خاطرات هیلاری کلینتون از سوریه (۶)

بخش پنجم/فصل سوریه: غده چرکین وقتی در ساعت ۱ بعد از ظهر به کاخ سفید رسیدم. مقامات ارشد دولتی در حال بحث در مورد اینکه چگونه به حمله شیمیایی پاسخ بدهیم بودند. پس از اتمام جلسه، وارد دفتر محل کار رییس جمهور شدم تا با او به گفتگو بنشینم. حالا که پس از هفت ماه […]

بخش پنجم/فصل سوریه: غده چرکین

وقتی در ساعت ۱ بعد از ظهر به کاخ سفید رسیدم. مقامات ارشد دولتی در حال بحث در مورد اینکه چگونه به حمله شیمیایی پاسخ بدهیم بودند. پس از اتمام جلسه، وارد دفتر محل کار رییس جمهور شدم تا با او به گفتگو بنشینم. حالا که پس از هفت ماه دوباره پا در آن دفتر آشنا می‌گذاشتم، احساس غریبه‌گی با آن می‌کردم. یک بار دیگر، در مورد یک وضعیت اضطراری بین‌المللی سخن گفتیم. به رییس جمهور گفتم که اگر درخواست وی در کنگره رای نیاورد، باید حتی‌المقدور با خونسردی وضعیت را بهبود بخشد و به پیش‌ درآمد غیرمنتظره مسکو خوش‌آمد بگوید.

البته این‌ها دلایلی بود که ما را آگاه و آماده می‌ساخت. اقدام دیپلماتیک اخیر روس‌ها یکی دیگر از تاکتیک‌های وقت‌کش آنها برای حفظ اسد به هر قیمتی در قدرت بود. حفظ حجم عظیم تسلیحات شیمیایی برای آنها هم با توجه به جمعیت مسلمان سرکش کشورشان مناسب نبود. از طرفی، حذف سلاح‌های شیمیایی سوریه خطر خود را داشت. بخصوص از زمانی که رییس جمهور در کورس چالش با کنگره افتاده بود. این اقدام، به جنگ داخلی پایان نمی‌بخشید و یا شهروندان را از باران آتش نجات نمی‌داد، اما دست کم تهدیدی بزرگ را از مردم سوریه، همسایه‌گانی چون اسراییل، و خود آمریکا دور می‌کرد. با تشدید مناقشه و افزایش بی‌ثباتی، احتمال استفاده دوباره این تسلیحات علیه مردم سوریه، یا انتقال آنها به حزب‌اله لبنان، و یا ربودن آن توسط تروریست‌ها وجود داشت.

به رییس جمهور گفتم که هنوز بر کارکرد راه حل دیپلماتیک برای پایان بخشیدن به مناقشه باور دارم. می‌دانستم که این امر چقدر می‌تواند مشکل و طاقت‌فرسا باشد. هر چه بود، من از ماه مارس ۲۰۱۱ در جریان تمامی امور بودم. اما نقشه راه توافق شده سال پیش در ژنو، هنوز راهی کاربردی پیش روی ما قرار می‌داد. شاید توافق بر سر تسلیحات شیمیایی می‌توانست موجب پیشرفت در روند توافقات گردد. بعید به نظر می‌رسید، اما ارزش آزمودن را داشت.

رییس جمهور پذیرفت و از من خواست که بیانیه‌ای بدهم. وقتی از دفتر او خارج شدم، جلسه‌ای خصوصی با “بن رودز” مشاور امنیت ملی معاون رییس جمهور- که نویسنده ارشد سخنرانی‌های سیاست خارجی رییس جمهور هم بود، داشتم. مهم‌ترین مبحث گفتگوی‌مان بحث قاچاق عاج در آفریقا بود. رودز هم مانند دنیس مک دانوف، از یاران بسیار مفید رییس جمهور و طی چند سال اخیر کاملا مورد وثوق من بود. او پا به پای همکاران گروه من که در انتخابات سال ۲۰۰۸ متحمل زحمات بسیاری شدند، مراتب ترقی را پیموده بود و دو طرف همیشه از همکاری با یکدیگر و دلتنگی از فقدان این همکاری یاد می‌کردند. حالا، بار دیگر از این خرسند بودم که می‌توانم از مشورت او برای ارسال پیام درست به جهانیان استفاده کنم.

خاطرات کلینتون-فصل سوریه/6 و پایانی
“بن رودز” مشاور امنیت ملی آمریکا در امور ارتباطات استراتژیک

وقتی در راهروی رویدادهای حیات وحش سالن کنفرانس کاخ سفید قدم می‌زدم، متوجه وجود دوربین‌های بیشتر و خبرنگارانی شدم که احتمالاً پیشتر گزارشات خود مبنی بر شکار غیرقانونی فیل‌ها را ارائه داده بودند. با قضیه سوریه شروع کردم: “اگر همانطور که پیشنهاد کری و روس‌ها بوده، اسد اقدام به تحویل فوری تسلیحات شیمیایی خود نماید، این می‌تواند گام مهمی تلقی گردد. اما بهانه دیگری برای تاخیر کارکرد نیست. روسیه یا باید بطور صادقانه از جامعه بین‌المللی حمایت نماید و یا کنار نشسته و محاسبه صحت و سقم حجم تسلیحات تحویل شده را نظاره کند.” و بعد در مورد دغدغه رییس جمهور برای فشار بر روس‌ها جهت طرح یک راه دیپلماتیک جدید صحبت کردم.

کاخ سفید تصمیم گرفت که طرح حمله نظامی را برای زمان دادن به یک راه حل دیپلماتیک از کنگره بیرون بکشد. کری، به قصد گفتگو با لاوروف بر سر جزییات جهت توافق بر سر یک راه حل عازم ژنو شد. درست یک ماه بعد، سازمان منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای سازمان ملل که مسئول انجام طرح بود، از سوی آکادمی نوبل موفق به دریافت جایزه صلح شد. این کاملا یک رأی اعتماد بود. قابل توجه اینکه از زمان شروع نگارش این کتاب، توافقات حاصل گردید و سازمان ملل به رغم شرایط بحرانی فعلی، در حال پیشبرد آرام اما قوی پروژه حذف تسلیحات شیمیایی اسد است. تاخیراتی وجود داشته، اما تا اواخر آوریل ۲۰۱۴، ۹۰ درصد از سلاح‌های شیمیایی سوریه منهدم گردیده است.

ژانویه ۲۰۱۴، اخضر ابراهیمی نماینده ویژه سازمان ملل- با هدف اجرای توافقی که قبلا در ژوئن ۲۰۱۲ در مورد آن گفتگو داشتم، کنفرانس جهانی سازمان ملل در مورد سوریه را در ژنو برگزار کرد. برای اولین بار، نمایندگان اسد روی در روی مخالفین وی در یک کنفرانس قرار گرفتند. اما مذاکرات نتیجه‌ای در بر نداشت. رژیم اسد، طرح تشکیل شورای انتقالی حکومت که طبق توافق اولیه تایید شده بود را نپذیرفت. حامیان روس رژیم اسد هم وفادارانه از او حمایت می‌کردند. در این حال، درگیریهای زمینی دو طرف مناقشه سوریه نیز همچنان بی‌وقفه ادامه داشت.

تراژدی انسانی سوریه، براستی قلب هر انسانی را به درد می‌آورد. در این قصه تلخ، بیشترین صدمه به زنان و کودکان وارد گردید. شورشیان افراطی، اقدام به تصرف اراضی و شهرها کردند و سازمان‌های اطلاعاتی آمریکا و اروپا خبر از خطر گسترش این تمایل در اندازه‌های فرا مرزی دادند. در فوریه ۲۰۱۴، “جان برنان” –رییس سازمان سیا- در گزارش خود اینچنین آورد: “ما نگران حضور القاعده در خاک سوریه و استخدام نیرو توسط این سازمان تا نیل به اعتباری هستیم که موجب شود که نه تنها در سوریه جولان بدهد بلکه از خاک سوریه به عنوان پایگاه حمله به دیگر کشورها بهره ببرد”. “جیمز کلاپر” –رییس سازمان اطلاعات ملی- با اشاره به مطلب مهم‌تری گفت “حداقل یک گروه تندرو در سوریه است که خواهان حمله به وطن ما (آمریکا) است”.

خاطرات کلینتون-فصل سوریه/6 و پایانی
“جیمز کلاپر” رئیس سازمان اطلاعات ملی آمریکا

بن‌بست شوم راه‌حل‌ها در مورد سوریه همچنان وجود دارد و این خطر در حال رشد را آمریکا و متحدان‌اش نمی‌توانند نادیده بگیرند. غالب مخالفین میانه‌روی اسد پی به خطر ضبط انقلاب آنها توسط مخالفین تندرو برده‌اند و برخی از آنها هم تلاش کرده‌اند تا افراطیون را از اراضی تحت تصرف شورشیان بیرون کنند. اما این نبرد پر دردسری است که نیازمند تامین سلاح و نیروی انسانی خارج از گود مبارزه با اسد خواهد بود. در آوریل ۲۰۱۴، گزارشاتی مبنی بر آموزش شورشیان مورد تایید آمریکا و ارسال تسلیحات برای آنها از سوی این کشور وجود داشت.

همان طور که کوفی عنان در اولین نشست ژنو در مورد سوریه، گفت “قضاوت تاریخ جدی و غم‌انگیز است”، غیر ممکن است که رنج ملت سوریه را به عنوان یک شهروند ببینیم و از خود نپرسیم که دیگر چه بلایی می‌خواهد بر سر آنها بیاید؟ این بخشی از همان چیزی است که از سوریه و چالش بزرگتر یک خاورمیانه بی‌ثبات، غده چرکین می‌سازد. اما تا وقتی که –هر چند به سختی- راه درمان را بیابیم، غدد چرکین قادر به فلج کردن ما نخواهند بود.

برچسب ها :
۲۲ اسفند ۱۳۹۳ | پیوندک |
ارسال دیدگاه

*

code

خانم کلینتون و امثال ایشان حتی خاطرات خود را هم تحریف می کنند.
اگر می توانستند همه واقعیت را بگویند به غیر از مردم از سوی دوستانشان هم اعدام می شدند
نوشتن خاطرات برای آنها وسیله ای است برای گمراه کردن اذهان عمومی دنیا تا هدف شیطانی خود را دنبال کنند

[پاسخ]

KHAMENEI KHAMENEI