شکاف های عمیق پروتکل های صهیونیسم – قسمت دوم

قسمت اول این مقاله خوشبختانه مورد توجه بسیاری از عزیزان قرار گرفت لذا سعی خود را بر آن گذاشتیم تا هرچه سریعتر قسمت دوم-آخر این مقاله را ویرایش و به پایان برسانیم تا هرچه سریعتر بر روی سایت قرار بگیرد ضمن اینکه در اخر هم یک سخنرانی بسیار مهم از آقای علی اکبر رائفی پور […]

http://www.zohur12.ir/wp-content/uploads/2012/03/Jewish%20Protocols.jpg

قسمت اول این مقاله خوشبختانه مورد توجه بسیاری از عزیزان قرار گرفت لذا سعی خود را بر آن گذاشتیم تا هرچه سریعتر قسمت دوم-آخر این مقاله را ویرایش و به پایان برسانیم تا هرچه سریعتر بر روی سایت قرار بگیرد ضمن اینکه در اخر هم یک سخنرانی بسیار مهم از آقای علی اکبر رائفی پور را برای عزیزانی که مشتاق این مباحث هستند قرار داده ایم که بی ربط با این مباحث نیست امیدواریم که مورد توجه شما عزیزان قرار بگیرد.

در پروتکل دوم می خوانیم:

“می دانیم که غیریهودیها طوری تربیت شده اند که نمی توانند وقایع تاریخی و مشاهدات خود را بدون پیشداوری تحلیل کرده و از این تحلیلها نتیجه عملی بگیرند و یافته ها را راهنمای عمل خویش قرار دهند. بنابراین، ضرورتی ندارد که ما به آنها اهمیت بدهیم. بگذار که سرگرم شوند و

عمری را در آرزو و امید بسر ببرند و به خاطرات گذشته خویش دل خوش نمایند. بگذار خود را با اصولی که ما به نام علم (تئوری) به آنها دیکته کرده ایم سرگرم کنند. با توجه به این هدف ما به یاری مطبوعات (رسانه های گروهی) اعتماد غیر یهودیها را به صحت این تئوری ها جلب میکنیم. روشنفکران غیریهودی علوم را به طور مجزا از هم مورد تحقیق قرار می دهند و بی آنکه خود متوجه باشند، اطلاعات فراوان و نتایج گرانبهائی را فراهم می آورند ولی آنها را در متن عمل پیاده نمی کنند. اما عوامل ما اطلاعات به دست آمده از اینگونه تحقیقات را با هم تلفیق و ترکیب کرده تا به یک کل دست یابند و فکر خود را در جهت خواستهای ما پرورش دهند”. (پروتکل دوم)

http://www.zohur12.ir/wp-content/uploads/2012/03/Jewish%20Protocols%20%284%29.jpg

“فکر نکنید آنچه که در بالا گفته شد تنها یک حرف است. دقت کنید که ما چگونه موفق شدیم داروینیسم، مارکسیسم و نیچه ایسم را بال و پر بدهیم. یهودیان باید به سادگی به اهمیت نقش ویرانگر نظریه های بالا، روی ذهن و اندیشه غیریهود پی ببرند”. (پروتکل دوم)

استفاده از واژه آزادی

یهودیان لوسیفرین به قدر کافی زرنگ و دانا هستند که به خدا اعتقاد داشته باشند (ولی نه آنطور که از او اطاعت کنند). این آشکار میکند که آنها از مفهوم “آزادی” برای اداره کردن توده ها استفاده میکنند.

“کلمه آزادی، جوامع انسانی را به جنگ علیه هرگونه زور و قدرتی برمی انگیزد. حتی علیه خداوند و قوانین طبیعت. لذا زمانی که ما به سلطنت رسیدیم، باید واژه آزادی را از قاموس و فرهنگ زندگی حذف کنیم. زیرا این واژه توده های مردم را به جانورانی خونخوار مبدل می کند”. (پروتکل سوم)

دانشوران صهیون میگویند هنگامی آزادی قابل دوام و مناسب رشد و ترقی است که آنها آزادی عمل داشته باشند.

“اگر آزادی بر خداپرستی مبتنی باشد، با برآوری، انسان دوستی و برابری پیوندی داشته، برای جامعه بی زیان باشد، به رفاه عمومی لطمه ای وارد نسازد و در اقتصاد هم جائی برای خود پیدا کند، بر ما لازم است که هم احترام به آزادی و هم اعتقاد به خدا را در میان مردم غیریهودی از بین ببریم و نیازهای مادی را جایگزین اینگونه اعتقادات سازیم، اما اگر اعتقاد به خدا موجب شود که ما بر مردم حکومت کنیم، در اینصورت باید به تبلیغ دین بپردازیم و با راهنمائی مردان روحانی، مردم را به تسلیم واداریم.” (پروتکل چهارم)

اوضاع دنیا موید اعتبار این سند شوم نیست؟

استفاده از واژه برابری

موسسان کمونیسم و برخورد طبقاتی، واقعا در مورد برابری اجتماعی چگونه می اندیشند؟

“غیریهودیان عادت به فکر کردن را از دست داده اند مگر آنکه متخصصان ما به آنها آگاهی بدهند. بنابراین آنها قدرت تشخیص و درک برنامه هائی که ما برای رسیدن به حکومت جهانی در پیش داریم، ندارند. لذا برماست که در مدارس دولتی، اطلاعات و دانش های پایه ای چون تشریح خصوصیات روحی ( روانشناسی) و حیات اجتماعی (جامعه شناسی) به آنان بیاموزیم و به مدد اینگونه اطلاعات به آنها بقبولانیم که افراد از لحاظ قابلیت ها و استعدادها یکسان نیستند و از لحاظ سلیقه ها و هدفهای زندگی با هم اختلاف دارند. پذیرفتن اصل اختلافات فردی، تقسیم کار را به تناسب استعدادها ایجاب می کند و وقتی که انسانها بر حسب اصل تقسیم کار طبقه بندی شدند، خود به خود جامعه طبقاتی بوجود می آید و بدینسان افراد می پذیرند که همه طبقات در برابر قانون یکسان نیستند. پس از اینکه چنین اطلاعاتی به خورد آنها دادیم با رغبت تسلیم ما می شوند و هر نوع شغلی را که به آنها دهیم قبول می کنند. از سوی دیگر، چنین نظام تربیتی ای انسانها را وا میدارد که هر نوع نوشته ای را و یا هر سخنی را کورکورانه و بدون چون و چرا بپذیرند. همچنین به سبب درک ضعیفشان از امور، می توان نفرت آنها را در هر شرایطی و هر موقع که لازم باشد برانگیخت”. (پروتکل سوم)

http://www.zohur12.ir/wp-content/uploads/2012/03/Jewish%20Protocols%20%281%29.jpg

فمنیسم

بطور مشابه، فمنیسم قدرت دادن به زنان نیست بلکه در حقیقت از بین بردن ارزش زنان است. لوسیفرینها قصد دارند که زن هرگونه رابطه جنسی را بدون هیچ اعتراض و قید و شرطی بپذیرد و در واقع در هر شکل از این روابط غوطه ور شود.

آلبرت پایک (از حاکمان و فرماندهان اسکاتلندی در برگزاری آیین فراماسونری)، به ماسونها توصیه میکند:

به واسطه علائق تو، زن پایبند و مقید تو میشود؛ ما به افراد زبر دست میگوییم، ….. بارها از زنان استفاده کنید و بدون اشتیاق و علاقه؛ بنابراین تو رئیس نفست خواهی شد و تو زن را در زنجیر درخواهی آورد.  (صفحه ۲۳۴ کتاب Occult Theocracy)

“…. به کمک زنان یهودی مردان غیریهودی را در عشرتکده ها و محلهای عیاشی به فساد اخلاقی می کشانیم و آنها را از جاده عفت و پاکدامنی منحرف می سازیم. من این جامعه را که به دست زنها به فساد کشانده می شود، جامعه زنان نام می نهم زیرا در فساد و تجمل پرستی دنباله رو دیگرانند.”  (پروتکل اول)

بنا بر گفته لیندون لاروش (سیاستمدار آمریکایی)، تبدیل و تقلیل اعمال جنسی به مرحله هرزگی و حتی جماع با حیوانات، مشخصه تعیین کننده شیطان گرایی در همه دوره های تاریخ است…

مارکوئیز دو ساد MARQUIS DE SADE

“دوشیزگان جوان، از عفت و پاکدامنی خود دفاع نکنید”، این عبارت، توصیه مارکوئیز دو ساد بود.

مارکوئیز دو ساد سرباز و نویسنده فرانسوی بود که توصیفات انحراف جنسی او منجر به پیدایش عبارت سادیسم شد. زمانی درباره او به صورت در گوشی صحبت میشد اما الان بیشتر به عنوان “شخصیت حماسی حقوق فردی، غول افکار فلسفی، و شهید راه آزادی های فردی” از او یاد میشود.

Sade, A Biographical Essay)  نوشته (Laurence Bongie

 (منظور از آزادیهای فردی انجام هر کاری بدون در نظر گرفتن وجدان و اخلاق است)

فیلم هالیوودی The Quills، مردم معمولی ای را به تصویر میکشد که به منظور لذت بردن از هرزه نگاری صریح ساد دور هم جمع میشوند، چون فکر میکنند این نوشته ها، کتاب سرودی باحال یا کارت تبریک کریسمس است. قهرمان داستان دختر جوانی است که کارهای نظافت و شستشوی خانه ها را انجام میدهد (با بازی کیت وینسلت). او توضیح میدهد که بردگی و اسارت و تازیانه خوردن او را از زندگی روزمره و عادی کسل کننده رهایی میدهد.

چنین زنی با چنین تفکری میتواند همسری وفادار و مادری فدا کار باشد؟

“بگذارید ما در برابر هر آنچه که نفسمان میخواهد تسلیم باشیم، و ما همیشه خوشحال خواهیم بود….

وجدان، صدای فطرت نیست، بلکه صدای تعصب و پیشداوری است”. (نوشته ای از ساد)

این همان چیزی است که لوسیفرینها میخواهند ما بپذیریم، اما حقیقت این است که ماهیت اخلاق، تعصب و پیشداوری نیست، بلکه راهنمایی است که به سوی سلامتی و خشنودی رهنمون میکند.

ساد به خاطر ایده هایش حبس نشد، بلکه به خاطر “انجام مکرر اعمال جنسی خشونت بار روی زنان” حبس شد. (طبق گفته Laurence Bongie)

هالیوود مسئول قهرمان به تصویر کشیدن او و افراد دیگری مثل او از جمله دکتر آلفرد کینزی است. آلفرد کینزی کسی است که با نظرات سخیفش به طبقه ی متوسط قبولاند که بسیاری از اعمال جنسی سنتی که ممنوع قلمداد میشد، اعمالی عادی اند. کسی که زمینه ی گناه زدایی از حریم خانه و خانواده به نام او نوشته شده است. کسی که در بیان خانم سو الین براودر پیوسته در کتابهایش به حیوان انسانی ارجاع میدهد. کسی که در تعریف خانم مارگارت مید جمعیت شناس آزادیخواه فردی است که در اعتقادش از نظر اخلاقی هیچ تفاوتی نیست که یک مرد با یک زن رابطه ی جنسی داشته باشد یا با یک گوسفند و …. گفته میشود او در اثر بیماریهای مربوط به خود ارضایی جان داد.

فساد و بد اخلاقی حال حاضر تصادفی نیست، و در واقع مربوط به سلیقه عموم هم نیست. اینها بخشی از تلاش پر از توطئه ایست که به منظور فساد نوع بشر صورت میگیرد، نبردی همه جانبه علیه روح آدمی.

خواست خداوند این است که ما ابعاد وجودی خود را بشناسیم، مقصدمان را پیدا کنیم و به سعادت برسیم، ولی لوسیفرینها نمیخواهند چنین اتفاقی بیافتد. آنها از مفاهیمی چون آزادی و برابری جهت ایجاد دنیایی که همه چیز است به جز آزاد و برابر، استفاده میکنند.

پروتکلها جعلی هستند؟!!

بسیاری مردم فکر میکنند پروتکلها، مقاله ای ضد یهودی و جعلی است. ولی در اصل سخنرانیهایی یهودیان لوسیفرین (ایلومیناتی، فراماسون و ….) هستند که برای مطیع کردن نوع بشر و برای در دست گرفتن همه دارائیهای دنیا طرح شده اند.

این که میگویند پروتکلها ضد یهودی هستند برای منحرف کردن توجه ها از این طرح و اینکه چه چیزی و چه کسی پشت حکومت جهانی، ۱۱ سپتامبر، “جنگ علیه ترور” و … است، میباشد.

موضوع ضد یهودی بودن ادعایی بی اساس است، چون یهودیان و غیر یهودیان لوسیفرین سالها پیش با هم ازدواج کردند (رجوع کنید به کتاب فرزندان لوسیفر صفحه ۷۴، نوشته Milan Martin). طبقه ممتاز امروزه از همه گروههای ضد بشریت تشکیل شده اند.

http://www.zohur12.ir/wp-content/uploads/2012/03/Jewish%20Protocols%20%283%29.jpg

Meyer Amschel Rothschild (1744-1812) نقش کلیدی در پیشبرد این توطئه کثیف ایفا کرد. او پیرو آیین کابالا (یا همان پرستش لوسیفر) که پایه و اساس ایلومیناتی و فراماسونری است بود.

منشاء قدرت

نویسنده پروتکلها آشکارا بیان میکند که هرکس پول سازی کند، فرمانرواست. او پادشاهان غیر یهودی را به دلیل از دست دادن این قدرت تمسخر میکند و میگوید آنها نباید چنین اشتباهی را تکرار کنند.

“غیریهودیان بی آنکه بیندیشند، از ما وام می گیرند و به این ترتیب، علاوه بر سرمایه، مبلغی هم به عنوان بهره وامها پرداخت می کنند. این عمل، عقب ماندگی ذهن و کوتاهی فکر آنها را بوضوح نشان می دهد. چه راهی ساده تر از این وجود دارد که آنها پول مورد نیاز دولت را از ملت بگیرند؟” (پروتکل بیستم)

پروتکلها پر هستند از اهانتهای تلمودی به غیر یهودیان.

انقلاب بلشویک

Juri Lina روزنامه نگار اهل استونی، اسناد بایگانی شده شوروی را مورد بررسی قرار داد و ارتباط بین انقلاب بلشویک و ایلومیناتی یهودی را در کتاب  Under the Sign of the Scorpion در سال ۱۹۹۴ منتشر کرد.

کمونیسم پی آمد طرح کلی پروتکلها است. تعجبی ندارد که کتاب پروتکلها در شوروی با مجازات مرگ ممنوع شد.

کارل مارکس (بنیانگذار سوسیالیسم)، لنین و تراتسکی، در اصل بازندگانی بودند که توسط بانکداران عضو ایلومیناتی و به منظور اغفال توده مردم مورد استفاده قرار گرفتند. مثلا لنین وکیل ناموفقی بود که فقط ۶ مورد وکالت داشت و در این ۶ مورد از دزدان مغازه ها دفاع میکرد. او همه ۶ پرونده را باخت. مدتی بعد قانون را رها کرد و با پرداخت دستمزد بسیار زیاد به یک شورشی تبدیل شد.

لنین اظهار داشت: “صلح بطور کاملا ساده یعنی سلطه کمونیسم بر تمام دنیا”. حکومت وحشتناک او منجر به نه میلیون کشته شد. پلیس مخفی شوروی (چکا – Cheka) که تحت کنترل یهودیان بود، اسامی یک میلیون و هفتصد هزار نفر که در سالهای ۱۹۱۸ و ۱۹۱۹ کشته شده بودند را منتشر کرد. سیصد هزار نفر از قربانیان کشیش و روحانی بودند.

Lina مینویسد: “رودخانه خون در روسیه جاری شد”. طبق گزارش رسمی شوروی، ۱۶۹۵۹۰۴ نفر از ژانویه ۱۹۲۱ تا آپریل ۱۹۲۲ اعدام شدند. از جمله این قربانیان میتوان به اسقف ها، اساتید، پزشکان، مقامهای مسئول، مامورین پلیس، وکلا، کارمندان دولتی، نویسندگان و …. اشاره کرد.

صهیونیسم بین الملل

در سال ۱۹۲۰ وینستون چرچیل تفاوت بین یهودیان ملی و بین المللی را نشان داد.

http://www.zohur12.ir/wp-content/uploads/2012/03/Jewish%20Protocols%20%282%29.jpg

او گفت که دومی پشت پرده “یک توطئه جهانی برای بر هم زدن تمدن و بازسازی جامعه بر اساس توسعه شرارت و برابری نا شدنی…. است.”

یهودیان بین المللی نقش بسزایی در داستان غم انگیز انقلاب فرانسه داشتند. آنها دلیل اصلی هر جنبش شورشی و براندازنده در طول قرن نوزدهم بوده اند؛ و الان در انتهای این نوار مردم روسیه را از موهایشان به هم بسته اند و تقریبا اساتید بی چون و چرای این امپراطوری شده اند.”

یهودیان لوسیفرین کمونیست، مدلی سودمند برای نازیها ترسیم کردند.

لوسیفرینهایی مثل روتچیلد، لنین و هیتلر همچنان وجود دارند و قصد به بردگی کشاندن بشریت را دارند.

ادعای سرقت ادبی بودن پروتکلها، ادعایی بسیار ضعیف

با انتشار پروتکلها در روسیه، طرح یهودیان برای سلطه بر جهان فاش شد. این طرح چیزی بود که در اتاقهای کار جوامع مخفی مطالعه میشد. به عبارت دیگر، هر دوی صهیونیستها و نازیها این طرح را همانند طرحی به شدت ضد یهودی و نژاد ستیز طراحی کردند.

ضد یهودی دانستن پروتکلها در حقیقت منحرف کردن توجه ها از این طرح کلی است.

ادعای دزدی ادبی، بخشی از تبلیغات انحرافی است که توسط همدستان آنها در آکادمی ها و رسانه ها انجام میشود.

میگویند پروتکلها عبارت از سه مقاله ای است که توسط Philip Graves در ۱۶ تا ۱۸ آگوست سال ۱۹۲۱در روزنامه The London Times منتشر شد. طبق گفته Graves، پروتکلها بسیار ابتدایی هستند، فصل به فصل آن دزدی ادبی “گفتگوی بین ماکیاولی و منتسکیو در دوزخ” (Dialogue in Hell Between Machiavelli and Montesquieu) اثر Maurice Joly است (در سال ۱۸۶۴).

چنین ادعایی بسیار آسان بود وقتی که کتاب Joly اصلا در دسترس نبود. پلیس ناپلئون سوم این کتاب را به محض اینکه چاپ شد، مصادره کرد. اما امروزه این کتاب در دسترس است و میتوان متن پروتکلها را با آن مقایسه کرد. آنها در لحن، محتوا و هدف کاملا متفاوت هستند. قسمتهای زیادی از دیالوگها اصلا هیچ بازتابی در پروتکلها ندارند.

مهمترین استدلال Graves، اشاره به عباراتی خاص در پروتکلها است که از دیالوگها برداشته شده است. او ادعا میکند که ۵۰ نمونه از اینها وجود دارد و حدود ۱۲ نمونه ارائه میدهد. مقایسه ای که او انجام داد شکی در اذهان ایجاد میکند و آن این است که Graves به دیالوگها به عنوان بخشی از تحقیقش اشاره میکند. در واقع او تعدادی از این عبارات را از تصورات خود اقتباس کرده و این تصورات را به دیالوگها نسبت داده و حاصل تصورات خود و دیالوگها را با پروتکلها مقایسه کرده است.

واقعا خیلی ساده انگارانه است که پروتکلها را طرحی فریبنده و جعلی بدانیم.

 در ادامه به بررسی برخی مواد پروتکلها و گفتگوها خواهیم پرداخت.

http://zohur12.persiangig.com/image/Jewish%20Protocols/Jewish%20Protocols%20(5).jpg

منشاء سیاسی

مقاله Graves کاملا همراستا با عملیات تبلیغاتی صهیونیست ها است. او زمان افشا شدن پروتکلها را در آگوست ۱۹۲۱ نشان میدهد، زمانی که صهیونیستها به جامعه ملل (سازمانی که بعد از جنگ جهانی اول تشکیل شد و در واقع مقدمه ای بود برای تشکیل سازمان ملل متحد) فشار می آوردند که به اجازه و تحت حمایت بریتانیا به فلسطین برگردانده شوند

Philip Graves داستان غیر محتملی را میگوید که زمانی که خبرنگار تایمز بود، یک فرد ناشناس (Mr. X) در استانبول دیالوگها را برای او آورد. Mr. X آن را به عنوان یک “مدرک غیر قابل تکذیب” ارائه داد که نشان میدهد پروتکلها یک دزدی ادبی است.

Mr. X فردی اهل روسیه سپید (بلاروس) بود، که به نظر میرسد در انقلاب بلشویک به شکلی باور نکردنی نقش یک یهودی را داشته است. او ادعا میکند که کتاب را از یک عضو سابق پلیس سیاسی تزار که به استانبول فرار کرده، خریده است.

در ماه می ۱۹۲۰، Lord Northcliffe، مالک بخشی از روزنامه تایمز، مقاله ای با عنوان “خطر جدی یهود، کتابچه مختل کننده، درخواست بازرسی” درباره پروتکلها منتشر کرد. این مقاله اینگونه نتیجه گیری میکند:

“یک تحقیق بی طرفانه درباره این اسناد و تاریخچه آن بسیار مطلوب است…. آیا ما بدون تحقیق و بررسی، کل موضوع را نادیده میگیریم  و اجازه میدهیم آثار چنین کتابی بدون بررسی باقی بماند؟”

پس از آن در می ۱۹۲۲، Northcliffe از فلسطین دیدن کرد و نوشت که بریتانیا جهت دادن قول فلسطین به یهودیان خیلی شتاب زده و دست پاچه شده است در حالیکه بالغ بر هفتصد هزار مسلمان در آن سکونت دارند.

Wickham Steed ویراستار تایمز لندن از چاپ مقاله امتناع کرد و Northcliffe سعی کرد او را برکنار کند. بطریقی Steed توانست Northcliffe را “دیوانه” نشان دهد و نگذارد مقاله چاپ شود. بعد Northcliffe شکایت کرد که او مسموم شده بوده و بعد از آن بطور ناگهانی در سال ۱۹۲۲ مرد. این رویدادها در تاریخچه رسمی تایمز در سال ۱۹۵۰ نمایان شدند.

به وضوح Northcliffe کسانی را رنجانده بود وقتی که با قیومیت بریتانیا بر فلسطین مخالفت میکرد. واقعا چرا آن مقاله اینقدر مهم بود؟

اسرائیل قصد دارد پایتخت حکومت ماسونی جهانی باشد.

ادعای جعلی بودن پروتکلها با جزئیات بیشتر

Philip Graves و دیگر نویسندگان مدافع ساختگی بودن پروتکلها، در اشتباه هستند که ادعا میکنند پروتکلها سرقت ادبی دیالوگها به صورت فصل به فصل هستند. Graves مینوسید:

“هفتمین دیالوگ متناظر با پروتکل پنجم، ششم، هفتم و بخشی از پروتکل هشتم است”.

اساسا موادی که در این پروتکلها هستند در دیالوگ هفتم و هیچ دیالوگ دیگری وجود ندارد. برای رد ادعای Graves به بررسی برخی مواد پروتکل پنج و دیالوگ هفتم میپردازیم.

پروتکل پنجم میگوید:

“در جوامعی که فساد همه جا را فرا می گیرد، جمع آوری ثروت تنها از طریق تقلب و نادرستی امکان پذیر می گردد، قدرت دولت رو به ضعف می نهد، قیود اخلاقی تنها از طریق مجازاتهای سنگین ساری و جاری می شوند، قوانین و مقررات، ضمانت اجرائی ندارند، مردم در برابر سرنوشت جامعه شان احساس مسئولیت نمی کنند و مقررات بین المللی نیز نادیده گرفته می شوند، با اعمال چه روشی و به کمک چه سیستم مدیریتی می توان اینگونه جوامع را اداره کرد؟

پاسخ اینست که سیستمی فوق العاده « متمرکز » و مقتدر که تمام قدرتهای دورن جامعه را به دست گیرد، می تواند در این مورد کارآمد باشد. بدین معنی که تمام فعالیتهای سیاسی مردم را باید زیر نظر گرفت، و تمام آزادی هائی که رژیم های غیریهودی به مردم اعطاء کرده اند، به تدریج سلب کرد. و زمینه ای فراهم آورد که مردم بتوانند گسیختگی ها و ناهنجاریهای رژیم های غیریهود را دریافته و به شاهنشاهی قوم ما ایمان آورند. آنچه در بالا گفته شد، باید انگاره و الگو و راهنمای عمل ما در تمام زمانها و مکانها باشد تا بتوانیم بدینوسیله تمام کسانی را که چه در حرف و چه در عمل مخالف ما هستند، از سر راهمان برداریم”.

دیالوگ هفتم میگوید:

“مرگ، سلب مالکیت و شکنجه فقط باید نقشی جزئی در سیاست داخلی سیاست مدرن ایفا کند”.

پروتکل پنجم میگوید:

“سالیانی بس دراز، مردم باور می داشتند که شاهان بنا به اراده خداوند بر مردم استیلا یافته اند و در نتیجه همین تصور، بدون تردید و دودلی تسلیم آنان می شوند ولی از زمانی که ما از حقوق انسانها سخن به میان آوردیم، تزلزلی در اندیشه آدمیان نسبت به جاودانی بودن حکومت شاهان ایجاد کردیم و تقدس شاهان را در چشم مردم از بین بردیم. و نیز هنگامی که اعتقاد مردم را نسبت به خدا تضعیف کردیم، قدرت را از کاخ شاهان به خیابانها کشیدیم و آنرا در مالکیت متمرکز ساختیم و سپس آنرا به غنیمت بردیم”.

موردی برای مقایسه این بند با دیالوگ هفت وجود ندارد!

پروتکل پنجم میگوید:

“تمام چرخهای ماشین هر دولتی به کمک موتوری حرکت می کند که این موتور در دست ما می باشد و آن طلا است. حکمای ما تدابیری اندیشیده اند که سرمایه از ارزش فوق العاده ای برخوردار باشد. برای آنکه گردش عمل سرمایه محدود نشود باید آن را در راه ایجاد تجارت و صنعت انحصاری بکار گرفت. آزادی گردش عمل سرمایه در جهت تأسیس وگسترش صنایع، به دست اندرکاران صنعت نوعی قدرت سیاسی می دهد که از این قدرت می توان برای استثمار مردم سود جست. امروزه خلع سلاح کردن مردم خیلی ساده تر از آماده کردن آنها برای جنگ است. همچنین برانگیختن احساسات مردم خیلی مهمتر از فرونشاندن این احساسات است. ما باید به فکر حفظ موقعیت خود باشیم و صحنه مبارزه را از وجود دیگران پاک سازیم. هدف اساسی مدیران ما این است که قدرت فکر کردن مردم را تضعیف کرده تا افکار آنها از اندیشیدن به مسایل اساسی منحرف و متوجه مسایل کم اهمیت شده و فرصت مقاومت کردن در برابر ما نداشته باشند”.

برای مقایسه این بند با دیالوگ هفت موردی نمیتوان یافت!

نویسنده پروتکلها عبارات و مراجعی از دیالوگها را برگزیده که به نظر بدون تغییر یا به شکلی متفاوت بیان شده اند. مثلا دیالوگها میگوید: “در هر کجا زور مقدم است بر حق. آزادی سیاسی صرفا یک ایده نسبی است. نیاز به بقا آنچیزی است که سیاست را کنترل میکند”.

در پروتکلها این نوشته شده:

طبق قانون طبیعت، حق یعنی اعمال زور و فشار. آزادی سیاسی تنها یک نظریه است نه یک واقعیت. لذا آدمی باید بداند که چگونه از واژه آزادی سیاسی برای فریب توده ها استفاده کند و

سپس آن را برای درهم شکستن قدرت حزب حاکم بکارگیرد. البته اگر حزب حاکم قبلا خود از چنین شیوه ای برای دستیابی به قدرت استفاده کرده باشد، بهتر می توان همین شیوه را در مورد او بکار برد. به کمک واژه به اصطلاح آزادی می توان همین شیوه را در مورد او بکار برد. به کمک واژه به اصطلاح آزادی می توان پایه های حزب حاکم را سست و لرزان ساخت و بی اعتباریش را به توده مردم نشان داد. از آنجا که توده ناآگاه نمی تواند حتی یک روز هم بدون راهنما و رهبر هدفهایش را خود راهبری نماید، لذا به آسانی رهبری حزب جدید را می پذیرد و بدین سان رژیم قدیم جای خود را به رژیم جدید می دهد. (پروتکل اول)

Graves بخش پایانی این پروتکل را راها میکند تا بیشتر به دیالوگ مورد نظرش نزدیک باشد.

در واقع نویسنده پروتکلها یک جاعل فریبکار و سارق ادبی نیست، بلکه فردی توطئه گر است و نوشته او هم نسخه اصلی است نه نوشته ای جعلی.

نمونه های یکسان، مفاهیم متفاوت ، لحن دیالوگها خشک و بصورت نظری است. دیالوگها مناقشه ای است بین نظریه پردازان افسانه ای سیاست: منتسکیو قهرمان دموکراسی است و ماکیاولی قهرمان حکومت استبدادی. دیالوگها به عنوان نقدی بر حکومت ناپلئون سوم تلقی میشد.

منتسکیو میپرسد که چگونه روح بی قانونی را در جامعه سرکوب کند. ماکیاولی حکومتی تجویز میکند که مدعی یک تزویر دموکراتیک است، اما در واقع تحت کنترل “شاهزاده” است. او راجع به چگونگی تحت فشار قرار دادن و خنثی کردن جوامع مخفی صحبت میکند. در سوی دیگر لحن پروتکلها به شکلی رک و پوست کنده توطئه آمیز و مربوط به براندازی حکومتها و ادای احترام به لوسیفر است.

با خواندن پروتکلها، فورا آثار شرورانه آن را در دنیای امروز در میابیم.

از زمان انتشار مقاله Graves تا کنون، تعداد کمی کتاب درباره تز جعلی بودن پروتکلها مباحثه کرده اند. آخرین این کتابها Warrant for Genocide نوشته Norman Cohn بود که در سال ۱۹۷۰ منتشر شد. هم Graves و هم Cohn تصدیق میکنند که “برنامه مالی” (پروتکلهای ۲۰ تا ۲۴) تا حد زیادی اصلی است. نویسنده پروتکلها برنامه مالی را بخش اعلای برنامه ها مینامد.

Goebbels (مسئول نشر پروپاگاندا در رژیم نازی) گفته که پروپاگاندا فقط زمانی موثر است که خواننده نفهمد این پروپاگاندا است.

(منظور از پروپاگاندا اطلاعاتی است که جهت ترویج هدف خاصی منتشر میشود)

سخن پایانی

صد میلیون نفر در قرن گذشته قتل عام شدند ولی هیچ کس این احتمال را در نظر نگرفت که نوع بشر شاید منقرض شود. هیچ کس فکر نمیکند پشت پرده جنگها شیطان پرستان قرار دارند. جنگ جهانی دوم جنگ بین نازیها و یهودیان نبود، آنها در حقیقت دو بال ایلومیناتی بودند و در کل به یک هدف می اندیشیدند.

بانکداران خصوصی انگلیس، ایالات متحده و آلمان نازی وقوع جنگ را ممکن ساختند.

هدف از جنگها منحط کردن، فریفتن و از میان بردن حس شهامت و تخریب روحیه بشریت است.

جنگ جهانی دوم دلیلی بود برای تاسیس اسرائیل به عنوان کانون مرکزی نظم نوین جهانی.

نوع بشر در یک توطئه شیطانی گیر افتاده است. به این منظور که مردم خوب کارهای بد انجام دهند، و حقیقت مجبور باشد متناسب با اهداف سیاسی باشد. این آموزه کمونیسم و فمنیسم است.

در مورد پروتکلها، بحث جعلی بودن، پروپاگاندا است.

با تشکر از  Silent-truth.com

برای ورود به صفحه دانلود سخنرانی آقای علی اکبر رائفی پور در دانشگاه علم و صنعت با موضوع یهودشناسی کلیک نمایید

۱۸ مرداد ۱۳۹۰ | پیوندک |
ارسال دیدگاه

*

code

نويسنده ديدگاه :Mehraboun

سلام

ممنونم ، بسیار عالی بود .

دعاى روز نهم ماه مبارک رمضان

بسم الله الرحمن الرحیم
االلهمّ اجْعَلْ لی فیهِ نصیباً من رَحْمَتِکَ الواسِعَهِ واهْدِنی فیهِ لِبراهِینِکَ السّاطِعَهِ وخُذْ بناصیتی الى مَرْضاتِکَ الجامِعَهِ بِمَحَبّتِکَ یا أمَلَ المُشْتاقین.

خدایا قرار بده برایم در آن بهره اى از رحمت فراوانـت وراهنمائیم کن در آن به برهان وراههاى درخشانت وبگیر عنانم به سوى رضایت همه جانبه ات بدوستى خود اى آرزوى مشتاقان

شاید این جمعه بیاید ، شاید …

http://MahdiBiya.blogfa.com

نويسنده ديدگاه :ردپا كليپ

http://www.persiangig.com/pages/download/?dl=http://radepaclip1364.persiangig.com/other/sofyani.rar
سلام
این لینک دانلود مستند خروج سفیانی هاست
اگه صلاح دیدید برا دانلود بزارید

سلام
دستتون درد نکنه هر چند هنوز کامل نخوندم اما می دونم جالب و آگاهی دهنده خواهد بود .
به امید ظهور مولا اللهم عجل لولیک الفرج

نويسنده ديدگاه :darvin

سلام
اگه مایل باشید با سایت شما , تبادل لینک میکنیم
آدرس ما http://www.cor30.ir
متن لینک ما: سایت کرسی

ما را لینک کنید و سپس به ما اطلاع دهید تا در کمتر از ۱۲ ساعت شما را لینک کنیم
منتظر شما هستیم
با تشکر

نويسنده ديدگاه :meykadeh

سلام امیدوارم خوب باشید.
بنده وبتونو دیدم خوشم اومد پسندیدم. و تقریبا با سایت من موضوعش همخونی داره.
خوشحال میشم لینکم تو سایتتون باشه. اگه تبادل لینک میکنید ما رو با نام میکده لینک کنید و یه خبری بدید تا لینکتون کنیم.
اگر هم مایل به تبادل لینک نیستید حد اقل یه سری به بهمون بزنید. خوشحال میشیم.
یا علی.

سلام ممنون مقاله خیلی خوبی بود
سخنرانی استاد رو هم قبلا شنیده بودم اون هم عالی بود.
خدا به شما که برای امام زمان کار می کنید خیر بدهد و دست مریزاد واقعا خسته نباشید.
به قول آیه الله ناصری اولین کاری که شیطان میکنه بین یاران مهدوی فاصله میندازه با غرور با حسادت
هر وقت چنین حسی به سراغتون اومد به این فکر کنید که یه عده جزیره ای بدون هیچ سرمایه ای دارین برای قطب عالم امکان کار می کنید.
در ضمن یه انتقاد هم دارم خوبه به جای آقای رائفی از لفظ استاد استفاده کنید برای آقای شفیعی سروستانی و عباسی هم همینطور چون اگر این بزرگواران خط رو نشکسته بودن ما به این سادگی ها نمی تونستیم کار کنیم.
بنده از نزدیک با برادر استاد رائفی آشنایی دارم این بنده خدا یک روز زندگی عادی نداره.
همیشه تو خیابون با ماسک الودگی اینطرف اونطرف میرهف خودتون هم میدونین که همه صهیونیستها هم دنبالشن یه بار هم که تو وحیدیه مورد ضرب و شتم قرارش دادن و دندانش شکست و اگر مردم نمی رسیدن با چاقو تیکه پاره اش کرده بودن که البته چند ضربه چاقو به کیفشون خورد و کیف مشکی شون رو عوض کردن
استاد شفیعی سروستانی هم همینطور ، می دونی چقدر سخته هیچ کس خونت مهمونی نیاد!
استاد عباسی هم که بنده خدا تا دلت بخواد زندانی کشیده و هنوز مستاجره
ارادتمند: یک از منتظران حضرت

Some really prize articles on this internet site , saved to my bookmarks .

KHAMENEI KHAMENEI