شناخت رفتار شیاطین(قسمت اول)

 

آيا تاكنون از خود پرسيده‌ايم اين شيطان كه اين همه در آيات و روايات در مورد دشمني او تاكيد شده و ما را به مبارزه با او فراخوانده‌اند، چه كسي است؟ چرا شيطان با همه آدميان دشمن است؟ چرا از روز آفرينش انسان‌ها تاكنون، لحظه‌اي براي به دام انداختن آنها آرام نگرفته وتا قيامت نيز آرام نمي‌گيرد؟ چگونه اين دشمن، انسان‌هاي بي‌شماري را از قشرهاي گوناگون به ضلالت گمراهی کشانده و هنوز هم با وسوسه‌ها و شگردهاي نو به ميدان مي‌آيد تا گروهي ديگر را شكار كند؟

علامه طباطبايي(ره) در تفسير ارزشمند الميزان مي‌فرمايند: «موضوع ابليس نزد ما، امري مبتذل و پيش پا افتاده است و اعتنايي به آن نداريم؛ جز آن كه روزي چند بار او را لعنت كرده، از شرش به خدا پناه مي‌بريم و برخي از افكار پريشان خود را از اين جهت كه از ناحيه اوست، زشت مي‌شمريم؛ ليكن بايد دانست كه اين موضوع، موضوعي است بسيار قابل تامل و شايان دقت و بحث. متاسفانه تاكنون در صدد برنيامده‌ايم ببينيم قرآن كريم درباره حقيقت اين موجود شگفت كه در عين اين كه از حواس پنهان است و تصرفاتي عجيب در عالم انسانيت دارد، چه مي‌گويد. چرا نبايد در صدد برآييم و چرا در شناختن اين دشمن خانگي و دروني اين‌قدر بي‌اعتناييم؟ دشمني كه… تا ما را به عذاب جاودانه نيندازد، آرام نمي‌گيرد».

امام كاظم(ع) در بخشي از پند‌هايشان به «هشام» درباره دشمني كه بيش از هر دشمني لازم است با او مبارزه شود، مي‌فرمايد: «نزديك‌ترين و دشمن‌ترين دشمنان تو، و كسي كه دشمنان تو را بر ضد تو مي‌شوراند، جز ابليس پليد كسي نيست».

شيطان دشمني است كه با اهدافي خاص به ميدان مي‌آيد و مبارزه‌اش حساب شده است. او از كمين‌گاه‌ها و گلوگاه‌هايي كه انسان در آنها به دام مي‌افتد، آگاه است و به هيچ چيز جز به اسارت درآوردن آدمي قانع نيست. بنابراين، آيا معقول است اين دشمن را دست‌كم گرفته، بدون شناخت و برنامه به جنگش رويم؟

تا کنون بیشتر در مورد نمادها و علائم شیطانپرستی بحث شده، ولی کمتر به نحوه عملکرد شیطان و پیروانش پرداخته شده است. در این سلسله مقالات بیشتر به شیوه های شیطان پرداخته میشود تا بتوان پیروان او را از روی نحوه عملکردشان نیز شناخت. ذکر این نکته ضروری است که در تهیه این مقالات از وب سایت هارون یحیی و کتاب تفسیر نمونه استفاده فراوان شده است.

بخش 1: شیطان، دشمن قسم خورده انسان

شیطان آنچنانکه از موارد استعمال آن به دست می آید موجودی است فتنه انگیز، موذی و مضرکه پیوسته در صدد آزار و اذیت و انحراف و گمراهی مردم است و بر ایجاد اختلاف و فساد کوششی پیگیر و مستمر دارد، چنانچه خداوند در آیه 91 سوره مائده می فرماید:

إِنَّما يُرِيدُ الشَّيْطانُ أَنْ يُوقِعَ بَيْنَكُمُ الْعَداوَةَ وَ الْبَغْضاءَ… شيطان ميخواهد در میان شما دشمني و بغض و كينه ايجاد كند… .

اما ابلیس به معنای مایوس از رحمت خداست و آن موجودی است سرکش و عصیانگر که از روی نافرمانی و تمرد، دستور خداوند متعال را اطاعت نکرده و بر آدم خاکی سجده ننموده است.

شيطان اسم جنس (اسم عام) است و شامل نخستين شيطان و همه شياطین ميشود ولي ابليس اسم خاص است و اشاره به همان شيطاني است كه اغواگر آدم شد.

او یک افسانه یا موجود خیالی نیست، بلکه موجودی زنده بوده و در تمام ادوار تاریخ بشریت وجود داشته است. او هیچگونه تفاوتی میان انسان ها قائل نیست: جوان یا پیر، مرد یا زن، پادشاه یا گدا…، او مخالف تمام بشریت است، حتی در همین وقتی که این مطلب را می خوانید در پی گمراهی شماست! برای اینکه به هدف خود برسد، حتما لازم نیست که مردم او را عبادت کنند یا وجود خداوند را انکار کنند که او خودش هم این کار را انجام نداده است. یگانه آرزوی شیطان اینست که حتی المقدور انسانها را از حقیقت دین خداوند دور نگهدارد و نگذارد مردم صادقانه از خداوند پیروی کنند، و مردم را به عذاب ابدی گرفتار کند. حتی بعضی اوقات با استفاده از نام خداوند مردم را گمراه میکند!

  • بر او مقرر شده كه هركس ولايتش را بر گردن نهد، بطور مسلّم گمراهش می سازد، و به آتش سوزان راهنماييش می كند. (سوره حج ، 4)

ولی نبايد تصور كرد كه اين جمله بوی «جبر» می دهد، و شياطين مجبورند پيروان خود را گمراه سازند، بلكه اين نتيجه حتمی برنامه ای است كه آنها با ميل خود انتخاب كرده اند، مثلا هنگامی كه «ابليس» رئيس و سر سلسله شياطين، در برابر فرمان خدا سرپيچی كرد و با ميل و اراده خود راه طغيان و حتی اعتراض به ذات پاك خدا را پيش گرفت، چنين كسی جز اين كه گمراه و گمراه كننده باشد، سرنوشتی نخواهد داشت و همچنين شيطان های ديگر از انس و جن.

طغیان ابلیس درمقابل الله سبحانه وتعالی

در قرآن اصطلاح “شیطان” برای کسانی اطلاق می گردد که تا روز قیامت کوشش خواهند کرد انسان های روی زمین را از راه خداوند گمراه کنند. جد تمامی این شیطان ها “ابلیس” می باشد، کسی که در زمان خلقت آدم علیه سلام در مقابل امر خداوند نافرمانی کرد. بر اساس قرآن کریم زمانیکه خداوند آدم را خلق کرد به تمامی ملائک امر کرد که به این مخلوق جدید سجده کنند. تمام ملایک پیروی کردند، اما تنها کسی که از این امر اطاعت نکرد ابلیس بود. او ادعا نمود که بر آدم برتری دارد و قبل از اینکه خداوند او را از حضور خود دور کند و به زمین فرود آورد از خداوند خواست که به او مهلت دهد، از اینجا بود که دشمنی شیطان با انسان آغاز گردید، قرآن کریم تمام این حقیقت ها را به شکل ذیل بیان می کند:

  • ما شما را آفريديم سپس صورت بندی كرديم سپس به فرشتگان گفتيم برای آدم خضوع كنيد آنها سجده كردند جز ابليس كه از سجده كنندگان نبود.
  • فرمود: چه چيز تو را مانع شد كه سجده كنی در آن هنگام كه به تو فرمان دادم؟ گفت: من از او بهترم، مرا از آتش آفريده ای و او را از خاك!
  • فرمود: از آن (مقام و مرتبه ات) فرودآی! تو حق نداری در آن (مقام و رتبه) تكبر بورزی بيرون رو كه تو از افراد پست و كوچكی!
  • گفت : مرا تا روز رستاخيز مهلت ده.
  • فرمود: تو از مهلت داده شدگانی!
  • گفت: اكنون كه مرا گمراه ساختی من بر سر راه مستقيم تو برای آنها كمين می كنم.
  • سپس از پيش رو و از پشت سر و از طرف راست و از طرف چپ آنها، به سراغ آنها می روم و اكثر آنها را شكرگزار نخواهی يافت.
  • فرمود: از آن (مقام) با ننگ و عار و خواری بيرون رو، و سوگند ياد می كنم كه هر كس از آنها از تو پيروی كند جهنم را از شما همگی پر می كنم ! (آیات 11 تا 18 سوره اعراف)

البته باید توجه داشت که سجده فرشتگان برای آدم به معنی سجده پرستش نبوده است، زيرا پرستش مخصوص خدا است، بلكه سجده در اينجا به معنی خضوع و تواضع است (يعنی در برابر عظمت آدم خضوع كردند) و يا به معنی سجده برای خداوندی است كه چنين مخلوق موزون و با عظمتی آفريده است.

بعد از اینکه خداوند شیطان را بیرون راند، ابلیس کوشش های خود را برای فریب دادن آدم و حوا آغاز کرد. این واقعه که آغاز تاریخ بشریت است در قرآن چنین بیان گردیده است:

  • و ای آدم تو و همسرت در بهشت ساكن شويد و از هر جا كه خواستيد بخوريد اما به اين درخت نزديك نشويد كه از ستمكاران خواهيد شد.
  • سپس شيطان آنها را وسوسه كرد تا آنچه را از اندامشان پنهان بود آشكار سازد و گفت پروردگارتان شما را از اين درخت نهی نكرده مگر به خاطر اينكه (اگر از آن بخوريد) فرشته خواهيد شد يا جاودانه در بهشت خواهيد ماند!.
  • و برای آنها سوگند ياد كرد كه من خيرخواه شما هستم!
  • و به اين ترتيب آنها را با فريب (از مقامشان ) فرود آورد، و هنگامی كه از آن درخت چشيدند اندامشان (عورتشان ) برای آنها آشكار شد و شروع كردند به قرار دادن برگهای (درختان) بهشتی بر يكديگر تا آنرا بپوشانند و پروردگارشان آنها را ندا داد كه آيا شما را از آن درخت نهی نكردم و نگفتم شيطان برای شما دشمن آشكاری است؟ (آیات 19 تا 23 سوره اعراف)

آری! شیطان وجود دارد. او دشمن است، دشمنی آشکار و مهارتی خاص در فریب دادن دارد.

بررسی منطق شیطان

دلیل نافرمانی ابلیس در مقابل خداوند در قرآن کریم به شکل ذیل بیان گردیده است:

  • فرمود: چه چيز تو را مانع شد كه سجده كنی در آن هنگام كه به تو فرمان دادم؟ گفت: من از او بهترم، مرا از آتش آفريده ای و او را از خاك!

چون ابلیس خود را نسبت به انسان برتر می دانست از تعظیم کردن به او امتناع کرد. ابلیس چنين می پنداشت كه آتش برتر از خاك است، و اين يكی از بزرگترين اشتباهات ابليس بود، شايد هم اشتباه نمی كرد و آگاهانه دروغ می گفت، زيرا می دانيم خاك سرچشمه انواع بركات و منبع تمام مواد حياتی و مهمترين وسيله برای ادامه زندگی موجودات زنده است، در حالی كه آتش چنين نيست.

به عبارت دیگر، تمام اساس غرور ابلیس بر تفاوت فیزیکی این دو مخلوق بنا شده. بهرحال هم ابلیس و هم انسان به هر شکلی که باشند، مخلوق خداوند هستند. این کاملا غیرمنطقی است که یک مخلوق، به گمان اینکه مواد متجانس او (آتش) بر مواد متجانس دیگری (خاک) برتری دارد، در مقابل کسیکه هر دو را خلق کرده، نافرمانی کند. این حقیقت در قرآن کریم به شکل ذیل بیان گردیده است:

  • گفت: «من هرگز برای بشری كه او را از گل خشكيده ای كه از گل بدبويی آفريده ای، سجده نخواهم كرد.» (سوره حجر 33)

جالب است که خود ابلیس انکار نمیکند که خودش هم آفریده خداست، بهرحال او فقط به برتری خود نسبت به آدم تاکید میکرد، برتری که فقط خود ابلیس به خودش نسبت میداد و این برتری از جانب خود او بود نه خداوند.

آیات دیگری که به ضعف منطق ابلیس میپردازند به شرح ذیل است:

  • (به ياد آوريد،) زمانی را كه به فرشتگان گفتيم: «برای آدم سجده كنيد»! آنها همگی سجده كردند، جز ابليس كه گفت: «آيا برای كسی سجده كنم كه او را از خاك آفريده ای»؟! (اسراء- 61)

  • فرمود: «ای ابليس! چه چيز مانع تو شد كه بر مخلوقی كه با قدرت خود او را آفريدم سجده كنی؟! آيا تكبّر كردی يا از برترينها بودی؟! (برتر از اين كه فرمان سجود به تو داده شود!)»
  • گفت: «من از او بهترم; مرا از آتش آفريده ای و او را از گل.» (ص، 75-76)

در کل هدف از بيان اين سرگذشت اين است كه به انسان ها يادآوری شود وجود آنها آنقدر با ارزش است كه تمامی فرشتگان برای جدشان «آدم» به سجده افتادند، انسانی با اين همه شخصيت، چرا باید اسير چنگال شيطان، و هوای نفس شود؟!

لجاجت شيطان و غرور و تكبر و حسدش كه سبب شد، برای هميشه از اوج افتخار سقوط كند، و در لجنزار لعنت فرو رود، می تواند هشداری برای همه افراد لجوج و مغرور باشد، تا عبرت گيرند و رويه شيطان را رها كنند.

ذكر اين نكته ضروری است كه نفوذ وسوسه های شيطانی در انسان يك نفوذ ناآگاهانه و اجباری نيست، بلكه ما به ميل خويش ‍ وسوسه او را به دل راه می دهيم. به عبارت دیگر رابطه شيطان و گمراهان، رابطه ((پيشوا)) و ((پيرو)) است، نه رابطه ((اجبار كننده )) و اجبار شونده.

تکبر و برتری جستن که باعث نافرمانی ابلیس در مقابل پروردگار شد را میتوان در میان تمامی کسانی که انبیا و اولیای الهی را منکرند، به خوبی مشاهده کرد. این ها کسانی هستند که تمامی انبیا را، که آن ها هم انسان بودند، رد نمودند. آنها تاکید میکردند که پیامبر باید نسبت به انسان عادی از توانایی خاصی برخوردار باشد، و ادعا داشتند که این برتری یا از لحاظ سیاسی باشد یا اقتصادی. در این باره میتوان به منکرین رسول الله (ص) اشاره کرد، طوریکه قرآن ذکر می کند:

  • و گفتند: «چرا اين قرآن بر مرد بزرگ (و ثروتمندی) از اين دو شهر (مكه و طائف) نازل نشده است؟!» (زخرف-31)

از ديدگاه آنها معيار ارزش انسان ها، مال و ثروت و مقام ظاهری و شهرت آنان بود، اين سبك مغزان تصور می كردند ثروتمندان و شيوخ ظالم قبائل آنها، مقرب ترين مردم در درگاه خداوند هستند، لذا تعجب می كردند كه اين موهبت نبوت و رحمت بزرگ الهی، چرا بر يكی از اين قماش افراد نازل نشده است؟ و به عكس بر يتيم و فقير و تهيدستی به نام محمّد (صلی الله عليه وآله) نازل شده، اين باور كردنی نيست!

آری آن نظام ارزشی نادرست، چنين استنباطی هم به دنبال داشت، و بلای بزرگ جوامع بشری، و عامل اصلی انحراف فكری آنها، همين نظامات ارزشی غلط است كه گاه حقايق را كاملا واژگون نشان می دهد.

منکرین برای اینکه بر پیامبران ایمان بیاورند، می خواستند تا شاهد قدرت ماوراءطبیعی انبیا از طریق معجزه باشند. مثال های متعددی در قرآن راجع به این درخواست ها آورده شده:

  • گفتند: «ما هرگز به تو ايمان نمی آوريم تا اين كه چشمه جوشانی از اين سرزمين (خشك و سوزان) برای ما خارج سازی!
  • يا باغی از نخل و انگور از آن تو باشد; و نهرها در لابلای آن جاری كنی.
  • يا قطعات (سنگ های) آسمان را ـ آن چنان كه می پنداری ـ بر سر ما فرود آری; يا خداوند و فرشتگان را در برابر ما بياوری.
  • يا برای تو خانه ای پر نقش و نگار از طلا باشد; يا به آسمان بالا روی; حتی اگر به آسمان روی، ايمان نمی آوريم مگر آن كه نامه ای بر ما فرود آوری كه آن را بخوانيم»! بگو: «منزه است پروردگارم (از اين سخنان بی معنی)! مگر من جز انسانی فرستاده خدا هستم»؟! (اسراء، 90-93)

برای کسانیکه با پیامبران به مخالفت و جنگ پرداختند، این همان نکته ایست که نتوانستند قبول کنند. منکرین نمی توانند کسیکه همانند آنها است و به شکل یک انسان عادی است را به عنوان پیامبر بپذیرند. اين منطق سست و بی پايه، مخصوص به يك گروه و دو گروه نبود، بلكه شايد اكثر افراد بی ايمان، در طول تاريخ در برابر پيامبران به آن توسّل جسته اند. دقیقا این نوع حسادت و برتری جویی و انکار، همانند همان انکار و برتری جویی بی پایه و اساس ابلیس است که در مقابل حضرت آدم سجده نکرد. آیه ذیل ارتباط دارد به کسانیکه به همین دلیل نتوانستند رستگار شوند:

  • تنها چيزی كه بعد از آمدن هدايت، مانع شد مردم ايمان بياورند، اين بود كه (از روی نادانی و بی خبری) گفتند: «آيا خداوند بشری را بعنوان رسول فرستاده است؟!» (اسراء-94)

نافرمانی ابلیس معمای عجیبی است! او از آگاهان حقیقت و شاهد قدرت و توانایی خداوند بود. عابد بود. از عذاب و آتش دوزخ با خبر بود…. بیش از هرکس باید دارای ایمانی قوی میبود. با این حال تمرد و نافرمانی او را از یک شخص با حداقل آگاهی نیز نمیتوان انتظار داشت! با این حال غیرعقلانی بودن کارهای ابلیس تنها به اینجا ختم نمی شود، علاوه بر ارتکاب چنین گناه بزرگی، ابلیس از خداوند هراس هم دارد!

  • كار آنها همچون شيطان است كه به انسان گفت: «كافر شو (تا مشكلات تو را حل كنم!)» اما هنگامی كه كافر شد گفت: «من از تو بيزارم، من از خداوندی كه پروردگار عالميان است بيم دارم»! (حشر- 16)

آیه دیگری در قرآن نشان می دهد که چگونه شیطان بعد از اینکه منکرین را علیه مسلمین تحریک می کند، آنها را ترک و بر ترس از خداوند اقرار می کند:

  • و (به ياد آور) هنگامی را كه شيطان اعمال آنها (مشركان) را در نظرشان جلوه داد، و گفت هيچكس از مردم بر شما پيروز نمی گردد و من همسايه (و پناه دهنده) شمايم، اما هنگامی كه دو گروه (جنگجويان و حمايت فرشتگان از مومنان) را ديد به عقب بازگشت و گفت من از شما (دوستان و پيروانم) بيزارم! من چيزی را می بينم كه شما نمی بينيد، من از خدا می ترسم و خداوند شديد العقاب است !.

تزيين و آرايش شيطان اين چنين است كه از طريق تحريك شهوات و هوسها و صفات زشت و ناپسند انسان چهره عملش را در نظرش آنچنان جلوه می دهد كه سخت مجذوب آن می شود و آن را از هر جهت عملی عاقلانه و منطقی و دوست داشتنی تصور می كند.

از یک جانب ابلیس موجودیت، قدرت و توانایی خداوند را قبول دارد و از جانب دیگر آگاهانه علیه خداوند بغاوت می کند که کاملا این دو امر در تضاد قرار دارند. به طور مشابه، تمام انسانهایی که اوامر خداوند را نقض می کنند، و همانطور که در قرآن ذکر شده، اوامر خداوند را طبق میل وخواسته های خودشان می سنجند، همچون ابلیس مرتکب اشتباه شده اند. آنها هم از موجودیت خداوند به خوبی آگاهند اما کاری می کنند که مشابه کار ابلیس غیر منطقی است.

به هرحال، این نکته را نباید فراموش کرد که خداوند شیطان را آفریده و کار شیطان همیشه تحت نظارت خداوند است، در واقع شیطان هیچ گونه قدرت مستقل ندارد. حقیقت اینست که شیطان تمام کارهای خود را به اجازه خداوند انجام می دهد، و جهد انسان در مقابل شیطان (اعم از انسی و جنی) خود نوعی امتحان از جانب خداوند است.

در بخشهای بعدی به شیوه های شیطان برای گمراه کردن بیشتر اشاره خواهد شد. اما نکته کلیدی که نباید فراموش کرد اینست که شیطان علاوه بر قدرت محدودی که خداوند در اختیار او گذاشته، چیز دیگری ندارد. عملکرد شیطان فقط باعث می گردد گروهی از انسانها که خداوند آنان را شایسته دوزخ معرفی کرده جزا ببینند. کسانیکه از شیطان پیروی می کنند شایسته جنتی که خداوند ساخته نیستند، حتی از حیوانات هم بدتر هستند. خداوند در قرآن در مورد این دسته از انسانها چنین می فرمایند:

  • به يقين، گروه بسياری از جنّ و انس را برای دوزخ آفريديم; آنها دلها [= عقلها] يی دارند كه با آن (انديشه نمی كنند، و) نمی فهمند; و چشمانی كه با آن نمی بينند; و گوشهايی كه با آن نمی شنوند; آنها همچون چهارپايانند; بلكه گمراهتر! اينان همان غافلانند (چون امكان هدايت دارند و بهره نمی گيرد). (اعراف 179)

همچنین از آیات قرآن چنین بر میآید که شیطان هیچ گونه تاثیری بر بندگان دیندار خداوند ندارد. زیرا خداوند، خود مانع آن می شود، شیطان این توانایی را ندارد که مسلمین حقیقی الله را گمراه کند.

  • چرا كه او تسلطی بر كسانی كه ايمان دارند و بر پروردگارشان توكل میكنند ندارد.
  • تنها تسلط او بر كسانی است كه او را به سرپرستی خود برگزيده اند و آنها كه نسبت به او شرك میورزند (و فرمانش را بجای فرمان خدا لازم الاجرا می دانند). (نحل،99-100)

در آيات فوق ، مردم به دو گروه تقسيم شده اند، گروهى كه تحت سلطه شيطانند و گروهى كه بيرون از اين سلطه هستند و براى هر يك از اين دو گروه، دو صفت بيان شده است.

آنها كه بيرون از سلطه شيطانند، داراى ايمان و توكل بر پروردگارند، يعنى از نظر عقيده تنها خداپرستند، و از نظر عمل مستقل از همه چيز و فقط متكى بر خداوند هستند، نه متكى بر انسانهاى ضعيف و وابسته، و يا بر هوى و هوسها و تعصبها و لجاجتها.

اما آنها كه زير سلطه شيطانند، اولا رهبرى او را از نظر اعتقاد پذيرفته اند و ثانيا از نظر عمل، شيطان را شريك خدا در اطاعت شمرده اند، يعنى عملا پيرو فرمان اويند.

البته انكار نمى توان كرد انسانهائى هستند كه مى كوشند و خود را در گروه اول جاى مى دهند، اما بعدا بر اثر دور افتادن از مربيان الهى و يا قرار گرفتن در محيطهاى آلوده و يا به علل ديگر به گروه دوم سقوط مى كنند.

در هر حال آيات فوق بار ديگر اين حقيقت را تاكيد مى كند كه سلطه شيطان بر انسانها اجبارى و الزامى و ناخودآگاه نيست بلكه اين انسانها هستند كه شرائط ورود شيطان را به محيط جان خود فراهم مى سازند و به اصطلاح جواز عبور از دروازه قلب به او مى دهند.

مثل تمامی موجودات، خداوند برای شیطان نیز وظیفه تعیین کرده است تا این نقش شیطان باعث گردد کسانی که بهشت سرای آنان خواهد بود از دوزخیان جدا شوند. در آیه دیگری خداوند مشخص میکند که شیطان فقط بر چه کسانی تسلط دارد:

  • هدف اين بود كه خداوند القائات شيطان را آزمونى قرار دهد براى آنها كه در دلهايشان بيمارى است، و آنها كه سنگدلند; و به يقين ستمكاران در عداوت شديد دامنه دارى هستند. (حج 53)

همواره توطئه هاى شيطانى مخالفان، ميدان آزمايشى براى آگاهان، مؤمنان و كافران تشكيل مى داد، لذا در این آيه میفرماید: «اين ماجراها براى اين بود كه: خداوند القاى شيطان را آزمونى براى آنها كه در قلبشان بيمارى است و آنها كه سنگدلند قرار دهد».

و در آیه بعد میفرماید: «هدف از اين ماجرا اين بود آنها كه عالم اند و آگاه، حق را از باطل تشخيص دهند، و برنامه هاى الهى را از القائات شيطانى جدا سازند و در مقايسه با يكديگر بدانند آئين خدا حق است، و از سوى پروردگار تو است، در نتيجه به آن ايمان آوردند و دل هايشان در برابر آن خاضع گردد»

  • و (نيز) هدف اين بود كه آگاهان بدانند اين حقّى است از سوى پروردگارت، و در نتيجه به آن ايمان بياورند، و دلهايشان در برابر آن خاضع گردد; و خداوند كسانى را كه ايمان آوردند، به سوى صراط مستقيم هدايت مى كند. (حج 54)

البته خدا اين مؤمنان آگاه و حق طلب را، در اين مسير پر خطر، تنها نمى گذارد بلكه «خداوند افرادى را كه ايمان آوردند به سوى صراط مستقيم هدايت مى كند».

  • «اي فرزندان آدم! مگر با شما عهد نكرده بودم كه شيطان را مپرستيد؛ زيرا وي دشمن آشكار شماست؟ و اين كه مرا بپرستيد! اين راه راست است و او گروهي انبوه از ميان شما را سخت گمراه كرد؛ آيا تعقل نمي‌كرديد؟» (يس، آيات 60 تا 62)

منبع : حقيقت خاموش

 

3 دیدگاه برای “شناخت رفتار شیاطین(قسمت اول)”

  1. بابا این قدر زیاد ننویسید پدرم در اومد بخونم ولی خداییش عالی بود

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.