حافظ و سعدی همجنس‌گرا بودند؟!

یکی از نقاط بهت آور اشعار حافظ شیرازی، تأکید بر عشق به پسربچه ها و تمایل به همآغوشی با همجنس است

امام صادق علیه السلام از رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله حدیثی نقل می کند که:برحذرباشیدازازفرزندان ثروتمندان ونوجوانان امرد(که موی برصورت ندارند) فتنه‌ جوان زیبای امرد از فتنه‌ دختر باکره بیشتر است.

آمد به نماز آن صنم کافر کیش              ببرید نماز مومنان و درویش

می گفت امام مستنمند دلریش      ای کاش من از پس بودمی، وی از پیش                           «سعدی»

دراین میان نامهایی را می توان یافت که فلاسفه وعرفا آنها راالگووامام خود می دانند وقلم خود را درترویج این افرادبرکاغذمی سایندنامهایی مثل :

افلاطون  احمدغزالی (استاد ابن سینا)،ابن سینا ،سعدی،حافظ و…

روایاتی که به صراحت از طرف ائمه ردشده آنها توجیه می کنند

« حدیث عجیبی » در برخی کتابهااست که به انحاء مختلف روایت شده است از جمله : رأیت ربّی لیله المعراج علی صو ره شاب امرد ( خدای خود را در شب معراج به صورت جوان امردی دیدم .)

حَدَّثَنِی مُحَمَّدُ بْنُ مُوسَى بْنِ الْمُتَوَکِّلِ رَحِمَهُ اللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ جَعْفَرٍ الْحِمْیَرِیُّ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِیسَى عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ یَعْقُوبَ السَّرَّاجِ قَالَ قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع إِنَّ بَعْضَ أَصْحَابِنَا یَزْعُمُ أَنَّ لِلَّهِ صُورَهً مِثْلَ صُورَهِ الْإِنْسَانِ وَ قَالَ آخَرُ إِنَّهُ فِی صُورَهِ أَمْرَدَ جَعْدٍ قَطَطٍ فَخَرَّ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ سَاجِداً ثُمَّ رَفَعَ رَأْسَهُ فَقَالَ- سُبْحَانَ اللَّهِ الَّذِی لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْ‏ءٌ وَ لا تُدْرِکُهُ‏  الْأَبْصارُ وَ لَا یُحِیطُ بِهِ عِلْمٌ- لَمْ یَلِدْ لِأَنَّ الْوَلَدَ یُشْبِهُ أَبَاهُ- وَ لَمْ یُولَدْ فَیُشْبِهَ مَنْ کَانَ قَبْلَهُ- وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ مِنْ خَلْقِهِ کُفُواً أَحَدٌ تَعَالَى عَنْ صِفَهِ مَنْ سِوَاهُ عُلُوّاً کَبِیرا(  التوحید للصدوق، ص: ۱۰۴)

یعقوب سراج که گفت بحضرت صادق (ع) عرض کردم که بعضى از اصحاب ما گمان دارد و چنان میداند که خدا را صورتى است مثل انسان و دیگرى گفته که آن جناب در صورت پسر ساده روى پیچیده موئى است که مویش بغایت پیچیده و چین و شکن دارد حضرت صادق (ع) بر رو در افتاد و بسجده رفت بعد از آن سرش را برداشت و فرمود پاک و منزه است خدائى که چیزى مثل او نیست و دیدها او را در نیابد و دانشى باو احاطه نکند نزاده زیرا که فرزند بپدرش میماند و زاده نشده که شباهت داشته باشد بکسى که پیش از او بوده و هیچ کس او را همتا نبوده از خلقش و نخواهد بود و برتر است از صفت کسى که غیر از او است برترى بزرگ‏

 شاهد بازی در ادبیات فارسی” کتابی جسور ، که در شکستن تابوهای ایرانی همتا ندارد. خود ‏‏”شمیسا” در مقدمه ی کتاب می گوید: ( عجیب است که با این گستردگی مطلب در ‏ادبیات و تاریخ ما تاکنون نوشته ی مستقلی در این باب فراهم نیامده است. شاید ‏علت قبحی است که در این موضوع است. این کتاب هم ممکن است به مذاق عده ‏یی خوشایند نباشد اما چه می توان کرد؟ ) .
همان گونه که از نام کتاب و نقاشی ی روی جلد آن پیداست،همجنس گرایی – ‏مردانه – در ادبیات فارسی موضوع پژوهش این کتاب است. خود می گوید: ( اساسأ ‏ادبیات غنایی فارسی به یک اعتبار ادبیات همجنس گرایی است. در این که معشوق ‏شعر سبک خراسانی و مکتب وقوع در دوره تیموری، مرد است شکی نیست. اما ‏ممکن است خواننده غیر حرفه یی در مورد ادبیات سبک عراقی مثلأ غزلیات امثال ‏سعدی و حافظ دچار شک و تردید باشد. اما حدود نصف اشعار این بزرگان هم صراحت ‏دارد که در باب معشوق مذکر است زیرا در آن ها آشکارا از واژه های پسر و اَمرد و خط ‏عذرا و سبزۀ ریش و این گونه مسائل سخن رفته است. اما بخش اعظم آن نصف باقی ‏مانده هم در مورد معشوق مذکر است منتها خاصیت زبان فارسی طوری است که ‏مثلأ به علت عدم وجود افعال و ضمایر مذکر و مؤنث ایجاد شبهه می کند. باید دانست ‏که مسائلی چون رقص و زلف و خال و خدّ و قد و دامن و تیرنگاه و ساقیگری و امثال ‏این ها که امروزه به نظر می رسد در مورد زنان است در قدیم مربوط به مردان هم می ‏شده است. بدین ترتیب فقط بخش کمی از اشعار قدماست که می توان در آن ها به ‏ضرس قاطع معشوق را مؤنث قلمداد کرد. )‏
‏”شمیسا” اولین محققی ست که در این باره به چاپ پژوهش هایش می پردازد.
صوفیان پسرهای نوبالغ را کنار خود می نشاندندو از دیدن روی آن ها حظ می بردند. ‏این کار خود را شاهد بازی نام گذاشتند که یعنی در روی زیبایی که خدا آفریده جلوه ‏ای از او می بینیم. که این کار هنوز هم در برخی نقاط در جریان است. نام کتاب ‏برگرفته از این سخن است.‏
کتاب “شاهدبازی در ادبیات فارسی” در هشت فصل و هر فصل در چندین بخش ‏نوشته شده:‏
فصل اول: سابقه نظربازی – افلاطون، عشق افلاطونی، رساله عشق ابن سینا، ‏شاهدبازی در ادبیات عرب، شاهدبازی در هند، و … .‏
فصل دوم: دوره غزنویان – زلف ایاز، معشوق لشکری یا لعبت سپاهی، معشوق بنده ‏یا لعبت سرایی، ریش معشوق یا سبزه عذار، قابوسنامه و عشق به غلامان، فرخی ‏سیستانی، و … .‏
فصل سوم: دوره سلجوقیان و خوارزمشاهیان – سلاطین و وزرا، سلطان سنجر و ‏امردان، نزهه المجالس، مناظرۀ بین لواط کار و زناکار، سبک آذربایجانی، اسماعیلیه، و ‏‏… .‏
فصل چهارم: صوفیان و شاهد بازی – صوفیان امردباز، احمد غزالی، عین القضاه، ‏اوحدالدین کرمانی، عراقی، شیخ روزبهان بقلی، محمد غزالی، سهروردی، احمد جام، ‏شمس تبریزی، مولانا، و … .‏
فصل پنجم: شاعران معروف سبک عراقی – سعدی، حکایاتی از بوستان و گلستان، ‏حافظ، عبید زاکانی، و … .‏
فصل ششم: دورۀ تیموریان و اوایل صفویه – جامی، محتشم کاشانی، رسالۀ جلالیه، ‏وحشی بافقی، مهر و مشتری، ترسا بچگان، و … .‏
فصل هفتم: دورۀ صفویه و افشاریه و زندیه – دورۀ صفویه، رستم التواریخ، پلشت ‏شدن زبان، و … .‏
فصل هشتم: دورۀ قاجار – ملیجک و ناصرالدین شاه، ایرج میرزا، دورۀ پهلوی، معشوق ‏دوجنسی،امکانات زبانی و …

دانلود کتاب مستندات

لینک کمکی

منبع : برهان نیوز

۲۸ خرداد ۱۳۹۵ | پیوندک |
ارسال دیدگاه

*

code

KHAMENEI KHAMENEI