منظور از دين و کتاب جديدی که امام زمان می آورد ، چيست؟


اديان آسماني درحقيقت مانندآب زلال وشفافي هستنده ازآسمان نازل مي گردندکه درآغاز، مانند صفا و پاکي باران و روشنايي آفتاب هستند، ولي باتماس افکارمنحط جاهلان ودست هاي آلوده ي مغرضان وآميختگي با عادات و خرافات ، گاهي چنان تحريف مي شوند که جاذبه ي خود را از دست مي دهند . يکي از رسالت هاي امام زمان (عجل الله تعالي فرجه الشريف)پيراستن اسلام از اين آلودگي ها و خرافات و پيرايه ها ، و به تعبير ديگر، نوسازي بناي کاخ شکوهمنداسلام است.از اين رو ، درپاره اي از روايات از اين نوسازي تعبير به«دين جديد» شده است.

امام باقر(عليه السلام)مي فرمايند: «هنگامي که قائم خروج کند، امرجديد وکتاب جديد و روش جديدوداوري باخودمي آورد»(2)يعني درآن زمان ، اسلام در آن چنان از لابلاي انبوه خرافات و تحرف ها و تفاسيرنادرست بيرون مي آورد، که گويي بنايي کاملاً نو و جديد ساخته است.

اما راجع به کتاب جديد ، دوگونه مي توان توضيح داد . يکي اين که ، کتاب جديد، قرآني است اميرالمؤمنين(عليه السلام)به همان صورت وترتيب، که در23سال برپيامبراکرم(صلي الله عليه وآله)نازل شده ، جمع آوري کرده است.چنان که امام علي (عليه السلام)فرموده است: «گويا مي – بينيم شيعيان ما درمسجدکوفه خيمه هايي نصب کرده اند و قرآن راهمان طورکه نازل شده به مردم تعليم مي دهند.»(3)

توضيح دوم اين است که ، قرآن اصيل فراموش شده راچنان اززواياي تحريفات معنوي وتفسيرهاي نادرست بيرون مي کشدکه مي توان نام کتاب جديد برآن گذاشت . زيرا در غير اين صورت ، لازم مي آيد که يک کتاب آسماني جديد بر او نازل شود ، که اين امرشدني نيست ، براي اين که در روايات آن حضرت به عنوان يک داعي وحافظ قرآن کريم معرفي شده است، پيامبراکرم (صلي الله عليه وآله) مي فرمايد: «قائم ازفرزندان من است …،مردم را به پيروي من وآيين من وامي دارد، وآن ها را به کتاب پروردگارم دعوت مي نمايد.»(4)

اعتقاد به رجعت از اصول دين است يا اصول مذهب ؟

قبل ازپاسخ به اين سؤال مي بايست نخست مفهوم وتصوير روشني ازآن دو واژه به دست آوريم تا بتوانيم به سؤال فوق برسيم.

همان طورکه مي دانيم دين دريک تقسيم بندي به اصول و فروغ دين تقسيم مي شود و منظور از اصول دين ، در اين تقسيم ، هرگونه اعتقاد معتبرديني است که مربوط به بينش و شناخت خدا و جهان و انسان مي شود، و منظوراز فروغ دين احکام عملي است که وظايف فردي و اجتماعي پيروان آن دين رابيان مي کند ، به عبارت ديگرمنظور از اصول دين ، اساسي ترين وزير بنايي ترين امور اعتقادي است ، درمقابل ساير امور اعتقادي که نسبت به آن ها جنبه تبعي و فرعي دارند، آن اصول عبارت اند از: توحيد ، نبوت و معاد – که اديان الهي درسه اصل فوق مشترکند- که اين اصول در حقيقت پاسخي به روشن ترين سؤالات فکري انسانند . طبيعي است که انکار هر يک از اين سه اصل ، موجب خروج از دين و اثبات کفر است.

اما اصول مذهب عبارت از اين است که گاهي پيروان يک مکتب که در اصول بنيادي دين با يکديگر مشترکند، برداشت ها و تلقيات مختلفي در دين مي شود.اين برداشت ها و طرز تفکر خاص از مکتب- باحفظ اصول و وجوه اشتراک- را اصول مذهب مي گويند . عدم اعتقاد به اين اصول موجب خروج از دين نمي شود ، بلکه موجب خروج ازآن طرز تفکر و برداشت خاص مي – شود؛ مثل اعتقاد به عدل و امامت، که عدل از امور اعتقادي تابع توحيد و امامت تابع نبوت است . از اين رواست که مي بينيم مذاهب مختلفي پديدآمده هم چون شيعه و سني که هرکدام طرز تفکر خاصي نسبت به امامت دارند.

اعتقاد به رجعت از اصول دين نيست و معتقدنبودن به آن هم موجب کفر و خروج از دين نم باشد، بلکه ازاصول مذهب اماميه است . به طوري که اعتقاد به اصل رجعت گروهي ازمؤمنان وکافران به دنيا پيش از قيامت ، ضروري است . هرچند که باور داشتن جزييات مسايلي که در رجعت اتفاق مي افتد لازم وضروري نيست.

به هرحال اعتقاد به رجعت هم سنگ اعتقاد به صراط و ميزان است.مرحوم «شبر» دراين باره مي -گويد:
«اصل رجعت، حق است وشبهه اي درآن نيست وعدم اعتقادبه آن موجب خروج ازجرگه مؤمنان وشيعيان مي شود. چراکه رجعت از امور ضروري مذهب شيعه بوده ورواياتي که درموردصراط وميزان وغيرآن دوبه دست مارسيده است ، از جهت تعداد و نيز صحت مدارک و وضوح دلالت ، افزونتر از روايات رجعت نيست.

باآن که اعتقاد به صراط به ميزان و جزآن ها ضروري است، اما، بايدتوجه داشت که اختلاف و بينش هاي متفاوت درجزييات مسأله رجعت، ضرري به اصل آن نمي زند، همان طورکه برداشت -هاي متفاوت در ويژگي هاي صراط وميزان در اصل آن خدشه وارد نمي سازد»(5)

پی نوشت :

2. غيبت نعمايي، نعمان ابن ابراهيم، ص 255.
3. همان، ص 318.
4. ملاحم، سيدابن طاوس، ص 74.
5. حق اليقين في معرفه اصول الدين، سيدعبدالله شبر، بحث رجعت.

منبع : ظهور12

یک دیدگاه برای “منظور از دين و کتاب جديدی که امام زمان می آورد ، چيست؟”

  1. منظور این است که شما تا توان دارید افکار و عقاید خود را قاطی دین کنید که یک موقع خدایی نکرده دشمن شاد نشویم او خواهد آمد و ماس مالی خواهد کرد…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.