اشعار شهادت حضرت علی،شب های قدر

من کویرم لب من تشنه ی باران علی ست این لب تشنه ی پر شور، غزلخوان علی ست این که گسترده تر از وسعت آفاق شده است به یقین سفره ی گسترده ی دامان علی ست منّت نان و نمک نیست سر سفره ی او پس خوشا آن که در این دنیا مهمان علی ست […]

شهادت امام علی،ظهور12

من کویرم لب من تشنه ی باران علی ست

این لب تشنه ی پر شور، غزلخوان علی ست

این که گسترده تر از وسعت آفاق شده است

به یقین سفره ی گسترده ی دامان علی ست

منّت نان و نمک نیست سر سفره ی او

پس خوشا آن که در این دنیا مهمان علی ست

آتش اشکی اگر در غزلم شعله ور است

بی گمان قطره ای از درد فراوان علی ست

لحظه ای پرتو حسنش ز تجلی دم زد

که جهان، آینه در آینه حیران علی ست

کعبه یکبار دهان را به سخن وا کرده است

تا بدانیم کلید در این خانه علی ست

از دم صبح ازل نام علی را می خواند

دل که تا شام ابد دست به دامان علی ست

شاعر: محمد حسین صفاریان

مولا برای از تو سرودن غزل کم است

تلمیح و استعاره، مجاز و بدل کم است

قرآن ناب لایق وصف مقام توست

شعر و حدیث و قصه و ضرب المثل کم است

آن لحظه که حلاوت نام تو بر لب است

شیرینی شکر که چه گویم، عسل کم است

باید برای مدح تو از صبح بَدر گفت

هیجای نهروان و شکوه جمل کم است

ای دست اقتدار خدا، فارس العرب

اصلا برای شأن تو تعبیر «یل» کم است

هر قدر هم که دم بزنم ای امیر عشق

از شوکت و جلالت تو، ما حَصَل کم است

شهره شده میان عرب تک سواری ات

آوازه های صاعقه ی ذوالفقاری ات

ای آفتاب علم و یقین یا ابوتراب

همواره در مدار تو دین یا ابوتراب

صبح نگات، شمس ضحی یا ابالحسن

تار عبات حبل متین یا ابوتراب

از ابتدای خلقت خود کسب فیض کرد

در محضر تو روح الامین یا ابوتراب

مولای من ولایت تو از ازل شده

با روح و جان شیعه عجین یا ابوتراب

الطاف بی کران تو ای قبله گاه جود

می بارد از یسار و یمین یا ابوتراب

در رستخیز صبح قیامت برای ما

عشق تو است حصن حصین یا ابوتراب

با عطر و بوی هر نفست در مشام شهر

جاری شده ست خلد برین یا ابوتراب

چشمان روشن تو بهشت پیمبر است

اصلاً سرشت تو ز سرشت پیمبر است

تفسیر کن برای همه محکمات را

اسرار ناب آیه ی صبر و صلات را

مصداق بی بدیل «أولی الامر» روشن است

معلوم کرده ای یؤتون الزکات را

مولای من تمام صفاتت الهی است

آئینه ای تلألؤ انوار ذات را

شرط حیات طیبه نور ولایت است

از ما مگیر حضرت عشق این حیات را

با نعمت ولایتت آقا خود خدا

بی شک گشوده بر همه باب النجات را

یک لحظه در ولایت تو شک نمی کند

هر کس شنیده زمزمه ی کائنات را

تو آمدی کمی به زمین آسمان دهی

تا که تجلّیات خدا را نشان دهی

تسبیح انبیاء معظم علی علی ست

نقش لب پیمبر خاتم علی علی ست

رمز نجات حضرت موسی میان نیل

فریاد استغاثه ی آدم علی علی ست

هر گوشه را که می نگرم ذکر خیر توست

آقای من عبادت عالم علی علی ست

رمز تقرب همه ی اهل کائنات

آوای هر فرشته دمادم علی علی ست

لبیک کعبه و حجر و مسجد الحرام

زیبا ترین ترنّم زمزم علی علی ست

وقتی علی تجلی اسماء اعظم است

بی شک تجلیات خدا هم علی علی ست

تو آمدی و عزّت توحید پا گرفت

نور خدا زمین و زمان را فرا گرفت

مستیم از زلالی جام غدیر خم

هستیم شیعیان امام غدیر خم

مولا شدن فقط وَ فقط شأن حیدر است

این است لحظه لحظه، تمام غدیر خم

بر مسلمین تمام شده نعمت خدا

در خطّه ای شریف به نام غدیر خم

آری نظام ناب ولایت بنا شده

آری بنا شده ست نظام غدیر خم

معنا شده ولایت عام و ولی خاص

در واژه واژه خطبه ی تام غدیر خم

راه علی ست راه ولی فقیه مان

این است سرّ ناب پیام غدیر خم

ای نائب امام زمان! جان فدای تو

آقا طنین فکنده در عالم صدای تو:

پویا ترین طریق حقیقت بصیرت است

گویا ترین پیام ولایت بصیرت است

ای تشنگان فیض حقیقی آفتاب!

تنها صراط صبح سعادت بصیرت است

جوینده ی حکومت مولای متّقین!

شرط حلول روح عدالت بصیرت است

اینجاست سرّ معجزه ی خون هر شهید

شیوایی شکوه شهادت بصیرت است

در این غروب غیبت خورشید، ضامنِ –

پیروزی حقیقی امّت بصیرت است

در فتنه خیزِ عصر حوادث، طلیعه ی –

صبح ظهور حضرت حجّت بصیرت است

دل های ماست گوشه ی محراب جمکران

«عجل علی ظهورک یا صاحب الزمان»

شاعر: یوسف رحیمی

منبع : Komeit.ir

۲۰ مرداد ۱۳۹۰ | پیوندک |
ارسال دیدگاه

*

code

I truly appreciate this post. I’ve been looking all over for this! Thank goodness I found it on Bing. You have made my day! Thx again! “All that is gold does not glitter not all those that wander are lost.” by J. R. R. Tolkien.

KHAMENEI KHAMENEI