راز عدد هفت در سعی صفا و مروه

در مسأله سعی صفا و مروه که از شعائر الهی است و از ارکان حج و بسی عبرت آموز، لازم است به مسائلی مهم اشاره شود: ۱ ـ امام صادق(علیه السلام) می فرماید: از آنجا که حضرت آدم که از جانب حق به مقام اصطفا رسید، به این قطعه از کوه هبوط کرد. نام این […]

در مسأله سعی صفا و مروه که از شعائر الهی است و از ارکان حج و بسی عبرت آموز، لازم است به مسائلی مهم اشاره شود:

۱ ـ امام صادق(علیه السلام) می فرماید: از آنجا که حضرت آدم که از جانب حق به مقام اصطفا رسید، به این قطعه از کوه

هبوط کرد. نام این کوه به مناسبت مقام آدم، صفا نامیده شد و چون حوا که مقام زینت و مرأه بودن داشت، به آن کوه دیگر هبوط کرد، نام آن کوه مروه گذاشته شد.

چون ابراهیم، هاجر و اسماعیل را در آن وادی لم یزرع در حول و حوش حرم و جایگاه خانه قرار داد و خود به شام بازگشت، کودک شیرخواره به تشنگی سختی مبتلا شد، هاجر که در میان زنان زمان نمونه ایمان و اخلاص و فداکاری و تسلیم به حق بود، برای نجات طفل، نه تنها به خاطر مهرمادری بلکه برای خدا، بر کوه صفا ایستاد و فریاد زد: آیا در اینجا انیس و مونس هست؟ چون جوابی نشنید به کوه مروه رفت و به همان صورت داد خواهی نمود و بی جواب ماند. این برنامه را هفت بار تکرار کرد، در این وقت امین وحی در برابر او ظاهر شد و گفت:

کیستی؟

جواب داد:

مادرِ فرزند ابراهیم.

امین الهی به او گفت:

شما را به که سپرده اند؟

گفت: این مطلب تو را به وقت مراجعت ابراهیم از ابراهیم پرسیدم آن پیامبر بزرگوار فرمود: من شما را به خدا سپردم.

جبرئیل گفت: به حق شما را به کسی سپرده که در تمام امور کفایتتان می کند. در آن وقت کودک با پاشنه پا از شدت تشنگی زمین را کاوش می کرد که ناگهان چشمه پرآبی از زیر پای او جاری شد.

این هفت بار رفت و آمد هاجر که منشأ و ریشه ای جز ایمان و اخلاص و حفظ کودک برای خدا و جلب رضایت حق نداشت، از جانب خدا به عنوان رکنی از ارکان حج و شعاری از شعائر خدا قرار داده شد۲ تا زائران خانه محبوب، خالص و مخلص آن وادی پرنور را هفت بار رفت و آمد کنند و روح خود را همانند روحِ هاجر از زنگ کدورتها بشویند.

آری سعی صفا و مروه از طرفی ارج نهادن به مقام ایمان و اخلاص آن زن با کرامت است. از جهت دیگر اطاعت از فرمان حضرت حق است در تعظیم شعائر او و از باب دیگر، سعی در تصفیه نفس و تحقق توبه، و توسل به

مقام حضرت رب و یاد آور محشر کبری و قیامت عظمی و تردد مردم در آن صحنه هول انگیز برای به دست آوردن راه نجات، و جلب شفاعت شفیعان روز جزاست.

۳ ـ با سعی صفا و مروه که در خطّی مستقیم و راهی راست انجام می گیرد، انسان به مقصدی از مقاصد حقه، که اتمام عمره تمتع یا عمره مفرده تا حج تمتع است، می رسد و به این معنای آموزنده متوجه می گردد که:

راه رسیدن به نتایج مثبت و خیر دنیا و آخرت و جلب خوشنودی محبوب و به دست آوردن جنّات و رضوان حق، فقط و فقط حرکت در صراط مستقیم است، که از هرگونه کجی و اعوجاج بدور است.

صراط مستقیم حق، قرآن و مجموعه روایات صحیحه ای است که از اهل بیت (علیه السلام) رسیده; صراطی که شیاطین انسی و جنّی انحراف انسان از آن را هدف قرار داده اند صراطی که راه همه انبیا و اولیا و راه کمال و استکمال بشر است. و راهی است که همه استعدادهای آدمی در آن به رشد می رسد و از انسان منبعی از کمالات و خیر به وجود می آورد.

صراط مستقیم راهی است که نتیجه حرکت در آن، لقاء الله ورسیدن به بهشت عنبر سرشت و عامل همنشینی باانبیا و صدّیقین و شهدا و صالحین در عالم آخرت است.

امام صادق(علیه السلام) می فرماید: از آنجا که حضرت آدم که از جانب حق به مقام اصطفا رسید، به این قطعه از کوه هبوط کرد. نام این کوه به مناسبت مقام آدم، صفا نامیده شد و چون حوا که مقام زینت و مرأه بودن داشت، به آن کوه دیگر هبوط کرد، نام آن کوه مروه گذاشته شد

تعالی روح، رشد عقل، ظهور مایه های انسانی، طلوع اخلاق حسنه، پدید آمدن عمل صالح، همه و همه محصول حرکت در صراط مستقیم است، که سعی صفا و مروه در آن جادّه مستقیم که حرکتی الهی است و هروله در آن نشان و علامت فرار از شیطان است; شیطانی که در آن مسعی در برابر ابراهیم قرار گرفت و امین وحی حمله به او را به ابراهیم دستور داد و او در برابر حرکت تند ابراهیم فرار کرد۳ گوشه ای است از صراط کلی و جهتی است برای توجه انسان از صراط صغیر به صراط کبیر.

صفا و مروه

در تردد در سعی صفا و مروه باید تردّد در حریم و درگاه و پیشگاه سلطان هستی را به امید عطاء و بخشش او در نظر گرفت و بادلی پر از یقین متوجه عنایت آن حضرت بود که جنابش در کرم و لطف و محبت و عنایت و رحمت و غفران نهایت و حدّ ندارد و محال است گدایی که به امید لطف صاحبخانه به در آن خانه رفت و آمد کند نا امید باز گردد.

۴ ـ گرچه بسیاری از حقایق مبتنی بر عدد هفت است; ایام هفته، هفت آسمان، هفت زمین، هفت منزل سلوک، هفت شهر عشق، هفت دور طواف، هفت مرتبه سعی صفا و مروه، هفت بار جمره و هفت دوزخ، ولی فلسفه ابتنای این حقایق بر ما آنطوری که باید روشن نیست. شاید هفت بار سعی صفا و مروه اگر با خلوص نیت و اخلاص حال و توجه به محبوب انجام گیرد، که تعظیم شعار دوست با آن هفت مرتبه تحقق پیداکند، از باب رحمت و لطف حضرت او سبب نجات از هفت طبقه دوزخ با قبول توبه انسان در پیشگاه او شود، که اگر فلسفه و حکمت این هفت مرتبه سعی صفا و مروه نجات از هفت دوزخ باشد، بهره ای بسیار عظیم که در میان بهره های انسان کم نظیر است نصیب آدمی شده، و اگر حکمت آن در صورت توجه به حقیقت سعی آزاد کردن چشم و گوش و زبان، و دست و شکم و شهوت و قدم از گناهان و معاصی باشد، و اینکه در مسعی برای پاک نگاه داشتن این هفت عضو رئیسه جسم با خداوند مهربان پیمان بسته شود باز سودی دریاوار از سعی صفا و مروه به انسان رسیده، و اگر فلسفه آن در هر مرتبه از سعی زدودنِ شهوت بی قید و بند و دو میوه تلخ آن حرص و بخل، و غضب و دو اثر جهنمی آن عجب و کبر، و هوا و سه ثمره خطرناک آن کفر و بدعت و حسد باشد،

عظیم ترین منفعت و سنگین ترین سود، که پاک شدن وجود از بدترین رذائل اخلاقی است برای انسان حاصل شده است. آری اگر زدوده شدن این منابع شرّ و زیان و بباد دهنده خیر دنیا و آخرت:

۱ ـ شهوت

۲ ـ حرص و بخل

۳ ـ غضب

۴ ـ عجب و کبر

۵ ـ هوا

۶ ـ کفر و بدعت

۷ ـ حسد، اگر فلسفه سعی صفا و مروه و حکمت این رکن عظیم و این عمل الهی باشد، خوشا به حال انسانی که موفق به اینگونه سعی صفا و مروه شود، که شاید تعظیم شعائر الهی که مایه در تقوای قلب دارد غیر از این نباشد.

در آیه مربوط به صفا و مروه بیان شده که صفا و مروه بدون شک از شعائر الهی است و خداوند بزرگ نسبت به انجام دهنده این عمل شاکر علیم است.

” إِنَّ الصَّفا وَالْمَرْوَهَ مِنْ شَعائِرِ اللهِ فَمَنْ حَجَّ

الْبَیْتَ أَوِ اعْتَمَرَ فَلا جُناحَ عَلَیْهِ أَنْ یَطَّوَّفَ بِهِما وَمَنْ تَطَوَّعَ خَیْراً فَإِنَّ اللهَ شاکِرٌ عَلِیمٌ”.۴

حج در کلام رهبری

آری خداوند مهربان نسبت به کسی که همراه با سعی صفا و مروه شیطان را از خود فراری دهد، و کشتی وجود خویش را از هفت دریای عذاب جهنم با توبه و انابه واقعی به ساحل نجات برساند، و در همه امورش به امید بخشش و عطای سلطان هستی باشد، و تردّدی و رفت و آمدی جز به حریم حق نکند، و با هر مرتبه سعی، رذیلتی از رذایل بیان شده در سطور قبل را از خود دور کند، شاکر است، که شکر خدا از بنده اش، اعطای اجر جزیل و ثواب جمیل و رزق کریم است، و عبد باید بداند که اعمال و دقایق اعمال و ظاهر و باطن اعمال در محضر حق حاضر، و خداوند نسبت به همه آنها بینا و آگاه است، اگر عمل به نحو حقیقت انجام گیرد به شکر حق از عبد متصل شود که: ” فَإِنَّ اللهَ شاکِرٌ عَلِیمٌ”.

۵ ـ در آن زمان که شهر مکه، و بیت و مسجد، و مسعی و عرفات و مشعر و منا در اختیار بردگان شیطان بود، حرم و منطقه صفا و مروه را جایگاه بتان قرار داده بودند، پس از مسأله حدیبیه، رسول خدا با مشرکان مکه شرط کردند که در سال بعد از حدیبیه راه را برای عمره مسلمانان باز بگذارند، چون برای عمره به مکه آمد دستور داد صفا و مروه را از لوث وجود بت ها پاک کنند، آنان بت ها را از صفا و مروه برداشتند، ولی پس از اتمام سعی، رسول خدا بلافاصله بت ها را در جایگاه خود نصب کردند، مردی از اصحاب به وقت خالی بودن صفا و مروه موفق به طواف نشده بود، چون به صفا آمد، صفا را آلوده به بت ها دید به محضر رسول حق شکایت برد، در این هنگام آیه شریفه إنّ الصّفا والمروه من شعائر الله نازل شد، و به آن مرد فهماندند که توجهی به ظاهر امر نداشته باش و خود را از سعی صفا و مروه به خاطر نصب چند بت محروم مکن، اگر در تاریخ اسلام آمده; بعضی از مسلمانان از سعی خودداری داشتند به این خاطر بود، ولی خداوند مهربان آنان را توجه به حقیقت سعی که بسی منفعت دارد داد، و از مقید کردن به ظاهر امور که مانعی بین انسان و حضرت حق است بر حذر داشت، که اگر چند بت بی جان و جاندار بخواهد مانع بین انسان و حق شود، آن انسان به حقیقت انسان نیست انسان کسی است که بتواند تمام قدرت و قوت خود را برای رفع موانع بین خود و حق به کار گیرد، که انسان خلیفه خداست و قدرت کاملی برای دفع هوا و هوس و شکستن بت بی جان و جاندار را دارد، و مناسک حج برای نشان دادن استعداد و قدرت و قوت انسان به انسان است.۵

دین و اندیشه

۷ شهریور ۱۳۹۰ | پیوندک |
ارسال دیدگاه

*

code

Hey, you used to write excellent, but the last several posts have been kinda boring… I miss your super writings. Past few posts are just a bit out of track! come on!”To be content with what one has is the greatest and truest of riches.” by Cicero.

KHAMENEI KHAMENEI