حمله شبانه ۳ مرد هوسران به خانه زن جوان

سه مرد تبهکار که با حمله شبانه به خانه زن جوان او را مورد آزار و اذیت قرار داده بودند، پس از محاکمه در داد گاه کیفری استان البرز به اعدام در ملاء عام محکوم شد ند. سحرگاه ۳۱ خرد اد ماه سال گذشته زن جوانی از شهرک بعثت کرج، به کلانتری ۲۹ مشکین د […]

سه مرد تبهکار که با حمله شبانه به خانه زن جوان او را مورد آزار و اذیت قرار داده بودند، پس از محاکمه در داد گاه کیفری استان البرز به اعدام در ملاء عام محکوم شد ند.

سحرگاه ۳۱ خرد اد ماه سال گذشته زن جوانی از شهرک بعثت کرج، به کلانتری ۲۹ مشکین د شت رفت و د ر حالی که گریه می کرد گفت از سوی مرد جوانی مورد آزار جنسی قرار گرفته است. سیمین ۲۹ساله با پریشان حالی ادامه داد: ساعاتی قبل در خانه ام خواب بودم. شوهرم نیز که به مواد مخدر اعتیاد دارد در گوشه ای از اتاق خوابیده بود.

ناگهان سر و صدایی از د اخل حیاط به گوشم رسید. چند بار شوهرم را صدا کردم تا برای سرکشی به حیاط برود اما او آنقدر خمار بود که صدای مرا نمی شنید.

لحظاتی بعد سایه چند مرد را از د اخل حیاط د ید م و سپس صد ایشان به گوشم رسید که به آهستگی با هم حرف می زدند. به دلشوره افتادم. برق اتاق را روشن کرد م تا اگر دزد وارد خانه ام شده فرارکند. دوباره شوهرم را صد ا زدم اما او غرق در خواب بود و صدای مرا نمی شنید.

در حالی که هر لحظه به وحشت من اضافه می شد، ناگهان یکی از کارگر ها را که ساعاتی پیش برای بازد ید و تعمیر خانه مان در منزلم بودند دیدم. او گفت هر چه در زدم متوجه نشدی تا اینکه از بالای در وارد خانه شدم. سپس در حیاط را باز کرد و ۲ دوست دیگرش نیز د اخل شدند. آن سه نفر سپس مرا تهدید کردند و از من خواستند سکوت کنم. من سر و صدا کردم اما شوهرم نای بلند شدن نداشت و صدای مرا نمی شنید. سپس هر سه نفر آنها با تهد ید به من تجاوز کرد ند.

در ادامه بررسی ها زن جوان گفت: مرد ی که این سه نفر را برای اذیت کردن او اجیر کرده می شناسد.

مد تی قبل با مرد میانسالی به نام سلمان آشنا شدم. او خود ش را فرد با نفوذی معرفی کرد و گفت به افراد نیازمند کمک می کند. من هم ماجرای زند گی و اعتیاد شوهرم به مواد مخد ر را به او گفتم و برای نجات شوهرم از او کمک خواستم. یک روز که شوهرم بیمار بود سلمان برای عیاد ت او به خانه مان آمد. سلمان بعد از دیدن وضعیت خانه مان که مخروبه بود گفت برای بازسازی خانه مان به ما کمک می کند.

اما تا چند روز بعد از او خبری نشد تا اینکه د وباره تماس گرفت و به من پیشنهاد د اد تا ازشوهرم طلاق بگیرم و صیغه او شوم. من هم عصبانی شدم و پیشنهاد او را رد کردم. سلمان هر روز به من زنگ می زد و خواسته اش را تکرار می کرد. می گفت من نباید زند گی ام را فد ای یک مرد معتاد کنم، اما من مخالفت می کردم. سلمان برای دلجویی از من گفت سه نفر را برای تعمیر خانه مان می فرستد.

زن جوان اد امه داد: بعد از ظهرروز گذشته د اشتم کارهای خانه را انجام می د اد م که سه مرد جوان به خانه مان آمد ند. گفتند از طرف سلمان برای تعمیر خانه مان آمده اند اما هیچ ابزاری نداشتند. هر سه نفر آنها بعد از دیدن وضعیت خانه رفتند و گفتند برای تعمیر خانه باز خواهند گشت. اما نیمه های شب پنهانی به خانه ام آمدند و…

مأموران بلافاصله سلمان را د ستگیر کرد ند. او اد عای سیمین را رد کرد و گفت: من قصد کمک کرد ن به سیمین را د اشتم. من آن سه کارگر را برای تعمیر به خانه اش فرستاد م اما نمی د انستم نیت شومی د ر سر د ارند. د ر شاخه د یگری از تحقیقات به د ستور قاضی هد ایت رنجبر، رئیس شعبه اول د اد گاه کیفری البرز رسید گی به جریان پرونده در اختیار تیم زبد ه ای از مأموران پلیس امنیت قرار گرفت و سرانجام اکبر ۲۳ساله، فریدون۲۷ ساله و قدرت ۳۵ ساله در مخفیگاه هایشان دستگیر شدند.

سه متهم د ر تجسس های اولیه به ارتکاب جنایت اعتراف کردند. بعد از اعترافات متهمان و انجام تحقیقات اولیه پروند ه برای رسید گی نهایی به شعبه اول د اد گاه کیفری البرز فرستاد ه شد و سه متهم مقابل هیات قضایی به ریاست قاضی هد ایت رنجبر پای میز محاکمه حاضر شد ند. در ابتدا سیمین با حضور در جایگاه شکایتش را دوباره مطرح و از قاضی خواست هر سه متهم را به سزای اعمال خود برساند.

سپس اکبر، فریدون و قدرت در جایگاه حاضر شد ند اما اتهام را به گرد ن هم اند اختند. فرید ون گفت: نیمه های شب به خانه سیمین رفتیم و هر چه در را زدیم باز نکرد. سپس از بالای د ر وارد خانه شد م و د ر را باز کردم تا اکبر و قد رت هم وارد شوند. فرید ون ادامه داد: من داشتم د ست هایم را در حیاط می شستم که اکبر و قدرت به سراغ سیمین رفتند و به او تجاوز کردند اما د فاعیات متهمان مورد قبول هیات قضایی نگرفت و در دومین جلسه دادگاه رسید گی به این پروند ه هر سه متهم به اعد ام د ر ملاء عام محکوم شد ند.

۲۳ تیر ۱۳۹۲ |
ارسال دیدگاه

KHAMENEI