h مهربان ترین راننده تاکسی ایران/تصاویر - ظهور 12

پایگاه خبری و تحلیلی ظهور 12

مهربان ترین راننده تاکسی ایران/تصاویر,ظهور 12,پایگاه خبری تحلیلی سیاسی,مهربان ترین راننده تاکسی ایران/تصاویر,مذهبی,اجتماعی,فرهنگی,اقتصادی,مهربان ترین راننده تاکسی ایران/تصاویر

مهربان ترین راننده تاکسی ایران/تصاویر

مهربان ترین راننده تاکسی ایران/تصاویر

به گزارش ظهور12 ، یکی از کاربران شبکه اجتماعی فیسبوک درباره این راننده معروف نوشت : کافی است اخم آلود باشی یا عجله داشته باشی و سوار ماشینش شوی فرقی ندارد در هر صورت آنقدر گرم از ورودت استقبال می کند که جا می خوری . اول عروسک های جلوی داشبورد و آن «آرامش» که به خط خوش نوشته توجه ات را جلب می کند . جالب است یک عروسک هم به بالای کمربند راننده وصل کرده که به مسافران عقب لبخند می زند .

شک نکن ! خودش است . مهربان ترین راننده تهران و ایران که با شکلات و لبخند در تاکسی اش از شما پذیرایی می کند . تا چند سال پیش روی کاغذی که به داشبورد چسپانده بود از مسافرانش می خواست تا نظرشان را در دفترچه اش بنویسند اما حالا اگر خوب توجه کنی دفترچه خاطرات به همراه دفتری که مصاحبه هایش را در ان جمع اوری کرده می بینی . اگر سوار ماشینش شدی حتما آن دفتر را امضا کن تا زودتر به هدف ثبت امضاها در گینس برسد .

احساس افسردگی می کردم

این روزها باید چشم تیزکنی تا یکی شبیه قهرمان تندرستی این هفته پیدا کنی . دیگر کمتر کسی را می شناسیم که به خاطر اخلاق و رفتار و دل مهربانش شهره عام و خاص شده باشد اما انگار یکی از دل قصه ها آمده و دارد با ما زندگی می کند . البته آقای دهباشی از اول عمرش این حال و احوال خوش را نداشت . ماجرایش را از زبان خودش بخوانید : «هفت , هشت سالی از کارم می گذشت . حال و روز خوبی نداشتم . احساس افسردگی می کردم . همیشه عصبی بودم . روز ها و شب ها را با اضطراب و دلهره می گذراندم . به متخصص هم مراجعه کردم اما او هم نتوانست کمکی کند . بعد از مدتی به این نتیجه رسیدم که حتما راهی برای خوب زندگی کردن وجود دارد و باید آن را پیدا کنم . من به جمله «خواستن توانستن است» اعتقاد پیدا کردم . توانستم در خود دگرگونی ایجاد کنم . من سعادت را در مهرورزی و روحیه دادن به همنوع خودم دیدم . از آن روز سعی می کنم با رفتارم به مسافران روحیه بدهم . با روحیه دادن , روحیه می گیرم و همین باعث می شود تا من هیچوقت از کار خود خسته نشوم . از ان زمان به بعد دفترچه یادداشتی دارم و زندگی روزانه خود را در آن ثبت می کنم و در پایان روز به کارهایی که کرده ام فکر می کنم .»

وقتی علی رفت

ابراهیم دهباشی زاده , نه سوپر استار سینماست و نه مرد سیاست و ورزش . تنها توانسته با اخلاق و مرامش در دل همه جا باز کند . یک نفر در وبلاگ او نوشته بود : «درباره مهربانی حرف شدن راحت است . باید در عمل دید.» اما ابراهیم 69 ساله نشان داد بی جهت لقب مهربان ترین را نگرفته است . او می گوید : «دوست دارم انرژی مثبتی را که خدا در اختیارم قرار داده به همه انسان ها هدیه دهم .»اگر حرف از جان هم باشد او حاضر است تا آن را ببخشد . دهباشی این حرف را در عمل نشان داد ; یعنی زمانی که پسرش در سال 83 مرگ مغزی شد. علی دانشجوی سال آخر مهندسی مکانیک بود . درسخوان و ورزشکار . با دوستش حوالی استادیوم آزادی تصادف کردند . دوستش همان دم فوت کرد و علی با مرگ مغزی اش این فرصت را به پدرش بخشید تا مهربانی اش را به کمال برساند . دهباشی زاده , قلب پسرش را هدیه کرد تا در بدن انسان دیگری به تپیدن ادامه دهد : «اگر قبول کنیم زندگی همیشه طبق برنامه و خواست ما پیش نمی رود , با اتفاقات و واقعیت ها بهتر کنار می آییم . این وظیفه خودمان است این وظیفه خودمان است که با صبر و شکیبایی با مشکلات برخورد کنیم . هر اتفاقی که در زندگی رخ دهد بستگی به تعبیر ما از آن اتفاق دارد . علی من جوان و پاک بود . وقتی هم رفت , گفتم علی جان تولد دوباره ات مبارک . شنیده ام خداوند کسانی را که دوست دارد امتحان می کند . مثل اینکه مرا دوست دارد . پس باید از امتحانش رو سفید بیرون می آمدم.»

27 اردیبهشت 1393