خواهرزاده خواننده معروف با ضربات چاقو به قتل رسید!

جاوونا گلوور 23 ساله، خواهرزاده رپر معروف آمریکایی است که در یک داروخانه در اوکالا رود در تالاهاسی فلوریدا کار می‌کرد.
به گزارش تالاهاسی دموکرات، این فرد 23 ساله در صبح زود روز سه‌شنبه مورد اصابت چاقو قرار گرفته بود و نیروهای پلیس ساعت 10:30 همان روز او را در حال خونریزی شدید پیدا کردند که پس از انتقال به بیمارستان، دختر جان خود را از دست داد.
نیروهای پلیس هنوز به دنبال مظنونی هستند که تصاویر او توسط دوربین‌های مداربسته مغازه‌ای که دختر جوان در آن کار می کرد ثبت شده‌ است.
گفتنی است، رپر آمریکایی، تی-پین به دنبال به قتل رسیدن خواهرزاده‌اش و انتشار تصاویر قاتل توسط نیروهای پلیس با قرار دادن عکس این فرددر صفحات شخصی خود در شبکه‌های اجتماعی از مردم کمک خواست و نوشت: پلیس به دنبال این بزدل می‌گردد؛ اگر این فرد را در اطراف خود دیدید سریع با پلیس تماس بگیرید.
منبع: باشگاه خبرنگاران جوان

قتل پسر بچه هفت ساله در گندم زارهای شهرری

براساس اوراق پرونده، پرونده این جنایت از سوم خرداد سال 93 و در پی ناپدید شدن پسر 7 ساله افغان در «قلعه‌نو»ی شهرری در دستور کار پلیس قرار گرفت.مأموران پلیس در جریان تلاش برای افشای راز مفقود شدن هادی کوچولو به تحقیقات گسترده در محل زندگی وی پرداختند.در ادامه نیز دوستان پسرک به مأموران گفتند که هادی را آخرین بار و قبل از ناپدید شدن همراه پسری به نام «امیر» 24 ساله دیده‌اند.
بلافاصله امیر به عنوان تنها مظنون پرونده دستگیر و برای بازجویی به اداره آگاهی منتقل شد.وی در نخستین بازجویی‌ها به کارآگاهان گفت: 8 روز پیش درحالی که برای خوردن توت و بازی همراه هادی کوچولو به گندمزار رفته بود با پرتاب یک قطعه سنگ، هادی کوچولو را زخمی و بیهوش کرده است و بعد هم از آنجا گریخته است. کارآگاهان بلافاصله پس از شنیدن اظهارات امیر که به نظر می‌رسید در کلام و گفتار مشکل مادرزادی دارد به مزرعه موردنظر رفتند.
در ادامه نیز استخوان‌های پسر کوچولو را کشف کردند.تیم تشخیص هویت و پزشکی قانونی نیز پس از بررسی‌های لازم اعلام کردند استخوان‌ها متعلـــــــق به هادی کوچولو است.بدین‌ترتیب امیر، به اتهام آدم‌ربایی و قتل پسر 7 ساله تحت بازجویی‌های تخصصی قرار گرفت.وی در تمام مراحل بازجویی گفت: تنها با پرتاب سنگ باعث بیهوش شدن هادی کوچولو شده اما اتهام قتل پسرک را رد کرد.این درحالی بود که تمام شواهد علیه وی بود.
با وجود این امیر صبح دیروز در شعبه دوم دادگاه کیفری یک استان تهران بار دیگر محاکمه شد.سپس تحقیقات قاضی مقدم زهرا و اسلامی برای روشن شدن زوایای پنهان پرونده قتل هادی کوچولو آغاز شد.
قاضی مقدم زهرا پس از خواندن کیفرخواست، از متهم پرسید:
«آیا اتهام خود را مبنی بر آدم‌ربایی و قتل قبول داری» که وی در پاسخ گفت:
– خیر.
قاضی اسلامی: چند سال داری؟

– 24 سال
روز حادثه چرا هادی را با پرتاب سنگ زخمی کردی؟
– او به من ناسزا گفت و دوچرخه‌ام را می‌کشید که من هم او را دنبال کرده و با پرتاب یک سنگ زخمی‌اش کردم.
چرا هادی را به گندم زار بردی؟
– من با هادی دوست بودم، او را با دوچرخه‌ام سوار کرده و با هم رفتیم گندم زار که از درخت‌ها توت بکنیم و بخوریم.
چند ضربه با سنگ به سر هادی زدی؟
– یک ضربه.
آیا با ضربه‌ای که به هادی زدی او مرد؟
– نه، او نفس می‌کشید.
چرا پس از زدن ضربه کمکش نکردی یا به کسی خبر ندادی و نگفتی که چه اتفاقی افتاده؟
– ترسیده بودم و فکر نمی‌کردم بمیرد.
چرا پس از زدن ضربه و فرار دوباره برنگشتی ببینی چه اتفاقی افتاده؟!
– رفتم.
کی و چه وقت؟
– 4 روز بعد.
آن موقع هادی در چه حالی بود؟
-جسدش را دیدم که باد کرده بود.
چرا هادی را کشتی؟
– من او را نکشتم، فقط به او سنگ پرتاب کردم.
آیا به هادی تعرض هم کردی؟
– نه.
در ادامه بررسی این پرونده قاضی «مقدم زهرا» رئیس شعبه دوم دادگاه کیفری یک استان از متهم خواست آخرین دفاع خود را مطرح کند.
امیر نیز گفت: من هادی را نکشتم!
وکیل متهم نیز در دفاع از امیر گفت: کشف استخوان‌ها حاکی از این است که پس از اصابت سنگ به سر هادی، جنایت دیگری نیز رخ داده که باعث شده جسد هادی کوچولو در مدت 8 روز به تکه‌های استخوان تبدیل شده است. چون بر‌اساس نظریه پزشکی قانونی حداقل 40 روز زمان لازم است که جسد انسان به استخوان تبدیل شود.
گفتنی است تنها حلقه مفقوده این پرونده کشف این ابهام است که جسد پسرک چگونه در مدت 8 روز به چند تکه استخوان تبدیل شده است.
این در حالی است که هیچ اثری از آثار سوختگی یا اسید در بقایای جسد بر جا نمانده و پزشکی قانونی نیز در آزمایش‌های تخصصی استفاده از اسید را رد کرده بود.
همزمان با آخرین دفاعیات متهم، اولیای دم هادی نیز خواستار اشد مجازات برای عامل قتل شدند. قضات شعبه دوم دادگاه کیفری نیز پس از ختم جلسه، برای صدور رأی وارد شور شدند.
/ مشرق نیوز

قتل وحشتناک مادر و پسر توسط مرد جوان

در ادامه رسیدگی به پرونده جنایت در شرکت خدماتی میدان انقلاب و دستگیری عامل جنایت، کارآگاهان موفق به کشف دومین پرونده جنایتی شدند که طی آن پسر زن میانسال، توسط متهم به قتل رسیده بود .

در ادامه رسیدگی به پرونده جنایت شرکت خدماتی در میدان انقلاب ، تحقیقات از اعضای خانواده مقتوله در دستور کار کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت. در تحقیقات از خانواده مقتول ، کارآگاهان اطلاع پیدا کردند که پسر او  به نام میلاد ۲۰ ساله در سال گذشته و پس از مسافرت به محل سکونت متهم در شهرستان بوکان، دیگر تماسی با اعضای خانواده اش نداشته و این در حالی بود که طی این مدت متهم مدعی شده بود که میلاد را به صورت غیرقانونی به کشور عراق فرستاده است.

با احتمال وقوع دومین جنایت توسط متهم، تحقیقات پلیسی از بهروز ۳۷ ساله  در خصوص فقدان میلاد در دستور کار کاراگاهان اداره دهم قرار گرفت و سرانجام او روز گذشته در اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ لب به اعتراف گشود و به ارتکاب جنایت دوم و قتل میلاد در اواخر سال اعتراف کرد.

بهروز در اعترافاتش به کارآگاهان گفت : حدودا سال ۸۷ ، از طریق آگهی روزنامه با شرکت خدماتی که زن میانسال  و پسرش آن را تأسیس کرده بودند آشنا شده و به عنوان نیروی خدماتی در آنجا مشغول به کار شدم. آشنایی اولیه من ابتدا با میلاد شروع شد تا اینکه اواخر سال ۹۳ یا اوایل ۹۴ ، میلاد اعتیاد شدیدی به مصرف شیشه پیدا کرد. همزمان، میلاد قصد ازدواج با خانم جوانی حدودا ۳۰ ساله را داشت که از همسرش متارکه کرده بود. مادر میلاد  با ازدواج پسرش  بسیار مخالف بود و همین موضوع زمینه آشنایی بیشتر من و زن میانسال شد. به پیشنهاد من و مریم، پسرش میلاد را به کمپ ترک اعتیاد فرستادیم و میلاد دو هفته آنجا بستری شد.

 پس از آن ، میلاد بار دیگر در شرکت مشغول به کار شد و طی مدت کوتاهی توانست مقداری پول پس انداز کند. به پیشنهاد میلاد قرار شد تا او یک دستگاه خودرو وانت خریداری کند و آن را در اختیار من بگذارد تا در زمینه خرید و فروش ضایعات آهن کار کنم. پس از گذشت مدت کوتاهی ، میلاد پیشنهاد خرید کالا از غرب کشور و فروش در تهران مطرح کرد و به این ترتیب من برای خرید کالا به استان های غربی کشور مسافرت می کردم و کالاها را در تهران می فروختیم و سود حاصل مابین من و میلاد ، به صورت مساوی تقسیم می شد تا اینکه در یک نویت ، محموله قاچاقی ( کالای قاچاق ) که قصد آوردن آن را به تهران داشتم ، در استان کردستان – شهرستان بیجار توقیف  شد.

در زمان توقیف بار ، میلاد مجددا در کمپ بستری شده بود و به همین علت موضوع توقیف ماشین و بار قاچاق را با مادرش در میان گذاشتم و او نیز قبول کرد تا جریمه توقیف خودرو را پرداخت کند تا حداقل ماشین از توقیف خارج شود. از این زمان به بعد و به پیشنهاد مریم صاحب شرکت قرار شد تا بدون آنکه میلاد متوجه شود ، من تمامی حساب و کتاب کاری خودم با میلاد را با مادرش انجام دهم.

متهم در ادامه اعترافاتش به کارآگاهان گفت: بهمن ماه سال گذشته میلاد در داخل شرکت با چند تن از نیروهای خدماتی درگیر شد که طی آن جراحت شدیدی به صورت یکی از آنها وارد شد به گونه که استخوان گونه یکی از کارگران دچار شکستگی شدید شد.  این شخص از میلاد شکایت کرد و در ادامه دستور جلب میلاد را از دادگاه گرفت. پسر جوان  از تهران متواری شد و به محل زندگی من و خانواده ام در بوکان آمد و مدتی آنجا ماند. طی این مدت میلاد عنوان می کرد که قصد دارد تا به صورت غیرقانونی از کشور خارج شود تا اینکه شب قبل از جنایت و بدون آنکه میلاد مرا ببیند ، شاهد صحنه و رفتاری از میلاد شدم که انگیزه اصلی من برای کشتن وی شد.

بهروز اضافه کرد: شب از قبل از جنایت شانزدهم بهمن گذشته، میلاد در داخل حیاط خانه در حال کشیدن سیگار بود و من نیز در داخل راه پله داخل ساختمان که کاملا مشرف به حیاط است در حال صحبت با گوشی تلفن همراه خود بودم. همزمان ، دخترم که حدودا ۱۵ سال سن دارد ، برای گذاشتن زباله به درب خانه رفته بود. دخترم در حال بازگشت به داخل خانه بود که ناگهان متوجه رفتار و حرکت غیر اخلاقی میلاد شدم. خون جلو چشمانم را گرفته بود اما چون میلاد از لحاظ بدنی بسیار قوی تر بود، به ناچار آن شب سکوت کردم تا فردای آن روز میلاد را به بهانه ای از خانه خارج کنم .

بهروز در خصوص روز جنایت به کارآگاهان گفت: روز جنایت و به بهانه شکار ، با میلاد از خانه خارج شده و به سمت دشت های اطراف شهرستان سقز حرکت کردیم. پس از پیاده شدن از ماشین ، مدتی در داخل دشت حرکت کردیم تا اینکه در مکانی خلوت از میلاد سؤال کردم : اگر کسی به اعضای خانواده ات نظر سوء داشته باشد ، با او چکار می کنی؟” که او در پاسخ جواب داد “او را خواهم کشت” ؛ پس از شنیدن پاسخ از سوی میلاد بود که گلوله را به سمتش شلیک کردم .

قصد داشتم تا دستش را از کار بیندازم اما [از آنجائیکه گلوله از نوع ساچمه ای بود]، تعدادی از ساچمه ها از فاصله ای نزدیک به صورت میلاد برخورد کرد ؛ در حالیکه میلاد از ناحیه صورت دچار جراحات شدیدی شده و به شدت خونریزی می کرد ، روی زمین افتاد. از دیدن صحنه ، بسیار ترسیده بودم ؛ به سرعت از محل خارج شده و با ماشین از محل دور شدم. چند کیلومتر جلوتر ، تفنگ را داخل رودخانه انداختم و پس از مدتی ، مجددا به تهران آمده و به خانواده میلاد عنوان کردم که او را به صورت غیرقانونی از کشور خارج کرده و به عراق فرستادم.

با توجه به اعتراف صریح متهم به ارتکاب جنایت در شهرستان سقز ، بلافاصله هماهنگی های لازم با پلیس آگاهی سقز انجام و در ادامه تحقیقات مشخص شد که جسد فرد ناشناسی هفتم اسفند ، در دشت های اطراف شهر سقز کشف شده است.

با توجه به اعترافات متهم در خصوص پوشش لباس میلاد ( شلوار شش جیب – لباس ورزشی و کتانی سفید ) ، کارآگاهان اطلاع پیدا کردند که جسد ناشناس کشف شده در شهرستان سقز متعلق به میلاد است که بر اثر اصابت گلوله به سر، به قتل رسیده بود.

سرهنگ کارآگاه آریا حاجی زاده ، معاون مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی تهران بزرگ ، با اعلام این خبر گفت: با توجه به اعتراف صریح متهم به ارتکاب دومین جنایت ، متهم به شعبه هفتم بازپرسی دادسرای ناحیه ۲۷ تهران منتقل و در حضور بازپرس سعید احمد بیگی قاضی پرونده صراحتا به ارتکاب دومین جنایت و قتل دومین عضو از اعضای یک خانواده اعتراف کرد.

در همین حال پدر مقتول با مراجعه به دادسرای امور جنایی در شکایتی مدعی شد پسرش هنگام سفر با بهروز ۳۵۰ میلیون تومان پول نقد به همراه داشته که احتمالا قاتل با انگیزه سرقت دست به جنایت زده باشد. با توجه به ارتکاب قتل نخست در شهرستان سقز، متهم با صدور قرار نیابت به این شهرستان اعزام می شود. / نیک صالحی