیاست هدف وسیله را توجیه بکند معنا و مفهوم رفتاری اش این است که از هر فرد و جریانی به نفع خودت استفاده می کند.

شما ببینید در جریان انتخاب اول احمدی نژاد برای دولت نهم، اصولگرایان از او حمایت کردند، اما وقتی اصولگرایان رفتاری را دیدند که مطابق با مشی اصولگرایی نبود، خودشان اولین کسانی بودند که رفتار دولت را نقد کردند و تا آخر هم ایستادند. در صورتی که بخش عمده ای از اصلاح طلبان یا نظاره گر بودند یا به جای نقد عالمانه، مسیر دیگری را طی می کردند. ختم کلامم این است قطعا و یقینا اینگونه نیست که آقای ناطق پوسته اصولگرایی انداخته باشد و پوسته ای از اصلاح طلبی را بر تن کرده باشد. آقای ناطق همان ناطق سال 76 است و اصولا کسانی که ریشه دار هستند و از قبل انقلاب، انقلابی و متدین بوده اند، نمی توانند هر زمانی به یک سمت و سو بروند و فکر می کنم اصلاح طلبان دنبال استفاده از شرایط هستند.

**ترقی: اصلاح طلبان می خواهند با «ناطق نوری»، از «روحانی» هم عبور کنند

حمیدرضا ترقی عضو حزب موتلفه اسلامی با بیان اینکه تمایل اصلاحات به ناطق نوری یک طرفه است ، اینگونه به سوال خبرنگار خط خبر پاسخ می دهد:

ابتدا باید چند نکته را مورد دقت قرار داد. یکی اینکه تمایل اصلاح طلبان به آقای ناطق نوری یک طرفه است و اینگونه نیست که ناطق نوری هم به سمت اصلاح طلبان گرایشی پیدا کرده باشد. جریان اصلاح طلب با آقای ناطق نوری صرفا در مخالفت با آقای احمدی نژاد نکته اشتراک دارند ولی تمایل اصلاح طلبان به ناطق یک تمایل یک طرفه است که با هدف ایجاد انشقاق در بین اصولگرایان عمدتا مطرح می شود. نکته دیگر این که در طی این مدت بعد از دوران اصلاحات هر دو طرف به این جمع بندی رسیده اند که افراط گرایی چه در اصلاح طلبان و چه در بین اصولگرایان نتیجه مثبت و مناسبی برای پیشرفت کشور نداشته و طبیعتا روش معتدل که دور از افراط و تفریط سیاسی و اجتماعی باشد، برای پیشبرد اهداف نظام و انقلاب مفیدتر است. لذا طبیعتا بیشتر به دنبال چهره هایی هستند که بتواند تبلور اعتدال باشد و از آنجا که اصلاح طلبان تلاش شان این است که از مسیر اعتدال ، قدرت را به دست بگیرند و در آینده مجددا به قدرت بازگردند لذا برای عبور از روحانی و به خاطر اینکه در بعضی از موارد نمی توانند تفاهمی با ایشان داشته باشند، سعی می کنند از چهره ای مانند ناطق نوری بهره ببرند و ایشان را به عنوان سرلیست خودشان مطرح کنند و با این کیفیت بتوانند با استفاده از یک عضو روحانیت مبارز در گذشته، ازدیگر عضو روحانیت مبارز عبور کنند.استراتژی اصلاح طلبان این است که برای رسیدن به قدرت از چهره ها عبور می کنند و اعتقادشان هم این است که این چهره ها یک تاریخ مصرف مشخصی دارند. البته این امر به این چهره ها بستگی دارد که تا چه اندازه بتوانند تاریخ مصرف شان را طولانی بکنند .

اما اصلاح طلبان به محض اینکه ببینند چهره ای تاریخ مصرفش تمام شده و برای پیگری اهدافشان کارآیی آنچنانی ندارد از آن عبور می کنند و لذا به نظر می رسد که در حال حاضر هم مشغول رصد روحانی هستند که ببینند تا کجا می توانند همراهش باشند. موضع گیری هایی که بعضا از سوی آنها نشان داده می شود و استراتژی که برای انتخابات آینده دارند گواه همین مدعاست که می خواهند از روحانی هم عبور کنند. خصوصا جبهه مشارکت و مجاهدین انقلاب در سطح استان ها ابلاغ کرده اند و اعلام نموده اند که ما در انتخابات آینده هیچ ائتلافی با جریان اعتدالی نخواهیم داشت و بصورت مستقل وارد خواهیم شد و به زیرمجموعه هایشان سفارش کرده اند که خودشان را از دولت اعتدال جدا نگه دارند و احیانا ناکارآمدی های دولت را به عهده نگیرند که در آینده به ضرر آنها تمام می شود. همه این موارد نشان دهنده آن است که از همین الان برنامه ریزی می کنند تا چنانچه دولت روحانی نتوانست در حل مشکلات اقتصادی و سیاست خارجی موفق شود، این ها دچار آسیب نشوند و به حساب آن ها گذاشته نشود.

**رئوفیان: مصادره به مطلوب امثال «ناطق نوری» ظلم به آن هاست

ابوالقاسم رئوفیان دبیر کل حزب ایران زمین معتقد است که اگر در طول گذشت زمان، تغییراتی پدید نیاید باید تعجب کرد. وی با این مقدمه می گوید: معتقدم که تغییر رویکردها معلول علت هایی است و عواملی از جمله اقتضائات زمان، اتفاقات، رخدادها و پدیده های نوظهور در عرصه های سیاسی، فرهنگی، اقتصادی موجب رویکردهای جدیدی می شود که نسبت به گذشته زاویه دارد. قاعدتا چنین چیزی غیرمنتظره نیست.اینکه امروز اصلاح طلبان رویکردی به سمت ناطق پیدا کرده اند را باید به فال نیک گرفت و به نظر می آید که اصلاح طلبان به این جمع بندی رسیده اند که باید مسیر دستیابی به اهدافشان را تصحیح کنند اگرچه معتقدم استراتژی و راهبرد، همان راهبرد قبلی است اما راه های رسیدن به این اهداف، می تواند راه های ممکن، مقبول و مشروعی باشد؛ چه به لحاظ مشروعیت سیاسی و چه از نظر اینکه اخلاق و معنویت هم در آن رعایت شود.در مورد بازگشت ناطق به عرصه سیاست اگرچه صحبتی از ایشان نشنیده ایم و موضعی اتخاذ نکرده اند اما فکر می کنم امکانبازگشت شیخ به عالم سیاست وجود دارد و این رویکرد خوبی است که اصلاح طلبان دارند.

البته نمی شود گفت که ناطق تغییر نکرده ، بالاخره او هم قطعا تغییراتی در مواضع و رویکردهایش بوجود آمده. ناطق هم تاثیرپذیر است . یعنی ناطق سال 76 با ناطق 93 قاعدتا فرق می کند. البته نمی توان گفت امثال ناطق متعلق به یک جناح خاصند و من فکر می کنم این شخصیت ها فراجناحی هستند. این اشتباه است که اصولگرایان بخواهند آنها را مصادره به مطلوب بکنند و از سوی دیگر اصلاح طلبان بخواهند آنها را جذب کنند و در مقابل اصولگرایان قرار دهند. این ظلم به این چهره ها و شخصیت هاست.البته اصلاح طلبان به عبور از چهره های شاخص خود عادت دارند و من معتقدم آنجاکه همّ و غمّ جریانی متوجه رجحان منافع جناحی نسبت به منافع ملی باشد از این اتفاقات می افتاد و نکته دیگر آن که من معتقد نیستم که همه اصلاح طلبان مثل هم فکر می کنند و برخی از افراد در این جبهه هم چهره های فهیمی هستند و برخی هم دچار تفریط شده اند کما اینکه شاهد همین وضعیت هم در بین اصولگرایان هستیم. به عقیده بنده صرف نظر از این دعواهای سیاسی بین اصلاح طلبان و اصولگرایان، راه صحیح، اصولگراییِ اصلاح طلبانه است.

**سجادی: اصلاح طلبان با نام «ناطق نوری» به دنبال مشروعیت هستند

سید کمال سجادی سخنگوی جبهه پیروان خط امام و رهبری هم بر این عقیده استوار است که تفکرات ناطق نوری هیچ تفاوتی با سال 76 نکرده و امروز این اصلاح طلبان هستند که می خواهند با تابلوی ناطق نوری به رفتار و عملکرد خود مشروعیت ببخشند.

وی با تاکید بر این نکته که خط رفتاری و سیاسی ناطق نوری خط اعتدال است، می گوید: این همان طرز فکری است که ناطق در سال 76 هم به آن اعتقاد داشت و همیشه افراط و تفریط را رد می کرد و منتقد این نوع رفتار بود. او به منویان رهبری و حضرت امام توجه دارد و در لابلای صحبت هایی هم که هنوز دارد، به راحتی می توان دریافت که خطوط افراط و تفریط و رادیکالیسم را نفی می کند.اصلاح طلبان به دلیل اینکه پایگاهی در بین مردم ارزش گرا، ولایی، متدین و مردمی که به این انقلاب وابسته اند و طرفدار نظام جمهوری اسلامی هستند، ندارند ، می خواهند برای انتخابات آینده مجلس شورای اسلامی و حتی مجلس خبرگان با نام «ناطق نوری» نوعی مشروعیت برای خودشان کسب کنند. این دقیقا همان کاری است که در انتخابات ریاست جمهوری گذشته نیز انجام دادند. خودشان گفتند که اگر آقای عارف می ماند 7% بیشتر رای نداشت. خب عارف کنار کشید و به سمت روحانی رفت اما امروز رای روحانی را مصادره می کنند و می گویند اگر اصلاح طلبان نبودند روحانی رای نمی آورد! در حالی که بنابر ادعای خودشان اینگونه نیست.این ها کارشان همین است و می خواهند از وجود شخصیت های اصولگرا که خط اعتدالی دارند و انتقاداتی هم به بعضی از طیف های اصولگرایی دارند، بهره گیرند و آنها را جذب کنند و در واقع یک فهرستی درست کنند که مورد توجه مردم قرار بگیرد.ناطق نوری بارها گفته که من هرگز سرلیستی اصلاح طلبان را قبول نمی کنم ولی اصلاح طلبان با شیوه ها و ترفندهایی که دارند سعی می کنند ناطق را به جبهه خودشان نزدیک کنند. یک استراتژی دیگری که اصلاحات دارد این است که در اردوگاه اصولگرایان شکاف زیاد بشود و اگر زمینه های شکاف وجود دارد، اینها به دنبال ازدیاد این شکاف ها هستند چون به نفع آن ها تمام می شود و می خواهند خط تفرقه و تشطط را در بین اصولگرایان تشدید کنند و از این نظر استفاده های سیاسی را ببرند و بیشترین طراحی های خودشان را به مجلس دهم، مجلس خبرگان و حتی انتخابات ریاست جمهوری آینده معطوف کرده اند.

27 اردیبهشت 1393