اندیشکده امریکایی : تمایلی به یک جنگ دیگر در خاورمیانه نداریم

به گزارش فارس، اندیشکده «آمریکای نوین» در مقاله‌ای به قلم «پیتر بینارت» می‌نویسد: باید «مارتا رادتز» را به این خاطر که در پنجشنبه گذشته، در مناظره نامزدهای معاونت ریاست‌جمهوری، اولین و پربیننده‌ترین بحث جدی درمورد تفاوت‌های سیاست خارجی در فهرست نامزدهای احزاب دموکرات و جمهوریخواه در سال جاری را به راه انداخت، تحسین کرد. او […]

به گزارش فارس، اندیشکده «آمریکای نوین» در مقاله‌ای به قلم «پیتر بینارت» می‌نویسد: باید «مارتا رادتز» را به این خاطر که در پنجشنبه گذشته، در مناظره نامزدهای معاونت ریاست‌جمهوری، اولین و پربیننده‌ترین بحث جدی درمورد تفاوت‌های سیاست خارجی در فهرست نامزدهای احزاب دموکرات و جمهوریخواه در سال جاری را به راه انداخت، تحسین کرد.

او با این کار نشان داد که تا چه اندازه‌ای از سیاست خارجی آگاهی دارد. تفاوت بین این دو نفر، آن قدرها هم که به نظر می‌رسید، نبود.

* آمریکایی‌ها تمایلی به شروع یک جنگ دیگر در خاورمیانه ندارند

البته «پل رایان» سعی کرد تا در مورد سوریه، افغانستان و ایران، خود را سرسخت‌تر از «بایدن» نشان دهد. اما زمانی که «راداتز» و «بایدن»، «رایان» را مجبور می‌کردند تا در مورد کار متفاوتی که قصد انجام آن را دارد، توضیح دهد، وی بارها از گفته خود عقب‌نشینی کرد. دلیل آن ساده است زیرا آمریکایی‌ها تمایلی برای شروع یک جنگ دیگر در خاورمیانه بزرگ را ندارند و می‌خواهند به جنگ کنونی نیز پایان دهند. حتی دیگر نمی‌خواهند که به سایرین پول دهند تا برای آن‌ها بجنگند و این مسئله که چه کسی سال آینده، کاخ سفید را اشغال می‌کند،‌ اهمیتی ندارد.

* جنگ‌طلبی کارتر پس از حمله شوروی به افغانستان

در قرن حاضر یا حداقل از زمانی که آمریکا به یک قدرت جهانی تبدیل شده، تغییرات بزرگی در سیاست خارجی آمریکا اتفاق نیفتاده است زیرا همیشه یک نامزد با برنامه‌ای معین در انتخابات پیروز شده است. آن‌ها به خاطر تغییر شرایط در داخل و خارج از آمریکا تغییر کردند. سیاست‌های فرانکلین روزولت، انزواطلبانه بودند تا اینکه حمله آلمان و ژاپن، آمریکایی‌ها را به قدر کافی متقاعد کرد که آمریکا نمی‌تواند در قلمرو خود پنهان شود. جیمی کارتر پس از حمله اتحاد جماهیر شوروی به افغانستان، سیاست جنگ‌طلبی را در پیش گرفت.

* بوش از درگیری با ایران، سوریه و کره شمالی خودداری کرد

رونالد ریگان نیز هنگامی‌که گورباچف برای پایان دادن جنگ سرد تمایل نشان داد، به صلح‌طلبی روی آورد. بیل کلینتون هم که با حس انزجار از جنگ ویتنام بزرگ شده بود، از عقب‌نشینی اتحاد جماهیر شوروی سوءاستفاده کرد و حملات نظامی به بوسنی و کوزوو راه‌اندازی کرد. وقتی جنگ‌های بوش در افغانستان و عراق با موفقیت همراه نشد، وی از درگیری با ایران، سوریه و کره شمالی خودداری کرد. او حتی در دیپلماسی بین اسرائیل و فلسطین نیز بی‌تجربه عمل کرد.

* ابتکار عمل‌های متمایز باراک اوباما

باراک اوباما در سیاست خارجی، به ابتکار عمل‌های متمایزی دست زده است. تصور اینکه «جان مک کین» پیشنهاد از بین بردن سلاح‌های اتمی را مطرح ساخت،‌ دشوار است. اما به طور کلی، سیاست خارجی وی، به سیاست خارجی بوش در دوره دوم ریاست‌جمهوری او شباهت داشت زیرا او نیز با همان موانع اساسی روبرو بود که این موانع عبارتند از: ارتشی بی‌رمق و خسته،‌ هم‌پیمانان بی‌ملاحظه، کمبود بودجه و مردمی که فقط به فکر خودشان هستند.

درست مثل ریچارد نیکسون که وقتی دید آمریکا دیگر نمی‌تواند به طور زمینی با ویتنام جنگ کند، تصمیم به بمباران هوایی گرفت، ‌اوباما نیز در نبرد با القاعده، تصمیم به استفاده از هواپیماهای بدون سرنشین گرفت و مانند نیکسون که طبق دکترین وی، متحدان منطقه‌ای آمریکا تحت فشار شوروی کمونیستی بودند، اوباما هم سعی دارد تا مشارکت سایر کشورها را از نظر مالی و تسلیحاتی، تحت نظارت آمریکا، برای حل مشکلات منطقه‌ای به دست آورد.

* رامنی احتمالا فشار بیشتری را روی ایران تحمیل می‌کند

با همه خط و نشانی که رامنی می‌کشد، اما تا این اندازه تغییر ایجاد نخواهد کرد. البته‌ رامنی صحبت‌هایی درمورد افزایش بودجه وزارت دفاع به میان آورده اما تمایل آرمانی وی نسبت به واقعیت مربوط به بودجه، از اهمیت کمتری برخوردار است. اگر او مجبور شود بین افزایش هزینه‌های دفاعی و افزایش مالیات، یکی را انتخاب کند، مسلماً مورد اخیر را برخواهد گزید.

احتمال دارد رامنی بخواهد فشار بیشتری را روی ایران تحمیل کند اما اگر تصمیم بگیرد که برای جلوگیری تهران از هسته‌ای شدن، دست به اقدام نظامی بزند، مجبور است تا بر مردم مخالف و حتی ارتش مخالف‌تر از آن، فایق آید. و بعید به نظر می‌رسد که ایمن کار مورد تایید سازمان ملل یا متحدان اروپایی آمریکا قرار بگیرد. سؤال اینجاست که آیا احتمال دارد وی هنوز‌ هم بخواهد این کار را انجام دهد؟ البته. اما وقتی از نظر ایرانی‌ها، عکس‌العمل رامنی نسبت به همین موانع، با اوباما متفاوت خواهد بود، باید گفت که آن‌ها اظهار نظر نمی‌کنند بلکه به این مسئله، اظهار امیدواری می‌کنند.

* سیاست خارجی آمریکا به صورت دوره‌ای تکرار می‌شود

به مدت یک قرن، سیاست خارجی آمریکا دوره‌ای بوده است. در این دوره، آمریکا خود را از نظر نظامی توسعه داده، سپس از پای درآمده ، عقب نشینی کرده (هرچند نه به طور کامل)، انرژی و منابع خود را تجدید کرده، با تهدید مواجه شده، خود را تا حدودی در معرض شکست قرار داده، اعتماد به نفس بیشتری به دست آورده و در نهایت کل این چرخه، بار دیگر تکرار شده است. هیچ چیز از قبل مشخص نیست. اما با اندکی تأمل بر وضعیت ارتش آمریکا، روحیه مردم آن، قدرت پذیرش متحدان آمریکا و حتی برنامه نامزدهای ریاست‌جمهوری آمریکا، می‌توان گفت، ما در این چرخه، هنوز در اوایل مرحله عقب‌نشینی هستیم.

* هنگامی که نوبت به سیاست خارجی می‌رسد، زمان آن است که رئیس‌جمهور عمل کند

دانستن اینکه چه چیزی بقایای جنگ‌های افغانستان و عراق را به حالت اول باز خواهد گرداند، غیر ممکن است. شاید این به مازاد اقتصادی برگردد. شاید مستلزم داشتن فرصت کافی برای ارتش آمریکا باشد تا بتواند پس از ویرانی‌های دهه گذشته، خود را ترمیم کند. یا شاید برخی از حوادث وحشتناک، آمریکایی‌ها را بار دیگر به خارج از این کشور برگرداند. اما هر چه هست، بعید است که این تغییر فقط به خاطر پیروزی میت رامنی و پل رایان در انتخابات اتفاق بیفتد.

هنگامی که نوبت به سیاست خارجی می‌رسد، زمان آن است که رئیس‌جمهور عمل کند و صرف نظر از اینکه چه کسی در ژانویه آینده رئیس‌جمهور خواهد بود، او پیروز میدان است.

۲۸ مهر ۱۳۹۱ | پیوندک |
ارسال دیدگاه

*

code

KHAMENEI KHAMENEI