نگاهی به پوشش اخبار جهان در صدا و سیما

«می خواهم بدانم دنیا دست کیست»؟ این عبارت، پاسخ بسیاری از افراد است به پرسش چرا این قدر به دنبال اخبار جهان در رادیو و تلویزیون و روزنامه ها هستی؟ بسیاری از ما، در کنار اخبار ملی، به اخبار جهان نیز علاقه داریم و دلمان می خواهد بدانیم در دنیای پیرامون ما چه خبر است. […]

«می خواهم بدانم دنیا دست کیست»؟ این عبارت، پاسخ بسیاری از افراد است به پرسش چرا این قدر به دنبال اخبار جهان در رادیو و تلویزیون و روزنامه ها هستی؟ بسیاری از ما، در کنار اخبار ملی، به اخبار جهان نیز علاقه داریم و دلمان می خواهد بدانیم در دنیای پیرامون ما چه خبر است.

شاید همین علاقه و دلبستگی ساده اما فراگیر ما باشد که اربابان رسانه ای جهان را واداشته تا اتاق فکر همه تحولات سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی جهان را به رسانه ها و به واحد خبر بیاورند. مدیران رسانه های جهان به مرور به این نتیجه رسیدند که تغییر افکار مردم دشوار است، به همین خاطر به این فکر افتادند که به جای آن که سعی کنند افکار انسان ها را تغییر دهند، قدم در راهی بگذارند که خود موضوع فکر را تغییر دهند.

این مشی استراتژیک، همان راه و مسیر پرپیچ و خمی است که در آن هزاران رهرو با هم رقابت می کنند. حال اگر سوال کنیم که صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران به عنوان مهم ترین و گسترده ترین مجموعه رسانه ای کشور در کجای این میدان ایستاده است و تا چه اندازه توفیق حاصل نموده، متوجه می شویم که پاسخ گویی به این سوال نیازمند بررسی چندین موضوع است.

اهمیت اخبار جهان

بدون شک همه تحولات سیاسی و اقتصادی جهان با هم ارتباط دارد و به نسبت نزدیکی مرزهای جغرافیایی و نیز به نسبت میزان مبادلات اقتصادی بازارهای جهانی و منطقه ای، اخبار و احوالات همه کشورهای جهان مدام بر مردمان دنیا تاثیر می گذارد و گذشته از این دو عامل مهم سیاسی و اقتصادی، مفاهیم و محورهای مهم دیگری همچون اتفاقات و رویدادهای فرهنگی، ورزشی، طبیعی، سرگرمی، علمی و سایر حوزه ها، خبردارشدن از جهان پیرامون را به یک خواست و مطالبه جذاب برای توده های مردم تبدیل کرده است.

با این وجود به نظر می رسد این موضوع در میدان رصد خبری صدا و سیما اهمیت چندانی ندارد و میزان تنوع و رنگارنگی خبرها در حوزه خبر بین الملل صدا و سیما گسترده نیست.

اگر بخواهیم موضوع حاکمیتی بودن صدا و سیما را به عنوان مهم ترین دلیل این موضوع ذکر کنیم، بدون شک به خطا رفته ایم. چون نخستین و بدیهی ترین برآیند چنین استدلالی آن است که گویی جمهوری اسلامی ایران را همچون نظام سیاسی و حاکمیتی محدودی در نظر آورده ایم که تمایلی ندارد مردم غیر از اخبار رسمی و ملی کشور چیز دیگری ببینند و بشنوند. این در حالی است که حتی از نگاه یک دشمن نیز نمی توان این نظام را چنین بی انصافانه تعریف کرد و باید دلیل واقعی ضعف بخش خبر بین الملل صدا و سیما را در نگرش و رویکرد مدیران رسانه و نیز مکانیسم فعالیت رسانه ای کادرهای خبری این نهاد جستجو کرد.

می دانیم که صدا و سیما در بسیاری از کشورهای جهان واحد نمایندگی و خبرنگار دارد و با یک حساب سرانگشتی می توان فهمید که برای اداره این واحدها و تامین هزینه های جاری، حقوق، ماموریت و دستمزدهای خبرنگاران خارج از کشور هزینه های گزافی پرداخت می شود. با این وجود اگر چند روز بیینده حرفه ای و پای ثابت خبرهای تلویزیون باشید، متوجه می شوید که نمایندگی های خارج از کشور صدا و سیما ضعیف تر از آن عمل می کنند که بتوانند در این حوزه نمره قابل قبولی به دست بیاورند.

هر روز در گوشه و کنار این جهان پهناور هزاران اتفاق مثبت و منفی روی می دهد که دست کم می توان با پوشش خبری بخشی از این اتفاقات، ایرانیان را به مشتریان باانگیزه ای برای بخش اخبار خارجی جام جم تبدیل کرد.

واقع بینی به جای بدبینی و خوش بینی

اگر بخش خبری ساعت چهارده شبکه اول را به عنوان مهم ترین بخش خبری تلویزیون و در عین حال به عنوان اصلی ترین ایستگاه خبری ویژه برای بیان مواضع ملی در نظر بگیریم، به خوبی متوجه می شویم که بسیاری از شیوه های کاری این بخش خبری نه تنها نسبتی با اصول حرفه ای خبر ندارد، بلکه با زیبایی های ذاتی و ماهیتی نظام اسلامی ما چندان همخوان و همساز نیست.

برای روشن تر شدن این موضوع چند مثال بیاوریم:

نحوه پوشش خبری المپیک لندن در سیمای جمهوری اسلامی ایران داد خیلی ها را درآورد و خبرنگاران رسانه ملی به جای آن که به بازتاب نفس رقایت های ورزشی و حواشی زیبای آن بپردازند، در مقام تحلیل گران سیاسی در آمده و تلاش کردند به طور مرتب، انگلیس را به عنوان یک میزبان ضعیف و شکست خورده نشان دهند. خبرنگار صدا و سیما در کنار خط پایان مسابقات دوچرخه سواری المپیک لندن ایستاده تا درست بعد از رسیدن قهرمانان به خط پایان، گزارش خبری خود را ارائه دهد. قهرمان انگلیسی از رقابت باز می ماند و ورزشکاران دیگری قهرمان می شوند. « دیدیم که قهرمان پرمدعای انگلیسی شکست خورد و تیم ملی دوچرخه سواری انگلیس مدال ارزشمندی را از دست داد.»

خبرنگار صدا وسیما در یک فضای سیاه و تاریک – که در همه جای کائنات می توان چنین فضایی به وجود آورد- ایستاده و دارد از ترکیه گزارش می دهد. اما نه در پس زمینه گزارش تصویری از ترکیه می بینید و نه نشانه ای از آخرین اطلاعات و اخبار ترکیه در حرف های او وجود دارد. او تنها ایستاده و به جای آن که به عنوان یک خبرنگار با کسی مصاحبه کند و یا اطلاعات مبتنی بر مشاهده در اختیار بیننده بگذارد، در مقام یک تحلیل گر سیاسی، برداشت شخصی خود را ارائه می دهد.

خبرنگار صدا و سیما در فرانسه دارد از روند پرورش گونه ای غاز و خوراندن ذرت به این پرنده زبان بسته گزارش تهیه می کند و می خواهد نشان دهد که فرانسوی های بی رحم برای لذت بردن از جگر غاز مقدار زیادی ذرت وارد بدنش می کنند.

پرتغالی ها بیکار و گرسنه اند، آلمانی ها کنار خیابان می خوابند و به شدت از توان خرید آنها کاسته شده است، ایتالیایی ها آن قدر فقیر شده اند که برای خرید مواد غذایی دچار مشکل شده اند، اسپانیا کاملا ورشکسته شده، افزایش مالیات، گرانی و بیکاری آمریکایی ها را به ستوه آورده و مردم به خیابان آمده اند تا سرمایه داری را نابود کنند، تروریست ها قدم به قدم در سوریه عقب رانده شده و همه مردم از بشار اسد حمایت می کنند، انگلیس در آستانه ورشکستگی اقتصادی است. و … .

با نگاهی ساده به این مصادیق می توان دریافت که در بسیاری از اخبار بین الملل صدا و سیما، جانبداری صرف، بدبینی وسیاه نمایی تنها بخشی از معایب و خطاهای برجسته در رفتارهای رسانه ای صدا و سیما است. در کنار این خطاها مشکل بسیار بزگتری وجود دارد که شاید غفلت از آن بسیار آسیب زا تر از خطا در حوزه خبرهای سیاسی باشد.

مساله این جاست که بیننده از خود می پرسد: آیا در تمام این کشورها و در جهان پیرامون ما، هیچ چیز زیبا و مفید و آموزنده دیگری وجود ندارد؟ آیا کشورهای مورد بحث در کنار ضعف های اقتصادی و سیاسی خود، حوزه هایی به نام فرهنگ، هنر، ورزش، معماری، زندگی، تغذیه، عبادت، خیریه، دانشگاه و غیره و ذالک ندارند که ارزش نشان دادن داشته باشد؟ به راستی ما با همه جهان مشکل داریم؟

از جام جمی ها بپرسیم: آیا می توان غیر از این رویه به شیوه های دیگر و در حوزه های دیگر نیز برای تهیه گزارش خبری در خارج از کشور اقدام کرده و اخبار زیبا و جذابی تولید کنیم؟ برای پاسخ دادن به این سوال چند نمونه و پیشنهاد گزارش ارائه دهیم: ( البته در کنار ارائه علمی و نه شعاری کاستی ها و زشتی های جامعه غربی)

– مردم تلاشگر آلمان بر خرابه های جنگ جهانی دوم یک غول صنعتی ایجاد کردند. برای اطلاع یافتن از روند بازسازی آلمان و آشنایی با چندوچون رشد صنعتی این کشور یک گزارش خبری تهیه کرده ایم که تقدیم حضور شما می شود.

– می دانید که هنر و دانش معماری در ایتالیا قدمتی دیرینه دارد و از این گذشته کارشناسان میراث فرهنگی این کشور برای نگهداری از آثار باستانی خود تجارب جالبی دارند. می خواهیم شما را به ایتالیا ببریم تا با این موضوع بیشتر آشنا شوید.

– من الان در یک کتابخانه بزرگ در انگلیس هستم. معماری جالب، روند جالب عضوگیری و چیدمان زیبای این کتابخانه ما را واداشت تا یک گزارش برای شما تهیه کنیم.

– من الان در سوئد هستم. نحوه استفاده مردم سوئد از انرژی برق و صرفه جویی در مصرف بنزین و سایر منابع انرژی بسیار جالب توجه است.

– در ژاپن گیر آوردن مزارع مسطح و یکدست برای کاشت برنج تقریبا ناممکن است. اما این دلیل نمی شود که ژاپنی های تلاش گر، کوه ها و تپه های کشور خود را برای به وجود آردن شالیزارهای بزرگ تخت نکنند.

غیر از این نمونه ها، در کشورهای عربی و سایر کشورهای اسلامی نیز ده ها موضوع زیبا و جذاب وجود دارد که ارزش آن را دارد به خبرنگاران ما سراغ آنها بروند و تصویری منصفانه تر، زیباتر و دوست داشتنی تر از جهان ارائه دهند و به دنبال القای این اندیشه نباشند که همه دنیا خراب شده و غیر از ایران، در هیچ کجای جهان، خوبی و توسعه و رشد وجود ندارد.

رقبا بیکار ننشسته اند

در دورانی که اینترنت و ماهواره، ده ها گزینه برای کسب خبر در اختیار مردم گذاشته، صدا و سیما برای پیروزی در برابر رقبای خود باید به گونه ای دیگر عمل کند و با تنظیم شعاری و گل درشت خبرها مردم را از خود دور نکند. از این گذشته نگاهی به آمارهای ارائه شده در آژانس های مسافرتی و توریسم جهان نشان می دهد که در میان همه کشورهای اسلامی جهان، پس از عربستان سعودی، بیشترین میزان سفر به خارج از کشور از سوی جهانگردان ایرانی صورت گرفته است و منطقی نیست اگر صدا و سیما ترس این را داشته باشد که با نشان دادن زیبایی های جهان، احیانا مردم تمایل به جهانگردی پیدا خواهند کرد.

در پایان این را هم فراموش نکنیم که بین دولت ها، ملت ها و فرهنگ ها تفاوت معنی داری وجود دارد و اگر به عنوان مثال انگلیس تا هزار سال دیگر هم دشمن ایران باشد، تا هزار سال دیگر هم می تواند درباره شکسپیر مطالب جذاب و جالب دید و شنید.

۲۷ آذر ۱۳۹۱ | پیوندک |
ارسال دیدگاه

*

code

KHAMENEI KHAMENEI