اشعار شب قدر،شهادت امام علی

… … شب قدر است و قدر آن بدانیم نماز و جوشن و قرآن بخوانیم به درگاه خدا غفران و توبه به شرطی که سر پیمان بمانیم برای پاکی نفس و سعادت همیشه بهر خود شیطان برانیم شب تقدیر و ثبت سرنوشت است دعا بر مومن و انسان بخوانیم برای صیقل روح و روان ها […]

http://www.zohur12.ir/wp-content/uploads/2011/10/w644kvz6vvletacp6dm6.jpg

شب قدر است و قدر آن بدانیم
نماز و جوشن و قرآن بخوانیم

به درگاه خدا غفران و توبه
به شرطی که سر پیمان بمانیم

برای پاکی نفس و سعادت
همیشه بهر خود شیطان برانیم

شب تقدیر و ثبت سرنوشت است
دعا بر مومن و انسان بخوانیم

برای صیقل روح و روان ها
به دل دریائی ازایمان رسانیم

برای اولین مظلوم عالم
بسی خون دل ازچشمان چکانیم

هزاران لعنت و نفرین بسیار
به قاتلهای مولامان رسانیم

دراین شبهاتومهدی(عج)راصدا کن
چو یوسف غایب است حیران چنانیم

دعای اول وآخر ظهور است
که بیش ازاین دراین هجران نمانیم

؛مسافر؛ را بگو ایمان قوی دار
که تاوصلی به این دامان امانیم


شاعر: سید مسیح شاهچراغی

تسبیح زخم های تو تصویر می شود

تا دانه دانه اشک تو زنجیر می شود

اندوه کعبه بود، ترک خورد از غمت

دارد به شکل قلب تو تصویر می شود

آیینه در برابر منشور گریه هات

در غربت نگاه تو تکثیر می شود

از سیر تا پیاز غمت سیر گریه کرد

آن دختری که از همه کس سیر می شود

آن قدر خون گریست که افتاد بر زبان

دارد به پای غصّه ی تو پیر می شود

دنیا بدون فاطمه یک جور دیگریست

خیلی برات سرد و نفس گیر می شود

تا دست های حیدریت بسته می شوند

روباه هم به یک دو نفس شیر می شود

این سفره های نان و نمک بعد رفتنت

لبریز شیر و گندم و تزویر می شود

یعنی علی نماز نمی خواند؟… وای من

روح اذان به مأذنه تکفیر می شود

شب های قدر وقت نزول کبود تو

فزت و رب…، به خون تو تفسیر می شود

این قلب های سنگیمان خیبری شدند

تنها به دست مهر تو تسخیر می شود


یا علی یا علی مالک ملک دلی

نام زیبای تو شد رافع هر مشکلی

یا علی یا مولا ای نگار زهرا

یا حیدر یا حیدر یا مرتضی

ای به گل رنگ و بو وز تو بلبل نغمه گو

ساقیا یک دم بیا همره مستان بگو

یا علی یا مولا ای نگار زهرا

یا حیدر یا حیدر یا مرتضی

یا علی یا علی دست ما دامان تو

ای سخا ای کرم چشم ما احسان تو

یا علی یا مولا ای نگار زهرا

یا حیدر یا حیدر یا مرتضی


مولای ما نمونهء دیگر نداشته است

اعجاز خلقت است و برابر نداشته است

وقت طواف دور حرم فکر می کنم

این خانه بی دلیل ترک برنداشته است

دیدیم در غدیر که دنیا به جز علی

آیینه ای برای پیمبر نداشته است

سوگند می خورم که نبی شهر علم بود

شهری که جز علی در دیگر نداشته است

طوری ز چارچوب در قلعه کنده است

انگار قلعه هیچ زمان در نداشته است

یا غیر لافتی صفتی در خورش نبود

یا جبرِِییل واژهء بهتر نداشته است

چون روز روشن است که در جهل گمشده است

هر کس که ختم نادعلی بر نداشته است

این شعر استعاره ندارد برای او

تقصیر من که نیست برابر نداشته است

شاعر :سید حمیدرضا برقعی


دلم تا از مسیر عشق رد شد

به اشعارم نظر بی حصر و حد شد

کسی که گفت ذکر یا علی را

امین قل هو الله احد شد

که مولا عشق رب العالمین است

فقط حیدر امیر المومنین است

اگر از عشق او بیگانه باشم

ضرر کردم پی میخانه باشم

اگر عشاق را دیوانه خوانند

همان بهتر که من دیوانه باشم

مساوی نام مولا با یمین است

فقط حیدر امیر المومنین است

علی در مکتبش صد یاس دارد

طلا ، یاقوت ، دُر ، الماس دارد

مگو سقای لب تشنه محال است

ابالفضل از علی میراث دارد

علی ذکر یل ام البنین است

فقط حیدر امیرالمومنین است

کتاب مرتضی صدها ورق داشت

فلق از عشق او رنگ شفق داشت

همین روح القدس که هست مشهور

به ذکر یا علی روح و رمق داشت

نگارم زینت عرش برین است

فقط حیدر امیرالمومنین است

اگر خواهی که یابی احترامی

میان مردمان باشی گرامی

بیا و بر در این خانه بنشین

غلامی کن غلامی کن غلامی

بدان ارباب ما شاه زمین است

فقط حیدر امیرالمومنین است

می افتد قیمت یاقوت و گوهر

می افتد هیبت طوفان و تندر

می افتد کاخ هر شاه ستمگر

نمی افتد تلاطم های حیدر

چرا ؟ چون عشق مولا آتشین است

فقط حیدر امیرالمومنین است

الا که مست عین و شین و قافی

اگر قبر شهیدان را شکافی

از آنان هم بپرسی رمز ایمان

فقط گویند یک جمله ست کافی

تمام اعتقاد ما همین است

فقط حیدر امیر المومنین است

منم ریزه خور دربار زینب

سلامم بر همه انصار زینب

نمی خواهم پزشک و قرص و دارو

خوشم چون که شدم بیمار زینب

تمام حرف این علامه این است

فقط حیدر امیر المومنین است


من از ازل به مهر علی خو گرفته ام

درس خداشناسی ونیرو گرفته ام

ار مرشد طریقت خود شاه لافتی

خوی محبت از کرم او گرفته ام

در پرتو هدایت و نور ولایتش

با دست وی زدامن یاهو گرفته ام

تفسیر و شرح آیه والشمس والضحی

من از جمال یار نکو رو گرفته ام

نازم برشتهکه میان من و علیست

به به عجب طریقه نیکو گرفته ام

مشق صفا و صدق و محبت به جز علی

اندر جهان من از که و از کو گرفته ام

من بوی عطر گلشن توحید را ازل

از روی عطر این گل خوشبو گرفته ام

با کشتی شکسته ز گرداب یا علی

در ساحل نجات تو پهلو گرفته ام

ایدست حق بگیر زدستم کاروان

وامانده ام بسوی درت رو گرفته ام

شاهان نیازمند در تو من گدا

از دامن شهنشه دلجو گرفته ام

واهب بهوش باش علی کان رحمت است

من حل مشکلات خود از او گرفته ام

تا بر لب خویش نام حیدر داریم

کی بیم ز دشمن ستمگر داریم

از مهر علی و یازده فرزندش

ما، گِردِ دیار خویش سنگر داریم

برچسب ها : , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,
۲۷ مرداد ۱۳۹۰ | پیوندک |
ارسال دیدگاه

*

code

Just wanna tell that this is very useful , Thanks for taking your time to write this. “Though thou has never so many counselors, yet do not forsake the counsel of your soul.” by John Ray.

Hi! Nice post. I learn something more challenging on different blogs everyday. It will always be stimulating you just read content using writers and use a little something from their store. I’d prefer to use some with all the content in my blog whether you may not mind. Natually I’ll give you a link on the web blog. Thanks for sharing.

KHAMENEI KHAMENEI