پاسخ سردبیر رجانیوز به حملات رسانه ای روزنامه ایران

به دنبال انتشار خبری در سایت شبکه ایران و ایراد برخی اتهامات به سردبیر رجانیوز، علی نادری با ارسال جوابیه‌ای به این رسانه به اتهامات و شبهات ایراد شده پاسخ داد. به گزارش رجانیوز، با وجود ارسال جوابیه به مسئولین موسسه ایران و خبرگزاری جمهوری اسلامی، شبکه ایران از انتشار این جوابیه استنکاف کرد و […]

به دنبال انتشار خبری در سایت شبکه ایران و ایراد برخی اتهامات به سردبیر رجانیوز، علی نادری با ارسال جوابیه‌ای به این رسانه به اتهامات و شبهات ایراد شده پاسخ داد.

به گزارش رجانیوز، با وجود ارسال جوابیه به مسئولین موسسه ایران و خبرگزاری جمهوری اسلامی، شبکه ایران از انتشار این جوابیه استنکاف کرد و بر همین مبنا، متن کامل این جوابیه برای در ادامه منتشر می‌شود.

گفتنی است بر اساس تبصره ۳ ماده ۲۳ قانون مطبوعات، «درصورتی که نشریه ازدرج پاسخ امتناع ورزد یا پاسخ را منتشر نسازد، شاکی می تواند به دادگستری شکایت کند و رییس دادگستری درصورت احراز صحت شکایت،جهت نشر پاسخ به نشریه اخطار می کند و هرگاه این اخطار مؤثر واقع نشود، پرونده را پس از دستور توقیف موقت نشریه، که مدت آن حداکثر از ده روز تجاوز نخواهد کرد، به دادگاه ارسال می کند.»

بسم الله الرحمن الرحیم
إِنَّا قَدْ أُوحِیَ إِلَیْنَا أَنَّ الْعَذَابَ عَلَى مَن کَذَّبَ وَتَوَلَّى (طه ۴۸)

تلاش رجانیوز برای نهی از منکر نسبت به رویکردهای این روزهای مسئولین روزنامه ایران، از جمله اعتراض به انتشار نشریه خاتون، توهین عبدالرضا داوری به علامه مصباح یزدی، ارسال پیام تبریک با هزینه بیت المال برای سالروز تولد دکتر احمدی‌ن‍ژاد و … موجب شد تا سایت خبری شبکه ایران،‌ واکنش به این نهی از منکرهای رسانه‌ای را با انتشار اتهاماتی علیه شخص اینجانب بروز دهد و در خبری با عنوان «اقدام قضایی موسسه ایران برای بازگرداندن بدهی ۱۱۲ میلیون تومانی سردبیر رجانیوز به بیت المال + اسناد» و با استناد به اطلاعات مغلوط، به صورت ناجوانمردانه اتهام سوء استفاده از بیت المال و واریز ۱۱۲ میلیون تومان از اموال موسسه ایران به حساب شخصی را به اینجانب نسبت دهد.

هر چند به دنبال پاسخ به این ادعای دروغ نبودم ولی اصرار بسیاری از دوستان موجب شد تا توضیحاتی را در این باره به قلم جاری کنم تا بخشی از شبهات پیش آمده در حاشیه این خبرسازی ناجوانمردانه روشن شود، هر چند که خداوند متعال را بزرگترین مدافع مومنین می‎دانم و شکی ندارم که خداوند در این معرکه از ظلمی که به اینجانب روا داشته شده آگاه است.

ماجرا از آنجا آغاز شد که در بحبوحه فتنه ۸۸ و پس از دستگیری برخی عوامل روزنامه ایران به اتهامات خاص امنیتی در استان اصفهان ، مدیران وقت موسسه ایران که تغییر در مدیریت روزنامه در این استان را ضروری می‎دیدند، به بنده پیشنهاد کردند تا سرپرستی این روزنامه در استان اصفهان را بر عهده بگیرم تا به این ترتیب امکان تغییر و تحول اساسی در سرپرستی این موسسه در استان اصفهان فراهم شود.

با وجود اینکه اینجانب به دلایل مختلف از پذیرش این مسئولیت استنکاف نموده بودم به دلیل اصرار مدیران محترم وقت موسسه ایران و استانداری استان اصفهان، پس از ۵ ماه موافقت خود را با پذیرش سرپرستی موسسه ایران در استان اصفهان و صدور حکم سرپرستی به نام اینجانب در تاریخ ۱/۳/ ۸۹ اعلام کردم.

از آنجا که سه حوزه «توزیع روزنامه ایران»، «اخذ آگهی» برای روزنامه و «تولید خبرهای استانی» ذیل سرپرستی موسسه در هر استان تعریف می‎شود، بدیهی بود که محاسابات مالی این سه حوزه نیز به نام سرپرست جدید در استان یعنی اینجانب در اسناد مالی موسسه ایران ثبت و ضبط شود که این اتفاق در تاریخ ۱۵ /۷/۸۹ عملی شد و اسناد مالی به نام اینجانب منتقل شد و این در حالی بود که از سه حوزه فوق‌الذکر، فعالیت بنده تنها به حوزه خبر محدود می‌شد و با کمال تعجب حوزه آگهی در اختیار سرپرست سابق و حوزه توزیع روزنامه نیز در اختیار یکی از توزیع کنندگان نشریات در استان اصفهان قرار گرفته بود و در واقع بدهی و سود و زیان این افراد نیز در اسناد مالی موسسه ایران به نام سرپرست جدید یعنی اینجانب ثبت ضبط می‎شده است.

با اینحال بنده پس از گذشت تنها سه ماه از پذیرش مسئولیت و در اعتراض به اینکه این حوزه‎ها، خصوصا حوزه آگهی به صورت متمرکز در اختیار اینجانب نبوده و تنها مسئولیت مالی آن به نامم ثبت می‎شود و به دلیل بسیاری از کارشکنی‎ها در تاریخ ۲۸ آذرماه ۸۹ استعفای خود را تحویل مسئولین موسسه ایران دادم و این در حالی بود که در این ایام کوتاه نه تنها ثمره مادی از فعالیت خود ندیده بودم بلکه برای پیش برد برخی از امور موسسه در استان اصفهان نیز مجبور به استقراض شده بودم.

به هرحال پس از استعفای اینجانب و تا انتخاب سرپرست جدید برای موسسه ایران در استان اصفهان و تغییر اسناد ثبتی به نام وی یعنی در حدود یکسال و چند ماه بعد، همچنان این اسناد مالی به نام بنده در موسسه ثبت وضبط شده است و این در حالی بود که مسئولین موسسه شهرستان‎های ایران به این موضوع واقف بودند و بارها اعلام کرده بودند که مبالغ ثبت شده در اسناد مالی موسسه،‌ نه بدهی اینجانب که بدهی توزیع کننده روزنامه ایران در اصفهان بوده که به نام اینجانب ثبت و ضبط شده است، موضوعی که توزیع‌کننده مذکور نیز به آن معترف بوده و هست.

( علی نادری،سردبیر رجانیوز)

اینجانب نیز به جهت اعتمادی که به دوستان سابق خود در این مجموعه داشتم هرگز تصور نمی‎کردم این اسناد، روزی به صورت ناجوانمردانه به عنوان بدهی شخص بنده و سندی برای سوء استفاده مالی من در شبکه ایران که خود یکی از موسسین آن بوده و سال‎ها برای آن زحمت کشیده‎ام تبدیل شود. این در حالی است که اسناد معتبر و پاراف مدیران وقت مبنی بر استعفای اینجانب سه ماه پس از تحویل مسئولیت موجود بوده و در مجامع قضایی برای اعاده حیثیت از خود ارائه خواهم کرد.

شبکه ایران در خبر خود به دروغ مدعی شده است که « نامبرده بعد از گذشت مدتی طولانی پس از اخذ مطالبات روزنامه از عوامل فروش و آگهی مبالغ را به حساب شخصی خود ریخته و علی رغم علم به اشکالات قانونی و شرعی تا پایان دوره مسئولیت خویش هیچ اقدامی برای عودت این مطالبات به موسسه نکرده است.» بنده به صراحت اعلام می‎کنم که حاضرم حساب شخصی مورد اشاره در خبر (حساب شماره ۰۱۰۶۷۰۹۲۴۳۰۰۸ بانک ملی ایران) و یا هر حساب شخصی دیگری که از اینجانب وجود داشته و مد نظر است را در اختیار نویسندگان کم تجربه این خبر و یا هر رسانه مستقلی قرار دهم تا با بررسی منشا و میزان تمام مبالغ واریز شده به این حساب‎ها و گردش مالی آنها مشخص شود که اساسا موجودی کل این حساب‎ها که هیچ، آیا گردش مالی حساب‎های شخصی اینجانب به اندازه مبلغ مورد ادعا در این خبرسازی دروغ بوده است یا خیر؟ و در مقابل از مسئولین موسسه ایران و دوستان دیگری که این روزها در نهاد ریاست جمهوری مشغول طراحی اینگونه حرکت‎های رسانه‌ای هستند نیز می‎خواهم که همین صراحت و شفافیت را درباره حساب‎های شخصی خود داشته باشند « تا سیه روی شود هر که در او غش باشد.»

شبکه ایران در خبر خود مدعی شده است «مدیریت فعلی روزنامه ایران نیز بارها با سردبیر سایت رجانیوز تماس داشته و برای عودت این مبلغ ضرب الاجل تعیین کرده است با این وجود از آنجایی که مدتی طولانی از آخرین اخطار روزنامه گذشته و سردبیر رجانیوز نیز به جز وعده های توخالی به مسئولین، کار دیگری انجام نداده است» و این در حالی است که نه تنها تماسی از سوی مدیریت فعلی روزنامه ایران با بنده صورت نگرفته است بلکه این بنده بوده‌ام که بارها و در زمان مدیریت قبلی موسسه شهرستان‌های ایران از این موسسه درخواست کردم اسناد مالی مرتبط با اینجانب را برای رسیدگی به بنده تحویل دهند که نه تنها از این اقدام خودداری به عمل آمد بلکه بنده تهدید به برخورد قضایی شدم. موضوعی که پیش از این نیز برای برخی از دوستانم که در دوره جدید مدیریت موسسه ایران از همکاری با این موسسه انصراف داده‌اند پیش آمده است چنانکه موسسه ایران از ورود برخی از این دوستان که برای تسویه حساب مالی به دفتر روزنامه مراجعه کرده بودند نیز ممانعت به عمل آورده بود.

شبکه ایران در ادامه مدعی شده است «سردبیر سایت رجانیوز در پاسخ به درخواست های موسسه مبنی بر عودت دادن مطالبات روزنامه بارها گفته است: بنده از مسؤلین ستاد احمدی نژاد بودم و کاری به کار من نداشته باشید! وی با چنین توجیهاتی بارها و بارها برای خرید زمان تلاش کرده است تا شاید بدهی ۱۱۲ میلیون تومانی وی به فراموشی سپرده شود!» بنده به هیچ وجه نفی نمی‎کنم که در حرکت افتخارآمیز سوم تیر جزء کوچکی از موثرین در شکل دهی به این حرکت بود‎ه‎ام و به این فعالیت افتخار کرده و افتخار خواهم کرد و این درحالی است که وفاداری به اخلاق و روحیه بسیجی ایجاب می‌کند که تلاش‌های شبانه روزی برای پیروزی گفتمان سوم تیر در انتخابات ۸۴ و ۸۸ به مستمسکی برای نیل به اهداف دنیایی و مادی ما قرار نگیرد چرا که اگر قرار بر سوء استفاده و حتی استفاده از آن فعالیت‎ها بود، قطعا امروز در جایگاه یکی از همان اشخاصی بودم که بصورت روزانه از نهاد ریاست جمهوری،‌ خط و خطوط و تحلیل‎های روزنامه ایران و شبکه ایران را ابلاغ می‎کنند.

و از سوی دیگر چنبره این روزهای سفلگان بر دستاورد عظیم جریان سوم تیر نیز موجب نخواهد شد تا از تلاشی که ما و دوستان هم نسل و همفکرمان برای حاکمیت دولت انقلابی نهم کردیم پشیمان شویم. آنچنان که شرایط این روزهای شبکه ایران، موجب نخواهد شد تا از تلاش شبانه روزی که برای تاسیس و معرفی این رسانه به جامعه خبری ایران کردیم سرخورده باشیم.

تلاشی که موسسه ایران برای هتک آبروی اینجانب و نسبت دادن اتهامات مالی به بنده در سطح افکار عمومی کرد را در کنار توهین‎ها و فحاشی روزانه ضدانقلاب،‌ اصحاب فتنه، ساکتین فتنه و حتی میرحسین موسوی در مناظره تاریخی با محمود احمدی‎نژاد، ناشی از حرکت در مسیر مقدسی می‎دانیم که جز به عدالت و مولفه‎های اصلی گفتمان انقلاب اسلامی به شخص و گروهی وامدار نبوده و با هر جریان و شخصی که از این مسیر انقلاب اسلامی منحرف شود، به مقابله جدی و اعتقادی پرداخته است.

زمانی که پا در راه مقابله با جریان نفوذی در دولت انقلابی نهم گذاشتیم، پیش بینی این روزها و هزینه از آبروی خویش را نیز کرده بودیم. آبرو که هیچ، برای آنکه انقلاب به دست نا اهلان نیافتد،‌ از جان خویش نیز گذشته‎ایم.
لازم به ذکر است که بنده حق پیگیری قضایی در باره این خبر سازی کذب را برای خود محفوظ دانسته و نسبت به اعاده حیثیت در دادگاه صالحه اقدام خواهم کرد.

إِنَّ الَّذِینَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلَائِکَهُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّهِ الَّتِی کُنتُمْ تُوعَدُونَ
و السلام علی من اتبع الهدی
علی نادری
سردبیر پایگاه اطلاع رسانی رجانیوز

۱۰ آبان ۱۳۹۱ | پیوندک |
ارسال دیدگاه

*

code

KHAMENEI KHAMENEI