ظهور،تصویر واقعی شیطان

سایت خبری,ظهور,تصویر واقعی شیطان,امام زمان,دانلود سخنرانی

فید فیس بوک ریزنگار
نصرپیام

برای چه زنا کردن حرام است ؟

برای چه زنا کردن حرام است ؟

به نوشته ظهور۱۲ به نقل از سایت مشکات » پرسش : مدتی است که به واسطه آشنایی با فرهنگ غرب دچار شک شده ام که خدا چرا زنا را حرام کرده است، چون این پدیده برای غربی ها که مانند ما قید و بند ندارند، مشکلی به وجود نیاورده است و برای آنان یک مسأله عادی است؛ افزون بر این، راه های پیش گیری از بیماری های احتمالی را هم تدبیر کرده اند، پس چرا اسلام زنا را حرام کرده است؟

پاسخ: در پاسخ به این پرسش مهم باید به چندنکته مهم توجه داشته باشیم:

۱-  دین مقدس اسلام جامع است و برای تمام مراحل و مقاطع زندگی انسان ها در دنیا و آخرت، برنامه ها و احکام ویژه ای دارد که بر اساس مصلحت و در راستای سلامت بشر از ناهنجاری های اخلاقی، اعتقادی و … ترسیم شده است.

شریعت مقدس اسلام بنا به مصلحت انسان ها و در راستای برنامه هدایتی و تربیتی و در نهایت رساندن بشر به جایگاه انسانی و خلیفه الهی بودن و در نتیجه رسیدن به کمال و رشد لازم بایست ها و نبایسته هایی دارد که از جمله این محرمات زنا می باشد، قرآن کریم در این باره به صراحت می فرماید: «ولا تَقرَبُوا الزِّنى اِنَّهُ کانَ فحِشَهً وساءَ سَبیلا (اسراء، ۳۲)؛ و نزدیک زنا نشوید که کار بسیار زشت و بد راهی است.»

بنابراین، دین اسلام در جهت تامین سعادت بشر این دستورها و احکام را قرار داده و به مردم سفارش کرده که آن ها را رعایت نمایند.

۲-  پدیدۀ زنا در غرب و اروپا نیز همواره از زشتی و قبح لازم برخوردار است و به خاطر تأثیر ها و بازتاب منفی که در جوامع بشری دارد، بشریت همواره در طول تاریخ با این پدیدۀ زشت موافق نبوده است و همیشه به عنوان یک پدیده منکر و ناپسند به آن نگاه کرده اند، و در تمام ادیان و ملل و اقوام ممنوع بوده و مورد نکوهش قرار گرفته است[۱] .

حتی برخی دانشمندان، زشتی و قبح زنا را عقلی دانسته و معتقدند که زنا شویی بهترین پیوند اخلاقی بوده و سالم ترین روش برای بقای نسل انسان ها و نیز پاسخ به غریزه جنسی می باشد، و پدیده زنا را سبب به وجود آمدن مشکلات روحی، فرهنگی و موجب بحران هویت افراد جامعه می دانند.[۲]

زنا در ادیان آسمانی نیز همواره ممنوع و ناپسند بوده است، و حتی برای زنا کننده مجازاتی همچون دیه و آتش زدن زنا کار در نظر گرفته شده است.[۳]

اقوام و ملل دیگر، حتی پادشاهان مصری و نیز بابلیان، آشوریان، پارس قدیم، هندی ها و … زنا را ممنوع دانسته و مرتکبان آن را مستحق کیفر می دانند.[۴]

در کشورهای غربی و اروپایی نیز روسپی ها از اعتبار اجتماعی برخوردار نبوده و محافل مذهبی و کشیشان کلیسا ها مخالفت خود را با چنین اعمالی بیان می کردند و همچنان ازدواج را امری مقدس و نیکو می پندارند.[۵]

۳-  پدیده زنا و روسپی گری، آثار بسیار بد و مخربی را در میان جوامع بشری به جا می گذارد که علی رغم تلاش جوامع بشری، به ویژه غرب برای کم کردن آثار بد آن، همچنان گرفتار آثار سوء اخلاقی، اجتماعی، اقتصادی و … این پدیدۀ زشت می باشند. سست شدن بنیان خانواده، افزایش کودکان بی نام و نشان، بحران هویت نسل ها، افزایش بیماری های واگیر و علاج ناپذیر، کاهش ارزش و مقام زن در حد یک کالای مصرفی، از بین رفتن عواطف انسانی، انحطاط اخلاقی و اجتماعی در میان نسل های آینده، رخت بر بستن باورهای دینی، روحیه ایثار، انفاق، انسان دوستی و … در جوامع بشری و … .

افزون بر این، ممکن است این پدیدۀ شوم، ده ها مفسده و آثار بد دیگر داشته باشد که ما از آن آگاهی نداشته باشیم و یا هنوز آشکار نشده باشد و یا آنکه بر اساس جهان بینی اسلامی که همه ادیان نیز بر آن تأکید دارند، برخی آثار بد یک گناه گاهی اخروی بوده و انسان ها را در سرای آخرت گرفتار می کند، بدیهی است که برخی آثار بد زنا در سرای آخرت روشن می شود؛ حضرت علی ـ علیه السلام ـ می فرماید: «از پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله ـ شنیدم که می فرمود: در زنا شش اثر سوء است، سه قسم در دنیا: ۱. گرفته شدن صفا و نورانیت از انسان؛ ۲. قطع شدن روزی؛ ۳. تسریع در نابودی. و سه قسم هم در آخرت: ۱. غضب پروردگار؛ ۲. سختی حساب؛ ۳. داخل شدن در آتش جهنم و یا باقی ماندن در جهنم.»[۶]

بنابراین، گناه و پدیدۀ بسیار زشت زنا در میان تمام جوامع بشری دارای زشتی و قبح ویژه ای است و هیچ دین و شریعتی آن را تأیید نکرده است.


[۱] . ر.ک: البحر السوائق، ابن نجیم مصری، ج ۵، ص ۷؛ المبسوط، مرحوم سرخسی، ج ۲۴، ص ۳۲.

[۲] . ر.ک: کنترل بیماری مبتلا به بیماری های آمیزشی، سازمان بهداشت جهانی، سال ۱۹۹۱ میلادی، سری گزارش های تکنیکی، شماره ۱۸۰.

[۳] . ر.ک: کتاب مقدس یهود، بخش ۲۲، ص ۲۸ و ۲۹.

[۴] . ر.ک: تاریخ تمدن، ویل دورانت، ج ۱۳، ص ۴۹۱.

[۵] . ر.ک: تاریخ تمدن، همان.

[۶] . ر.ک: مجمع البیان، مرحوم طبرسی، ج ۶، ص ۶۳۸، مؤسسه علمی للمطبوعات، بیروت.



۸ تیر ۱۳۹۱ | پیوندک |
ارسال دیدگاه