اشعار ویژه ایام فاطمه،شعر شهادت حضرت فاطمه زهرا

ساعتی ای دل بیا در کار خود اندیشه کن بگذر از ما ومنی با حق رفاقت پیشه کن تا شوی آگه تو از بی مهری دنیا ی پست عمر خود را لحظه ای تشبیه سنگ و شیشه کن … تیشه را برداشتی بر ریشه ی خود می زنی از برای قطع نفس خویش کار تیشه […]

ساعتی ای دل بیا در کار خود اندیشه کن
بگذر از ما ومنی با حق رفاقت پیشه کن
تا شوی آگه تو از بی مهری دنیا ی پست
عمر خود را لحظه ای تشبیه سنگ و شیشه کن

تیشه را برداشتی بر ریشه ی خود می زنی
از برای قطع نفس خویش کار تیشه کن
دل بر این زیبا عروس حجله ی هستی مبند
چون علی اورا رها کن راه حق را پیشه کن
دشمنی باکس مکن با دوستان یکرنگ باش
شیر باش و روبهان را تارو مار از بیشه کن
ساربان مرگ است ودارد کاروان عزم رحیل
تا نرفتی تیشه ای از بهر خود اندیشه کن
بشنو از (ژولیده)وژولیدگان یار باش
تا توانی خدمت خلق خدا را پیشه کن

روز نخست چون گل اين بوستان شکفت

عِطر عفيف عشق فرو ريخت بر تنش

هم باشدش بهار رسالت در آستين

هم مي چکد گلاب ولايت ز دامنش

مردآفرين زني که خليلانه مي شکست

بتخانه خلاف خلافت ز شيونش

از سدره نيز در شب معراج مي گذشت

حرمت اگر نبود عنانگير توسنش

تا رخصت حضور نيابد، شب طلوع

مهتاب از ادب نتراود به روزنش

تا کعبه راز سنگ کرامت نيفکند

از چشم روزگار نهان است مدفنش

خسرو احتشامی

دشمن من آنقدر بر تو جفا بسیار کرد

تا که با داغ تو روزم را چو شام تار کرد

ای تو تنها محرم حیدر ز بعد رفتنت

شوهرت با چاه تنها درد خود اظهار کرد

آری ای تنها طرفدارم ز پس از تو دشمنم

هرچه بودش در توان با حیدر کرار کرد

زینبت چون جمع میکرد بستر خونین تو

بی امان گریه به حال مادر بیمار کرد

از جگر آهی کشید و گفت ای وای مادرم

تا حسین تو تماشای در و دیوار کرد

بین قبر تا خون چکید از کفنت آگه شدم

که چها با سینه ات آن ضربه مسمار کرد

دوریت آنقدر سخت است بر علی یا فاطمه

که مرا از زندگی در این جهان بیزار کرد

ترسم از بعد تو طولانی شود عمر علی

زانکه بر من زندگی را داغ تو دشوار کرد

حسن علی جواهری

از بعد تو تنها شدم ویار ندارم

بر دل غم تو دارم وغمخوار ندارم

اسرار به دل دارم و گویم به دل چاه

ای محرم من محرم اسرار ندارم

گردیده دعای تو قبول و دگر امروز

درخانه بود بستر و بیمار ندارم

ای کاش که ویران شود این خانه حیدر

چون تاب نکاه در و دیوار ندارم

هر روز بگریم ز غمت یار جوانم

بعد تو به جز دیده خونبار ندارم

ای یار علی رفتی و حیدر شده تنها

خون بر دل من گشته و دلدار ندارم

برگرفته از سایت امام هشتم

۲۹ فروردین ۱۳۹۱ |
KHAMENEI