تحلیل بر انیمیشن گربه چکمه پوش (puss in boots)

نقدی جذاب و خواندنی بر انیمیشن گربه ی پوتین پوش (puss in boots) که توسط کمپانی دریم ورکس روانه بازار شده است آنتونیو باندراس بازیگر اسپانیایی تبار که دو دهه ای میشود که به دام هالیوود افتاده و پس از انبوهی نقشهای منفی در سال ۲۰۰۴ کفشهای خلافکاری و لاابالی گری اش را آویزان کرد […]

نقدی جذاب و خواندنی بر انیمیشن گربه ی پوتین پوش (puss in boots) که توسط کمپانی دریم ورکس روانه بازار شده است

آنتونیو باندراس بازیگر اسپانیایی تبار که دو دهه ای میشود که به دام هالیوود افتاده و پس از انبوهی نقشهای منفی در سال ۲۰۰۴ کفشهای خلافکاری و لاابالی گری اش را آویزان کرد و با چکمه های گربه شرک ۲ پا به عرصه گویندگی گذاشت.

گربه ی پوتین پوش (puss in boots) به کارگردانی کریس میلر (Chris Miller) نیز با اقتباسی آزاد در سال ۲۰۱۰ توسط کمپانی دریم ورکس پا به عرصه رقابت با آثاری چون ” رنگو ” و ” پاندا کنگ فوکار ۲ ” نهاده است. گربه ی پوتین پوش علیرغم بهره بردن از این داستان پُر نوستالژی، دست به دامن یکی از کاراکتر های سری انیمیشن های ” شرک ” است تا شاید بتواند جایزه اسکار ۲۰۱۲ را از دیگر رقبایش برباید.

گربه ی چکمه پوش دست خوش حوادثی قرار می گیرد و به یتیم خانه ای در شهری غریبه راه پیدا می کند. او و تخم مرغی (هامپتی دامبتی) که به دوستی بر می گزیند مورد توجه سرپرست یتیم خانه قرار می گیرند. هامپتی دامبتی با شنیدن داستانی در مورد جک و لوبیای سحر آمیزش به کمک گربه ی پوتین پوش در پی یافتن لوبیای های سحر آمیز می افتد. دری به تخته می خورد و گربه ی پوتین پوش به قهرمانی بزرگ تبدیل می شود. قهرمانی باد آورده علتی می شود برای شکافی بین دوستی گربه ی پوتین پوش و دوست صمیمی اش که آینده ای پر از انتقام و خیانت را رقم می زند.

هامپتی دامبتی با تدارک دیدن حوادثی ( که اصلا امکان پذیر نیست و با عقل آدمی جور در نمی آید؛ با عقل تخم مرغ را نمی دانم!!) از مهارت جسمی گربه ی پوتین پوش استفاده می کند و با استفاده از لوبیای سحر آمیز به قلعه ی آسمانی راه پیدا می کند و جوجه ای که تخم طلا می گذارد را می رباید. هامپتی دامبتی بعد از ربودن جوجه، گربه را در کویری بی آب و علف رها می کند. کیتی سافت پاوز (دختر گربه ای که در سناریوی خیانت هامپتی دامبتی نقش ایفا کرد) قمار عشق را به گربه ی پوتین پوش می بازد و برای کمک او خود را به خطر می اندازد. خیانت هامپتی دامبتی به گربه سطحی تکنیکی بود که در سطح استراتژیک خیانت به شهر را رقم می زند. مادر جوجه، غول قلعه آسمانی، برای برگرداندن جوجه اش به شهر حمله می کند. اینجاست که گربه ی پوتین پوش با موعظه اش هامپتی دامبتی را بر سر عقل می آورد و با کمک کیتی سافت پاوز شهر را نجات می دهد.

داستان غیر خطی، طنز های موقیعت و کلامی، لوکیشن و رنگ آمیزی های چشم نواز، کودک و بزرگسال را از همان اول مبهوت خود می کند تا داستان را تا آخر دنبال کند. این جاست که نویسنده و کارگردان از گاف های داستانی خود فرار می کنند و از خرده گیری های منتقدین رهایی می یابند. داستان گربه ی پوتین پوش علاوه بر آموزه های اخلاقی، دارای مضامین سیاسی و استراتژیک دقیق و هدفمندی ست که نگارنده را بر آن داشت تا به آن ها بپردازد.
قهرمان داستان یتیمی ست که اصالت جنین (مفهومی مقابل اصالت رحم) را در ذهن مخاطب القا می کند. شیوع زنا زادگی در غرب، حاکمان رسانه را بر آن داشته تا با مشروع نشان دادن آن، سرپوشی بر بی بند و باری جوامع تحت حکومتشان بگذارند. این بی بند و باری المانی ست که در اکثر آثار سینمایی غرب دیده می شود که بارزترین آن سریال موفق و جهانی “لاست” می باشد که همه شخصیت هایش زنا زاده هستند. در برابرِ گربه ی پوتین پوش شخصیت جوجه را می بینیم که والدش آشوب و تخریب شهر را عامل می شود. اصالت رحم به شدت تخریب شده و اصالت جنین در برابر آن قد علم می کند و سر پوشی بر بی بند و باری نظام های از هم پاشیده غرب می گذارد.

وقتی خود را به جای کودک آمریکایی قرار می دهم؛ می بینم سرباز آمریکایی حق دارد به عراق و مصر حمله کند. او یتیمی در آن کشور هاست. شاید با خودش مصیبت هایی مثل غاز سحر آمیز (نا مبارک!! و صدام) را به دنبال داشته باشد ولی یادم نمی رود که می خواهد غاز را فراری دهد و شهر را آزاد کند. هدفش رهایی و آرامش مردم و شهر است؛ اما خوب چه کند که گاهی (همیشه!!) سرکنگبین صفرا می فزاید. امروزه برای سیاسیون و قشر متفکر جوامع، روشن است که عامل این دست اتفاقات چیزی جز دست های پشت پرده ی آمریکایی و اسرائیلی نیست اما وظیفه رسانه های آمریکایی چه می شود؟ آیا او می خواهد که کودکان به رشد فکری برسند یا آن ها را با اغوا مردگانی بار آورد که فقط نفس می کشند؟ آمریکا برای اقدامات نظامی خود به اطمینان، پشتیبانی و رضایت مردمش نیاز دارد. بودجه صد و سی میلیون دلاری این اثر، رضایت اذهان اغوا شده ی عمومی ای را کسب کرده تا آینده ی اقدامات نظامی، غیر انسانی و خلاف حقوق بشریش را تضمین کند؛ بله خوب مهندسی رضایت، هزینه هم دارد.

۲۴ بهمن ۱۳۹۰ |
KHAMENEI