بررسی تناقضات کتاب “دوقرن سکوت” اثر عبدالحسین زرین کوب

بررسی تناقضات کتاب “دوقرن سکوت” اثر عبدالحسین زرین کوب

از آنجا که کتاب دو قرن سکوت زرین کوب در طول سالیان دراز دستاویز بسیاری مغرضان و نژاد پرستان و فاشیستها شده تا با توسل به آن به اسلام و اقوام دیگر توهین کنند ، بر آن شدیم که چند برگ از این کتاب را با احترام به شخصیت علمی استاد زرین کوب مرور کنیم […]

دو قرن سکوت

از آنجا که کتاب دو قرن سکوت زرین کوب در طول سالیان دراز دستاویز بسیاری مغرضان و نژاد پرستان و فاشیستها شده تا با توسل به آن به اسلام و اقوام دیگر توهین کنند ، بر آن شدیم که چند برگ از این کتاب را با احترام به شخصیت علمی استاد زرین کوب مرور کنیم تا مشخص شود این کتاب از دید علمی تا چه حد دارای اعتبار است..حتما این مطلب را تا آخر مطالعه کنید…

پیش از هر مطلبی باید این نکته را متذکر شوم که به هیچ وجه بحث و نقد ما پیرامون شخصیت دکتر زرین کوب نیست وقصد تحقیر و انگ زدن به ایشان را نخواهم داشت…چه خود دکتر زرین کوب در کتابی که سالها بعد (۱۳۴۲) نوشتند یعنی کتاب کارنامه اسلام –به خوبی به تمدن اسلامی پرداختند و نوشته های ارزشمنددیگری از ایشان به جای مانده است .

برای شروع نقل قولی از کتاب ” دوقرن سکوت” را می آورم :

۱- یک گاف تاریخی-ریاضی :

(( فتح مدائن :تازیان به تیسفون در آمدند …وقتی سعد به تیسفون در آمد مدافعان آن را فروگذاشته بودند و رفته بودند …به یک روایت سه هزار هزار هزار درم در خزانه بود که نیم آن به جای مانده بود.از این رو گنج و خواسته بسیار به دست فاتحان افتاد ))صفحه ۶۹

نویسنده این داستان تخیلی ؛آیا میداند که معنای سه هزار هزار هزار درم چیست ؟آیا میداند که اگر هر درم را چهار گرم بدانیم در دربار یزدگرد میبایست دوازده میلیون کیلو نقره بیابیم ؟! آیا میداند ، که اگر چنان که گفته اند این سکه ها بین شصت هزار عرب فاتح تیسفون بخش کنیم به هر عرب ۲۰۰ کیلو نقره ، جدای از سایر غنیمت ها میرسیده ؟ آیا میداند که اگر ضرب دو روی هر سکه در آن سیستم فقط یک دقیقه !! زمان نیاز داشته باشد ،برای ضرب سه هزار هزار هزار درم باید ۵۷۰۰ سال شبانه روز درم ضرب کرد ؟؟!!

و ساده ترین سوال :آیا نویسنده از خود نمی پرسد که اگر چنین هم بوده این ثروت گزافتر از گزاف از غارت کدام مردم گرد آمده بوده ؟؟!!

۲- تناقض آشکار :

(( بادیه های ریگزار بی آب نجد و تهامه را دیگرآنقدر و محل نبود که حکومت و سپاه ایران را به خویشتن کشاند . زیرا در این بیابان بی آب هولناک خیال انگیز از کشت و ورز و بازار و کالا هیچ نشان نبود و جز مشتی عرب گرسنه و برهنه که چون غولان و دیوان همه جا بر سر اندکی آب و مشتی سبزه با یکدیگر در جنگ و ستیز بودند از آدمی نیز در آنجا کس اثر نمی دید )) (عبدالحسین زرین کوب-دوقرن سکوت –ص۲۷)

اینجا سرزمین عربستان آنقدر بی تمدن است که مردمانش همچون کفتار و گوسفند تلقی می شوند که بدنبال سبزه !!یا جنگ و ستیز برای بقا هستند !!
اما نویسنده فراموش میکند و در جایی دیگر توصیف دیگری می آورد …

(( مکه در آن زمان به جهت موقع تجاری خویش بهشت توانگران و بازرگانان قریش …بود …
این شهر از قدیم حتی مدتها پیش از بطلیموس به سبب آنکه در گذرگاه جاده بازرگانی که
بین ممالک هند و یمن با ممالک مجاور دریای مدیترانه میگذشت واقع است اهمیت بازرگانی تمام داشته… مکه در آنزمان مرکز داد و ستد و کانون پول و سرمایه بود
.))(همان – ص۲۴۳)

ناگهان آن سرزمین شتر و سوسمار و راسو و آن مردم وحشی و آن شهر ارواح تبدیل می شود به مرکز داد و ستد و کانون پول و سرمایه و شاه راه تجارت شرق و غرب !!!

۳- دانشمندان و الواح سخن میگویند :

دو قرن سکوت صفحه ۸۹:

(( در فتح مدائن نیز عربان نمونه هایی از سادگی خویش را نشان دادند :گویند شخصی پاره ای یاقوت یافت در غایت جودت و نفاست،و آن نمی شناسخت ،دیگری به او رسید که قیمت میدانست و از او به هزار درم خرید …دیگری را زرسرخ بدست آمد در میان لشگر ندا میکرد صفرا را به بیضا که می خرد ؟گمان او آن بود که نقره از زر به تر است و همچنین جماعتی که از ایشان انبانی پر از کافور یافتند پنداشتند که نمک است قدری در دیکگ ریختند طعم تلخ شدو اثر نمک پدید نیامد و…))

کتاب “تاریخ عرب” نوشته فیلیپ.ک.حتی:

(( مسلم است که این قوم در اوج نفوذ تجاریشان بر همه راه های تجاری که از حجاز به سوی شمال عبور می کند و به بنادر مدیترانه میرسد تسلط یافته و در طول این راه ها مستعمره هایی داشته اند. ص ۵۳
ایوب سراینه لطیف ترین اشعاری که دنیای قدیم سامی پدید آورد ، عرب بود نه یهود .و این نکته از ترکیب نام او و از نکاتی که در کتاب خود درباره شمال عربستان آورده است به خوبی هویداست .ص۵۴
دیودورسیسیلی همین نظر را تکرار میکند و عربستان را سرزمین ادویه های معطر می شمارد و خاک آن را خوش بو می داند.پلینی در کتاب تاریخ طبیعی (کتاب۶) که اطلاعات مردم روم را به سال ۷۰ میلای درباره ممالک شرقی در آن مختصر آورده همین مطلب را تایید میکند .ص۵۵

از ادبیات محلی عربستان جنوبی هر چه هست لوح های قدیمی است که بر فلز یا سنگ نقش شده و…قدیم ترین لوح که بدست آمده مربوط به قرن ششم تا هفتم پیش از میلاد است. ص ۶۰
کریستن نیبوهر اول کس بود که اروپاییان را از وجود الواح عربی آگاه ساخت و ژوزف هالیوی یعنی نخستین اروپایی که پس از دوران ایلوس گالوس قدم به نجران یمن گذاشت ۶۸۵ لوح از ۳۷ محل با خود آورد ادوارد گلاز قریب ۲۰۰۰ لوح فراهم آورد که هنوز برخی منتشر نشده مجموعه الواحی که اکنون در دست است و تاریخ آن کمتر از هفت قرن پیش از میلاد نیست بالغ بر ۳۰۰۰ است .ص۶۵
سالانه بازاری همچون یک مجمع ادبی بر پا میشدو شاعران بزرگ بدانجا می شدند تا قصاید خویش بخوانند و انتظار شرف و امتیاز بمانند…گویی بازار عکاظ به دوران پیش از اسلام برای عربستان چیزی شبیه آکادمی فرانسه بوده است .ص ۱۱۸

تناقض بسیار آشکار است ، کشوری که “سرزمین ادویه های معطر” نام گرفته مردمش در کتاب “دو قرن سکوت” کافور را از نمک تشخیص نمی دهند و همین سرزمین به عنوان شاهراه تجارت غرب و شرق چنان توصیف شده که یاقوت برای آن مردم ناشناخته بود !

۴- شعر و زبان :

دوقرن سکوت :

(( زبان تازی در کام فرمانروایان صحرا از ریگ های تفته بیابان نیز خشک تر و بی حاصل تر بود …شعرشان توصیف پشک شتر و…بود(!!)ص۱۱۳

آیا براستی محققان نیز درباره شعر عرب چنین نظر متعصبانه ای دارند ؟!

(( زمانی که می گوییم دوران پیش از اسلام دوران جهل و نادانی بوده یک تفسیر عامیانه و نادرست است برعکس در شبه جزیره عرب از دوران بسیار کهن ، آثار فرهنگی بسیار پیشرفته در اختیار است مثلا اگر از جنوب عربستان شروع کنیم به اقوامی بر می خوریم که از هزاره دوم پیش از میلاد دارای اسم و رسم و تمدن و حتی خط و کتیبه بوده اند…همه این اقوام عرب دارای خط بوده اند و از آنها کتیبه هایی به جا مانده کتیبه “ذونوآس” یکی از آنهاست .بنابراین باید تمدن و و فرهنگ شایسته ای در آن منطقه وجود داشته باشد .از میان اقوامی که در شمال عربستان می زیسته اند .”لحیانی” ها و ” ثمودی” ها از بقیه معروف ترند حدود ۱۳ هزار کتیبه از دوران ” ثمودی” ها کشف شده وفرهنگ و زبان و الفبای آن ها کاملا از این کتیبه ها مشخص است ))( آذرتاش آذرنوش- مجله پیام صادق-شماره ۲۸ ص۲۴)

کارل بروکلمان :

(( در عربستان جنوبی دست کم از یک هزار سال پیش از میلادبا نوشتن آشنا بوده اند و آن را در خدمت مذهب و قانون بر روی کتیبه ها بکار می برده اند .))(شعر عرب در عهد جاهلی- ص ۱۰۷)

شوقی ضیف- تاریخ ادبی عرب ص ۱۸۲

((اگر شعر جاهلی عرب را غنایی بدانیم دور نرفته ایم زیرا در تصویر نفسانیات فردی و احساسات و عواطفی که در دل خلجان دارد همانند شعر غنایی غربی است خواه مواقعی که شاعر حماسه و فخریه می سرایدیا مدح و هجو می گوید یا تغزل و مرثیه و یا به پوزش و عقاب می پر دازد یا محیط خود را توصیف می کند و../.و نیز از آن جهت به شعر غنایی لیریک یونانی شبیه است که شعر جاهلی هم به آواز و “غنا” خوانده می شد .))

ابوالفرج اصفهانی –الاغانی – مقدمه آقای فریدونی-ص۷:

(( از عرب عهد جاهلی به خصوص اهالی حیره و یمامه و یمن و نجد و حجاز ،قصایدی عالی با اصلوبی استوار در حکمت و نصیحت و مدح و رثا و حماسه و هجا و وصف مناظر و شرح احساسات طبیعی روایت شده که مهارت آن قوم را در هنر شاعری واثر شعر را در زندگی ایشان ثابت می کند ))

یک شعر از امروالقیس شاعر عهد جاهلیت و حدود صد سال پیش از اسلام :

(( فاطمه ،ناز ،کم کن ،
و اگر براستی دل بر ترک من نهاده ای باری خوشتر از این!
و اگر بعضی اخلاق مرا نمی پسندی،
دل من باز پس ده ، جدا شو و آرام گیر،
آری ، تو فریفته آنی که عشق ات قاتل من است،
و هرچه بفرمایی دل من آن کند
و این اشک ریختن ات جز برای آن نیست
که در قمار عشق دل خوار و خسته ام را پاک ببری

رگباری گران بار از ابری نزدیک فرو ریخت
زمین را فرا گرفت و روان شد
سیلاب برخاسته ، کوه و دره را می پوشانید
و چون فرو می نشست تیزی سرکوه بیرون می آمد ….))
( شوقی ضیف- تاریخ ادبی عرب- ص ۲۴۲)

نویسنده ” دوقرن سکوت ” این نوشته ها و توصیفات دروغین را آورد تا سرپوشی بر ضعف ادبیات و زبان عهد ساسانیان بگذارد …
چون نگاهی به کتیبه های عهد ساسانی این پرسش را در ذهن پیش می آورد که چرا زبان یک کتیبه تا این حد الکن و ناتوان و ناقص بوده آیا واقعا زبان آن عهد در اوجش چنین نوشته ای بوده ؟؟؟!!
ترجمه کتیبه :

(( این پیکر خدایگان مزداپرست، شاپور، شاهنشاه ایران،کش نژاد از ایزدان ، پسر خدایگاهن بابک شاه (است) …این پیکر خدایگان مزداپرست ، شاپور شاهنشاه ایران ، و انیران ،کش نژاد از ایزدان مزدا پرست ، پسر خدایگان مزدا پرست،اردشیر شاهنشاه ایران کش نژاد از ایزدان نواده خدایگان بابک شاه (است )((تاریخ زبان فارسی- ص ۲۱۱)

یا کتیبه حاجی آباد که می بینید با ویرایش مترجم و دستکاری مانند نوشته های یک عقب مانده ذهنی است که نه سر دارد نه ته !!! :

(( در این مقاله مکنزی متن کتیبه شاپور در حاجی آباد را …ترجمه متن :.. و ما وقتی این تیر را رها کردیم آن گاه ما در پیش چشم شهریاران و شاهزادگان و بزرگان و آزادان رها کردیم و ما پای بر این دره نهادیم و ما تیر ورای آن چینه افکندیم اما آن جای که تیر افکندیم آن جا ، جای آن گونه نبود که اگر چینه چیده آن گاه بیرون پیدا بود پس ما فرمود که چینه بیرون تر چید که دست خوش آن تیر به سوی آن چینه رها کند ….) ( رسول بشاش کنزق-کتیبه و متون کهن- ص۴۵)

منبع:حق و باطل

تهیه و گردآوری : ظهور۱۲

۹ مهر ۱۳۹۰ | پیوندک |
ارسال دیدگاه

*

code

نويسنده ديدگاه :ramin

سلام داداش خسته نباشد . خیلی گشتم ولی تحلیل مفصلی از سه گانه ارباب حلقه ها و نمادهی این فیلم پیدا نکردم اگه دارید بذارید .

نويسنده ديدگاه :محسن

از مطالب مفیدتون متشکرم!
اما وجود چهار خطا یا به قول شما تناقض برای زیرسوال بردن کل یک اثر کافی نیست این مطالب درحد یک نقد است وبس وچیزی از ارزش این کتاب کم نمیکندوبرعکس به نظر بنده معجزه اسلام را بیشتر آشکار میسازد زیرا میتوان عرب را قبل و بعد از اسلام مقایسه نمود تا ازآثار دین مبین اسلام بر آنان پی برد.

نويسنده ديدگاه :blackflag

در مورد پروتکل های یهود چه می دانید؟ (قسمت اول)
http://vs-666.com/?p=690

سلام.
کاشکی لینک دانلود کتابش رو هم میذاشتید

نويسنده ديدگاه :حاج امیر

سلام اینم لینکش : دانلود کتاب دو قرن سکوت

نويسنده ديدگاه :amir

سلام
وب سایت خیلی پر محتوا جالبی داشتین به من هم سر بزنیین اگر مایل تبادل لینک بودین در قسمت نظرات درج کنی
دوستدار شما zohor

zohor123.vcp.ir

نويسنده ديدگاه :میثم

سلام…..
۱-بیشتر مطالبی که هست رو شما یه طرفه به سمت قاضی رفتی
برای همین همشو نخوندم و وقتمو نذاشتم اما سوتی های خود شما
۱-( بدانیم در دربار یزدگرد میبایست دوازده میلیون کیلو نقره بیابیم ) *********یزد گرد یک دربار نداشته و به طور کلی در هر شهر ۱ دربار داشته*******
۲-آیا میداند ، که اگر چنان که گفته اند این سکه ها بین شصت هزار عرب فاتح تیسفون بخش کنیم به هر عرب ۲۰۰ کیلو نقره
شما میدونستیید که اعراب سالیان سال در ایران سکونت کردند در ضمن همه ی غنیمت ها بین همه تقسیم نشد و بیشتر این دارایی ها در همهن جا نگه داری شدند راستی چرا موضوع را میپیچونید عرب ها آمدند شهر را گرفتند و دربار را نیز گرفتند پس دلیلی نیست کهسکه ها را با خود حمل کنند
۳-آیا میداند که اگر ضرب دو روی هر سکه در آن سیستم فقط یک دقیقه !! زمان نیاز داشته باشد ،برای ضرب سه هزار هزار هزار درم باید ۵۷۰۰ سال شبانه روز درم ضرب کرد ؟؟!!
&&&&&&&&****شما میدانستید در این کشور پهناور در هر دربار سکه ضرب میشد شما میدونستید وقتی یزد گرد به اورشلیم و سایر نقاط جهان رسید مردم برای اینکه از آن ها تشکر کنند سکه هدیه میدادند در ضمن مدرکی نیست که پول ایران در آن زمان درهم بووده پس**کتاب هم اشتباه کرده***

نويسنده ديدگاه :alireza

نویسنده می گوید”مکه در آن زمان به جهت موقع تجاری خویش بهشت توانگران و بازرگانان قریش …بود ” درجمله دقت بفرمائید:مکه …با کل عربستان متفاوت است قریش…..
دراینکه عربستان درآن تاریخ سرزمینی بی آب وعلف بوده جای شک وتردیدی نیست…وجداازمکه تمدن به معنای واقعی در عربستان وجودنداشته
اما نکته اصلی که نویسنده کتاب دوقرن سکوت فراموش کرده:دکترعلی شریعتی در کتاب “تشیع علوی ,تشیع صفوی” می گوید:
دکترعلی شریعتی درادامه می گوید:

واگرفرصت می داشتم نشان می دادم که اگر اسلام هم درقرن هفتم برمذهب زرتشت نتاخته بود………………مسیحیت به چنان سرعت همچون آتش ایران رافرامی گرفت که اگراسلام متوفقش نکرده بودمذهب زرتشت راازجامعه برداشته وبه درون آتش دانهایش افکنده بود وخاکستر کرده بود.

سقوط امپراطوری ایران به دلیل فسادوپوچی دستگاه حاکم بود

نويسنده ديدگاه :nima

توصیه میکنم شما همون عینک ریبن ، قرص لاغری ، داروی مکمل جنسی ، ژل ترمیم سوختگی ، گن لاغری ، شورت مامان دوز تبلیغ کنید

انقدر پر رویید که به جایی میرسید که کوروش کبیر هم که بزرگیش داره وجودتونو آزار میده چند روز دیگه مسلم معرفی میکنید

نويسنده ديدگاه :nima

ادمین جانم چرا اجازه نمیدی کسی منتقد باشه ، چرا مثل نظام هر آنچه که خودت میپسندی دوست داری بقیه هم بپسندند ، چرا قوه تعقل در افراد رو می خوای خاموش کنی ، چرا اعتراف نمی کنی افتخارات بعد از اسلام هیچ است در مقایسه قبل از اسلام ، چرا ظلمی که حکمرانان عرب به ایرانی روا داشتند رو انکار میکنی

نويسنده ديدگاه :حاج امیر

نظرات توهین امیز نباشه(مثل همین نظرتون) قرار میدیم
من هم ایرانی هستم اما ،‌ تاریخی که توش الهه پرستی رواج داشته زیاد برام افتخار امیز نیست چون من از دید اسلام بهش نگاه میکنم اما شما فقط از دید یک غرور ملی … من مخالف چه میدونم تاریخ قبل از اسلام نیستم اما با این شرایط فعلا این نوع طرز فکر به کشورمون ضربه سنگینی میزنه ) خب گیریم که گذشته باشکوهی داشتیم خیلی هم قابل ستایش بودیم ( البته نصف این چیزها بزرگنمایی یه سری افراد برای قرار دادن اون تاریخ در مقابل ایران بعد از اسلام ، ۱۰۰%‌برای تفرقه ) الان اون تاریخ به چه کار من میاد ؟ میگم بهتر نیست به جای ایران قبل از اسلام که فقط یه دونه شاه داشت به ایران بعد از اسلام که یه دونه شاه خوب هم نداشت اما دانشمندان و فلاسفه و … داشت افتخار کنیم ؟بهتر نیست به این افتخار کنیم که دانشمندان ما ( ایران بعد از اسلام ) در بسیاری از علوم از پایه گذارانش بودند ؟ تا اینکه به حرف های تملق آمیز که ۴ تا سند درست و حسابی ندارند هی بیخودی افتخار کنیم ؟
در آخر بذار عین خودت باهات حرف بزنم : شما که اینهمه کوروش رو میپرستید به من بگو کوروش دوست داشت ایران از هم جدا بشه و نابود بشه ؟ ۱۰۰% نه پس شما با این کارها و این غرورتون باعث نابودی این کشور و این تاریخ نشید
یاعلی

نويسنده ديدگاه :حاج امیر

راستی نیما درباره این تیکه از حرفت منم موافق نیستم چرا مثل نظام هر آنچه که خودت میپسندی دوست داری بقیه هم بپسندند
کرسی های آزاد اندیشی ، حضور منتقدانی مانند صادق زیبا کلام و … در ایران ، مناظرات زنده تلویزیونی و …
بهتره قبل از هر حرفی کمی فکر کنی
یاعلی

نويسنده ديدگاه :nima

قبول ندارم حاجی حرفاتو

نويسنده ديدگاه :arash

نقد نبود ، جبهه گیری بودش . خوشم نیومد

نويسنده ديدگاه :مهدی

با سلام ووقت بخیر به شما .
هیچ نظری در مورد این مطلبتون نداشتم ولی بابا این سایت مثلا قرار در مورد آقا امام زمان مهدی موعود باشه بعد اون موقع شما تبلیغاتی که هیچ ربطی به این موضوعات نداره شما زدید .حداقل می تونستید از سایت های مذهبی تبلیغ کنید وبنر اون هارو تو سایت بزنید .
ومن الله توفیق
یا علی مدد

نويسنده ديدگاه :حاج امیر

سلام آقا مهدی ، شما پول تبلیغات این سایت هارو بدید ، چشم ما بنر هر سایت مذهبی که بخواید میذاریم

نويسنده ديدگاه :ميلاد

سلام اکه میشه مارولینک کنید.اکه هم لینک کردین تووبلاک خبری بدید باتشکر

نويسنده ديدگاه :حاج امیر

سلام میلاد عزیز لینک شدید
منتهی بخش نظرات وبتون کار نمیکنه نمیشد اطلاع داد
یاعلی

نويسنده ديدگاه :NIMA

حاجی جون این متن ها رو حتماً با دقت بخون روشن شی موضوع چیه

آنچه در زیر می خوانید سخنانیست که به صورت مشتیی از خروار از میان گفته های بزرگان و مشاهیر دنیا در مورد مردی که بی شک از تاثیر گذارترین ، بر جسته ترین و ستایش شده ترین افراد در طول تاریخ تمدن بشریت بوده و هست. مردی که تورات او را «مسیح » و

یونانیان او را «سرور» و « قانونگذار»می نامند و دوست و دشمن به بزرگمنشی و آزادگی او شهادت داده اند:صاحب نخستین منشور حقوق بشر در دنیا: کورش بزرگ

● افلاطون (۴۷۷ تا ۳۴۷ پیش از میلاد):

پارسیان در زمان شاهنشاهی کورش اندازه میان بردگی و آزادگی را نگاه می داشتند. از اینرو نخست خود آزاد شدند و سپس سرور بسیاری از ملتهای جهان شدند. در زمان او (کورش بزرگ) فرمانروایان به زیر دستان خود آزادی میدادند و آنان را به رعایت قوانین انسان دوستانه و برابری ها راهنمایی می کردند. مردمان رابطه خوبی با پادشاهان خود داشتند از این رو در موقع خطر به یاری آنان می شتافتند و در جنگ ها شرکت می کردند. از این رو شاهنشاه در راس سپاه آنان را همراهی می کرد و به آنان اندرز می داد. آزادی و مهرورزی و رعایت حقوق مختلف اجتماعی به زیبایی انجام می گرفت.

● گزنفون (۴۴۵ پیش از میلاد):

مهمترین صفت کورش دین داری او بود. او هر روز قربانیان برای ستایش خداوند می کرد. این رسوم و دینداری آنان هنوز در زمان اردشیر دوم هم وجود دارد و عمل می شود. از صفت های برجسته دیگر کورش عدل و گسترش عدالت و حق بود.

ما در این باره فکر کردیم که چرا کورش به این اندازه برای فرانروایی عادل مردمان ساخته شده بود. سه دلیل را برایش پیدا کردیم. نخست نژاد اصیل آریایی او و بعد استعداد طبیعی و سپس نبوغ پروش او از کودکی بوده است.

کورش نابغه ای بزرگ، انسانی والامنش، صلح طلب و نیک منش بود. او دوست انسانها و طالب علم و حکمت و راستی بود. کورش عقیده داشت پیروزی بر کشوری این حق را به کشور فاتح نمی دهد تا هر تجاوز و کار غیر انسانی را مرتکب شود. او برای دفاع از کشورش که هر ساله مورد تاخت و تاز بیگانگان قرار می گرفت امپراتوری قدرتمند و انسانی را پایه گذاشت که سابقه نداشت. او در نبردها آتش جنگ را متوجه کشاورزان و افراد عام کشور نمی کرد. او ملتهای مغلوب را شیفته خود کرد به صورتی که اقوام شکست خورده که کورش آنان را از دست پادشاهان خودکامه نجات داده بود وی را خداوندگار می نامیدند. او برترین مرد تاریخ، بزرگترین، بخشنده ترین، پاک دل ترین انسان تا این زمان بود.

● هرودوت ( ۴۸۴ تا ۴۲۵ پیش از میلاد):

هیچ پارسی یافت نمی شد که بتواند خود را با کورش مقایسه کند. از اینرو من کتابم را درباره ایران و یونان نوشتم تا کردارهای شگفت انگیز و بزرگ این دو ملت عظیم هیچگاه به فراموشی سپرده نشود. کورش سرداری بزرگ بود. در زمان او ایرانیان از آزادی برخوردار بودند و بر بسیاری از ملتهای دیگر فرمانروایی می نمودند بعلاوه او به همه مللی که زیر فرمانروایی او بودند آزادی می بخشید و همه او را ستایش می نمودند. سربازان او پیوسته برای وی آماده جانفشانی بودند و به خاطر او از هر خطری استقبال می کردند.

● ویل دورانت :

کورش از افرادی بوده که برای فرمانروایی آفریده شده بود. به گفته امرسون همه از وجود او شاد بودند. روش او در کشور گشایی حیرت انگیز بود. او با شکست خوردگان با جوانمردی و بزرگواری برخورد می نمود. بهمین دلیل یونانیان که دشمن ایران بودند نتوانستد از آن بگذرند و درباره او داستانهای بیشماری نوشته اند و او را بزرگترین جهان قهرمان پیش از اسکندر می نامند. او کرزوس را پس از شکست از سوختن در میان هیزم های آتش نجات داد و بزرگش داشت و او را مشاور خود ساخت و یهودیان در بند را آزاد نمود. کورش سرداری بود که بیش از هر پادشاه دیگری در آن زمان محبوبیت داشت و پایه های شاهنشاهی اش را بر سخاوت و جوانمردی بنیان گذاشت.
● ویکتورهوگو:

هم چنان که کوروش در بابل عمل کرده بود ناپلئون نیز آرزو داشت از سراسر جهان یک تاج و تخت بسازد و از همه مردم گیتی یک ملت پدید آورد.
هارولد لمب (دانشمند امریکایی) :
در شاهنشاهی ایران باستان که کورش سمبول آنان است آریایی ها در تاجگذاری به پندار نیک گفتار نیک کردار نیک سوگند یاد می کردند که طرفدار ملت و کشورشان باشند و نه خودشان. که این امر در صدها نبرد آنان به وضوح دیده می شود که خود شاهنشاه در راس ارتش به سوی دشمن برای حفظ کیان کشورشان می تاخته است.
● پاپ کلمنت پنجم(در وصف کورش بزرگ):

برای ما همین قدر که تو جانشین عادل هستی کافی است که ترا با نظر احترام بنگریم.
● پرفسور ایلیف انگلیسی:

در جهان امروز بارزترین شخصیت جهان باستان کورش شناخته شده است. زیرا نبوغ و عظمت او در بنیانگذاری امپراتوری چندین دهه ای ایران مایه شگفتی است. آزادی به یهودیان و ملتهای منطقه و کشورهای مسخر شده که در گذشته نه تنها وجود نداشت بلکه کاری عجیب به نظر می رسیده است از شگفتی های اوست.
● دکتر هانری بر( دانشمند فرانسوی) :

این پادشاه بزرگ یعنی کورش هخامنشی برعکس سلاطین بی رحم و ظالم بابل و آسور بسیار عادل و رحیم و مهربان بود زیرا اخلاق روح ایرانی اساسش تعلیمات زردشت بوده. به همین سبب بود که شاهنشاهان هخامنشی خود را مظهر صفات (خشترا) می شمردند و همه قوا و اقتدار خود را از خدواند دانسته و آنرا برای خیر بشر و آسایش و سعادت جامعه انسان صرف می کردند.

ژنرال سرپرسی سایکس(ژنرال، نویسنده، و جغرافیدان انگلیسی) (پس از دیدار از آرامگاه کورش بزرگ):

من خود سه بار این آرامگاه را دیدار کرده ام، و توانسته ام اندک تعمیری نیز در آنجا بکنم، و در هر سه بار این نکته را یاد آورده شده ام که زیارت آرامگاه اصلی کورش، پادشاه بزرگ و شاهنشاه جهان، امتیاز کوچکی نیست و من بسی خوشبخت بوده ام که به چنین افتخاری دست یافته ام. براستی من در گمانم که آیا برای ما مردم آریایی (هند و اروپایی) هیچ بنای دیگری هست که از آرامگاه بنیادگذار دولت پارس و ایران ارجمندتر و مهمتر باشد.
● کنت دوگوبینو فرانسوی :

شاهنشاهی کورش هیچگاه در عالم نظیر نداشت. او به راستی یک مسیح بود زیرا به جرات میتوان گفت که تقدیر او را چنین برای مردمان آفرید تا برتر از همه جهان آن روز خود باشد. نیکلای دمشقی کورش شاهنشاه پارسیان در فلسفه بیش از هر کس دیگر آگاهی داشت. این دانش را نزد مغان زرتشتی آموخته بود.

● پرفسور کریستن سن( ایران شناس شهیر) :

شاهنشاه کورش بزرگ نمونه یک پادشاه “جوانمرد” بوده است. این صفت برجسته اخلاقی او در روابط سیاسی اش دیده می شده. در قواینن او احترام به حقوق ملتهای دیگر و فرستادگان کشورهای دیگر وجود داشته است و سر لوحه دولتش بوده. که این قوانین امروز روابط بین الملل نام گرفته است.
● آلبر شاندور فرانسوی :

کورش یکسال پس از فتح بابل برای درگذشت پادشاه بابل عزای ملی اعلام نمود. برای کسی که دشمن خودش بود. او مطابق رسم آزادمنشی اش و برای اینکه ثابت کند که هدف فتح و جنگ و کشتار ندارد و تنها به عنوان پادشاهی که ملتش او را برای صلح پذیرفته اند قدم به بابل گذاشته است و در آنجا تاجگذاری نمود. او آمده بود تا به آنان آزادی اجتماعی و دینی و سیاسی بدهد. در همین حین کتیبه های شاهان همزمان او حاکی از برده داری و تکه تکه کردن انسان های بی گناه و بریدن دست و پای آنان خبر می دهد.

● پرفسور گیریشمن :

کمتر پادشاهی است که پس از خود چنین نام نیکی باقی گذاشته باشد. کورش سرداری بزرگ و نیکوخواه بود. او آنقدر خردمند بود که هر زمانی کشور تازه ای را تسخیر می کرد به آنها آزادی مذهب میداد و فرمانروای جدید را از بین بومیان آن سرزمین انتخاب می نمود. او شهر ها را ویران نمی نمود و قتل عام و کشتار نمی کرد. ایرانیان کورش را پدر و یونانیان که سرزمینشان بوسیله کورش تسخیر شده بود وی را سرور و قانونگذار می نامیدند و یهودیان او را مسیح خداوند می خوانند.
● کنت دوگوبینو (مورخ فرانسوی):

تا کنون هیچ انسانی موفق نشده است اثری را که کورش در تاریخ جهان باقی گذاشت، در افکار میلیون ها مردم جهان بوجود آورد. من باور دارم که اسکندر و سزار و کورش که سه مرد اول جهان شده اند کورش در صدر آنها قرار دارد. تا کنون کسی در جهان بوجود نیامده است که بتواند با او برابری کند و او همانطور که در کتابهای ما آمده است مسیح خداوند است. قوانینی که او صادر کرد در تاریخ آن زمان که انسانها به راحتی قربانی خدایان می شدند بی سابقه بود.
● کلمان هوار :

کورش بزرگ در سال ۵۵۰ قبل از میلاد بر اریکه پادشاهی ایران نشست. وی با فتوحاتی ناگهانی و شگفت انگیز امپراتوری و شاهنشاهی پهناوری را از خود بر جای گذاشت که تا آن روزگار کسی به دنیا ندیده بود. کورش سرداری بزرگ و سرآمد دنیای آن روزگار بود. او اقوام مختلف را مطیع خود کرد. او اولین دولت مقتدر و منظم را در جهان پایه ریزی کرد. برای احترام به مردمان کشورهای دیگر معابدشان را بازسازی کرد. وی پیرو دین یکتا پرستی مزدیسنا بود. ولی به هیچ عنوان دین خود را بر ملل مغلوب تحمیل ننمود.
● اخیلوس (آشیل) شاعر نامدار یونانی (در تراژدی پارسه):

کورش یک تن فانی سعادتمند بود. او به ملل گوناگون خود آرامش بخشید. خدایان او را دوست داشتند. او دارای عقلی سرشار از بزرگی بود.
● بوسویه(سیاستمدار وشاعر فرانسوی)( ۱۷۶۸ ۱۸۴۸ میلادی):

ایرانیان از دوران حکومت کوروش به بعد عظمت و بزرگواری معنوی خاصی را اساس حکومت خود قرار دادند براستی چیزی عالی تر از آن وحشت فطری نیست که ایشان از دروغ گفتن داشتند و همیشه آن را گناهی شرم آور می دانستند
● مولانا ابوالکلام احمد آزاد فیلسوف هندی :

کورش همان ذوالقرنین قرآن است. وی پیامبر ایران بود زیرا انسانیت و منش و کردار نیک را به مردمان ایران و جهان هدیه داد. سنگ نگاره او با بالهای کشیده شده به سوی خداوند در پاسارگاد وجود دارد.
● دیودوروس سیسولوس (۱۰۰ پس از میلاد):

کورش پسر کمبوجیه و ماندان در دلاوری و کارآیی خردمندانه حزم و سایر خصایص نیکو سرآمد روزگار خود بود. در رفتار با دشمنان دارای شجاعتی کم نظیر و در کردار نسبت به زیر دستان به مهر و عطوفت رفتار میکرد. پارسیان او را پدر می خواندند.

● فرانسوا شاتوبراین نویسنده بزرگ فرانسوی :

کوروش بزرگ که تاج پادشاهی ماد و پارس را بر سر نهاده بود بزرگترین امپراتوری دوران کهن را بوجود آورد ولی اداره این امپراتوری را بر اساس حکومت مطلقه قرار نداد،زیرا نیمی از قدرت به شورایی تعلق داشت که قسمتی از مقام سلطنت را تشکیل می داد.از لحاظ عدل و قوانین که او برای حکومت وضع کرد و بعدا قوانین قضایی حکومتی ایران شد ، قوانین بی آلایش بود.

نويسنده ديدگاه :NIMA

مرد باش پاک نکن بزار همه بخونن

نويسنده ديدگاه :ایرانی

درود بر تو

نويسنده ديدگاه :رضا شریفی

افتخارکردن به گذشتهتعریف و تمجید کردن و لعن و نفرین فرستادن افرادی که استخوانهایشان به خاک تبدیل شده چه سودی به حال جامعه ی امروز ما دارد امروز را دریابیم .
آی انسانها که بر ساحل نشسته شاد و خندانید
یک نفر در آب دارد می سپارد جان

نويسنده ديدگاه :lordlordlord35

به نام خدا

سلام

و اما نظر به این نوشته که فرمودید :

اولا:اگر عبد الحسین زرین کوب گفته که سه هزار هزار هزار درهم در این حرف شاید منظور مقدار زیاد بوده و احتمال این که این حرف نوعی مجاز بوده زیاد است چون در ادبیات دقیقا این بحث مطرح است و یا درباره ی این که چرا گفته اعراب بی فرهنگ هستند و یا حتی سوسمار خور و در جای دیگر گفته که اعراب مهد فرهنگ و شاهراه تجارت بوده اند این نکته مطرح می شود که آیا در جایی که از اعراب بد گفته و یا در جایی که خوب گفته منظور کل سرزمین های عربی بوده ویا همه ی مردم عرب بوده که احتمالا این طور نیست برای نمونه چند وقت پیش در اخبار گفته شده بود که مردی را در جنگل های شمال پیدا کرده اند که اصلا با انسان ها در ارتباط نبوده و حتی صحبت کردن نمی دانسته پس ما باید با توجه به نوع استدلال شما یک طرفه به قاضی برویم و بگوییم که ایرانی ها بی فرهنگ و جنگلی هستند در صورتی که با این طرز فکر ما فقط نیمه ی خالی لیوان را دیده و به نیمه ی پرش کاری نداریم و همچنین علم ارتباطات و رسانه های جمعی آنقدر مثل الان پیشرفته نبوده که کل منطقه بتوانند به طور یک نواخت رشد کنند حتی در زمان حال هم این چنین نیست برای نمونه شما تهران را با سیستان مقایسه کنید ویا در کشور برزیل که اکنون به یک قطب اقتصادی در دنیا مبدل شده است اما در جنگل های آمازونش هنوز هم افرادی هستند که نمی دانند حتی برق یا روشنایی چیست و نمی توانند صحبت کنند نمونه ی آن نیز در چند سال پیش در تلوزیون نشان داد که وقتی یک هوا پیما از روی جنگل های آمازون رد می شده مردم جنگل به سمتش نیزه پرت می کردند و حتی آن بندگان خدا هنوز نمی فهمیدند که نیزه پرت کردن به سمت آن هیچ تاثیری ندارد پس باید اول ببینیم عبد الحسین زرین کوب در چه زمینه ودر چه موقعیت ودرباره ی چه کسانی صحبت می کرده ومثلا باز هم نظر شما را به کتاب سینوهه پزشک دربار فرعون مصر جلب می کنم که در آن نوشته وقتی وارد آن شهر اگر اشتباه نکنم وارد شهر بابل شدم و به گفتگو بامردم نشستم به آنها گفته بودم که در شهر ما نوعی حشره است که ماده ی شیرین تولید می کند (عسل) باورشان نمی شد و من هم گفتم که باید هم باورتان نشود چون من هم اگر به شهرم(مصر) بروم و بگویم که در بابل نوعی پرنده دیدم که پرواز نمی کند ولی هر روز تخم می گذارد (مرغ) باورشان نخواهد شد پس شما نیز مستحضر هستید که در دو کشور بزرگ آن دوران (مصر-بابل) هنوز نمی توانستند مرغ و زنبور عسل را بشناسند و تمییز دهند چون وسایل ارتباط جمعی مثل دوران ما نبوده پس حرفهایی که عبد الحسین زرین کوب در بالا زده اند کاملا تبیعی است و منطقی و تقریبا تناقض خاصی ندارد ضمن این که عبد الحسین زرین کوب معصوم نبوده و مثل یک آدم معمولی ممکن الخطا است.

ثانیا:در ضمن دوست عزیز طبق گفته های برادر رائفی پور ما در این دوران نباید به دنبال حاشیه ها برویم و با به جان هم انداختن طرفتاران و مخالفان یک عده (عبد الحسین زرین کوب) وحدت خود را از دست بدهیم پس توصیه می کنم در گفته هایتان کمی تجدید نظر فرمایید و بعضی از مسائل را از هم تمییز دهید
این نکته را نیز باید اضافه کنم که تاریخ قبل از اسلام ویژگی های خود را دارد و بعد از اسلام هم ویژگی های خود را قبل از اسلام هم موفقیت داشتیم مثل حکومت کورش بیچارگی هم داشتیم مثل حکومت بعد از خشایار شاه و اما بعد از اسلام حکومت خوب هم داشتیم مثل صفویان و حکومت بد هم داشتیم مثل پهلوی راستی در رابطه با این که ایران بعد از اسلام رشد کرد و قبل از اسلام زیاد مهم نیست و رشد نداشته باید بگویم که اگر بعد از اسلام هم از نظر علمی مثل قبل از اسلام می بودیم در این صورت اسلام به عنوان آخرین دین الهی کار شاقی انجام نداده بود و این کاملا طبیعی است که هر چه انسان در تاریخ پیش رود بیشتر پیشرفت می کند پس اصلا مقایسه ی یک تاریخ قدیمی تر با یک تاریخ جدید تر را نباید یکی کرد مثل این می ماند که اگر قبل از اسلام را با قبل از رفتن اروپایی هابه آمریکا یکی بگیریم و بعد از اسلام را با رفتن اروپا به آمریکا یکی بگیریم حال آیا قبل آمریکا(حدود ۴۵۰ سال پیش)با الان آمریکا(سال ۲۰۱۲)یکی است پس این نوع مقایسه که قبل از ایران با بعد از ایران را مقایسه کنیم کار بیهوده ای است البته شرایط ایران با آمریکا فرق هایی هم دارد یکی این که اسلام یک حکومت الهی بود اما حکومت آمریکا یک حکومت الهی تحریف شده بود(مسیحیت کنونی) و دیگر این که با ورود اروپا به آمریکا آنها حدود ۱۰۰ میلیون سرخ پوست را کشتند اما با ورود اسلام اگر نسبت به جمعیت آمریکا نسبت بگیریم اینقدر نکشتند به هر حال به نظر من اگر نظر حاج امیر و آقا نیما را بدون تعصب های بی موردشان در نظر بگیرم بهترین نظر خواهد بود
البته این حرف ها را برای این زدم که اگر احتمال درست بودن حرف های شما وجود داشته باشد احتمال درست نبودنش هم وجود دارد پس از دست من ناراحت نشوید

وسلام.

نويسنده ديدگاه :ایرانی

پاک میکنی دیگه نظراتو
این خودش نشون میده که حق با کی هست

نويسنده ديدگاه :iran

درود بر نیما و سپاس از مطالبی که در اختیار همگان گذاشتید

نويسنده ديدگاه :ali

علی , shahani_64
بررسی کوتاه بی سوادی نقد کننده این کتاب :
تناقض آشکار :
(( بادیه های ریگزار بی آب نجد و تهامه را دیگرآنقدر و محل نبود که حکومت و سپاه ایران را به خویشتن کشاند . زیرا در این بیابان بی آب هولناک خیال انگیز از کشت و ورز و بازار و کالا هیچ نشان نبود و جز مشتی عرب گرسنه و برهنه که چون غولان و دیوان همه جا بر سر اندکی آب و مشتی سبزه با یکدیگر در جنگ و ستیز بودند از آدمی نیز در آنجا کس اثر نمی دید )) (عبدالحسین زرین کوب-دوقرن سکوت –ص۲۷)
اینجا سرزمین عربستان آنقدر بی تمدن است که مردمانش همچون کفتار و گوسفند تلقی علی , shahani_64
می شوند که بدنبال سبزه !!یا جنگ و ستیز برای بقا هستند !!
اما نویسنده فراموش میکند و در جایی دیگر توصیف دیگری می آورد …

(( مکه در آن زمان به جهت موقع تجاری خویش بهشت توانگران و بازرگانان قریش …بود …
این شهر از قدیم حتی مدتها پیش از بطلیموس به سبب آنکه در گذرگاه جاده بازرگانی که
بین ممالک هند و یمن با ممالک مجاور دریای مدیترانه میگذشت واقع است اهمیت بازرگانی تمام داشته… مکه در آنزمان مرکز داد و ستد و کانون پول و سرمایه بود .))(همان – ص۲۴۳)

ناگهان آن سرزمین شتر و سوسمار و راسو علی , shahani_64
و آن مردم وحشی و آن شهر ارواح تبدیل می شود به مرکز داد و ستد و کانون پول و سرمایه و شاه راه تجارت شرق و غرب !!!
=======
نوسیده نقد طرفدار اسلام و کاملا بی سواد :
در ابتدایی ترین کار خود تاریخ اسلامی خود را هم از بین میبرد و به کل انکار میکند !
در تاریخ های اسلامی تازی امده است اعراب قبل از اسلام (صفحه ۲۷) برای خیات خود دائم به جنگ هم رفته هم را تار و مار میکنند و زن های هم را میدزدیدند و دختران خود را زنده بگور میکردند ! نویسنده این نقد به کل تاریخ اسلامی خود را هم فراموش کرده یا نمیداند !
علی , shahani_64
و اما در مورد اینکه ایشون فکر کرده این کتاب داره اعراب را به گوسفند تشبیه میکنه از تخیل زیبا و تحسین بر انگیز ایشون است اما امان از بهره از کمترین دانش که نمیدانسته در زمان تمدن های قدیم هرجا آب و سبزه و به قولی نباتات بوده مردم در آنجا سکونت میکردند و دام پرورش میدادند این رسم زندگی بوده و تمدن های بشری به این صورت شکل گرفته است پس به دلیل نادانی آنرا توهین به اعراب که گویی برادران تنی او هستند دانسته است …
اما در صفحه ۲۴۳ این کتاب ۲۰۰ سال از امپراطوری بزرگ اسلام گذشته است افسوس که حتی قادر به مطالعه همین کتاب نیز نبوده و متوجه امری به این روشنی نشده است که ساده ترین مطالعه کننده هم آنرا میفهمد پس داد و ستدی که بعد از این تمدن و آموختن آن از ایرانیان انجام میشده به هیچ عنوان تناقض نبوده است !!!
افسوس وقت من و شما که اتلاف چرندیات اشخاصی شود که هنوز شاید آداب خواندن و نوشتن را نمیدانند
و افسوس برای این مرز و بوم که برای نگه داشتن سنت تازی سوسمار خور خود ایرانیان کمر به پایمال کردن تاریخ این مرز و بوم بسته اند

نويسنده ديدگاه :ایرانی

حفظ تاریخ ایران حفظ ایران است گذشته ایران نباید بمیره

نويسنده ديدگاه :ایرانی

درود بر نیما

KHAMENEI KHAMENEI