مستند BBC علیه مقام معظم رهبری،آیت الله خامنه ای

مستند BBC علیه مقام معظم رهبری،آیت الله خامنه ای

اعتراف همراه با عقده گشائی بی بی سی در فیلمی که برای رهبر انقلاب ساخت پخش برنامه ای طولانی علیه رهبر معظم انقلاب توسط تلویزیون دولتی انگلیس با واکنش های مختلف در محافل ضدانقلاب مواجه شد. به گزارش جهان به نقل از کیهان شبکه بی بی سی در این برنامه سعی کرد به عقده گشایی […]

http://up.shadfa.com/images/aiamlbvlg4w6iow9qvjt.jpg

اعتراف همراه با عقده گشائی بی بی سی در فیلمی که برای رهبر انقلاب ساخت

پخش برنامه ای طولانی علیه رهبر معظم انقلاب توسط تلویزیون دولتی انگلیس با واکنش های مختلف در محافل ضدانقلاب مواجه شد.

به گزارش جهان به نقل از کیهان شبکه بی بی سی در این برنامه سعی کرد به عقده گشایی علیه انقلاب اسلامی به نیابت از سران انگلیس و آمریکا و رژیم صهیونیستی بپردازد.

با وجود کینه توزی بی سابقه تهیه کنندگان شبکه وابسته به سرویس جاسوسی و وزارت خارجه انگلیس که در جای جای برنامه تهیه شده موج می زند اما اذعان به برخی حقایق باعث خشم محافل ضدانقلاب شده است از جمله آنجا که می گوید «آنچه آیت الله خامنه ای را از بسیاری از رهبران و حاکمان تاریخ ایران ممتاز می کند، نگاه منطقی و عملگرایانه او به سیاست است. او برخلاف بسیاری از حاکمان، مرد عکس العمل های آنی نیست. موارد معدودی گزارش شده [؟!] که کنترل خود را از دست داده و تصمیمی گرفته باشد که با دوراندیشی سیاسی وی ناسازگار است. زندگی سیاسی [آیت الله] خامنه ای نشان می دهد او هیچ وقت شتابی برای قدرت گرفتن نداشته است اما به خاطر پرهیز از تندروی، هیچ گاه هم مجبور نشده از نردبان قدرت [اقتدار] پایین بیاید. مرز دوست و دشمن برای او مرز روشنی است و او در برخورد با مخالفان [دشمنان] غالبا برخورد قهرآمیزی دارد اما زمان زیادی لازم است تا دشمنی کسی برای او به اثبات برسد… شیوه مدیریتی [آیت الله] خامنه ای در مقابله با بحران های سیاسی شیوه ای دوسویه است. او ابزار همدلی و سرکوب را که در ادبیات سیاسی شیعه به جاذبه و دافعه حاکم مشهور است، به طور همزمان و هماهنگ به کار می گیرد… همسر وی در هیچ مراسم رسمی حاضر نمی شود و تاکنون حتی تصویری از او منتشر نشده است. چهره همسر او آن قدر ناشناخته است که حتی در زمان بستری شدن یک هفته ای در بیمارستان قلب، پرستاران و دکترها نمی دانستند او همسر رهبر ایران است. آیت الله خامنه ای برخلاف بسیاری از سیاستمداران ایران، پسرانش را از فعالیت های اقتصادی یا داشتن مناصب حکومتی منع کرده است.»

بی بی سی در عین حال در این برنامه به انواع عقده گشایی ها روی آورد تا شاید بخشی از داغ هایی که استعمارگران نوین از رهبری هوشمندانه حضرت آیت الله خامنه ای به ویژه طی چند سال اخیر در منطقه خاورمیانه دیده اند، تشفی پیدا کند.

به دنبال پخش برنامه بی بی سی، برخی عناصر ضدانقلاب و فعالان رسانه ای آنها از فحاشی های بی بی سی استقبال کردند اما در عین حال اعترافات این شبکه باعث شد تا شبکه بالاترین در تحلیلی بنویسد: این فیلم برای نشان دادن نقاط ضعف رژیم ساخته شده اما در عمل به نمایش قدرت رژیم و رهبری منجر شده است. با دیدن فیلم ما این گونه می فهمیم که رهبری در ایران بسیار قدرتمند و هوشمند است و نظام زیرساخت های بسیار اساسی دارد که به سادگی قابل درهم شکستن نیست. در نهایت هم تاکید می شود که رهبری تا پای جان ایستادگی می کند و تنها خود را در برابر خدا پاسخگو می داند. در واقع او به عنوان قهرمان دیده می شود.
یکی دیگر از کاربران بالاترین نیز در این باره تصریح کرد: ۶۰ دقیقه برنامه بی بی سی، حتی ۶۰ ثانیه هم حرف جدید نداشت. شاید هم جمهوری اسلامی خودش پارازیت انداخته تا بینندگان را برای دیدن برنامه مذکور کنجکاوتر و مشتاق تر کند(!)

در همین حال مهدی جامی از همکاران قدیمی شبکه بی بی سی، در وبلاگ خود نوشت: بخش اعظم اطلاعات برنامه بی بی سی، مفید فایده نبود و نکته تازه ای را روشن نمی کرد. ما در این برنامه نه تحقیق و نه منبع تازه ای نمی بینیم. بنابراین هیچ مزیتی ندارد. در عین حال به نظرم بی بی سی فارسی در این گزارش از آن بی طرفی خاص خود خارج می شود و می تواند بازتاب مرحله تازه ای از سیاست گذاری بریتانیایی برای مقابله آشکار با رهبری جمهوری اسلامی باشد. اما از نظر حرفه ای این کار، امتیازی برای شبکه بی بی سی به همراه نمی آورد.

داریوش سجادی نیز در وبلاگ خود خاطرنشان کرده است: بی بی سی فارسی پس از گذشت ۳ سال از فعالیتش حتی نتوانسته یک مستند قابل اعتنا به مخاطب عرضه کند. برنامه اخیر هم یک شلختگی بصری با «کات و پیست» ناشیانه بود. به قول انگلیسی ها وقتی یک اسکاتلندی دگمه ای پیدا می کند آن را به خیاط می دهد تا برایش کت و شلوار بدوزد!
وی اضافه می کند: در برنامه بی بی سی گفته می شود که آیت الله خامنه ای به جای پاسخگویی به تاریخ، خود را پاسخگو به خدا می داند. ظاهرا تهیه کننده ناشی متوجه نیست که پاسخگویی به خداوند از مسلمات اسلام است و تعلقی به آیت الله خامنه ای ندارد… تهیه کننده ناشی از همان آغاز بی پروایی و بی اخلاقی را به وضوح نشان می دهد و به صورتی کاملا غیرحرفه ای، بی اخلاقی خود را به پیشانی مخاطب می کوبد.

سجادی نوشت: طبیعتا پخش این برنامه مغرضانه و غیرحرفه ای جمیع کارکنان ایرانی بی بی سی را شریک جرم خواهد کرد و همین امر، این حق را برای آنها ایجاد خواهد کرد تا تهیه کنندگان آن را شماتت کنند که چرا هزینه عمل خود را چنین نسنجیده و نابلدانه به حساب همه پرسنل نوشته اند؟

۲۹ شهریور ۱۳۹۰ | پیوندک |
ارسال دیدگاه

*

code

نويسنده ديدگاه :adminx

بسم الله الرحمن الرحیم
تولید و پخش اینگونه مستندها و فیلم ها تاسف آور و ناراحت کننده است و جای هیچ عذروبهانه ای را برای مدیران فرهنگی کشور باقی نمیگذارد.
دشمن دشمن است واز او هیچ توقعی نیست اما از دوستان-واقعا اگر بتوان دوستشان نامید- هم توقع هست هم چشم امید.
چگونه است که با وجود یک تسبیح مراکز و موسسات دولتی و نیمه دولتی با میلیاردهامیلیارد بودجه فرهنگی و قلعه ای عظیم بنام سازمان صداو سیما- سازمان تبلیغات- حوزه هنری- وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با همه توابع و زیرمجموعه ها و شرکتها و موسساتش- دانشگاهها- مراکز اسناد- موسساتی با نامهای پرهیمنه مثل مرکز مطالعات راهبردی فلان و بهمان و با اختیارات فراوان و سپری بنام اسلام و حاکمیت و نظام- با اینهمه عنوان و بودجه و اختیارات واقعا مارا چه شده که باید ناتوانی خودرا در پس تل زباله ای بنام دشمن خارجی و یا مفروض پنهان کنیم؟
آیا بااینهمه مراکز و بودجه و ساختمان و اتومبیل و بیا و برو چه شده که توان مقابله با مشتی یک لاقبای داخلی به رخوت تبدیل شده است؟
چرا مدیران فرهنگی ما کارفرهنگی را به فرهنگ اقتصادی تبدیل کردند؟ کجاست تولیدات صداوسیماکه در یک صفحه و ده صفحه نمیگنجد؟ کجاست اثرات وضعی اینهمه اجلاس و همایش و هم اندیشی فرهنگی؟ کجاست ؟
آیا ائمه معصومین علیهم السلام اینگونه رفتار میکردند؟
آیا رهبران انقلاب با مردم و نسل های جوان اینگونه رفتار میکردند؟
آیا مادچار نوعی خودشیفتگی و تکبر فرهنگی در میان مدیران فرهنگی خود نشده ایم؟
آیا این فرمایش رهبر معظم انقلاب که ابتدا تهاجم فرهنگی را نام بردند و چندی بعد تاکید فرمودند و در انتها از آن بانام شبیخون نامبردند- نیست؟
آیا مگر کارفرهنگی جز بسترسازی برای ابلاغ حقیقت است؟
آیا واقعامیتوان براساس گزارشهای مدیران دولتی زندگی کرد و آنرا آیینه تمام نمای واقعیت دانست؟
آیا رهبری انقلاب فقط برای هزینه کرد توسط مدیران بی تدبیر بوجود آمده اند؟
آیابرای صدا وسیمای مااتفاقی می افتد که یکبار هم در تاریخ سی ساله پس از انقلاب یک تولید فاخر غیراقتصادی و اثربخش انجام دهد؟
آیاواقعاکارفرهنگی فقط چاپ کتب با مضامین تکراری است؟
آیا کارفرهنگی کلیشه سازی و مبتلا شدن به کلیشه های رفتاری و شعاری است؟
آیا کارفرهنگی در اتاق های دربسته جلسه ترتیب دادن و ابلاغ صورتجلسات آن بعنوان کارفرهنگی است؟
متاسفانه همه اینهاناشی از بی تقوایی و بی تجربگی مدیرانی است که کارفرهنگی را با کار اداری و دیوانسالاری و بروکراسی اداری اشتباه گرفته اند- آنها فکر میکنند هرچقدر گزارش مطول باشد حتما در عالم واقع نیز اتفاقی به همان بزرگی رخ میدهد!
اگر این روش صحیح و علمی بود هیچگاه انقلاب اسلامی به پیروزی نمیرسید چون در دوران طاغوت- دشمن قوی تر بود و امکانات فعالین فرهنگی هزاران هزاران بار کمتر و اصلا امکانی نبودو کارفرهنگی عاشقان وارسته ای را میطلبید که میدانستند بایداز جان و آبروی خودهم هزینه کنند و کارخودرا رسالتی عظیم و تاریخی میشمردند اما اینک کارفرهنگی به مشتی کلیشه وشعارتبدیل شده است- رهبر عظیم الشانمان دستور به تولید فرهنگ و فکر میدهند ومدیران فرهنگی همایش و جلسه درون سازمانی برای این اصل عظیم تشکیل میدهند!
مدیران فرهنگی مافی الواقع سیرت اصیل فرهنگ مارا فدای صورت کرده اند و خود هم نمیدانند که چه کرده اند و چه خواهد شداما لازم است که دانست با دادن عناوینی مانند مدیر و مدیر کل و معاون و امثالهم نمیتوان درایت و درک و تقوی و تجربه و خلاقیت و صبوری فرهنگی را به اشخاص انتقال یا تزریق کرد.
اگر بودجه برای کارفرهنگی اصل بود پس هیچگاه فعالیتهای فرهنگی پیش از انقلاب نباید به بار مینشست.
اگر پست و سمت و جایگاه رفیع و القاب و عناوین راهگشا می‌بود پس انقلاب نباید پیروز میشد.
اگربسترسازی و الگوسازی و استدلال مبتنی بر هدایت و تفهیم و اقناع اصالت نداشت پس هرگز رسول الله صلوات الله علیه و آله وسلم و اهلبیت علیهم السلام نبایدمباحثه میکردند.
آیامیتوان اثربخشی مشتی تهیه کننده و رانتخوار در عرصه های مختلف فرهنگ را نادیده انگاشت؟ آیامیتوان درمقابل کلاف سردرگم عملکرد بلااثر و مخرب بخشهای دولتی و نیمه دولتی را نادیده گرفت؟
خداوندا مارا تقوی بخش- تقوایی که با یک “تق” “وا” نرود.
خداوندابما صلابت و جسارت خودانتقادی عطافرما.
خداوندا بمارحمت کن و مارا ولایتمداری واقعی عنایت کن.
خداوندا دشمنان دین و مذهب- نظام مقدس جمهوری اسلامی و رهبر عظیم الشان انقلاب و آرمانها و ارزشها را نابود فرما.
آمین یارب العالمین

نويسنده ديدگاه :زهرا

این مستند فقط عشق منو به رهبر زیاد کرد

نويسنده ديدگاه :حمید

هدف این مستند تغییر جایگاه رهبری از یک رهبر سیاسی مذهبی به یک رهبر سیاسی صرف می باشد

KHAMENEI KHAMENEI