خاطره خنده دار و خواندنی مجری گوی و میدان

عباسی با حضور در غرفه خبرگزاری فارس در نوزدهمین نمایشگاه مطبوعات و خبرگزاری‌ها به بیان خاطره‌ای از اجرای خود در مسابقه «گوی و میدان» پرداخت که در ادامه می‌آید: معمولا در مسابقات خیلی سربه‌سر جوان‌های کم‌حرف می‌گذارم، البته با خانم‌ها رفتار ما خیلی سنگین است، مثلا یک بار در مسابقه «گوی و میدان» تصویر پراکنده‌ای […]

عباسی با حضور در غرفه خبرگزاری فارس در نوزدهمین نمایشگاه مطبوعات و خبرگزاری‌ها به بیان خاطره‌ای از اجرای خود در مسابقه «گوی و میدان» پرداخت که در ادامه می‌آید:

معمولا در مسابقات خیلی سربه‌سر جوان‌های کم‌حرف می‌گذارم، البته با خانم‌ها رفتار ما خیلی سنگین است، مثلا یک بار در مسابقه «گوی و میدان» تصویر پراکنده‌ای را باید شرکت‌کننده حدس می‌زد. تصویر مورد نظر گل کاکتوس بود، شرکت‌کننده را خیلی راهنمایی کردم، منتها جوان خیلی پرت بود، همه زمین و زمان را نام برد الا گل.

بعد دیدم که زمان برنامه رو به اتمام است، خیلی گیر دادم که جایزه بگیرد گفتم: این گل است.

هر گلی را نام برد الا کاکتوس گفتم: آقا ببین، زیاد اذیت نکن، این گل در صحرا و بیابان خشک آمریکا زیاد دیده می‌شود و نیازی به آب ندارد. من دیدم متوجه نشد، و طرف کم‌حرف است، گفتم من حالتش را می‌گیرم تو حدس بزن، من را نگاه کن شبیه کدام گل هستم.

گفت: ناراحت نمی‌شوی! گفتم نه، عزیزم راحت باش فقط بگو من شبیه کدام گل هستم.

گفت: بابام اینجا نشسته می‌گوید خیلی شبیه گل میمون هستی.

۹ آبان ۱۳۹۱ | پیوندک |
ارسال دیدگاه

*

code

KHAMENEI KHAMENEI