بررسی تخصصی نمادهای بکار رفته در کلیسای سنت جان

تصویر تخریب شهر نیویورک (برج های دوقلو) در سمت راست ساختمان کنده کاری شده است . نمادهای عجیب و غریب روی کف ساختمان . مراسم عجیبی که در جایگاه مقدس انجام می شود . کلیسایی که حیوانات هم برای نیایش به درون آن برده میشوند . اینجا جايگاه تمرکز يافتن مفاهيمي است که بي شک با هدف پايه گذاري […]

کلیسای سنت جان

تصویر تخریب شهر نیویورک (برج های دوقلو) در سمت راست ساختمان کنده کاری شده است . نمادهای عجیب و غریب روی کف ساختمان . مراسم عجیبی که در جایگاه مقدس انجام می شود . کلیسایی که حیوانات هم برای نیایش به درون آن برده میشوند . اینجا جايگاه تمرکز يافتن مفاهيمي است که بي شک با هدف پايه گذاري يک دین نوين جهانی مطرح شده اند . آنطور که برخی می گویند این کلیسا کاملا متفاوت است . . .

کلیسای سنت جان (به انگلیسی : St. John’s Cathedral) تاسیس ۱۸۲۶ نام کلیسای معروفی است در شهر ناکسویل در آمریکا.ساختمان کنونی کلیسا توسط J .W. Yost طراحی و در ۱۸۹۲ ساخته شد.سبک این کلیسا به شیوه معماری ریچاردسونین رومانسکی (به انگلیسی: Richardsonian Romanesque) است.برگرفته از ویکی پدیا

اما ريشه ي اين تفاوتها در اين واقعيت نمود يافته که کلیساي سنت جان ٬ معبدی بر مبنای عقاید «الحاد نوين تا سر حد شیطانی » با اين شعار که محیط  از انسان مهم تر است ٬ مي باشد.

 من به شخصه نتوانستم نسبت به تک تک اين عقايد بي توجه بمانم٬ اما فریب دادن افراد نا آگاهي که براي عبادت به اين پرستشگاه مرموز مي روند ٬ عملي شيطانيست.

«روشنفکران ملحد عقاید اصلی خود را در لفاف مسیحیت پنهان کردنداما کلید اين نمادگرایی را تنها به دست آندسته از تازه وارداني ميدهند که شايستگي لازم را داشته و پايبند به اسرار باشند..»(منلی . پی هال ، آموزه های مخفی تمامی اعصار)

 .

پیشینه و تاریخچه کلیسای جامع


ادعا شده است که این ساختمان نیمه تمام قرار است بزرگترین کلیسای جامع دنیا شود . البته با داشتن پشتوانه های مالی هم چون جی پی مورگان و چهره های برجسته ای همانند استاد بزرگ ماسون های ایالت نیویورک که از این طرح حمایت می کنند ، داشتن چنین آرزوی بلندی خیلی دور از واقعیت نیست . اتمام این کلیسا برای فراماسونرها اهمیت زیادی داشت بطوريکه تصویر روی جلد مجله «جهان ماسونی» در مارچ ۱۹۲۵ به اين کليسا اختصاص يافت.

مقاله مندرج در این مجله می گوید :

« بسیار به جاست که بگوییم ماسون ها ، سازندگان اصلی کلیساهای جامع و کلیساهای معمولی در دوره ساخت کلیسا ، باید نقش ویژه ای در ساخت کلیسا های جامع آمریکا هم داشته باشند . مورد کوچکي بايد به داستان فراماسونها در عصر ساخت کليساها افزوده شود؛ چرا که بناهاي فراماسوني مبين تاريخ٬ نبوغ٬ ايمان و نمادهاي آنهاست. . »

مقاله به شیوه ای روشنفکرانه می پذیرد که کلیساهای جامع ماسونی به بهترین وجه ممکن میراث برادری را نمایان می سازد و نماد گرایی به شکلی برجسته در آنها مشهود است . با این وجود عموم مردم نسبت به این مسأله به حدی ناآگاه هستند که معنای پشت این هنر را درک نمی کنند .آنها تنها به اين بناها خيره شده و با خود می اندیشند «بسیار زیباست» .

هرم ایلومیناتی و چشم جهان بین در کلیسای جامع

 .

فراماسونری و علوم ماوراءالطبيعه


همانطور که می دانید ، فراماسونري طي قرون متمادي حافظ اسرار کهن بوده است . این اسرار در واقع آموزه هاي رمز گونه اي هستند که تنها با شاگردان اين مکتب ارتباط برقرار می کنند . قصد من در این جا تشریح آیین راز آلود آنها نیست چرا که برای شرح آن باید سالها مطالعه کرد و تنها اندکی دریافت (و نمیتوان مانند وبلاگنویسان نوجوان و برخی سخنرانان نوپای ایرانی به صرف مطالعه ی چند کتاب ادعای تخصص در این زمینه کرد) . با این وجود حرفی که می خواهم بگویم این است که آموزه هاي این انجمن های مخفی برگرفته از مکاتب کهن مصر و بابل و علوم مربوط به کابالا و عرفان های اسرار آمیز می باشد  .که قرن ها قبل از مسیحیت وجود داشته اند . انجمن های مخفی برای مصون ماندن از فشارهای کلیسا مجبور شده بودند طبیعت حقیقی فلسفه شان را در لفاف مسیحیت پنهان کنند .  فراماسونري وسازمانهاي متبوع آن از جمله روسی کروشن ها (فرقه ای از مسیحیان قرن ۱۷ و ۱۸ میلادی که عقایدی تصوف آمیز داشتند) و شوالیه های معبد همگی در اروپا به شیطان پرستی و بت پرستی متهم شده بودند .

در حالی که بسیاری از فراماسونرهای تازه وارد مسیحی هستند آنهایی که در پی ارتقا درجه برادری هستند باید در مورد فلسفه ی آیین مخفی مطالعه کنند . همه فراماسونرها لزوما به دنبال جهانی نیستند که عرفان آنها را ٬ همانند ماسونهاي تازه وارد ٬ با آغوش باز بپذیرد . هرچند افراد با نفوذي که اتفاقا اغلب هم ماسون هستند در پي هدايت مردم بسوي مدلي از الحاد مي باشند که از نظر عقلاني چندان چالش برانگيز نباشد.

 .

نمادها


نمای باشکوه بیرونی کلیسای جامع ، حس تواضع را در فردی که به آن می نگرد بر می انگیزد . اما چه چیز باعث می شود چنین حسی داشته باشید ؟ بهتر است با جزئیات کارهای هنری شروع کنیم .

۱- ستون آخرالزمان : بر روي سر در غربی ساختمان ، سنگ تراشان اشکال متعددی را تراشیده اند که کاملا بي ارتباط با محيط کلیسا به نظر مي رسد . برجسته ترین حکاکی مربوط به تصویری ست دلسرد کننده که تخریب شهر نیویورک و اماکن مهم آن را نشان می دهد .

برج های دو قلو در حال ریزش آنهم از قسمت تحتانی

.

صحنه بالا در سال ۱۹۹۷ ترشیده شده است  یعنی ۴ سال پیش از تخریب برج های دوقلو! دیگر تصاویر آسمان خراش های قابل شناسایی هم مربوط به ساختمان کرایسلر و مرکز سیتی گروپ است .

 اين ستون نابودي پل بروکلين را مجسم کرده است. در زير آن بازار بورس نيويورک و مردمي که به مبادله ي اجناس خود مشغولند به تصوير درآمده. آيا اين تصاوير برگرفته از قسمت مربوط به بابل باستان در کتاب مکاشفات است؟

صحنه ی بالا ممکن است برای ساکنان نیویورک ناراحت کننده باشد . ما در این صحنه پل «بروکلین» را می بینیم که به همراه ماشین ها و اتوبوس ها به داخل آبهای خروشان می ریزد . در سمت راست مجسمه آزادی قرار دارد که به نظر می رسد در حال غرق شدن است . در پایین تصویر این پیشگویی ترسناک ، ساختمان بورس و سهام نیویورک دیده می شود که مردم در اطراف آن مشغول معامله اجناس هستند .

 

مقصود از این کنده کاری عجیب چیست ؟ خوب اولین چیزی که لازم به ذکر است درباره سنت جان واقعی ست .

فردی  که تقدس خود را به سبب نوشتن شرح مکاشفاتش در انجیل به دست آورد.

و در آن تصورات نمادین حوادث آخرالزمان را شرح داد . اعضای انجمن های مخفی بر این باورند که شرح مکاشفات وي به شیوه ی هرمسی رمزگذاری شده است تا معنای حقیقی خود را تنها براي شاگردان اين مکتب آشکار سازد . این تصویر که در ورودی غربی کلیسای جامع کنده شده است ، نیویورک را همانند بابل بزرگ به تصویر می کشد ، شهری که به خاطر خشم خدا کاملا نابود شد .

در مکاشفات سنت جان آمده است که :

« فرو ریخته است ، بابل بزرگ فرو ریخته است !

آنجا خانه شیاطین شده بود .

و محل تجمعی برای هر روح شیطانی ،

و مکانی برای پرندگان کریه و ناپاک .

چرا که همه مست شراب دیوانه کننده ی زنا ی او شده بودند .

پادشاه زمین با بابل بزرگ زنا کرده است ،  

و سوداگران زمین از این عیاشی بی حد و حصر ثروتمند شده اند . » آیه ۱۸

هنرمندان این اثر حتما از این کنده کاری هدفی داشته اند چرا که شباهت های زیادی بین شهر نیویورک واقعی و توصیفات بابل بزرگ و جود دارد . کتاب وحی می گوید :

۱٫ «زن بدکاره ی بزرگ» همو که به بسیاری از آب ها ، آدمها ، ملت ها و زبان ها اشراف دارد و جامی طلایی در دست گرفته است بر پادشاه زمین حکم می راند . این جمله توصیف همان مجسمه آزادی ست .

۲٫  سوداگران زمین که از عیاشی بابل ثروتمند می شوند گریانند چرا که دیگر هیچ کس نیست که چیزی بخرد . مقصود از این جمله هم ساختمان بورس و سهام نیویورک است .

« سوداگرانی که این چیزها را فروخته اند  و ثروتشان به واسطه او به دست آمده ، دور خواهند ایستاد ، در حالی که از عذاب او خائفند . آنها ناله خواهند کرد و خواهند گریست و فریاد خواهند کشید که : وای بر ما ! وای بر ما !ای شهر بزرگ که لباسی از کتان ارغوانی و سرخ پوشیده بودی و از تلألؤ طلا و سنگ های قیمتی و مروارید ها می درخشیدی تنها در عرض یک ساعت این چنین نابود شدی و ثروت عظیمت بر باد رفت . » آیه ۱۸

 با دانستن این موضوع که امروز ، هنوز هم بیش از ۷۰ درصد پایتخت های دنیا با ساختمان سهام و بورس نیویورک وارد معامله می شوند ، می توان فهمید که چرا این ساختمان در ستون آخرالزمان به تصویر کشیده شده است . این مسأله نمایانگر جنبه اقتصادی کتاب وحی است که مکرراً به سوداگران ثروتمند و تاجران کالا اشاره می کند . بنابراین ، مکان اختصاصي شهر نيويورک يعني کليساي سنت جان٬ جزئيات دقيقي از نابودي اين شهر را به تصوير مي کشد . زیر ساختمان سهام و بورس نیویورک ، یک اسکلت و موجودات عجیب و غریبی هم بودند که به نظر می رسد نماد مرگ و خرابی باشند . آیا این هم جزئی از پیش گویی ست ؟

– توضیحات کاملتر درمورد دیگر ستونها :

اين ستونها در کنار ورودي کليسا٬ در زير پيکره هاي مقدس قرار  گرفته اند.

.

مرد سوار بر اسب در آخرالزمان؟

.

صحنه اي که تولدي از درون يک نوع گل را به تصوير مي کشد که توسط موميائيها احاطه شده و بر فراز يک بره که پاهايش گره خورده اند قرار گرفته است. چه کسي در حال متولد شدن است؟ آيا اين همان دجال است که در کتاب مکاشفات در مورد آن گفته شده که “از زمين بيرون مي آيد؛ و مانند يک بره داراي دو شاخ است”؟ در زيراين تصوير٬ يک گرداب مارپيچ به چشم مي خورد (آيا اين نماد تغيير آگاهيها ست؟) و ظاهرا مردم مشغول تقديس و پرستش اين نگاره هستند.

.

اين ستون نماد مرگ و يا به بيان مکاشفه اي که در ابتداي کتاب حزقيال آمده است تجسمي از “اسرار پيچيده٬ ديدگان حيرت زده در هر طرف” مي باشد.

.

درخت زندگي فرقه ي کابالا بر روي اين ستون نقش بسته است. گفته مي شود که کتاب مکاشفات با اعداد رمزي کابالائي رمز گذاري شده و تنها با رمزگشائي از اين کتاب است که مي توان معناي حقيقي آن را درک کرد.

.

مردي که بر فراز درخت زندگي ايستاده است٬ شخصيتي نيست که با يک کليسا همخواني داشته باشد. او يک چشم است (براي اطلاع بيشتر به چشم هوروس مراجعه کنيد) و يک طلسم کوارتز به همراه دارد که گفته مي شود داراي خواص جادوئي و متافيزيکي است.

 .

۲- مجسمه کافر  

بر یک سوی ماه خسته

.

جسد نفرت انگیز

.

این مجسمه که اساساً جدال خیر و شر را نشان می دهد ، به عناصر بسیاری اشاره می کند که ما می توانیم در ادیان غیر الهی بیابیم : پرستش خورشید ، موجودات اساطیری و خورشید در برابر دو گانگی  ماه. این مجسمه که فواره ی صلح نامیده می شود از سبک هنری گروتسک ، تصاویر خیالی و عجیب و درهم برهم ، اقتباس کرده است . همه ی انواع حیوانات از یک خورشید خندان پدیدار می شوند که نمادی برای پرستش خورشیدند . (خورشید به عنوان نیروی زندگی بخش )

این بت به شرق اشاره می کند ، به سنت قدیمی کافران . هم چنین روی مجسمه چیز عجیبی شبیه به نماد DNA (نماد DNA در ورودی کلیساهای جامع معمولاً وجود دارد) وجود دارد . همه ی ما می دانیم که تا چه حد تغییرات ژنتیکی (تئوری تکامل) مغاير با عقاید مسیحی ست . ما هم چنین می توانیم نوشته ای از جان لنن ببینیم که می گوید : « یک روز همه دنیا در یک وجود خواهند زیست .» فکر نمی کنید کمی وهم انگیز است ؟

 .

آیین های عجیب


الف) رژه ی غول ها

هر سال در هالووین ، کلیسای سنت جان محل انجام واقعه عجیبی به نام «پیاده روی عظیم غول ها» ست . اساساً این پیاده روی ، رژه ایست که درست داخل صحن مقدس کلیسا واقع می شود و مردم لباس هایی به شکل شیطان ، غول ، هیولا و چیزهای غیر عادی دیگر می پوشند و تا هنگام پخش موزیک ترسناک در اطراف پرسه می زنند . این کارها به پیروی از آیین عجیبی که پشت درهای بسته انجمن ها مخفی انجام می شود ، صورت می گیرد . گذشته از سنت های بی شماری که تداعی کننده ی شیطان هستند (مورد اخير برای کلیسا مسأله ای کاملا غیر عادی است) برخی سنت ها به نظر می رسد که مسیحیت را به باد استهزاء می گیرند . ذکر این نکته ضروریست که جشن هالووین همه ساله در سالروز مرگ آنتوان لوی ، بنیانگذار کلیسای شیطان ، برگزار میشود .

آیا به نظر شما این شبیه مسیح مصلوب نیست ؟

تصاویر دیگر :

یک کشیش به شکل هیولا به همراه موجودی با صورت شیطانی که پشت او به صلیب کشیده شده است .

.

اسقفی که هنگام رژه ی غول ها بر منبر ایستاده .

.

آیا مناسک شیطانی با تغییر مراسم مذهبی مسیحیت آن را مسخره نمی کند؟ خوب البته این مسأله به حد کافی دگرگون شده است . در واقع رژه رفتن یکی از سنت های اديان غير الهي است ، همانند رژه ی پرچتن(Prechten) در آلمان که بسیار شبیه رژه ای ست که در کلیسای سنت جان انجام می شود .

 

نمونه مشابه : رژه ی پرچتن در آلمان

.

ب) نیایش حیوانات

یکی دیگر از مناسک عجیب ، دعا خواندن حیوانات است که سپتامبر هر سال انجام می شود . شما گروهی از حیوانات را داخل و خارج صحن مقدس کلیسا می بینید که  مثلاً در حال عبادت هستند . تا به حال کی دیده اید که حیوانات انجیل یا چیز دیگر بخوانند؟ هیچ وقت!

مقاله ای که در سال ۱۹۹۶ توسط انجمن جنگلبانب کالیفرنیا چاپ شد به شرح ما وقع می پردازد :

« بزها ، اسب ها و حیوانات دیگر برای دعا خواندن به سوی میز مقدس هدایت می شوند . شتر ها و فیل ها به همراه کاسه ای کامپوست و کرم همانند عبادت کنندگانی که به سمت میز مقدس می روند در امتداد راهرو ها رژه می روند . »

این یکی دیگر از مناسک کفرآمیز است که در کلیسا صورت می گیرد . به رداهای سفیدی که همه پوشیده اند توجه کنید :

امیدواریم این اسب نجیب و هر حیوان دیگری در هنگام دعا خواندنش خراب کاری نکند!

.

اين گاو پس از نيايش بهمراه ملازم خود در حال خارج شدن از کليساست!!!

.

آیا متوجه لباسهای سفید آنها شده اید؟به تصاويري از ديگر مراسمهاي الحادي توجه کنيد :

مراسم لوسیا

.

مناسک کافران در یونان

.

متوجه شباهت ها هستید؟ بله ، رداهای سفید ! این مراسم شباهت های عجیب و غریبی با مناسک کافران دارد.

 تاکنون ما انواع حیوانات از جمله اسب ها ، میمون ها ، گاوها . . . را متبرک کرديم . حالا نوبت چه کساني است؟ خوب چرا دوچرخه ها نباشند؟!

.

ج ) دعا خواندن دوچرخه ها

من درباره ی این یکی حتی یک کلمه هم نمی نویسم ، خیلی احمقانه است .

.

دين ما محیط پيرامون ماست و ما هنوز این را نمی دانیم ! (اشاره به همه چیز خدایی)

.

د) مراسم انقلاب زمستانی پل وینتر

این نهایت پرستش خورشید است.

.

این موسیقی دان مشهور معاصر ، هنگامه ی انقلاب زمستانی (بر مبناي یکی از مراسم کهن الحادي) را جشن می گیرد . او در این باره در وب لاگش می نویسد :

« در زمان قدیم ، کسانی که به خورشید نگاه می کردند و می دیدند که خورشید هر روز در آسمان پایین تر می رود و گویی در آن غرق می شود از ناپدیدی کامل آن و باقی ماندن در تاریکی می ترسیدند .

مردم مناسک مختلفی به جا می آوردند تا خورشید را به بازگشت ترغیب کنند . آتش بازی و شمع روشن کردن و تقلید از جادو به تقویت خورشید رنگ پریده و دور نگه داشتن ارواح تاریکی کمک می کرد . این نماد ها در سنت های فصل به فصل امروز هم مشهود است : شمع ها هانوکاه و کریسمس که منسوب به مراسم مذهبی آتش عهد قدیم اند و برای جشن گرفتن معجزه ی نو شدن زمین به کار می روند . »

بنابراین این موسیقی دان باصطلاح روشن فکر هم یک کافر است و بدان افتخار هم می کند و این مراسم را در کلیسا هم اجرا می کند .

 .

معبد ادراک


کلیسا ی سنت جان به مثابه مقر فرماندهی معبد ادراک و تلاشی برای دور کردن مردم از ادیان سنتی و سوق دادن آنها به عرفانی چند پاره بر مبنای فلسفه های عصر جدید ، تفکرات الحادی جدید و مخلوطی از آئينهاي ادیان سازمان يافته ست . دوستانی که به ژولیت هولیستر بنیان گذار معبد کمک کردند عبارتند از : جان دی راکفلر دوم ، دالایی لامای ۱۶ ، پاپ جان ۲۳ ، النور روزولت ، منشی سازمان ملل ژنرال یوتانت ، سازمان بین المللی پرورش نظام مند و مدرسه ی علوم دینی یهود . جین هوستون ، معلم مذهبی عصر جدید و حامی معبد ادراک در کتاب خود «اسب تروا» نوشته است :

« هدف معبد ایجاد یک دین واحد جهانی از طریق توسعه ي مقبوليت آن و در بر داشتن تمامي ادیان ، عقاید و آیین هاست . در اتاق عبادت معبد ادراک که قبلا به «تالار روشنایی» معروف بود ایلومیناتی ، ارباب خرد ، یعنی رهبر ما درآنجا به عموم مردم مکتب انسانی جدیدی را آموزش می دهد تا صورت تازه ای از اسرار (عرفان) خلق کند . »

معبد گواهی صلاحیت کامل را از سوی سازمان ملل دریافت کرده است و بازیگر کلیدی بخش معنوی این سازمان است . هر دوازده نفری که نامشان در فهرست اداره کنندگان و سرپرستان معبد ادراک آمده اعضای شورای جهانی سازمان هستند . این شوراها سخنگویان بسیاری دارند که بی پرده از دین جهانی و ملحدانه ی جدیدی که بر مبنای پرستش زمین پایه گذاری شده است ، حمایت می کنند . جیمز لاولاک ، یکی از سخن گویان می گوید که «گایا» (واژه ای باستانی که زمین را به عنوان الهه توصیف می کند) اعطا کننده ی زندگی بوده است و توانائي شفا بخشي و درمان خود را داشته است ، او انسان ها را برای گایا به مثابه ی سرطان ، بیماری که برای درمانش باید زمان و انرژی زیادی صرف کرد ، برمی شمارد . به عبارتی دیگر انسان ها مزاحم الهه «گایا» هستند .

ال گور تا به حال چندین بار در کلیسای جامع سنت جان مهمان شده است و با این سخنش «خداوند متمایز از زمین نیست» رسوائی به بار آورده است . اما در مسیحیت و یهودیت  خدا در حقیقت از زمین جداست و در عرش ساکن است . اگر شما سخن گور را رمز گشایی کنید به این معنا می رسید که خدا= زمین= زمین همان خداست . گور به خاطر کتاب ها و سخنرانی هایش مکرراً از سوی گروه های بی دین مورد تشویق و تمجید قرار گرفته است . این کلیسای جهانی پیروزی کلینتون/گور را با پیامی که در زیر آمده است ، تبریک گفتند :

“ما پيروان مکتب الحادي نوين هستيم– که عبارت است از گلچینی از آئينهاي ادیان طبيعت گراي کهن و ترکيبي از الگوهای اصلی مکاتب مختلف با دیگر آموزه هاي اساطیری و عرفانی – و عقاید و ارزشهایمان با مواردی که شما می گویید فرقی ندارد . کتاب شما ، «زمین در تعادل»با برگزاري گردهمائي هاي گوناگون٬ از سوی افراد مابه ديگران معرفی می شود…. بدانید که نیم میلیون از کافران جدید از شما حمایت می کنند و به شما رای می دهند و از سیاست هایتان به منظور نجات زمین و یکپارچه سازی مجدد خانواده ی بزرگ پشتیبانی می کنند .”

آیا تا بحال فیلمهای مستند شبکه های صدا و سیمای خودمان (از جمله شبکه آموزش) در مورد محیط زیست و خطر گرم شدن زمین را دیده اید؟فیلمهایی گاهاً با محوریت سخنان و سخنرانی های خود ال گور .

یکی دیگر اعضای گرداننده ی معبد ادراک ، توماس بری ست . او معتقد است جهان به سوی نظمی نوین که فرا گروهي و حتي فرامسيحي است ٬ پیش می رود که در آن زمین همانند موجودی زنده و بشر ضمیر هوشیار اوست . خوب این به چه معناست؟

اگر شما مقاله من درباره ی جورجیا گایدستون یا فرودگاه بین المللی دنور را خوانده باشید با مقبره ها و آثار هنری غیر عادی که توسط گروه های قدرتمندی که هنوز مخفی اند و هدفشان برپایی نوع جدیدی از عرفان جهانی ست آشنا هستید . اغلب اوقات برای جلب مقبوليت عام براي اين تغيير مذهبي اغلب از کلمات و یا عبارات کلیدی استفاده می شود . مانند «صلح» ، «توازن با طبیعت» یا «هماهنگی با دنیای بی کران» .شما چگونه می توانید با صلح مبارزه کنید؟ نمی توانید ! این واژه های دهن پر کن مفهوم خود را پنهان می کنند با این وجود معنایی که برای رسیدن به این اهداف باید به کار رود یعنی «صلح» تنها در صورتی تحقق می یابد همه ی دنیا به یک دولت واحد تبدیل شود . «توازن با طبیعت» هم مستلزم آن است که رشد جمعیت به شدت افت کند و «هماهنگی با دنیای بی کران» تنها در صورتی برقرار خواهد شد که جهان ادیان سنتی را رها کند و انسان گرایی ملحدانه ی نوین را به جایش بپذیرد .

به لحاظ عرفانی ، کلیسای سنت جان نقش مرکز اعصاب این جنبش جهانی را بازی می کند . معبد ادراک از طریق محافل متعدد و همایش های سازمان ملل ، رهبران همه ی ادیان اصلی را برای تهیه ی پیامی جهانی متحد می سازد . این پیام بعداً از سوی شبکه های محلی مذهبی به اطلاع عموم مردم خواهد رسید . به شکلی کاملا آرام و نا محسوس تمامی عقاید مذهبی به مجموعی ای از ارزش های یکسان تبدیل می شوند و کم کم به انسان گرایی تغییر خواهند یافت .

نشست ادیان مختلف در معبد ادراک .

.

نمونه ی بارز این مسأله آموزه هایی ست که مادلين لا نگلي (Madeleine L Engle )در کلیسای جامع می دهد . (او یکی از موسسان معبد هم هست) آموزش های او عبارتند از شامانیسم (نوعی جادوگری باستانی که در شمال آسیا و اروپا رواج داشته است) تجارب خارج جسم ، پرتوافکنی ستاره ای ، روشهای فال بینی با استفاده از کارت های تاروت ، پرستش زمین ، توانایی های ذهنی ، یوگا ، توگای تانترایی (صورت جنسی جادوی سیاه) و ستاره شناسی . تقریباً همه ی این آموزش ها برای قرن ها از سوی کلیسا به شدت محکوم شدند ولی امروز از سوی کلیسای جامع پذیرفته شده اند . این نوع آموزه ها در سراسر دنیا از طریق اماکن مذهبی رو به گسترش هستند .

اما نکته اصلی که باید به طور جهانی پذیرفته شود ، گرایش به محیط گرایی (همه چیز خدایی) است . با ایجاد حس اظطرار و ترس به علت نابودی طبیعت ، تصویب قانونی که خیلی جنجال به پا نکند به منظور افزایش مالیات به نفع محیط زیست و دور کردن اذهان مردم از توجه به دینشان و اجبار آنها به پرستش زمین کار آسانی ست . افرادی که عرفان های این عصر نوظهور را می پذیرند بیشتر احتمال دارد که با پروژه های جدال آمیز آنها همچون پرورش نظام مند(فدراسیونی که به مادران و فرزندان خدمات مراقبتی ارائه می دهد و به سلامت تولید مثل نظارت دارد. این فدراسیون هم چنین برای تصویب قوانینی از قبیل آموزش جامع مسائل جنسی و دسترسی به مراقبت های سلامتی تلاش می کند ) و اصلاح نژاد موافقت کنند . وقتی طبیعت مذهب شما باشد ، زندگی انسان هم چون وجود انگل هاست و توجیه کشتار دسته جمعی مردم معقول تر به نظر می رسد .

نتیجه گیری


اگر شما تنها یک چیز از این مقاله فهمیده باشید این است که ، کلیسای جامع سنت جان مسیحی نیست ، و اصلا الهی نیست! در واقع این کلیسا منزلی ست برای افرادی که برای محو کردن دین فعالیت می کنند و کارشان را هم به خوبی انجام می دهند . همانطور که در ابتدای مقاله گفتم ، من هیچ ديني را محکوم نمی کنم خواه یهودیت یا مسیحيت باشد . . .

همه ی ادیان در آموزه های خود خرد را عنوان کرده اند اما دستکاری عقاید مردم و فریفتن آنها برای پرستش چیزهای دیگر همانند نژاد ، حماسه ، تعلیمات شبه انجیل و . . . ناپسند است . برخی می گویند شیطان استاد حیله است . کسانی که به کلیسای سنت جان می روند با راههایی که حتی تصورش هم برایشان غیر ممکن است فریفته می شوند . پل به قرنتیان این گونه هشدار داده است :

«حواریون قلابی وجود دارند و کارگزارانی حیله گر که خود را به صورت حواریون مسیح در می آورند و تعجبی ندارد که شیطان خودش را به شکل فرشته ی روشنایی درآورد . بنابراین چیز عجیبی نیست که پیروان شیطان هم خود را به شکل پیروان نیکوکار درآورند و پایان کارشان مطابق با کارهایشان است .  » امه دوم به قرنتیان ۱۵-۱۳ :۱۱

منبع : vigilantcitizen

تهیه و ترجمه : ماسون یاب

۱۴ مهر ۱۳۹۰ |
KHAMENEI