احاديث و روايات مصر و حوادث ان

بسم الله الرحمن الرحيم

بررسي تحولات مصر با ديدگاه روايات عصر ظهور
كشته شدن حاكم مصر توسط مردم در فاصله بسيار بسيار نزديك به ظهور
ورود نيروهاي خارجي به مصر با هدف جلوگيري از حركت مردمي
تداوم حركت اسلامي مصر و استقبال مردم اين سرزمين از امام زمان(عج) در هنگام ظهور

اوضاع ملتهب مصر و خروش انقلابي ملت بزرگ اين سرزمين بر عليه مزدوران شيطان بزرگ ما را بر آن داشت تا نگاهي به تحولات جاري در مصر و بررسي انطباق آن با روايات عصر ظهور داشته باشيم.

مصر كشوري بزرگ با جمعيتي ۷۵ ميليوني ، يكي از كشورهاي مهم خاورميانه و شمال آفريقا به حساب مي آيد ، وجود علماي طراز اول اهل سنت در الازهر مصر ، موقعيت سوق الجيشي آن و پل ارتباطي ميان سه قاره آسيا ، اروپا و آفريقا ، همسايگي با رژيم صهيونيستي و علل ديگر مصر را بعنوان كشوري مهم و اثرگذار در معادلات منطقه اي و جهاني مطرح نموده است.

ائمه اطهار(ع) نيز با بيان روايات متعددي به ترسيم اوضاع مصر در عصر ظهور پرداخته اند كه از اهميت اين كشور در تحولات عصر ظهور خبر مي دهد.

با نگاه به روايات عصر ظهور چنين برداشت مي شود كه مصر در عصر ظهور شاهد چند واقعه مهم خواهد بود :

۱- التهاب و درگيري سراسري در مصر و حركت مردم بر عليه حاكمان اين كشور

۲- كشته شدن حاكم مصر به دست مردم

۳- ورود نيروهاي خارجي به مصر

۴- وجود حركت اسلامي در مصر و استقبال از امام زمان(عج) در هنگام ظهور

۱- التهاب و درگيري سراسري در اين كشور و حركت مردم بر عليه حاكمان

روايات متعددي كه از اوضاع مصر در عصر ظهور خبر مي دهند  ، اوضاع  اين كشور مهم را در آستانه ظهور ملتهب و همراه با درگيري و جنگ گزارش مي دهند.
البته بنابر روايات بخشي از اين التهابات و درگيريها داخلي بوده و قيام مردم بر عليه حاكمان را نشان مي دهند از آنجائيكه كه حاكم مصر در آستانه ظهور بدست مردم مصر كشته مي شود و با كشته شدن او حوادث شدت مي يابد مي توان نتيجه گرفت كه آغاز تحولات مصر منشا داخلي دارد هرچند در ادامه پاي نيروهاي خارجي نيز به اين سرزمين باز مي شود.
امنيت از مصر رخت برمي بندد و نظام آن از هم مي پاشد نسخه خطي ابن حماد ص ۷۸

(حكومت ) مصر چون سرگين شتر از هم مي پاشد. نسخه خطي ابن حماد ص ۷۸

مصر همانند بصره خرد و نابود خواهد شد الفتن لابن حماد ج ۱/ص۲۹۲

اين روايات جملگي نشان دهنده وجود درگيري و التهاب و عدم امنيت در مصر در آستانه ظهور است.

۲- كشته شدن حاكم مصر

يكي ديگر از تحولات مهم مصر در آستانه ظهور كشته شدن حاكم اين كشور مي باشد كه حداقل در سه روايت ذكر گرديده است.

« اهـل مـصـر سادات(حاکمان) خـود را مـى كـشـنـد»  بشارت الاسلام ص ۱۷۶

« پیش از ظهور قائم (عج) فرمانروای شام و مصر کشته می شوند …»
الملاحم و الفتن ص ۲۰  ، بشاره الاسلام ص ۱۸۵

« هنگامی که مردم مصر زمامدار خود را بکشند و پرچم های ” قیس و عرب” وارد مصر گردد و در آن متمرکز شود » الزام الناصب ص ۱۸۵ ، بشاره الاسلام ص ۱۷۵ و ۱۹۲

روايات نشان ميدهند كه در آستانه ظهور حاكم مصر به دست مردم اين سرزمين كشته خواهد شد ، اين واقعه همزمان با چنين رويدادي در منطقه شام مي باشد.
اندكي پس از قتل اين حاكم پرچم هاي ديگري وارد مصر مي شود كه بر طبق روايات بر ضد حركت مردمي مصر بوده و تلاش دارند تا حركت مردمي را سركوب نمايند اما اينكه تا چه حد موفق خواهند شد ، مشخص نيست.
با توجه به اينكه دو روايت از سه روايت مذكور كشته شدن حاكم مصر را منسوب به مردم اين كشور مي دانند مي توان نتيجه گرفت كه كشته شدن اين حاكم بدنبال حركت و خيزش مردمي مي باشد و نه در حادثه اي اتفاقي( مانند قتل عبدالله پادشاه عربستان و يا در تسويه حسابهاي فردي و جناحي ) و يا بدون پشتوانه و بدون حركت سراسري مردمي ، بلكه قتل اين حاكم در ادامه حركت مردمي سرزمين مصر مي باشد فلذا روايات شريف كشته شدن اين حاكم در آستانه ظهور را توسط مردم دانسته اند.

نكته ديگري كه وجود دارد اين است كه برخي در گذشته مصداق حاكمي كه در آستانه ظهور كشته خواهد شد را ” انور سادات ” رئيس جمهور خائن مصر مي دانستند كه از قضا داراي نام سادات نيز بوده است ، هرچند محققيني مانند علامه كوراني مخالف اين نظريه هستند و بيان مي دارند كه ” سادات ” در اين روايت اسم خاص نيست و نمي توان گفت به صورت قطع اين حاكم مقتول مصر در روايات همان سادات بوده است ، البته هيچ منعي وجود دارد كه مصداق آن حاكم كشته شده هم انور سادات باشد و هم حاكم ديگري كه در آستانه ظهور كشته خواهد شد هرچند احتمال قوي تر اين است كه اين حاكمي كه در آستانه ظهور كشته خواهد شد نمي تواند انور سادات باشد زيرا اين قتل در فاصله زماني بسيار نزديك به ظهور و متصل به آن رخ خواهد داد فلذا انطباق آن بر سادات سخت است.

همچنين روایت بیان می دارد که بعد از کشته شدن حاکم مصر پرچم های ” قیس و عرب ” که نویسندگان محترم کتابهای عصر ظهور و یوم الخلاص آنها را همان لشگر مغرب و بربر می دانند ، مصر را اشغال خواهند نمود (که بعد از مرگ سادات چنین چیزی واقع نشد) ، بنابر این با توجه به اینکه با آشکار شدن بسیاری از نشانه های ظهور ، ظهور بسیار نزدیک است ، این احتمال که حاکم مذکور ” حسنی مبارک” رهبر مزدور مصر باشد ، بسیار زیاد بوده و قريب به يقين است.

محققين اعتقاد دارند كه تحولات بزرگ مصر در سال ظهور رخ خواهد داد و از حركت مردمي تا كشته شدن حاكم مصر و ورود نيروهاي خارجي به اين كشور كه همزمان با آغاز فتنه سفياني مي باشد بيش از يك سال طول نخواهد كشيد فلذا تمام اين نشانه ها از اين امر حكايت دارد كه حاكمي مصري كه در آستانه ظهور به قتل مي رسد همان حسني مبارك خواهد بود ان شاالله كه با كشته شدن او تحولات مصر سرعت و شدت بيشتري مي يابد.

۲- ورود نيروهاي خارجي به مصر در فاصله زماني بسيار نزديك به ظهور

« از نشانه های او (امام عصر(عج)) ، کوچ کردن مغربی ها به سوی مصر است و آن در عهد سفیانی است » بشاره الاسلام ص ۱۷۷، ۱۸۳ – الملاحم و الفتن ص ۴۷ و …

« مغرب بر مصر چیره می شود و شامات را تحت سیطره خود درمی آورد »
الزام الناصب ص ۱۸۵ و الامام المهدی ص ۲۳۳ و…

« هنگامی که پرچم های زرد وارد مصر شوند و بر سرزمین مصر چیره شوند …..   »
الملاحم و الفتن ص ۷۰

امیرالمومنان :
« نشانه خروج او درگیر شدن سه لشگر است ، لشگری از عرب ، که بدا به حال مصر از حوادثی که به دست آن لشگر بر مصر روی می دهد ، و لشگری از بحرین از جزیره آرال از سرزمین فارس ، و لشگری از شام ، که یکسال درگیری بین آنها طول می کشد.»
الزام الناصب ص ۱۵۸

« بربر(۱) به سوی وادی شام خروج می کند » الملاحم و الفتن ص ۴۷

« سپاه بربر با پرچم های زرد بر فراز یابوهای نیرومند و بیشمار روی می آورند و وارد مصر می شوند و اهل مغرب به سوی مصر خروج می کنند ، هنگامی که وارد مصر شوند ، سفیانی به حکومت می رسد» بشاره الاسلام ص ۱۸۶ ، الامام المهدی ص ۹۶ و …

پرچم هاي قيس و عرب وارد مصر مي شوند. ارشاد مفيد ص ۳۴۰ و الزام الناصب ص ۱۸۵

نشانه حادثه مدينه ، روي آوردن زمامدار مصر است . ملاحم و الفتن ص ۴۷

هنگامي كه پرچم هاي زرد به مصر برسند با تمام قدرت از منطقه فرار كن و  هنگاميكه آنها وارد شام بشوند ديگر موقع بلا فرارسيده است. ملاحم و الفتن ص ۳۰ بشاره الاسلام ص ۱۰۹

هنگامي كه امير اميران در مصر قيام كند و صفها فشرده شود و هزارن سپاهي گرد آيد. الزام الناصب ص ۱۰۹ بشارت السلام ص ۴۹ و ۱۷۶

« مغربی بر مصر چیره می شود و شامات را تحت سیطره خود درمی آورد»
الزام الناصب ص ۱۸۵ ، الامام المهدی ص ۲۳۳

پيامبر (ص ) : مـردى از قـريـش(و در نقلي ديگر از بني اميه) بـنام اءخنس در مصر وجود دارد كه به قدرت مى رسد، آنگاه بر او پيروز مى شوند و يا قدرت از او گرفته مى شود و به روم مى گريزد و روميان را به اسكندريه مى آورد و در آنجا بـا مـسـلمـانـان بـه نبرد مى پردازد و اين نخستين حادثه است (كتاب فيض القدير مناوى ج ۴ ص ۱۳۱ و كتاب برهان ص ۲۰۰ (منقول از ابن عساكر )

 

روايات متعددي از ورود نيروهاي خارجي به مصر در آستانه ظهور خبر مي دهند ، در مجموع اين اسامي براي نيروهاي خارجي در روايات بيان شده است : اهل مغرب ، اهل غرب و روميان ، قوم بربر ، صاحبان پرچم هاي زرد و …
هرچند علامه كوراني در كتاب عصر ظهور در بررسي وقايع مصر بيان مي كند كه اين نيروهاي خارجي به احتمال قوي و به خاطر وجود منابع روايي همان غربي ها هستند ولي عملاً در بررسي اوضاع كشور مغرب در عصر ظهور ، بيان مي دارد كه اهل مغرب(كشورهاي شمال قاره آفريقا ) در آستانه ظهور در مصر حضور دارند و پس از عبور از مصر به سوي منطقه شام حركت كرده و پس از درگيري با صاحبان پرچم هاي سياه ، از آنان شكست خواهند خورد.(۲)(عصر ظهور – ص ۱۷۳ )

البته علامه كوراني نقش نيروهاي شمال آفريقا در مصر را بيشتر نيروهاي حافظ صلح و يا بازدارنده عربي ذكر مي كند كه به خاطر اوج گيري درگيريها وارد اين كشور شده اند و يا مي تواند بخاط محافظت از قبطيان(مسيحيان) در برابر حملات مسلمانان باشد.

دسيسه دشمنان براي فراهم كردن زمينه مداخله خارجي در مصر(نيروهاي حافظ صلح)

و مهار حركت اسلامي مردم مصر

اما آنچه صحيح تر به نظر مي رسد اين است كه نيروهاي خارجي به احتمال قوي شامل نيروهاي غربي و نيروهاي عربي اهل مغرب باشد كه با هدفي مشترك وارد مصر شده است ، ممكن است كه اين نيروها در قالب نيروهاي حافظ صلح سازمان ملل وارد مصر شوند كه البته با شيطنت كشورهاي غربي اكثريت قريب به اتفاق اين نيروها از كشورهاي غربي و ناتو و همچنين كشورهاي عربي شمال آفريقا كه اكنون تحت تسلط مزدوران استكبار مي باشد ، تشكيل شده باشد و هدف مشتركي براي اين نيروها تعريف شود و آن توقف و ممانعت از به ثمر رسيدن حركت مردمي و انقلابي مصر باشد.

اين احتمال وجود دارد كه با اوج گيري تحولات مصر و شدت يافتن آنها مزدور مصر براي اينكه زمينه حضور نيروهاي خارجي را فراهم آورد ، به انجام كشتار وسيع مامور شود و البته خود اين حركت بي رحمانه موجب كشته شدن وي توسط مردم گردد و بعد از اين تحولات خونين سازمان ملل كه بازيچه دست استكبار و صهيونيسم است با برنامه اي از قبل طراحي شده براي كنترل اوضاع مصر و جلوگيري از كشتار مردم! و در واقع براي فرونشاندن موج حركت مردمي وارد با ارسال نيروهاي حافظ صلح بين المللي موافقت نمايد كه اين نيروها طبق سناريوي نوشته شده دشمنان بايد اكثراً از نيروهاي غربي و البته براي كسب وجهه از نيروهاي كشورهاي عربي شمال آفريقا كه همپيمان غربيان هستند ، تشكيل شده باشند.

شكست مداخلات دشمنان در مصر و تداوم حركت انقلابي

البته آنچه از روايات بدست مي آيد اين است كه دشمنان در سركوبي حركت مردمي مصر شكست خواهند خورد زيرا به فاصله اندكي و در هنگام ظهور مردم مصر با شور و اشتياق فراوان از سپاه استقبال كرده و امام عصر(عج) بدون جنگ وارد اين كشور مي شود.

البته شكست نيروهاي خارجي در مصر دلايل مختلفي مي تواند داشته باشد من جمله اينكه براي سپاه كشورهاي شمال آفريقا ماموريت ديگري نيز بيان مي گردد و آن حركت بسوي شام است و مدت حضور آنها در مصر كم است ، و ظاهراً دشمنان براي تضمين موفقيت فتنه سفياني  و مديريت تحولات شام و محافظت دولت يهود نياز مبرم به سپاه اهل مغرب(شمال آفريقا ) دارند و لذاست كه اين سپاه از مصر راهي شام مي گردد و بدين صورت زمان كافي براي برخورد با حركت مردمي در مصر براي دشمنان وجود ندارد ، در واقع دشمنان كه به علت بيداري اسلامي با كمبود نيرو مواجه هستند مجبورند كه طرح هاي خود را نيمه تمام بگذارند و نيروهاي خود را به نقطه حساس تر ببرند و مي توان گفت كه اصلي ترين برنامه دشمنان در هنگام ظهور فتنه سفياني  مي باشد فلذاست كه مي بينيم با وجود اينكه نيروهاي اهل مغرب براي كنترل حركت مردمي در مصر مورد نياز مي باشد ولي چون حركت سفياني بسيار مهم است با نقشه دشمنان اين نيروها به شام اعزام مي گردند.

۴- وجود حركت اسلامي در مصر و استقبال از امام زمان(عج) در هنگام ظهور

سمت و سوي كلي تحولات مصر در عصر ظهور مثبت ارزيابي مي شود  ، محققين اعتقاد دارند كه اين تحولات صبغه اسلامي دارد ، فلذاست كه دشمنان تلاش مي كنند حركت مردمي مصر را سركوب نمياند.
چند روايت وجود دارد كه اين حركت پررنگ اسلامي را كه احتمالا به درگيري با سفياني نيز منجر مي گردد ، نشان مي دهد :

هنگامي كه مردي حكومت شام را به دست آورد و ديگري بر مصر دست يابد ، آنگاه شامي(سفياني) و مصري با يكديگر به جنگ پردازند و مردم شام قبيله هايي از مردم مصر را به اسارت بگيرند و مردي از خراسان (سيدخراساني) با پرچم هاي سياه كوچكي از خراسان به سوي شام حركت كند و او همان كسي است كه زمينه را براي حكومت مهدي(عج) فراهم مي آورد. ملاحم و الفتن ص ۲۳

پيش از سفياني ، مصري و يمني خروج و قيام مي كنند.  بحار ج ۵۲ ص ۲۱۰

اهل غرب به سوي مصر هجوم مي آورند همينكه وارد مي شوند ، فرمانروايي سفياني برقرار مي شود ، و قبل از آن شخصي مردم را بسوي آل پيامبر(ص) دعوت مي كند. بحار ج ۵۲ ص ۲۰۸

چون سفياني از حق منحرف شود و از شاهراه دين خارج شود ، نژاد قيس از مصر قيام مي كنند و با سپاه سفياني مقابله مي نمايند.
منتخب الاثر ص ۴۶۵

وقتي كه سفياني در سرزمين مصر وارد شد ، مدت چهارماه در آن سرزمين مي ماند …. الفتن لابن حماد ج ۱/ص۲۹۰

(ممكن است منظور از سفياني در اين روايت همان نيروهاي حامي سفياني يعني غربي ها و يا همپيمانان سفياني يعني اهل مغرب باشد ، زيرا هر سه گروه يعني سفياني ، اهل غرب و اهل مغرب(حاكمان كشورهاي شمال آفريقا ) هدف مشترك دارند و آن مقابله با حركت اسلامي ملتهاي منطقه است)

اينكه اين مرد مصري انقلابي مذكور در روايات كيست يا مصداق كسي كه مردم را به اهل بيت(ع) دعوت مي كند ، چه كسي مي باشد نمي توان دقيقا اظهار نظر كرد ، اما مهم اين است كه اين روايات  به خوبي وجود جوي اسلامي و  انقلابي در مصر كه  حتي تا دعوت به اهل بيت(ع) نيز پيش مي رود ، را نشان مي دهند.

البته چند روايت نيز وجود دارد كه نشان دهنده درگيري سفياني با اهل مصر است ، هرچند علامه كوراني اين مسئله را بعيد مي داند اما به طور كامل نمي توان آن را رد كرد ، زيرا جو اسلامي و انقلابي كه در مصر در آستانه ظهور به وجود مي آيد و روايات بالا نيز آن را نشان مي دهد ، مي تواند دليلي براي تقابل ميان سفياني يا حاميان او  و اهل مصر باشد ، هرچند اين تقابل مي تواند ابعاد گوناگوني داشته باشد ، البته عده اي اعتقاد دارند كه مصداق شخص مصري كه در روايات وجود دارد همان اسماعيل هنيه و جنبش حماس است و در اين صورت پذيرفتن درگيري ميان سفياني و مصري آسانتر مي نمايد ولي چيزي كه در آن اكثر محققين متفق القول هستند وجود جوي اسلامي و انقلابي در مصر در آستانه ظهور كه توام با حركت مردمي بر عليه حاكمان اين كشور مي باشد.

از سويي ديگر روايتي هست كه وجود نور هدايت و اسلام را در عصر ظهور در مصر بيان مي دارد.

مهدى (ع) مصر را منبر (پايگاه تبليغى ) خود قرار مى دهد و اين مطلب در روايت عبايه اسدى از على (ع) چنين وارد شده است :
شـنـيـدم امـيـرمـؤ مـنـان (ع) در حـاليـكـه شـكـوائيـه مـى كـرد (در حال تكيه ) و من ايستاده بودم فرمود: در مصر منبرى بنا كنم و دمشق را ويران سازم و يهود و نـصـارى را از تـمـام شهرهاى عربى بيرون مى كنم و با اين چوب عرب ها را مى رانم . عـبـايـه مى گويد: گفتم : بگونه اى خبر مى دهى كه گويا پس از مرگ زنده مى شوى ؟ فـرمـود: بـعـيـد اسـت اى عـبـايـه ، بـه خـطـا رفـتـى ! مـردى از تـبـار مـن چـنـيـن مـى كند. بحار ج ۵۳ ص ۶۰

همچنين رواياتي كه نشان دهنده استقبال مردم مصر از امام زمان(عج) دارد ، نشان مي دهد كه مصر در عصر ظهور ، در دست مردم و انقلابيون مسلمان است و لشگر اسلام بدون جنگ و درگيري بر اين سرزمين كهن قدم مي گذارد.

و نيز از على (ع) در مورد حضرت مهدى (ع) و يارانش چنين وارد شده است .
((آنگاه (مهدى و يارانش ) به سوى مصر رهسپار مى شوند و حضرت بر منبر آنجا بالا مـى رود و مـردم را مـخاطب قرار داده و براى آنها سخن مى گويد: زمين در اثر عدالت شاد و خرم مى گردد و آسمان باران رحمت خود را فرو مى بارد و درختان بارور مى شوند و زمين گـيـاهـان خـود را بـيـرون داده و چـهـره خـويـش را بـا گـل و گـياه براى اهل زمين مى آرايد حيوانات وحشى در امن و امان بسر مى برند بطوريكه در راههاى روى زمين مانند چهار پايان اهلى به چرا مى پردازند، نور دانش در دلهاى مؤ منان افكنده مى شود، بگونه اى كه هيچ مؤ منى نياز علمى ، به برادر دانشمند خود ندارد در آن روز آيـه ((و خـداونـد بـى نـيـاز كـنـد هـر كـدام را از گـشـايـش خـود)) مـصـداق پـيـدا مى كند بشارت الاسلام ص ۷۱

از اين دو روايت چنين استفاده مى شود كه مصر در حكومت جهانى اسلام ، بدست حضرت مهدى (ع) پـايـگـاه عـلمـى و تـبليغى شناخته شده اى در جهان خواهد شد. بويژه با توجه به عبارت ((در مصر منبرى بنا خواهم كرد)) و ((آنگاه بسوى مصر روانه مى شوند و او بر مـنـبـر آنـجـا بالا مى رود)) يعنى حضرت مهدى (ع) و يارانش ‍ راهى مصر مى شوند اما نه براى فتح آنجا يا تثبيت حكومت حضرت در آنجا، بلكه بدين جهت كه مصر از امام و يارانش (ارواحـنـا فـداهم ) استقبال مى كند از اين رو آنجا را به عنوان منبر و كرسى خطابه خويش انـتـخـاب نـموده ، چنانكه جد بزرگوارش اميرمؤ منان (ع) بدان وعده داده است و نيز براى ايـنـكـه پـيـام خـود را از آنـجا به اهل مصر و جهان متوجه نمايد.

مصر قدم به قدم بسوي تحولات بزرگ متصل به ظهور

كمي تامل در روايات عصر ظهور در مورد مصر و تحولات جاري نشان مي دهد كه اين شرايط تا چه اندازه منطبق بر فرمايشات روايات شريف مي باشد ، همچنانكه بيان شد با تامل بر روايات مي توان دريافت كه اوضاع مصر ديگر آرام نخواهد شد ، مصر ايام سخت و البته باشكوهي را در پيش دارد ، همه دريافته اند كه خاندان مبارك ديگر در مصر جايگاهي ندارد ، استكبار جهاني به هيچ وجه از مصر چشم نخواهد پوشيد زيرا به نتيجه رسيدن انقلاب مصر قطعاً تداوم انقلابهاي ديگري را در پي خواهد داشت و از سويي ديگر مصر داراي مرز مشترك با رژيم صهيونيستي بوده و انقلاب در آن بسيار خطرناك است ، از اين روست كه دشمنان تلاش دارند كه قدرت را به دست مزدوري ديگر بسپارند ، قبل از آنكه به دست انقلابيون و گروههاي مخالفي چون ” اخوان المسلمين ” كه تفكرات نزديك به جمهوري اسلامي ايران را دارد. فلذاست كه غرب با پيش بيني اين روزها از قبل مهره صاحب وجهه خود را آماده كرده و اينك روانه ميدان نموده است تا با ژست مخالفت با استبداد مبارك و استكبار آمريكا بتواند انقلاب مردمي مصر را مهار كند ، اما بعيد است كه البرادعي بتواند  ملت بپاخواسته مصر را فريب دهد .

اگر غرب بداند كه اين حنايش رنگي ندارد به دنبال راديكاليزه كردن فضا خواهد رفت تا بتواند با ايجاد جو كشت و كشتار در مصر ضرورت حضور نيروهاي حافظ صلح سازمان ملل را به تمام جهانيان بقبولاند و سپس در مرحله اجرا ، نيروهاي كشورهاي غربي و همچنين سران و عربهاي شمال آفريقا كه متحد استكبارند را با لطايف الحيلي براي مهار كردن حركت اسلامي مردم مصر روانه اين سرزمين كند ، هرچند روايات شريف بيان مي دارند كه با وجود اين دسيسه ها و حضور نيروهاي غربي و عربي در مصر ، همچنان آتش انقلاب مقدس شعله ور خواهد ماند تا متصل به قيام جهاني مستضعفان گردد.

تاثير تحولات عظيم كنوني بر فتنه سفياني

بدون شك تحولات عميق كنوني و حركت و بيداري اسلامي در منطقه كه پيام نفرت از مزدوران را به گوش همه آنان رساند ، تاثير مستقيمي بر كيفيت و زمان فتنه سفياني خواهد داشت. ما اعتقاد داريم كه دشمنان مجبور خواهند شد تا فرصت هست و هنوز طوفان حركت مردمي شديدتر و عميق تر نشده است فتنه فريب آلود سفياني را آغاز كنند ، همچنانكه ديديم موج خواست و اراده مردمي حتي به اردن رسيده و اعتراضات جدي به عبدالله دوم صورت گرفته و زمزمه هاي درخواست بركناري وي نيز به گوش مي رسد ، و اين يعني زنگ خطر جدي براي استكبار و صهيونيسم در خاورميانه و علي الخصوص فتنه از پيش طراحي شده سفياني

به يقين هرچه زمان بگذرد بر عمق بيداري اسلامي و قدرت و عمق طوفان مستضعفين افزوده خواهد شد ، لذا دشمنان ناچار از اجراي نقشه هاي جديد هستند هرچند براي آنها هزينه دار بود و سنگين تمام شود شايد كورسوي اميدي براي آنها كه در آستانه نابودي هستند بوجود آيد.

با اين نگاه مي توان انتظار داشت كه دشمنان ممكن است براي توقف موج برخواسته در كشورهاي خاورميانه ناچار به اجراي سناريويي باشند كه ضمن جلب توجه اذهان مسلمانان و فراموش و تضيعيف كردن موج فعلي ، براي مزدور بزرگ خود در منطقه يعني عبدالله دوم چهره سازي كرده و كسب اعتماد نمايند كه ما اين سناريو را در طي مقاله اي مفصل بررسي نموديم و بيان كرديم كه هدف اصلي اين سناريو قهرمان سازي از عبدالله دوم و منجي نشان دادن وي براي مسلمانان است و اين سناريو ممكن است در پي وقوع جنگي دروغين و زرگري ميان اردن و اسرائيل به دنبال تخريب مسجد الاقصي اجرا شود و هدف آن زمينه سازي براي اجراي طرح خاورميانه بزرگ و يا همان خروج سفياني مي باشد كه البته در حال حاضر علاوه بر اهداف گفته شده ، امروز  برای دشمنان  ، به حاشيه راندن موج انقلاب اسلامي در كشورهاي منطقه (كه براي استكبار بسيار هراس آور است ) ، نیزمی تواند به عنوان هدفی ضروری مطرح باشد.

تاثير قطعي شدن و انتشار خبر مرگ ملك عبدالله بر انقلاب اسلامي در كشورهاي عربي

وقايع عجيب عربستان در طول ۳ ماه گذشته براي آگاهان كمترين شكي باقي نمي گذارد كه وقايع چندماه گذشته اين كشور طبيعي نيست و اين كشور همچون ساير كشورهاي عربي ديگر آبستن حوادثي بزرگ مي باشد ، انطباق قابل تامل حوادث چندماه گذشته عربستان بر روايات و بيان مخفي ماندن مرگ عبدالله در روايات و رفتار حكومت عربستان و گردانندگان پشت صحنه در دور نگاه داشتن عبدالله جعلي از عربستان اين بشارت را مي دهد كه بزودي زود با برملا شدن خبر اين مزدور بزرگ استكبار تحولات بزرگي در داخل عربستان ، خاورميانه و جهان ايجاد خواهد شد ، آغاز قطعي جنگ قدرت در ميان شاهزادگان تشنه قدرت ، آغاز طوفان اعتراضات مردمي كه هم اينك نيز(با وجود مخفي نگاه داشتن خبر مرگ عبدالله) در عربستان ديده مي شود ، تزلزل شديد در مزدوران منطقه اي استكبار كه وجود عبدالله براي آنها پشتوانه اي بود ، و موج شادي و بشارت در منطقه از شيعيان يمن گرفته تا شيعيان ايران و لبنان و در آخر تقويت مضاعف موج انقلاب اسلامي در منطقه ، همه و همه مژده مي دهد كه بزودي با خبري بزرگ و شگفت انگيز موج دوم انقلاب اسلامي در كشورهاي خاورميانه برخواهد خواست و اقيانوس پرخروش مستضعفين به حركت درخواهد آمد كه براي دشمنان هيچ راه فرار و چاره اي جز بكارگيري حربه آخر باقي نخواهد ماند.

اما آيا ما اينك در متن حوادث بزرگ ظهور قرار داريم؟!

آيا تحولات بزرگ ظهور آغاز شده است؟!

آيا قرار گرفتن مزدوران شيطان در كنار فرعون مصر و قرار گرفتن ملتها در كنار انقلاب اسلامي ايران نويد بخش آغاز نبرد نهايي نيست؟!

آيا در ماههاي پيش رو و با آغاز تحولاتي بشارت بخش سرنوشت تازه اي براي بشريت در كره زمين رقم خواهد خورد؟!

آيا زمان رهايي مستضعفين فرا رسيده است؟!

نصرمن الله و فتح قريب و بشرالمومنين

۲۹ اسفند ۱۳۸۵ | |