معنی اسم شما + جدول

ظهور۱۲ :‌ بسیاری از انسان ها دوست دارن معنی و مفهوم نام خود را بدانند . شما عزیزان میتوانید در جدول زیر بر اساس چینش حروف الفبا معنای نام خود را پیدا کنید . نام هاي مردان حرف الف آبان نام ايزد آب(روز دهم از ماه خورشيدي) آبسال فصل بهار، سال پر آب و باران، […]

ظهور۱۲ :‌ بسیاری از انسان ها دوست دارن معنی و مفهوم نام خود را بدانند . شما عزیزان میتوانید در جدول زیر بر اساس چینش حروف الفبا معنای نام خود را پیدا کنید .

نام هاي مردان

حرف الف

آبان نام ايزد آب(روز دهم از ماه خورشيدي)
آبسال فصل بهار، سال پر آب و باران، دايه پسر پادشاه يونان
آراسته زيبا شده، خوش نما، زيور
آرام برقرار، متين، سكون، آرامش
آرش،آرخش درخشنده، درخشان، مينوي، نام دلاوري از داستان هاي اساطيري  ايران
آرمان آرزو، مراد، خواسته
آرمين فرزند كيقباد از شاهان پيشدادي
آريا آزاده، نجيب، مهم ترين نژاد سفيد در ايران، لحن آهنگ، شقايق وحشي
آريان نام يكي از مورخين
آسايش آسودن
آصف نام دبير حضرت سلمان
ابراهيم استواري، سازنده خانه كعبه
ابوالقاسم پدر قسمت كننده، مقسم
ابوذر از صحابه نامدار پيامبر(ص)
احسان نيكي، بخشش
احد يگانه، يكتا
احمد بسيار ستوده، نام پيامبر
ادريس نام يكي از پيامبران
اردشير شير خشمناك، مقدس، بنيان گذار دودمان ساساني
ارژنگ آرايش، زينت
ارسطو نام دانشمندي در يونان
ارسلان (تركي) شير، شير درنده، مجازا مرد شجاع
اسحاق كهنه شدن جامه، حضرت ا براهيم(ع)
اسدالله شير خدا، لقب حمزه بن عبدالمطلب و كنيه امام علي(ع)
اسد شير جنگل
اسفنديار پدر سام شهلوان نامي ايران
اسكندر الكساندر، ياري كننده مرد
اسماعيل پسر ابراهيم، شنونده
اشرف با شرافت و با شخصيت، شريف
اشكان منسوب به بنيان گذار پادشاهي پارت ها و نام سومين نياي پاكو
اصغر كوچك، ريزه نقش، كوچك تر
اصلان شير درنده
اعتماد تكيه دادن به كسي در كاري، بي گمان و سخن، كار را به كسي سپردن
افلاطون حكيم يوناني شاگرد سقراط
اكبر بزرگتر، مهم تر، بزرگوار
الله يار دوست خدا، يار خدا
الياس نام پيامبر، پسر زاده سام بن نوح و عموي خضر كه موكل بر خشكي است.
امرسان يكي از يخچال هاي طبيعي در كوه هاي كردستان
اميد آرزو، دلگرمي
امير فرمانروا، شاه سلطان و خليفه
امين الله امانت دار خدا
امين درستكار، امانت دار، راستگو
اندي خاص يا خاصه، بو، اميد
اياز نسيم شب، شبنم، سرماي سخت زمستان
ايرج نام پسر فريدون و ياري دهنده آريايي ها
ايوب برگشت به سوي خدا، نام پيامبر نمونه صبر و شكيبايي

 

حرف ب

بابك پرورش دهنده، امين، استوار
باقر گشاينده، شكافنده
باهنر هنرمند
بايرام عيد،جشن(تركي)
برديا نامش در سنگ نوشته بيستون آمده و نام پسر كوچك كوروش
برزو بلند بالا و نام پسر سهراب پسر رستم
برزين پهلوان ايراني از خانواده جمشيد پسر گرشاسب، آتشكده بزرگ در خراسان
برمك نگهبان نوبهار، سخاوتمند
برنا جوان، ظريف، 
برومند بارور، كامياب، آبرومند
برهان دليل و حجت
بزرگمهر نام وزير انوشيروان، داراي مهر و محبت بسيار
بكتاش بزرگ خادم، دويا چند خدمتكاررا نسبت به ديگري بكتاش مي گويند(تركي)
بهادر شجاع، دلير، پهلوان
بهجت سرور، شادماني، تازگي و زيبايي
بهداد نيك آفريد، نيك فرستاد
بهراد نام فرزند اسفندارمذ
بهرام نام روز بيستم هر ماه خورشيدي، ستاره مريخ
بهروز روز خوب، كندر هندي و نوعي بلور كبود رنگ  وشفاف
بهزاد اصيل، نيكوكار، خوش زاد
بهمن گياهي كوهي، برف انبوهي كه از كوه سرازير شود
بهنام نيك نام، خوش نام، داراي شهرت خوب
بيژن جنگجو، پهلوان ايراني

حرف پ

پارسا پرهيزگار، خداترس
پاسدار نگهبان،مراقب
پاشا رتبه اي در مراتب كشوري، مخفف پادشاه
پدرام شادباش، جاي خوش آب و هوا، آراسته و نيكو
پرويز شكست ناپذير، گرامي، نام پسر انوشيروان
پژمان افسرده، غمناك، پژمرده
پوريا نام ايراني براي پهلوانان
پولاد نام پسر آزادمرد، آهن خشكه، آهن ناب
پيام خبر، رسالت
پيروز مبارك، چيره
پيمان شرط، قرارداد

حرف ت

تاجيك عجم، هر غيرعرب را عجم گويند(تاجيك)
تارخ نام پدر حضرت ابراهيم
تاژ برادر هوشنگ پيشدادي
تقي ترسان از خدا، پرهيزگار
تندر برق آسمان، رعد، بانگ باران
توانا توانمند، زورمدار،قوي
توحيد يكتاو يگانه
توسكا درختي در محل هاي مرطوب، توسا
تيمور سردار مغول

حرف ث

ثابت پايدار، استوار
ثاقب روشن، سوراخ كننده
ثمر حاصل درخت، ميوه
ثمين گران، سنگين، پرقيمت
ثواب نام مرد تدبير و شجاعت، مزد، پاداش

حرف ج

جابر بيدادگر، شكسته بند
جاسم نام قريه در شام، نام قبيله
جاويد پاينده، هميشه، دايم
جبار ستمگر، ظالم
جبلي دوقلو
جعفر رودخانه، نهر، جوي
جليل پرمايه، باشكوه، بزرگ
جمال زيبا رو، نيكوسيرت، زيبايي
جمشيد بلندقدر، داراي منزلت فراوان، گروه بسيار از هر چيز
جناب سرور، درگاه،آستان
جواد جوانمرد، بسيار بخشنده، اسب نيك رو
جوان دلاور، شاداب
جهان بخش بخشنده و دادگر جهان(خدا)
جهان بين كارآزموده، چشم و گوش باز
جهان گير جهان گشا و فاتح، پيروز

حرف چ

چنگيز قوي و محكم، فرمانرواي سفاك مغول
چوبين كنيه اي براي بهرام شپهسالار ارتش هرمز و انوشروان ساساني به خاطر اندام بايكش و نام مرغي است كه آن را كاروانك مي گويند.

حرف ح

حارث كشاورز، برزگر، شير
حارس  نگهبان، پاسدار
حامد ستاينده، ستايشگر، درود فرستنده
حايري منسوب به حاير، زميني كه مرقد سيدالشهدا(ع) در آن واقع است.
حبيب دوست، معشوق، محبوب و دوستدارخدا
حجت دليل، نمودار، برهان
حداد آهنگر، آهنكار و آهن فروش
حسام شمشير بران، تيزي شمشير
حسن صاحب جمال، زيبارو، نيكو
حسين ر.ك حسن
حشمت عظمت، بزرگي، شرم و حيا
حلاج پنبه زن،نام منصور حلاج
حمدالله ستاينده خدا، كسي كه خداي يگانه را ستايشگر است.
حمزه شير، عموي پيامبر
حميد پسنديده، ستوده، مبارك
حيدر شير، يكي از نام هاي حضرت علي(ع)

حرف خ

خالد پاينده، جاويد، ماندني
خاور شرق، جاي برآمدن آفتاب
خداداد چيزي كه خداوند بخشيده است.
خراسان خورآسان، جايي كه خورشيد به آساني سر مي زند وديده مي شود.
خرم شاد، خندان
خسرو نيم نام، نيم آوازه، پادشاه
خشايار دلير، نيرومند، پسرداريوش هخامنشي،(مي زنم تو مخت ها)
خليل دوست، صادق، دوست مهربان
خيام چادردوز، شاعر و حكيم و فيلسوف معروف ايران
خيرانديش خوب فكر، خيرخواه، طالب خوبي

حرف د

دادار نام خداوند
دادكار داد دهنده
دادگر نام خداوند،عادل
دارا مالك
دانا پژوهنده، شاعر، دانشمند
دانيال قضاوت خداوند، نام يك از چهل پيامبر بزرگ
داوود محبوب، نام پيامبري
دل شاد همت، بخشش، شادان
دهباشي سردسته ده نفر فراش يا سپاهي و سرباز
دهخدا دهدار، صاحب ده

 

حرف ذ

ذبيح كشته، آنچه براي كشتن آماده شده باشد
ذكي تيزهوش، زيرك، هوشمند
ذوالفضل داراي دانش و بزرگواري

حرف ر

رادمنش داراي منش رادمردي، سخاوت و جوانمردي
راد منع كننده
رامبد ازنام هاي باستاني و كنوني ايران
رامين نام عاشقان ويسه و چنگ نوازي
ربيع بهاري، فصل بهار
رجب شرم كردن، نام رودي در بهشت، ماه هفتم قمري
رحمان يكي از نام هاي خدا، مهربان، بخشنده، روزي رسان
رحمت شفقت، مهرباني
رحيم بخشاينده،ر.ك رحمان
رستم تنومند، خوش اندام، نام پهلوان بزرگ ايران
رضا خشنود، راضي، خوشدلي
روح الله روان و روح خدا، نام امام خميني، لقب حضرت عيسي
روزبه خجسته روز، روز خوب و نيك، بهروز، روز خوش
رهي راهي، غلام، مسافر، بنده و چاكر

حرف ز

زامياد ايزد زمين و نام روز بيست و هشتم از هر ماه
زكريا يكي از پيامبران و نام زكرياي رازي
زكي پاكيزه، پاك و منزه
زنگنه نام پهلواني در زمان كيكاووس
زيار كمان، قوس،

حرف ژ

ژرف عميق، رودخانه يا چاه
ژكور آدم بخيل،
ژيان شير درنده، خشم آلود

حرف س

ساسان نام پدر بابك، جد اردشير و از نجباي پارس
ساعي كوشا، شتابنده
سالار سردار، رئيس،
سالم درست، تندرست و بي عيب
سامان راه و آيين،  ترتيب و نظام
سام ورم، آماس، پسر نوح
ستار مخفف ستاره، خيمه پشه بند، پرده، پوشاننده
سجاد صفت امام چهارم، بسيار سجده كننده
سراج چراغ
سروش بانگ، در اوستا سرئوشه آمده به معني اطاعت از خداوند
سعد نيك، خجسته
سعيد نيك بخت، همايون، خجسته
سلمان سنگ بزرگ، سلمان ايراني از صحابه بزرگ
سليم درست، سالم، بي عيب
سهراب پسر رستم، سرخ آب
سهيل ستاره اي درخشان در طرف جنوب
سيامك در اوستا سيامك به معناي سياه مو آمده است
سياووش ساوخش فرزند كيكاووس و پدر كيخسرو
سينا پدر ابو علي سينا، سينه، سوراخ كننده، كوه طور سينا

نام هاي زنان- حرف ش

شادي خوشحال، شادان
شبنم قطره، آبي كه سحرگاه بر روي برگ و گل نشيند
شعله شرار آتش، زبانه آتش
شقايق گل سرخ، قرمز وحشي
شكفته گشاده، بازشده، هر گل سرخ بزرگ
شكوفه گل درختان ميوه، غنچه درختان نورس
شكوه حشمت
شكيبا بردبار،صبور
شكيلا داراي شكل و ظاهري زيبا
شهربانو زيباي شهر، كسي كه در آن شهر از او زيباتر نباشد
شهرزاد شهري، در شهر تولد يافته
شهره مشهور، نامور،
شهلا چشم درشت شاداب، چشم سياه و فريبنده
شهناز ناز شاه، از آهنگ هاي موسيقي
شهين منسوب به شاه
شيدا ديوانه، عاشق و شوريده
شيرين نام زن خسرو پرويز، معشوقه فرهاد زن خسرو
شيلا موقع نهار خوردن، سفره امرا و بزرگان،
شيما زن خال دار
شيوا بليغ، نيكو

حرف ص – ض

صائب رساننده، راست، درست
صابر شكيبا، بردبار، آدم حكيم وآرام
صادق راستگو، درست كردار، آشكار، لقب امام ششم
صالح نيك، سزاوار،
صبا باد بهاري كه از شرق مي وزد، باد لطيف و خنك صبح
صفار مسگر، روي گر
صفا روشني، پاكي، پاكيزگي، يكرنگي
صفر دومين ماه قمري پس از محرم،
صمد بي نياز، مهتر، پايدار،
ضياءالدين چشم چراغ دين، روشنايي دين، فروغ

حرف ط – ظ

طارق شب رونده، ستاره صبح
طاهر پاكيزه، منزه
طرق راه، طرقي منسوب به طرق روستايي در نزديكي شهر مشهد
ظريف نازك، لطيف
ظفر پيروزي

حرف ع

عابد پارسا، عبادت كننده، كسي كه خدا را پرستش مي كند
عادل داد دهنده، دادگر، دادگستر
عارف شناسنده، صبور
عاطف مهربان، برگرداننده
عاكف گوشه نشين و بازدارنده از كارهاي اجتماعي
عباس ترش رو، بداخم، يكي از نام هاي شير
عبدالله بنده خدا، سر سپرده درگاه
عثمان نام مار و بچه مار، نام خليفه سوم
عرفان شناختن حق تعالي ومعرفت خداشناسي
عزيز محبوب، يار، گران مايه، نادر
عسكر لشكر، سپاه، نوعي انگور
عصار روغنگر، روغن كش
عقيل مرد زيرك و بسيار دانا
علي بلند، شريف، نام امام اول
عليمراد كسي كه مراد و مرشدش علي است، 
عماد آنچه به آن تكيه كنند
عمار مرد با ايمان، ثابت و استوار،
عميد بزرگ، سرور، سردار،
عيار زيرك، طرار، تندرو، تردست
عيسي از پيامبران بزرگ
عين الله چشم خدا، نشان خدا

حرف غ

غضنفر شيربيشه، شير درنه، مرد درشت اندام و مرد قوي
غفار بخشنده، آمرزنده
غلام كودك، پسر كوچك، نوكر

حرف ف

فاتح پيروز، گشاينده
فايز رستگار و غالب
فتح علي منسوب به فتح
فتح الله پيروزي براي خدا، پيروزي خدا
فخيم بزرگوار، سربلند
فراز باز، نزديك، بالا بلند
فرامرز آمرزنده دشمن، از پهلوانان شاهنامه
فرجام انجام، انتها، عاقبت
فرج گشايش، قيمت، آسودگي از كار و گرفتاري
فرخ پي فرخ داد، فرخ روز
فرخ خجسته، مبارك
فرداد زيبايي داد
فردوس باغ، بهشت
فردين كوتاه شده فروردين
فرزاد فرزند فر و شكوه و شادي
فرزين فرزان، مهره اي به نام وزير در شطرنج
فرشاد نام روح و عقل كره زمين، نفس فلك مريخ
فرود پايين، پس، زيرين
فروزانفر روشنايي با شكوه،
فروهر نيروي خداوندي، اهورايي است كه پاكان و نيكان را نگه دارنده است.
فرهاد نام يكي از نجباي ايران و پهلواني در زمان كيكاووس
فرهمند داراي فر و شكوه
فرهنگ تربيت، دانش و ادب، آموخته زندگي
فريبرز داراي قامت خوب و زيبا، نام پسر كيكاووس
فريدون از شاهان ايران زمين به معني دارنده سه نيرو
فريد يكتا، گوهر نفيس، بي مثل
فريمان پري مانند،
فضل الله بخشش خداوند
فياض بسيار بخشنده، جوانمرد
فيض بخشش و عطا
فؤاد قلب، دل

حرف ق

قادر توانا، مقتدر
قاسم بخش ككننده، توزيع كننده
قباد پدر كيكاووس
قدرت توانايي
قدير توانا
قربان علي صدقه در راه علي
قربان نزديك شدن، هم نشين، فدايي
قليچ شمشير
قنبر يكي از ياران امام علي(ع)
قهرمان دلاور،
قيصر امپراتور روم

حرف ك

كارن جنگي، جنگجو
كاظم فرو خورنده خشم
كافي بس، بي نياز
كامبيز تصحيف كبوجيه
كامران بهره مند، سعادتمند
كاوه آهنگر معروف اساطيري ايران
كاويان كاويدن، جست و جو كردن
كديور كشاورز، ريش سفيد و بزرگتر، صاحب
كرامت جوانمرد، بخشنده
كرم جوانمردي
كريم بخشنده، سخاوتمند
كمال ترقي، تمام
كميل كوچك شده كامل
كوشا سعي كننده
كيان منسوب به خاندان و شاهان ايران باستان
كيانوش نام يكي از برادران فريدون
كياوش مانند پادشاه
كيوان ستاره  بزرگتر، ستاره زحل
كيومرث زنده و فاني، پيشواي روي زمين

حرف گ

گرامي عزيز، محترم
گودرز نام مرغي كه روي آب مي نشيند، نام پسر شاپور از پهلوانان ايراني
گيو گويا و سخن كننده،

حرف ل

لقمان دانشمند
ليوه مرد احمق

حرف ن

نادر كمياب، هرچيزكم
ناصر ياور، مددكار
ناظم به نظم در آورنده
نام جو طالب نام
نامي نام آور، مشهور،رشد كننده
نجف تل، زمين بلند كه آب به آن برسد
نريمان دلير، پهلوان، نام پدر سام جد رستم
نصير مددكار، ياري دهنده
نقي پاكيزه، برگزيده
نوا آواز مرغ،آهنگ، سامان
نوبخت بخت نورتازه، بختيار
نوذر پسر كشته شده منوچهر به دست افراسياب
نويد مژده، خبر خوش
نوين تازه، جديد
نيكا آب خوب، آب صاف
نيما كوچ، خرد، ريزه، نام تخلص
نيوشا شنيدن، گوش فرادادن

حرف و

وارسته رهاگشته
وثوق مورداعتماد، استوار بودن و پايدار
ولي الله دوست خدا، خدادوست
وهاب بسيار بخشنده

حرف ه

هاتف سروش، بانگ كننده
هادي راهنما
هاشم كسي كه شير مي دوشد، شكننده استخوان
هخامنش درست كردار، درست انديش
هدايت راه نما، مرشد
هرمز خداي بزرگ، ستاره مشتري
هژير چالاك، ستوده، خوش چهره
هشام توانا، جوانمرد
همايون فرخنده، ميمون
همت عزم، قصد
هور خورشيد
هوشنگ آگاه، خرد

حرف ه

هاتف سروش، بانگ كننده
هادي راهنما
هاشم كسي كه شير مي دوشد، شكننده استخوان
هخامنش درست كردار، درست انديش
هدايت راه نما، مرشد
هرمز خداي بزرگ، ستاره مشتري
هژير چالاك، ستوده، خوش چهره
هشام توانا، جوانمرد
همايون فرخنده، ميمون
همت عزم، قصد
هور خورشيد
هوشنگ آگاه، خرد

حرف ی

يار دوست، همدم
ياسر ساده و آسان، پدر عمار
يحيي زندگي بخش
يدالله دست خدا، از القاب علي(ع)
يعقوب اسب، جوي خرد
يوسف محزون، خشمگين، ناله كننده
يوشيج دهي در شمال ايران و نام پدر شعر نوي ايراني
يونس از پيامبران بني اسرائيل

نام هاي زنان

حرف الف

آتوسا نام دختر كوروش و اردشير دوم
آرزو خواهش، مراد،
آرميتا پارسا، فروتن
آزاده آن كه در بند نباشد،
آزيتا آزاده
آسيه ستون و عمود
آفرين شادباش و ستايش
آمنه توده، چوب ريزه خشك
آناهيتا نام رب النوع آب در ايران باستان
آنوشا نغمه، صدا
آوا آهنگ، آواز
آهو غزال، چابك
آيدا ماه وش، ماه روشن
احترام بزرگ داشتن،
اختر ستاره، كوكب، ستاره بخت و اقبال
اعظم بزرگ تر، بزرگوارتر
افسانه سرگذشت، حكايت
افسر تاج، گرامي تر
الماس يكي از سنگ هاي قيمتي
الناز ايلناز(تركي)
الهام وحي، تلقين كردن،
الهه رب النوع، بت
انگاره برگه محاسبات، بازگويي سرگذشت ها(انگاره مي كند)

حرف ب

بتول پارسا، نوراني، كسي كه از دنيا بريده باشد و از ازدواج خودداري كرده باشد.
بنفشه گلي زيبا و معروف كه طبيعت آن سرد است.
بهار زيبايي، بتخانه چين
بهاره كشت بهاره، گروه زنبوران ونام دهي
بهرخ خوش چهره، نيك روي
بهناز باناز خوب، خوش ناز
بيتا خانه، يكتا، بي مانند

حرف پ

پانته آ نام زن زيبايي كه مادي ها او را براي كوروش آوردند ولي كوروش او را به شوهرش بازگردانيد.زماني كه شوهرش در جنگ با مصري ها كشته شد او هم خودكشي كرد.
پرستو نام پرنده اي كوچك كه در بهار تابستان پيدا مي شود.
پروانه نام حشره اي كه خود را به چراغ و شمع مي زند، حكم و فرمان، دليل، رهبر
پروين چند ستاره كوچك نزديك به هم(ثريا)
پريچهر بسيار زيبا، نام زن جمشيد
پريسا افسونگر، تسحير كننده
پري فرشته، همزاد
پگاه بامداد، صبح
پيروزه جواهري كه نگاه كردن به آن روشنايي چشم را مي افزايد.

حرف ت – ث

تبسم خنده، لبخند
ترانه آهنگ، آواز، طنز، خوش طبعي
توتيا سنگ سرمه چشم
توران استاني كه فريدون به پسر بزرگ خود(تور) داده و به توران موسوم شد
تينا به زبان( زند و پازند) به معني گل
ثريا ستاره، پروين

حرف ت – ث

تبسم خنده، لبخند
ترانه آهنگ، آواز، طنز، خوش طبعي
توتيا سنگ سرمه چشم
توران استاني كه فريدون به پسر بزرگ خود(تور) داده و به توران موسوم شد
تينا به زبان( زند و پازند) به معني گل
ثريا ستاره، پروين،

حرف ج – چ

جلوه خودنمايي، آشكار كردن
جوهر گوهر
چهره روي، صورت
چيكا نام پرنده است.

حرف ج – چ

جلوه خودنمايي، آشكار كردن
جوهر گوهر
چهره روي، صورت
چيكا نام پرنده است.

حرف ح

حرمت آبرو، احترام
حليمه زن بردبار، نام دايه پيامبر
حميده ستوده، پسنديده
حميرا زن سپيد و سرخ، لقبي كه پيامبر به عايشه داده بود.
حوا زن گندمگون،
حوري زن بهشتي، زيبا و سفيد

حرف خ

خاتون خانم، باوي بزرگ
خاطره يادبود،سرگذشت
خجسته مبارك، فخنده
خديجه بچه شتر، نام اول پيامبر
خيرالنساء بهترين زنان، لقب حضرت فاطمه

حرف د – ذ

دردانه يك دانه مرواريد، در يكتا
درنا پرنده اي بزرگ و سفيد
دريا آب زياد، اقيانوس
دنيا جهان، هستي
ديبا نوعي پارچه ابريشمي كنايه از روي زيبا
ذكيه تيزهوش

حرف د – ذ

دردانه يك دانه مرواريد، در يكتا
درنا پرنده اي بزرگ و سفيد
دريا آب زياد، اقيانوس
دنيا جهان، هستي
ديبا نوعي پارچه ابريشمي كنايه از روي زيبا
ذكيه تيزهوش

حرف ز – ژ

زبيده گل هميشه بهار
زري ساخته از زر، طلايي
زهرا درخشان، پرنور، لقب حضرت فاطمه
زهره شكوفه، سپيدي، دومين ستاره منظومه شمسي به نام ناهيد
زيبا خوب روي، خوش سيما
زينب در خت خوشبوي و خوش منظر
زينت زيبا، زيور
زيور آلات آرايشي كه زنان به خود بياويزند
ژاله قطرات باران، سرشگ هوا
ژيلا جيلا(گيلكي)

حرف ز – ژ

زبيده گل هميشه بهار
زري ساخته از زر، طلايي
زهرا درخشان، پرنور، لقب حضرت فاطمه
زهره شكوفه، سپيدي، دومين ستاره منظومه شمسي به نام ناهيد
زيبا خوب روي، خوش سيما
زينب در خت خوشبوي و خوش منظر
زينت زيبا، زيور
زيور آلات آرايشي كه زنان به خود بياويزند
ژاله قطرات باران، سرشگ هوا
ژيلا جيلا(گيلكي)

حرف س

ساحل كرانه، كناره دريا
سارا، ساره خالص، صاف، نام زن حضرت ابراهيم و مادر اسحاق
ساغر باده شراب، پياله مي
ساناز نام گلي خوشبو
سايه منطقه تاريك
سپيده سحرگاه، روشني
ستاره كوكب، علم و پرچم
ستوده ستايش شده
سحر پيش از آفتاب
سروناز سرو سهي، نام نوايي در موسيقي
سكينه دختر امام حسين
سمانه بلدرچين، كرك
سميرا زن گندمگون، نام محلي در راه مكه
سميه همنام، همتا
سودابه دختر پادشاه هاماروان، زن كيكاووس
سوزان سوزنده، آفتاب و زيبايي
سوسن نام گياهي
سوگلي محبوب ، برگزيده
سولماز زني كه پژمرده نمي شود( تركي)
سهيلا نرم، ملايم
سيما چهره، روي، نقره نام
سيمين خوب، ظريف، نقره گون

حرف ش

شادي خوشحال، شادان
شبنم قطره، آبي كه سحرگاه بر روي برگ و گل نشيند
شعله شرار آتش، زبانه آتش
شقايق گل سرخ، قرمز وحشي
شكفته گشاده، بازشده، هر گل سرخ بزرگ
شكوفه گل درختان ميوه، غنچه درختان نورس
شكوه حشمت
شكيبا بردبار،صبور
شكيلا داراي شكل و ظاهري زيبا
شهربانو زيباي شهر، كسي كه در آن شهر از او زيباتر نباشد
شهرزاد شهري، در شهر تولد يافته
شهره مشهور، نامور،
شهلا چشم درشت شاداب، چشم سياه و فريبنده
شهناز ناز شاه، از آهنگ هاي موسيقي
شهين منسوب به شاه
شيدا ديوانه، عاشق و شوريده
شيرين نام زن خسرو پرويز، معشوقه فرهاد زن خسرو
شيلا موقع نهار خوردن، سفره امرا و بزرگان،
شيما زن خال دار
شيوا بليغ، نيكو

حرف ص – ض

صحرا بيابان، دشت
صديقه زن كوچك تر، راستگو
صغري زن كوچك تر
صفورا دختر شعيب و زن حضرت موسي
صنوبر كاج، هميشه سبز

حرف ص – ض

صحرا بيابان، دشت
صديقه زن كوچك تر، راستگو
صغري زن كوچك تر
صفورا دختر شعيب و زن حضرت موسي
صنوبر كاج، هميشه سبز

حرف ط – ظ

طاهره پاك، مطهر، لقب و نام حضرت فاطمه(س)
طراوت شادابي،
طلا زر، پر بها
طلعت ديدار، برآمدن ستاره
طيبه پاك، مطهر، لقب و نام حضرت فاطمه(س)
ظريفه ظريف، لطيف

حرف ط – ظ

طاهره پاك، مطهر، لقب و نام حضرت فاطمه(س)
طراوت شادابي،
طلا زر، پر بها
طلعت ديدار، برآمدن ستاره
طيبه پاك، مطهر، لقب و نام حضرت فاطمه(س)
ظريفه ظريف، لطيف

حرف ع – غ

عاتكه زن خوشبو، كمان، دختر عبدالمطلب جد پيامبر
عاليه بزرگوار، بلند مرتبه، ارجمند
غزال آهو
غزل نوعي شعر، عشقبازي كردن

حرف ع – غ

عاتكه زن خوشبو، كمان، دختر عبدالمطلب جد پيامبر
عاليه بزرگوار، بلند مرتبه، ارجمند
غزال آهو
غزل نوعي شعر، عشقبازي كردن

حرف ف – ق

فاطمه زني كه بچه دو ساله را از شير گرفته است، از شير گرفته شده، نام دختر پيامبر
فخري متكبر، كسي كه به ديگران فخر بفروشد
فرح شادماني، سرور
فرخ لقا نام زن در كتاب امير ارسلان
فرناز ناز باشكوه، داراي ناز زيبا
فرنگيس دختر افرسياب
فروغ روشنايي
فريبا فريب دهنده دل، زيبا
فريده ر.ك فريد
فوزيه زن رستگار شده
فيروزه ر.ك پيروز
قمر ماه

حرف ف – ق

فاطمه زني كه بچه دو ساله را از شير گرفته است، از شير گرفته شده، نام دختر پيامبر
فخري متكبر، كسي كه به ديگران فخر بفروشد
فرح شادماني، سرور
فرخ لقا نام زن در كتاب امير ارسلان
فرناز ناز باشكوه، داراي ناز زيبا
فرنگيس دختر افرسياب
فروغ روشنايي
فريبا فريب دهنده دل، زيبا
فريده ر.ك فريد
فوزيه زن رستگار شده
فيروزه ر.ك پيروز
قمر ماه

حرف ك

كبري مونث اكبر، بزرگتر
كتايون جهان بانو، زني كه پادشاه باشد
كلثوم نيكو روي وفربه، گوشتالود
كوكب ستاره، اختر
كيجا دختر بچه
كيميا مكر، اكسير، ماده اي كه تغيير ماده ديگر را سبب شود

حرف گ

گل بهار كسي چون گل بهاري
گوهر جواهر، اصل
گيتا جهان، دنيا،گلي بسيار خوشبو
گيتي جهان، دنيا،گلي بسيار خوشبو
گيسو موي سر

حرف ل

لادن نام گلي خوشبو
لاله گلي خودرو كه در بيابان مي رويد و سرخ رنگ است.
لعيا زن حضرت يعقوب
ليدا از نام هاي متداول ايران
ليلا معشوقه مجنون، لحني از موسيقي

حرف م

مائده سفره، خوردني ها
ماريا زن سپيد و درخشان
مرجان درخت و شاخه هاي آهكي كه در دريا برويد
مرجانه ر.ك مرجان
مرضيه مورد پسند، نيكو
مرواريد مرجان، جسمي در ميان صدف
مريم زن عبادت كار
مژده بشارت، نويد
مژگان جمع مژه
مستانه مانند مستان
مطهره زن پاكيزه، مقدس
معصومه بي گناه
مليكا پادشاه
ملينا مهربان و نرم خو
منير نوراني، درخشان
منيژه خودخواه، تكبر
مهتاب نور و درخشندگي ماه
مهتاج تاج ماه، ماهتاج
مهرآذر دوستدار آتش
مهرناز داراي مهر و ناز
مهري مهر مانند، مانند خورشيد
مهسا مانند ماه، ماه گون
مهستي ماه بانو، ماه خانم
مهشيد شعاع ماه، پرتو ماه
مه لقا ماه رو، زيبا
مهناز ناز ماه
مهين بزرگتر و بزرگترين
ميترا خداي مهر
ميشا هميشه، گل هميشه بهار
مينا آينه، شيشه رنگي

حرف ن

ناتاشا نامي براي خانم ها
نازنين لطيف مانند ناز، دوست داشتني
نازيتا پرناز وآنكه بسيار ناز كند
ناهيد ستاره زهره
نجمه كوكب، خوشه پروين
ندا فرياد
نرگس گلي است سفيد و كوچك
نسا زنان
نسترن گلي خوشبو
نسرين گلي است سفيد و كوچك
نسيم باد ملايم
نغمه آواز، ترانه
نگار محبوب، معشوق، تصوير
نگين سنگ پرارزشي كه روي انگشتر نصب مي كنند
نيكتا خوب
نيكي احسان، خوبي
نيلوفر گياهي است كه مانند پيچك بالا مي رود.

حرف و – ه

وجيهه زن زيبا، چهره گشاده و خوش چهره
هاجر زن حضرت ابراهيم، جدايي كننده
هايده توبه كننده، بازگشت به حق
هدا راهنما
هديه ارمغان، پيش كش
هستي وجود، بودن
هليا خورشيد، بگذار، باشد
هما مرغي افسانه اي، خجستگي،
هنگامه فرياد، جمع مردم كه بر سر چيزي گرد آيند
هويدا روشن، پيدا

حرف ی

ياس درختچه اي با گل هاي سفيد
ياسمن گلي خوش بو
يگانه يكتا، فرد
يلدا دارزترين شب سال، نام يكي از ياران عيسي(ع)
۲۶ شهریور ۱۳۹۲ |
ارسال دیدگاه

KHAMENEI