ارزش‌‏های خبری در حاکمیت موعود(قسمت پایانی)

معیار استخدام در دوران حاکمیت عدل جهانی نیز بسترسازی برای برپایی و تقویت نظام عدل جهانی و حاکمیت ولایت الهی است. گرایش به دانستن و استعلای نگرش‏ها از نقطه نظر روان‌شناسی اسلامی (نک: مطهری، ۱۳۷۳: گرایش‏های مقدس)، میل به دانستن فطری انسان است؛ یعنی انسان میل دارد که بداند، صرفاً برای این‌که بداند. یعنی گرایش به […]

معیار استخدام در دوران حاکمیت عدل جهانی نیز بسترسازی برای برپایی و تقویت نظام عدل جهانی و حاکمیت ولایت الهی است.

گرایش به دانستن و استعلای نگرش‏ها

از نقطه نظر روان‌شناسی اسلامی (نک: مطهری، ۱۳۷۳: گرایش‏های مقدس)، میل به دانستن فطری انسان است؛ یعنی انسان میل دارد که بداند، صرفاً برای این‌که بداند. یعنی گرایش به دانستن به خودی خود اصیل است. ما به هم که می‏رسیم می‏گوییم: «چه خبر؟» در برخی شهرستان‏های ایران از این هم فراتر می‏روند و به هم که می‏رسند، می‏گویند: «چه تازه، کهنه؟» یعنی برای خبرهای قدیمی و کهنه‌شده‌اش هم گوش شنیدن دارند. این ویژگی البته خاص زبان فارسی نیست.

مثلاً در زبان انگلیسی، بعضاً هنگامی که دو نفر به هم می‏رسند، می‏گویند «What’s up?» که تقریباً معنای «چه خبر» خودمان را می‏دهد. این عبارات فراتر از یک خوش‌وبش روزمره است و در بطن آن جست‌وجویی برای دانستن آخرین تحولات است و به هر میزان آگاهی انسان بر امری بیش‌تر شود، حساسیت به دانستن بیش‌تر و پی‌گیری بیش‌تر آن امر نیز افزون‏تر می‏شود.

پس منشأ گرایش به این ارزش‏های خبری در درون انسان است، اما هرقدر عقل آدمی رشد می‏کند، این گرایش فطری در جهت کسب افق‏های بلندمرتبه‏تر فعال می‏شود. گاه کودکان دربارۀ مسائلی جست‌وجو می‏کنند و می‏پرسند که ممکن است در چشم ما بزرگ‌ترها پیش پاافتاده به چشم آید. افق دید کودک در حدی است که کسب اطلاع و باخبرشدن از آن مسائل برایش موضوعیت دارد. اما همین‌طور که کودک بزرگ‏تر می‏شود و خِردش در کشاکش تجربیات زندگی استعلا می‏یابد، برای او مسائل دیگری موضوعیت پیدا می‏کند و مایل است درباره آن‏ها بداند و باخبر شود.

در پهنه روابط اجتماعی و ارتباطات انسانی نیز چنین معادله‏ای برقرار است؛ یعنی هرقدر که خرد انسان استعلا می‏یابد و افق دیدش بلندتر می‏شود، بسیاری از اخبار برایش از موضوعیت می‏افتند و لذا گرایشی به دانستن درباره آن‌ها نخواهد داشت. اما لزوماً این استعلای افق دید به موازات افزایش سن شناسنامه‏ای رخ نمی‏دهد؛ یعنی ممکن است انسان بزرگ شود، اما افق دیدش فراتر نرود و گرایش به دانستن و باخبر بودن در وی محدود به موضوعاتی پیش‌پاافتاده بماند.

اما خردها که استعلا می‏یابند، گرایش به دانستن نیز استعلا می‏یابد و برخی موضوعات خبری از افق دید انسان محو می‏شوند و این وضعیتی است که در جامعه موعود رخ خواهد داد. سخن امیرالمؤمنین است که مردم در دوران موعود: «یُغبقون کأس الحکمه بعد الصبوح.» (شریف رضی، ۱۴۱۴: خ۱۵۰) یعنی هر بامدادان جامی از خرد و حکمت می‏نوشند.

این تعبیری نمادین است از این حقیقت که دوران موعود دوران حکومت خرد است و کیفیت گرایش خلق به دانستن و باخبر بودن از خرد مردم جهت می‏گیرد و نه اشتهای نفس، آن‌طور که هم‌اکنون در ارزش بندی‏های مدل غربی تجلی یافته است. در آن روزگار ‌هر بامدادان به مردم جامی از خرد می‏نوشانند و از جمله آثار این جام خرد یکی هم این است که مردم بلندنظر می‏شوند و سلایق و علایق رسانه‏ای‌شان رفعت می‏یابد.

در جای دیگر می‏فرماید که حضرت ولی‌عصر(عج) دست مبارک خود را بر سر مردم قرار می‏دهد: «فجمع به عقولهم.» (مجلسی، بی‌تا، ج۵۲: ۳۳۶) یعنی خردهای پریشان آن‌ها را بازمی‏گرداند و اندیشه‌شان قرار می‏گیرد و از حیرانی مدرن رها می‏شوند.

بر این اساس در دوران موعود، سرنوشت جذب و انجذاب فعلی میان افراد جامعه و برخی اخبار، که صورت افراطی آن به‌خصوص در خرید بالای نشریات زرد جلوه کرده است، مشابه سرنوشت «سبعه معلقه» در عهد جاهلی خواهد بود که کلمه آغاز و انجام فرهنگ جاهلیت بود، و لیکن با نزول قرآن به یک‌باره به حاشیه رفت.

نزول قرآن خرد مردم را باز گردانید و افق دیدشان را وسعت و استعلا داد و مردم را صاحب اندیشه کرد و سطح خواسته‌هایشان را کرامت داد و از مرتبه‏های نازل زمینی فراتر برد. در دوران حضرت منجی(عج) چنین استعلای حکمی و وسعت دید دوباره رخ می‏دهد و آثارش را نیز از جمله بر مقولات ارزش‌شناختی خبری می‏گذارد.

مقوله «غیرمنتظره بودن» همچنین حاصل نگاهی اومانیستی به خبر و رسانه است که ارزش خبر را در ارضای خواسته‏های نفسانی می‏داند. از نگاهی قرآنی، برخی اخبار اصلاً ارزش شنیدن و فحص کردن ندارد. لذا در قرآن کریم مبحثی به نام «لغو» وجود دارد، چنان‌که در توصیف مؤمنان می‏فرماید: وَالَّذِینَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ. (مؤمنون: ۳) اگر عمر انسانی را به مثابه سرمایه‏ای برای آبادانی خانه آخرت بدانیم و از منظر معادله «الدنیا مزرعه الاخره» داوری کنیم، بسیاری از موضوعات خبری فعلی دست و پاگیر تربیت انسانی و مایه اتلاف وقت خواهند بود.

لذا اگر دید انسان متعالی شود و خواسته‏های جامعه انسانی ارتقا یابد، محافل ارتباطی و رسانه‏ای نیز دیگر سراغ برخی موضوعات خبری نخواهند رفت.یکی از معانی این‌که امام عصر(عج) ۲۷ حرف علم را کامل می‏کند، این است که معرفت‏های آسمانی و شناخت روحانی انسان کامل می‏شود، چنان‌که هر‌چه تا کنون در زمره اسرار عالم معنا و حیات باطنی برای بشر بوده است، دانشی آشکار می‏شود. امام صادق(ع) می‏فرماید:العلم سبعه و عشرون حرفاً، فجمیع ما جائت به الرسل حرفان، فلم یعرف الناس حتی الیوم غیر حرفین؛ (مجلسی، بی‌تا: ج۵۲، ۳۲۸)

هرچه پیامبران تا کنون برای بشر آورده‌اند اعم از دانش‏های مادی مخصوص گذران زندگی زمینی و دانش‏های آسمانی برای مهیا شدن برای سفر آخرت، همگی دو حرف است و لیکن در روزگار عدل جهانی، حضرت حجت(عج) ۲۵ حرف دیگر بر این مقدار خواهد افزود.

پیدایی چنین شناخت روحانی و معنوی پیش‌شرطی دارد که موضوعیت یافتن معنویات و دانش‏های روحانی و علم به خدا و انسان و روش نیل به کمالات انسانی در جامعه است و این مهم رخ نمی‏دهد، مگر زمانی که بشر تشنه دانستن درباره معنویات شود و گرایش وی به دانش‏های روحانی تقویت شود و اگر چنین کیفیتی در جامعه انسانی نضج بگیرد، بسیاری از موضوعات خبری و سوتیترهای رسانه‏ای موضوع بی‌توجهی بشریت خواهد گردید.

این تغییر ذائقه خبری را از وجهی دیگر نیز می‏توان بررسی کرد و آن پیدایی عدالت روحی در انسان است. در نظام اخلاقی اسلام، عدل عبارت است از رابطه تعادلی میان اجزای جامعه و نیز وجود انسان. (نک: مطهری، ۱۳۷۲: ج۲) عدالت از این منظر یعنی پیدایی توازن در همه ارکان جامعه و از جمله رابطه انسان با خود و جامعه.

در تعریف عدل می‏گویند: «العدل ان یوضع الاشیاء حیث مواقعه.» عدل آن‌گاه که برپا شود هرچیزی جای خودش را خواهد یافت و آن‌چه از مدار خود خارج شده است به جای خود برخواهد گشت. بر این اساس، عدالتی که مهدی(عج) برپا خواهند کرد، همه روابط بینافردی، بیناجمعی و ساختمانی انسان را در جامعه و در خلوت و جلوت فرد دربر می‏گیرد و عدالت در توزیع ثروت و امکانات تنها بخشی از مفهوم کلی عدل خواهد بود.

چنین تعبیری از عدل به صورتی نمادین در حدیثی از امام صادق(ع) آمده است که: «در دوران حکومت امام عصر(عج)، عدالت در خانه‏ها و اتاق‏های مردم نفوذ می‏کند، چنان‌که سرما یا گرما نفوذ می‏کند.» (مجلسی، بی‌تا، ج۵۲، ۳۶۲) و این بیان نمادین دلالت بر ورود عدالت به زوایای زندگی انسانی دارد.

اگر این تعریف از عدل را به نظام وجودی انسان تطبیق دهیم، عدالت برابر خواهد بود با تعادل در گرایش‏ها و خواسته‏های انسانی. یعنی به تعادل رسیدن روح انسانی و سترده شدن از هیجان‏های تعادل شکن در رفتارهای اجتماعی. از منظری رسانه‏ای و به‌خصوص از باب خواست‏ها و گرایش‏های رسانه‏ای انسان در جامعه، اگر انسانی به تعادل روحی برسد و عدالت انسانی در ساختمان وجودش پیاده شود، خواست‏های خبری و رسانه‏ای وی نیز معتدل می‏گردد.

انسانی که به چنین تعادلی رسیده باشد دیگر دچار هیجان‏های خبری نخواهد شد؛ دیگر برای وی بسیاری از اخبار موضوعیت خبری خود را از دست خواهند داد؛ دیگر جاذبه ندارند؛ چون آن روابط و عناصری که مایه گرایش فرد، و در پی آن، جامعه به چنان طیفی از اخبار می‏شده است از ساختمان وجودش سترده شده است. در این حالت، دیگر نشریات زرد نیز موضوعیت خود را از دست خواهند داد و دیگر پرسه‏های رسانه‏ای در حریم‏های خصوصی نیز عامل جذب مخاطب نخواهد بود.

آری در نهاد بشر، وجوه متعالی گرایش به دانستن غیر از «اشتهای فحص در هرچه نفس را خوش آید» وجود دارد که البته در پس آتش‌زنه خیره‌کننده رسانه‏های نوین از آن غفلت شده است. گرایشی از آن نوع که قرآن کریم با وصف بِمَا لاَ تَهْوَى‏ أَنْفُسُکُمُ (بقره: ۸۷) توصیف می‏شود.

گرایشی از جنس ذکر، درک، شعور و خرد. حضرت مهدی(عج) می‏آید تا آن وجه متعالی گرایش به دانستن را در انسان زنده کند و این زنده شدن چونان موجی جزء‌جزء جامعه انسانی را درخواهد نوردید و پیمان الهی فطرت که کلمه آغاز و انجام رسالت انبیاست، مبنای تعریف دوباره ارزش‏های خبری خواهد شد.

چهار مقوله خاص

تا این‌جا، مقولات هشت‌گانه عمومی فوق را بررسی کردیم. گالتونگ و روگ، چهار ارزش خبری دیگر را نیز که به باور آن‌ها مختص رسانه‏های غربی است برمی‏شمارند که در واقع کلید فرهنگ‌سازی غرب در فرآیند جهانی‌سازی اندیشه لیبرال دموکراسی است. این‌ها عبارتند از «اشاره به ملل سرآمد»، «اشاره به افراد نخبه»، «شخصیت‌سازی» و «منفی بودن.»

در تعریف این مقولات گفته‌اند که رسانه‏های غربی در اکثر موارد خبری، نمونه‌های خود را از میان ملل برگزیده انتخاب می‌کنند (اشاره به ملل سرآمد)، پوشش خبری دامنه دارتری به عملکرد افراد برگزیده و معروف در مقایسه با افراد عادی می‏دهند (اشاره به افراد نخبه)، رویدادها را عملکرد افراد و مردم می‌دانند و در واقع به هویت‌بخشی به افراد می‌پردازند و شخصیت‌سازی می‏کنند (شخصیت‌سازی) و همچنین خبری را خوب می‏دانند که منفی باشد و بد و همین برداشت، جوهره اصلی نگاه خبر گزاری‏های غربی به جهان سوم را شکل می‌دهد. (شکرخواه، ۱۳۷۸: ۲۳‌)

اما رفتار حاکمیت موعود با این چهار مقوله اختصاصی رسانه‏های غربی چه خواهد بود؟ شاید تصور شود که چون این مقولات خاص رسانه‏های غربی هستند در حاکمیت موعود به کلی زدوده می‏شوند؛ اما چنین نیست. رفتار حاکمیت موعود با این مقولات چهارگانه اعم از برخورد سلبی و ایجابی خواهد بود. نظام ارزش‌شناسی موعود، غیر از مقوله چهارم (منفی بودن)، سایر مقولات را به استخدام خود درمی‏آورد و البته با نگاهی نو و برای هدفی تازه که همانا راهبرد الگوسازی و نمونه‌پروری قرآنی است.

چهره‌سازی از اصول نظام تربیتی قرآن کریم است. قرآن کتاب معرفی انسان‏هایی است که رفتار و مشی و سیره‌شان یا سرمشقی برای اهل ایمان است و یا درس عبرتی برای همگان است. البته قرآن به‌خصوص این راهبرد تربیتی را با واژه «اسوه» بیان می‏کند. در این بیان، گل سرسبد وجود، حضرت پیامبر اعظم(ص) به عنوان الگویی کامل معرفی می‏شود که فرمود: لَقَدْ کَانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَهٌ حَسَنَهٌ. (احزاب: ۲۱) همچنین قرآن با چهره‌سازی از زنان مؤمنه و کافره می‏فرماید: ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً لِلَّذِینَ کَفَرُوا امْرَأَهَ نُوحٍ وَامْرَأَهَ لُوطٍ (تحریم: ۱۰)، وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً لِلَّذِینَ آمَنُوا امْرَأَهَ فِرْعَوْنَ. (تحریم: ۱۱)

نمونه این الگوسازی را در سیره امیرمؤمنان علی(ع) می‏بینیم؛ آن‌گاه که امام مشاهده می‏کند که مردم در اثر فضای فرهنگی خلفای سابق و به‌خصوص عثمان، تن‌پرور و تن‌آسا شده‌اند و بر خلاف روحیه مسلمین صدر اسلام، به دنبال تکاثر و انباشتن مزایا و امکانات جامعه اسلامی هستند و لذا برای مبارزه با این انحراف،‌ از جناب ابوذر الگوسازی می‏کند و بر سر منبر می‏فرماید: «کان لی اخاً فی ما مضی»؛ برادری داشتم که درگذشت و از جمله خصلت‌هایش این بود که «لا یشتهی ما لا یجد و لا یکثر اذا وجد.» (شریف رضی، ۱۴۱۴: ‌حکمت ۲۸۹)

در نظام ارزش‌شناختی موعود نیز چهره‌سازی خبری از اسوه‏های تربیتی به عنوان راهبردی انسان‌ساز و ارزش‌آفرین پی‌گیری می‏شود. همچنین در راستای مبارزه با انحراف، چهره‏های منفی با طرد رسانه‏ای روبه‌رو خواهند شد و این رویکرد از مصادیق جرح راویان بدعت‌گذار و دشمنان اندیشه اسلامی است.

بر این اساس، تفاوت مهمی میان الگوسازی نوع غربی و مدل اسلامی آن هست. در ادبیات رسانه‏ای مغرب‌زمین برای اغراضی عمدتاً سیاسی فوکوس خبری را روی برخی خصایل مردم‌پسند یک شخصیت می‏اندازند تا محبوب شود؛ یعنی آن‌چه را که هوای نفس می‏پسندند برجسته می‏کنند و گاه با اغراق و دروغ پیش می‏آیند تا نگاه‏ها به شخصی خاص معطوف شود و غرضی سیاسی تأمین شود.

اما در اسلام خصایلی که خداوند و شریعت مبین اسلام می‏پسندد که همگان به آن متصف شوند برجسته می‏شود؛ یعنی فرد حایز این خصایل برجسته می‏شود تا جامعه به آن خوی مثبت وی آراسته شود و این از مصادیق وَمَن یُعَظِّمْ شَعَائِرَ اللَّهِ فَإِنَّهَا مِن تَقْوَى الْقُلُوبِ (حج: ۳۲) است.

مقوله چهارم (منفی بودن) به عنوان مقوله‏ای خبری در دوران موعود رخت برخواهد بست و این نکته‏ای است درخور تدقیق بیش‌تر. در میان اهل خبر مشهور است که اخبار غالباً ناخوشایند هستند و اغلب آن‌ها درباره تعارضات و مصائب اجتماعی‌اند. در مجموع نیز، اخبار رسانه‏های نوین بیش‌تر درباره بدی‌هاست تا خوبی‌ها، درباره مشکلات است تا راه‌حل‌ها، درباره ناآرامی‌هاست تا آرامش‌ها.

در ادبیات رسانه‏ای مغرب زمین جمله‏ای معروف است که می‏گویند: «درست نمی‏شود تشخیص داد آیا وضع جهان بدتر شده است یا خبرنگاران دارند تلاش بیش‌تری می‏کنند.»  یا سیلاس بنت  می‏گوید: «هماهنگی‏ها به ندرت موضوع تیتر خبر می‏شوند.»  و چارلز اندرسون دانا  روزنامه‌نگار منتقد و معترض امریکایی در سخنی که به نظرم به عنوان طنزی تلخ و در انتقاد از روزنامه‌نگاری نوین بیان کرد و لیکن به غلط به عنوان دستورالعمل روزنامه‌نگاری در محافل رسانه‏ای و دانشگاهی ما تدریس می‏شود می‏گوید:

وقتی سگ کسی را گاز می‏گیرد خبر نیست، اما وقتی کسی یک سگ را گاز می‏گیرد خبر است.  و  فرهنگ رسانه‏ای جوامع بشری به این مسئله خو کرده است که اولاً اخبار را در ناآرامی‏ها بجوید و از رسانه هم انتظاری جز بازگویی ناآرامی‏ها و تنش‏ها و سختی‏ها و بدبختی‏ها نداشته باشد و ثانیاً در غفلت از حیات روحانی انسان و بعد باطنی عالم، به دنبال سیراب نمودن جان خود از سراب موضوعات مادی در رسانه‏های خبری باشد. اما در آن دوران، به تبع حاکمیت خرد و حکمت که در بالا توضیح دادم، اخبار منفی به عنوان مقوله‏ای خبری بی‌رنگ می‏شوند و دیگر جاذبه فعلی را نخواهند داشت.

در عین حال، بسیاری از مسائل منفی که در وضعیت کنونی جامعه بشری موضوع خبر می‏شوند، دیگر در آن دوران اصلا رخ نخواهند داد و این نکته‏ای است قویم و درخور تدقیق وافر. خبر از یک جهت حاصل اختلاف، چالش، درگیری و افتراق است، اما دوران موعود از این حیث دوران آرامش بشر است. در آن دوران نه جنگی خواهد بود، نه اختلافی. تعبیر نمادین «شرب آب گرگ و گوسفند از محلی واحد» که در روایات ما در توصیف دوران موعود آمده است، نمادی است از آرامش حاکم بر جامعه بشری در آن دوران. همچنین امام عصر(عج) در توقیع مبارک خود به اسحاق بن یعقوب نوشتند: «انی لامان لاهل الارض.» (طوسی، ۱۴۱۱: ‌۱۷۶)

ارزش بسترسازی

گفتیم که هر فرآورده فرهنگی برآیند مجموعه‏ای از ارزش‏های فرهنگی است که در جمع کثیری از افراد پذیرفته و درونی‌سازی می‏شود. اگر این ارزش‏ها عوض شود، آن فرآورده نیز به حاشیه رفته یا از میان می‏رود. در دوران موعود در اثر تحولی ریشه‏ای که در ارزش‏های مورد پذیرش جامعه انسانی رخ می‏دهد به تدریج فرآورده خبررسانی به شیوه کنونی آن نیز رنگ خواهد باخت و در عوض آن دسته مضامین خبری مورد توجه قرار خواهند گرفت که در خدمت تقویت پیوند انسانی ـ الهی مجسم در کریمه قرآنی یَاأَیُّهَا الْإِنسَانُ إِنَّکَ کَادِحٌ إِلَى‏ رَبِّکَ کَدْحاً فَمُلاَقِیهِ (انشقاق: ‌۶) درآیند.

بر این اساس، آن دسته اخباری که به هر شکلی حاصل غفلت انسان از فلسفه خلقت و وجود باشد، یا زمینه‏های غفلت را در انسان به هر شکلی ایجاد کند یا حرکت جامعه انسانی را در مسیر فطریات کند سازد، از دروازه بانی خبری موعود مجوز عبور نخواهند گرفت و تدریجاً از دایره مواد خبری کنار گذاشته خواهند شد. بر این اساس، به هر میزان خبری به کارکردهای رسانه‏ای که در بالا ذکر کردیم (ارزش‌آفرینی و مبارزه با انحراف) بیش‌تر کمک کند ارزش بیش‌تری خواهد داشت و به هر میزان خبری به مردم کمک کند که روی جانب دین خدا بگردانند که فَأَقِمْ وَجْهَکَ لِلدِّینِ حَنِیفاً (روم: ۳۰) بیش‌تر مطمح‌نظر خواهد بود.

این‌چنین است که در آن دوران، اخباری که حاصل غفلت انسان از مبدأ و معاد هستند و یا زمینه‌ساز چنین غفلتی می‏شوند رخدادی نادر می‏شوند و اگر هم رخ دهند محلی از اعراب نخواهند داشت و اگر احیاناً پوشش داده شوند برای آگاهی نهادهای حاکم جهت امحای ظلم و استیفای حقوق مظلومان خواهد بود. در عوض، اخباری که منشأ ذکر می‏شوند در اولویت کار رسانه موعود قرار خواهند گرفت.

بر این اساس،‌ معتقدم که در نظام ارزش‌گذاری خبری موعود، یک مقوله دیگر نیز به عنوان «ارزش خبری» قابل بررسی است و آن مقوله اخباری است که به نحوی مایۀ ارزش‌آفرینی و فرهنگ‌سازی شوند یا در مبارزه با انحراف به کار آیند. این‌ها نیز با هر کیفیت و ماهیتی که دارند در زمره اخبار قابل مخابره و بلکه در صدر آن‌ها قرار می‏گیرند.

این اخبار را اخبار تهیویی یا بسترساز می‏نامیم که بازوی فرهنگ‌ساز و انحراف‌زدای حاکمیت موعود هستند. بر این اساس، باید مقوله‏ای به مقولات هشت‌گانه فوق بیافزاییم که این مفهوم خبررسانی را دربر گیرد و به همین منظور، عبارت «ارزش بسترسازی» را پیشنهاد می‏کنیم، با این وصف که به هر میزان خبری به بسترسازی سازمان فرهنگی موعود، حال یا با ارزش‌آفرینی یا مبارزه با انحراف، یاری رساند، قابلیت خبررسانی والاتری خواهد داشت.

نتیجه

جامعه انسانی در دوران پیش از ظهور از مدار توازن خارج شده است و امام عصر(عج) می‏آید تا توازن را برقرار کند و عدالت را در همه عرصه‏های روحی و روانی و مادی و معنوی پیاده سازد و چنین است که زمین از عدل و قسط آکنده و لبریز می‏شود. تبلور این توازن رفتاری و عدل ساختاری در عرصه رسانه از جمله در تحول مجموعه ارزش‏های خبری حاکم بر کار رسانه‏ای است.

در دوران حاکمیت عدل جهانی، برخی ارزش‏های خبری دستخوش تغییر می‏شوند و یا نوع استخدام آن‌ها از سوی رسانه‏ها متفاوت می‏شود. معیار این استخدام نیز بسترسازی برای برپایی و تقویت نظام عدل جهانی و حاکمیت ولایت الهی است که در دو رکن ارزش‌آفرینی و مبارزه با انحراف نمود می‏یابد.

اهالی رسانه در دوران غیبت امام معصوم(عج) و محرومیت از دسترسی مستقیم به این منبع لایزال حکمت آسمانی مأمور و شاید مجبورند تا زمان برپایی حکومت عدل واحد جهانی، از همین ابزارهای رسانه‏ای موجود بهره گیرند و با همین نظام ارزش‌شناختی خبری تعامل کنند.

بر این اساس،‌ گاه لازم است برای تفهیم پیام اسلام از همین ابزارهایی استفاده شود که جامعه بشری به آن خو کرده است؛ یعنی گاه باید تا حدودی که مرزهای شرع مقدس محترم می‏ماند، جذابیت‏های رسانه‏ای خلق گردد تا توجه و اقبال مردم با رسانه همراه شود و آن‌گاه که پیام حقیقت را دریافت کردند، اندک‌اندک مردم را از مرحله‏های پست به مرحله‏های بالاتر بکشانند. حتی گاه لازم است درباره موضوعاتی سبک و کم‌مقدار خبر تهیه شود و مخاطب را همراه سازند و سپس وی را به مراحل عالیه برسانند.

آری، گاه برای دستگیری از انسان‏های گرفتار غرقاب جهل و منجلاب فساد لازم است به درون منجلاب برویم و دستشان را گرفته و بیرون کشیم. اما همواره باید مراقب بود که جذابیت‌آفرینی محور نشود و هدف آغازین از یاد نرود.

منابع

۱. حاج محمدی، علی، «راهبرد منجی در برابر مظاهر تمدن نوین»، مجموعه مقالات ششمین همایش مهدویت، قم، آینده روشن، ۱۳۸۹ش.

۲. زرشناس، شهریار، جامعه باز، آخرین اتوپی تمدن غرب، تهران، حوزه هنری، ۱۳۷۲ش.

۳. شریف رضی، محمد بن حسین، نهج البلاغه، قم، انتشارات هجرت، چاپ اول، ۱۴۱۴ق.

۴. شکرخواه، یونس، خبر، تهران، مرکز مطالعات و تحقیقات رسانه‌ها، ۱۳۷۸ش.

۵. صدوق، محمد بن علی بن بابویه، عیون اخبار الرضا(ع)، بی‌جا، انتشارات جهان، ۱۳۷۸ق.

۶. طبسی، نجم‌الدین، چشم‌اندازی به حکومت مهدی(عج)، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، ۱۳۸۲ش.

۷. طوسی، محمد بن حسن، الغیبه، قم، مؤسسه معارف اسلامی، ۱۴۱۱ق.

۸. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تهران،‌ دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۶۵ش.

۹. گیل، دیوید و بریجیت آدامز، الفبای ارتباطات، ترجمه:‌ رامین کریمیان و دیگران، تهران، مرکز مطالعات و تحقیقات رسانه‌ها، ۱۳۸۴ش.

۱۰. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، قم: مکتبه الاسلامیه، بی‌تا.

۱۱. مطهری، مرتضی، فطرت، تهران، صدرا، ۱۳۷۳.

۱۲. ــــــــــــــــ ، اسلام و مقتضیات زمان، تهران، صدرا، ۱۳۷۲.

۱۳. Philip Kotler, Donald H. Haider, Irving Rein (2002), Marketing Places: Attracting Investment, Industry and Tourism to Cities, States and Regions, Free Press, ISBN 0-02-917596-8

۶ بهمن ۱۳۹۳ | پیوندک |
ارسال دیدگاه

*

code

KHAMENEI KHAMENEI