ارزش‏های خبری در حاکمیت موعود(قسمت اول)

در دوران حاکمیت عدل جهانی، برخی ارزش‏های خبری دستخوش تغییر می‏شوند و یا نوع استخدام آن‌ها از سوی رسانه‏ ها متفاوت می‏شود. گفتار پیش رو، مطالعه‏ای تطبیقی میان مدل ارزش‏های خبری گالتونگ و روگ و مدل احتمالی ارزش‏های خبری در حاکمیت موعود است. نگارنده با تحلیلی انتقادی از ارزش‏های خبری حاکم بر رسانه‏های نوین و […]

در دوران حاکمیت عدل جهانی، برخی ارزش‏های خبری دستخوش تغییر می‏شوند و یا نوع استخدام آن‌ها از سوی رسانه‏ ها متفاوت می‏شود.

گفتار پیش رو، مطالعه‏ای تطبیقی میان مدل ارزش‏های خبری گالتونگ و روگ و مدل احتمالی ارزش‏های خبری در حاکمیت موعود است. نگارنده با تحلیلی انتقادی از ارزش‏های خبری حاکم بر رسانه‏های نوین و تطبیق آن با نظام ارزش‌شناختی موعود کوشیده است طرح‌واره‏ای از نظام ارزش‏های خبری در حکومت موعود را ترسیم نماید. معیار در مطالعه تطبیقی فوق، مفاهیم بلند ارتباط‌شناختی در قرآن کریم و سیره و سخن اهل‌بیت(ع) بوده است.

نظریه رسانه‏ای گالتونگ و روگ که دیدگاهی غربی است، بستر کار این مقاله است تا ضمن تکیه بر مبنایی مشترک و تدریس شده در محافل ارتباط‌شناختی داخلی، به مفاهمه بهتری از نظام ارزش شناختی رسانه در حکومت موعود برسیم و در عین حال، برخی دیدگاه‏های حاکم بر ادبیات رسانه‏ای نوین محکی بخورد و از این رهگذر، مرزهای میان اندیشه موعود و اندیشه کنونی در بحث ارزش‏های خبری مشخص‏تر شود و مشترکات و مفترقات احتمالی آن‌ها تبیین شود.

بر اساس نظام ارزش شناختی اسلام، ارزش‏های خبری حاکم در دوران حاکمیت موعود با آن‌چه در عرصه کنونی رسانه حاکم است، مشترکات و مفترقاتی دارد. در حاکمیت موعود، این مشترکات تقویت می‏شوند و آن مفترقات از میان می‏روند. اما این مشترکات چیست و آن مفترقات کدام است؟ در ارزش‌گذاری خبری، چه تفاوت‏ها و تشابهاتی میان این دو نظام هست؟ ارزش خبری از منظر رسانه مهدوی کدام است؟ این‌ها برخی پرسش‏هایی است که برآنیم به آن پاسخ گوییم.

برای شناخت نظریه اسلام در باب ارزش‏های خبری و به تبع آن نظریه ارزش‏های خبری در حاکمیت موعود، باید ابتدا «کارکرد خبر و خبررسانی» را از منظر قرآن کریم و سیره و سخن معصومین(ع) بشناسیم و تبیین کنیم. شناخت کارکرد خبررسانی در اسلام به ما کمک می‏کند تا نقاط ارزش‌گذاری اسلام در کشاکش ارتباط‌شناختی جامعه را کشف کنیم و در پی آن، تعریفی از ارزش خبری به دست آوریم. به بیان دیگر، به مجرد این‌که مشخص شود کارکرد رسانه از منظر اسلام چیست، مقیاسی به دست می‏آید تا موضوعات خبری را ارزش‌گذاری کنیم.

کارکردهای خبررسانی در اسلام

انسان از آن جهت که انسان است، محفوف به دو استعداد و دو کشش در وجود خویش است: کششی سوی خیر و کششی سوی شر. خداوند ‌می‌فرماید: فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا. (شمس: ۸) پس همان‌طور که انسان ممکن است راه پیشرفت را بپیماید، ممکن است به سقوط و تباهی نیز برود. (نک: مطهری، ۱۳۷۲: مبحث «دو نوع تغییر در زمان») این دو کشش در جامعه انسانی نیز برقرار است؛ همان‌طور که جامعه انسانی ممکن است راه پیشرفت را بپیماید، ممکن است به انحراف هم برود.

اما عوامل مقوم و مؤثر بر این انحراف، هم می‏تواند در درون انسان باشد و هم می‏تواند در خارج از وجود انسان باشد. یعنی گاه انحراف انسان و جامعه انسانی نتیجه جهالتی است از درون و گاه محصول ضلالتی است از برون و برای ایجاد چنین ضلالتی، دشمنان جامعه اسلامی همیشه تاریخ بر آن بعد انسانی «فجورها» سرمایه‌گذاری کرده‌اند.

جامعه‏های ایمان محور نیز همیشه در اثر غفلت از این بعد انسانی «فجورها» چه از ناحیه جهالت درونی و چه سرمایه‌گذاری دشمنان برای ضلالت برونی ضربه خورده‌اند و این ماجرای تلخ در سراسر تاریخ نهضت‏های الهی و اسلامی تکرار شده است. نهضت عالم‌گیر منجی کل نیز که برپا شود، جامعه پرتکاپوی بشری از ناحیه جهالت‏ها و ضلالت‏ها تهدید خواهد شد. آری، خطر انحراف آن روز نیز هست، پس در عین این‌که بعد انسانی «تقواها» در سایه حکومت عدل جهانی رشد می‏کند، بعد انسانی «فجورها» زمینه‏های بالقوه انحراف را با خود دارد.

اما همیشه ایام بوده‌اند مردمی که کمر همت به مبارزه با انحراف بسته‌اند و تلاش کرده‌اند که عرصه ارتباطات جامعه اسلامی را از خطر جهالت‏ها و ضلالت‏ها مصون نگاه دارند. امام صادق(ع) فرمودند:ان لنا فی کل خلف عدولاً ینفون عنه تحریف الغالین و انتحال المبطلین. (کلینی، ۱۳۶۵: ج۱، ۳۲)

اهل‌بیت(ع) در همه عصرها و زمان‏ها مردمی میانه رو دارد که نه سوی جهالت روند و نه اسیر ضلالت ‏شوند و با انحراف‌ها مبارزه کنند؛ انحراف‌هایی که منشأ آن‌ها یا تحریف‌هایی است که در درون جامعه اسلامی بروز می‏کنند یا گمراهی‏هایی که از بیرون به جامعه اسلامی هجوم می‌آورند. این رسالت الهی مبارزه با انحراف در سراسر تاریخ بشری نمود داشته است و البته به موازاتی که شیوه‏ها و نمودهای انحراف در ارتباطات بشری پیچیده‏تر شده است، مبارزه با انحراف نیز مستلزم به‌کارگیری روش‏های هوشمندانه‏تری بوده است.یک کارکرد مهم رسانه همین‌جا تبلور می‏یابد.

رسانه، مسئول مبارزه با انحراف و چشم بیدار جامعه اسلامی است. رسانه از سویی، ‌کژروی‏ها و تحریفات دوستان غلوکننده در درون جامعه اسلامی را رسوا می‏کند و برداشت‏های ناصواب جاهلان امت را با تبیین حقیقت معارف اسلامی کنار می‏زند و چشمه زلال حقایق الهی را از آلودگی نوآوری‏های مسموم محافظت می‏کند و در یک کلام، بدعت‌زدایی می‏نماید و از سوی دیگر، هجمه‏های گمراهی‌آور دشمنان خارجی را افشا می‏کند، بازی‏های رسانه‏ای دشمنان دین خدا را پوچ می‏سازد و در یک کلام، بصیرت‌افزایی می‏کند. این کارکرد رسانه‏ای مبارزه با انحراف، راهبردی است که می‏تواند در راهکارها و روش‏های مختلفی چون انواع چینش‏های رسانه‏ای و دروازه‌بانی‏های خبری ظهور یابد.

اما سویه بیرونی کارکرد رسانه در خیزش جهانی موعود نمود بیش‌تری دارد. دست‌کم در آغاز برپایی جامعه اسلامی و با فرض دشمنان فراوانی که ‌اندیشه مهدویت در دنیای کنونی ارتباطات جاهلی دارد، کارکرد بصیرت‌افزایی رسانه اسلامی ظهور بیش‌تری خواهد یافت. بر اساس نظام ارتباطات قرآنی، دشمنان جامعه اسلامی به انواع حیل برای تخریب پیام وحی دست می‏یازند و طبعاً رسانه مهدوی باید با هوشمندی بیش‌تری به مقابله با این قبیل انحرافات برخیزد.

این‌جا نبرد رسانه مهدوی با شبکه‏ای از رسانه‏های خصم است که دروغ می‏گویند، چنان‌که قرآن می‌فرماید: یَقُولُونَ بِأَفْوَاهِهِم مَا لَیْسَ فِی قُلُوبِهِمْ (آل‌عمران: ۱۶۷) و واقعیات را به نفع خود دست‌کاری می‏کنند، همان‌گونه که فرمود: مِنَ الَّذِینَ هَادُوا یُحَرِّفُونَ الْکَلِمَ عَن مَواضِعِهِ (نساء: ۴۶)؛ ظاهری فریبنده و ادبیاتی نرم دارند: وَمِنَ النَّاسِ مَن یُعْجِبُکَ قَوْلُهُ فِی الْحَیَاهِ الدُّنْیَا وَیُشْهِدُ اللّهَ عَلَى‏ مَا فِی قَلْبِهِ وَهُوَ أَلَدُّ الْخِصَامِ (بقره: ۲۰۴) و جنگ نرم آن‌ها بسی به امت اسلام و دستگاه ارتباط‌شناختی مهدوی رنج خواهد داد: وَلَتَسْمَعُنَّ مِنَ الَّذینَ أُوتُوا الْکِتَابَ مِن قَبْلِکُمْ وَمِنَ الَّذِینَ أَشْرَکُوا أَذَىً کَثِیراً (آل‌عمران: ۱۸۶)

و در کار رسانه‏ای‌شان هماهنگ با هم و در مقیاسی وسیع عمل می‏کنند: فَلاَ یَغْرُرْکَ تَقَلُّبُهُمْ فِی الْبِلاَدِ (غافر: ۴) و با بازی‏های رسانه‏ای به درون جامعه اسلامی نفوذ هم می‏کنند: یُرْضُونَکُم بِأَفْوَاهِهِمْ وَتَأْبَى‏ قُلُوبُهُمْ (توبه: ‌۸) و از پای نمی‏نشینند، مگر زمانی که امت اسلام را وادار به تمکین به خواسته‌هایشان کنند: وَلَنْ تَرْضَى‏ عَنکَ الْیَهُودُ وَلاَ النَّصَارَى‏ حَتَّى‏ تَتَّبِعَ مِلَّتَهُمْ. (بقره: ۱۲۰)

مصداق اتم این شبکه رسانه‏ای در عصر ما، شبکه رسانه‏ای صهیونیسم بین‌الملل به مرکزیت امریکاست. یهود همیشه دست به کار انحراف در دین خدا بوده است و هرچه در تاریخ پیش می‏آییم، این اندیشمندان هوشمند به شیوه‏های پیچیده‌تری برای انحراف در دین خدا دست زده‌اند. بر اساس جدیدترین آمار (کوتلر: ۲۰۰۲)، اکنون در امریکا ۱۱۲۳۸ مجله، ۴۸۲ روزنامه، ۹۸۷۱ ایستگاه رادیویی و ۱۲۲۰ ایستگاه تلویزیونی مشغول خبرپراکنی و کار رسانه‏ای هستند که بخش عمده آن‌ها در خدمت استکبار جهانی است.

بر اساس گزارش سال ۱۹۹۷ سایت FAIR، نُه شرکت بزرگ بین‌المللی بر رسانه‏های جهان حاکمیت دارند؛ شرکت‏هایی مانند تایم وارنر، دیسنی، برتلسمان، ویاکوم، شرکت خبری رابرت مورداک، تی‌سی‌آی (بزرگ‌ترین شرکت تلویزیون کابلی امریکا)، سونی، سیگرام، و جنرال الکتریک (صاحب شبکه خبری ان‌بی‌سی) که با درآمدی بیش از ۳۰۰ میلیون دلار (۱۰ برابر فروش نفت ایران در سال ۱۹۹۷) سیطره خود را بر کار رسانه‏ای حفظ کرده‌اند.

نبرد آخرالزمان بر این اساس از جهتی نبردی از جنس روابط عمومی است. قیام مهدی(عج) قیامی برای تربیت انسان است بر این کره خاکی و انسان ساخته نمی‏شود، مگر آن‌گاه که اراده‏های انسانی عزم تربیت نفس کنند و چنین عزم تمدن‌سازی جز با همراهی مردم امکان‌پذیر نخواهد بود. بر این اساس است که می‏گویم تکلیف نبرد آخرالزمان سرانجام در معرکه ارتباطات بین‌الملل تعیین می‏شود و برنده آن کسی است که فتح قلوب کند و البته برنده نهایی هم البته مشخص است.

اردوگاه کفر در عصر ارتباطات به این مفهوم حیاتی پی برده و تلاش کرده است تا در جدال با اندیشه آسمانی، دل‏های مردم را با نائره شیطانی خود همراه سازد. نگارنده مایل است این بینش ارتباطی را با گفتار یکی از اندیشمندان جبهه کفر مستند کند.

جوزف ساموئل نای، اندیشمند برجسته امریکایی که از وی به عنوان مؤلف نظریه قدرت نرم یاد می‏کنند، چند ماه پیش در مقاله‏ای در نشریه فارین پالسی (سیاست خارجی) به دولت‌مردان کشورش یادآوری کرد که پیروز نبرد عصر جدید، کسی است که فتح قلوب کند و نوشت:

رهبری در عصر جهانی اطلاعات دیگر مانند شیوه‏های حکومت پادشاهی نیست که در آن فرامین به صورت سلسله‌مراتبی از بالا به پایین صادر شود، بلکه رهبر باید در مرکز دایره یا شبکه قرار گیرد و دیگران را جذب خود نموده، آن‌ها را متقاعد به کمک نماید. هم قهرآمیز بودن قدرت سخت و جذاب بودن بودن قدرت نرم در کسب موفقیت در چنین شرایطی ضروری است.

بر این اساس، شبکه رسانه‏ای صهیونیسم در نبرد آخرالزمان با منجی کل(عج) هوشمندانه‏ترین شیوه‏های ارتباطی خود را به کار خواهد بست تا آخرین حلقه مبارزات الهی برای برپایی آیین توحیدی در جهان را فلج کند. اما برنده آن کارزار ارتباطی، امام عصر(عج) خواهد بود که فتح قلوب خواهد کرد و دل‏های آدمیان چون براده‏های آهن جذب آهن ربای وجود الهی وی خواهند شد و به این ترتیب به تدریج اراده‏ای واحد در سراسر گیتی برای برپایی عدالت در جامعه بشری شکل خواهد گرفت. در حدیثی آمده است که بعد از ظهور حضرت(عج)، جهان سراسر آکنده از یاد و محبت او می‏شود.

حضرت مهدی(عج) جادوی رسانه‏ای جبهه کفر را باطل می‏کند. اگر تحدی عیسی(ع) از جنس طبابت بود و تحدی موسی(ع) از جنس خرق عادت و تحدی نبی اکرم اسلام(ص) از جنس کلام، تحدی حضرت مهدی(عج) از جنس روابط عمومی است. او مردم زمین را نفر به نفر می‏شناسد؛ یعنی روابط عمومی نفر به نفر تا جوف لایه‏های جوامع بشری.

امام صادق(ع) فرمود: «احدی نمی‏ماند، مگر آن‌که حضرت او را می‏شناسد» (مجلسی، بی‌تا: ج۵۱، ۵۸) و حاصل این نبرد روابط عمومی، دوری تدریجی مردم از مظاهر شرک به خدا و روی آوردن آن‌ها به یکتاپرستی است. چنین ماجرایی با تعبیری نمادین در روایتی از حضرت پیامبر(ص) آمده است که در روزگار حاکمیت موعود «کسی بر کره خاکی نمی‏ماند، مگر این‌که ذکر لا اله الا الله بر زبان دارد.» (صدوق، ۱۳۷۸: ۶۵). به دیگر سخن، انگیزه یکتاپرستی و عزمی برای زدودن مظاهر شرک، جاری مجرای فرهنگ جوامع بشری می‏شود.

در این میان، بسیاری از کسانی که هیچ امیدی به ایمان آوردنشان نیست، ایمان می‏آورند، چنان‌که در روایتی از امام صادق(ع) است: «افرادی ولایت حضرت را می‏پذیرند که تا پیش از آن آفتاب‌پرست و ماه‌پرست بوده‌اند.» (مجلسی، بی‌تا: ج۵۲، ۳۶۳) و کسانی به قیام آن حضرت می‏پیوندند و در برپایی امر خدا جان و سر می‏بازند که در چشم مردم هیچ امیدی به هدایتشان نمی‏رود، چنان‌که امام صادق(ع) می‏فرماید: و لینصرن الله هذا الامر بمن لا خلاق له. (همو)

دیگر کارکرد رسانه مهدوی، ارزش‌آفرینی است. فرهنگ، مجموعه‏ای از ارزش‏ها و باورهاست که میان بیش‌تر افراد یک جمعیت مشترک باشد. برآیند این ارزش‏ها و باورها در فرآورده‏هایی ظاهر می‏شود که مظاهر فرهنگ هستند و اتفاقاً هر فرهنگی در جامه همان فرآورده‌هایش ادامه حیات می‏دهد و مادامی که این فرآورده‏ها حیات دارند آن فرهنگ هم حیات دارد. ارزش‏های فرهنگی نیز در گذر زمان و از گرد آمدن تدریجی افراد جامعه حول محوری تشکیل می‏شود که جهت‌گیری فرهنگی آن جامعه است.

اما نقش رسانه در برپایی این فرهنگ نقشی راهبردی است. رسانه مهدوی با تکیه بر فطرت انسانی به یاری تلاش فرهنگ‌سازی جهانی آن حضرت(عج) خواهد آمد. بر این اساس، کار رسانه‏ای گاه احیای ارزش‌هاست، چنان‌که فرمود «رحم الله عبدا احیی امرنا» و گاه تبلیغ ارزش‏ها که فرمود: وَلْتَکُن مِنکُمْ أُمَّهٌ یَدْعُونَ إِلى الْخَیْرِ. (آل‌عمران: ۱۰۴)

در عین حال، سکه ارزش‌آفرینی رسانه‏ای روی دیگری هم دارد و آن اعلام مواضع حکومت اسلامی به اقمار کفر و به نوعی اتمام حجت بر آن‌هاست، چنان‌که وظیفه پیامبر(ص) را ابلاغ پیام الهی پیش از برخورد نظامی با کفار می‏داند:فَأَجِرْهُ حَتَّى‏ یَسْمَعَ کَلاَمَ اللّهِ؛ (توبه: ۶)پیش از آن‌که شمشیر در میان آید، باید اتمام حجت شود. بر این اساس، این نقش رسانه (اتمام حجت با دنیای کفر در بیان ارزش‏های اسلامی) در روابط بین‌الملل اسلامی دوران ابتدای ظهور و قیام حضرت حجت(عج) بسیار مهم و راهبردی خواهد بود.

در بحث ارزش‌آفرینی، این نکته نیز درخور بحث است که یکی از راه‏های مبارزه با انحراف خارجی، تقویت بنیان جامعه اسلامی از نظر ارزش‏های دینی است. به این ترتیب که به هر میزان که مبانی ایمانی جامعه تقویت شود، بنیان‏های حکومت دینی نیز تقویت خواهد شد. در جامعه مبتنی بر ولایت، قوه پیش‌برنده و موتور حرکت نظام حاکم، رابطه ولایی میان مردم و ولی است و به هر میزان این رابطه تقویت شود، نظام از شاکله محکم‌تری برخوردار خواهد بود.

رسانه دینی بر این اساس وظیفه دارد که با ارزش‌آفرینی و تقویت ایمان مردمی، این رابطه را تقویت کند و با احیا و ترویج عناصر و مؤلفه‏های جامعه ولایی مانند وحدت، جهاد و شهادت بنیان حکومت اسلامی را محکم سازد.

کارل ریموند پوپر به عنوان اندیشمندی معارض حکومت ولایی در دوران معاصر به این راز خلل‌ناپذیری جامعه ولایی پی برده بود. وی البته با تعابیر رسانه‏ای گمراه‌کننده خاص خودش، جامعه ولایی را به «جامعه بسته» و رابطه ولایی میان مردم و ولی را به عنوان «وحشت از ماوراءالطبیعه» ذکر کرده و گفته بود: «به محض این‌که وحشت از ماوراءالطبیعه حذف شود، جامعه بسته از هم می‏پاشد.» (زرشناس: ۱۳۷۲)

در واقع پوپر حقیقت ارتباط‌شناختی را به زبان خودش بیان کرده بود؛ یعنی به محض این‌که ایمان به غیب در جامعه دینی ضعیف شود، آن جامعه رو به زوال می‏رود. به هر حال، پوپر درست فهمیده بود که نقطه آسیب‌پذیری جامعه دینی همان مسئله ایمان به غیب است که ضامن اجرایی درونی و فطری در نهاد انسان‏ها و عامل ایجاد و تقویت کشش ولایی است.

ما به خدا ایمان داریم و به خاطر همین ایمان، سر به طاعت ولایت می‏سپاریم. اما به مجرد این‌که این نیروی درونی و ایمان فطری تضعیف شود، رابطه ولایی نیز تضعیف خواهد شد و جامعه ولایی ضربه‌پذیر خواهد شد. رسانه الهی اما با تقویت ارزش‏های دینی بنیان جامعه ولایی را استوار خواهد ساخت و نظام فرهنگ‌شناختی اجتماعی را در صراط مستقیم الهی حفظ خواهد نمود.

ارزش‏های خبری در غرب

در تعریف ارزش‏های خبری گفته‌اند: «معیارهایی که بر اساس آن‌ها، خبرنگاران تشخیص می‌دهند، چه چیزی ارزش خبری دارد و باید آن را گزارش کنند.» (گیل، ۱۳۸۴) ارزش‏های خبری بر اساس این تعریف به مثابه معاییری عمل می‏کنند که بر مبنای آن‌ها، خبر از ناخبر جدا می‏شود.

بر اساس تقسیم گالتونگ و روگ (گیل، ۱۳۸۴: ۴۶) رسانه‏ها در فعالیت خبری خود مجموعا از دوازده ارزش خبری پیروی می‏کنند. از این مجموعه، هشت ارزش خبری عام هستند و همه رسانه‏ها از آن پیروی می‏کنند که عبارتند از بسامد، آستانه، صراحت، معناداری، همخوانی، غیرمنتظره بودن، استمرار و ترکیب اخبار.

«بسامد» یک ظرف زمانی است که رویدادی آن را پر می‌کند. رسانه‌های خبری و روزنامه‌نگاران، خبرهایی را که از لحاظ بسامد کوتاه‌ترند، بیش‌تر مورد توجه قرار می‌دهند و به بهترین وجهی از عهده ثبت رخدادهای خبری زودگذر، از قبیل جنایات، شورش‏ها و سخنرانی‏های مهم سیاسی برمی‌آیند. اما از سوی دیگر، روندهای اجتماعی و اقتصادی درازمدت، که از نظر تکوین و تحقق نهایی مستلزم زمان طولانی‌تری هستند، در خارج از دایره انتخاب روزنامه‌نگاران باقی می‌مانند و ارزش خبری کم‌تری دارند.

«آستانه» در تعریف آن‌ها در حقیقت اندازه، قد و قواره رویداد است. برای هر رویداد آستانه‌ای وجود دارد که اگر رویداد به سطح آن نرسد، اصلاً مخابره نخواهد شد.«صراحت» یا فقدان ابهام نیز در واقع به وضوح رویداد مربوط می‌شود. رخدادها طبق این ارزش، باید روشن و واضح باشند و تفسیرشان دشوار نباشد.

اما مقوله «معناداری» به دو صورت جلوه می‏کند: مجاورت فرهنگی و مربوط بودن. برای کسی که خبر را گردآوری می‌کند، اگر این احساس به وجود آید که پیشینه فرهنگی یک رخداد، با او و مخاطبان رسانه‌اش هماهنگی و همخوانی دارد (مجاورت)، آن را برای درج و پخش انتخاب می‌کند. در عین حال، رویدادهایی که در فرهنگ‌های دور دست رخ می‌دهند، کم‌تر بخت و امکان گزینش می‌یابند، مگر آن‌که به صورت تهدید جلوه‌گر شوند (مربوط بودن).

گالتونگ و روگ در تعریف «همخوانی» گفته‌اند که قابلیت پیش‌بینی کردن یک رویداد و یا تمایل داشتن رسانه‌ها به یک رویداد به مثابه ارزش خبری عمل می‏کند.مراد این دو از «غیرمنتظره بودن» نیز غیر قابل پیش‌بینی بودن و ندرت رویداد است. آن‌ها معتقدند خبرنگاران به چیزهای غیرمتعارف و نادر و غریب توجه نشان می‌دهند.

در بیان «استمرار» می‏گویند اگر خبری پوشش داده شود، تا زمان مشخصی به طور مستمر تحت پوشش خبری خواهد ماند. و بالأخره آن‌ها در بیان «ترکیب» می‏گویند اگر روزنامه‌ای حاوی چندین خبر خارجی است، چند خبر داخلی به آن می‌افزاید، تا توازن خبری را برقرار کند و یا در کنار چند خبر منفی، یک یا دو خبر مثبت را برای برقراری تعادل می‌آورد. (شکرخواه، ۱۳۷۸: ۱۶-۲۳)

اکنون به بررسی نظریه اسلامی درباره این مجموعه هشت‌گانه می‏پردازیم. نخست لازم است به یک خبط ترجمانی که موجب فهم ناقص مقوله «ارزش» شده است اشاره‏ای کنیم. «ارزش» در فرهنگ اسلامی به مقولاتی در بحث تربیت اسلامی گفته می‏شود که بار مثبت دارد. در زبان فارسی در مقابل ارزش به این معنا، واژه «روش» وجود دارد.

روش یعنی ابزارهای نیل به یک هدف، و در فرض این مقاله، یک ارزش. اما ارزش در زبان انگلیسی در مقابل (value) می‏آید که اعم از ارزش‏ها و روش‏های مورد بحث است. این ترجمه ناقص گاه موجب برداشت‏های نادرست در مقولات فرهنگ‌شناسی اسلامی می‏شود. با عنایت به این مسئله، میان مقوله ارزش و روش تفکیک قایل می‏شویم.

اکنون ببینیم نظر اسلام درباره مقولات هشت‌گانه فوق چیست؟ از میان این مقولات برخی ارزشی هستند و برخی روشی؛ یعنی برخی ناظر به بارم‌گذاری‏های اخلاقی هستند و برخی دیگر در حکم ابزاری خنثی هستند که با آن هم می‏توان اهدافی مؤید اسلام را تعقیب نمود و هم اهدافی مخالف دین. به نظر می‏رسد از میان مقولات هشت‌گانه فوق، پنج مقوله «بسامد، صراحت، همخوانی، استمرار و ترکیب» مقولاتی روشی به شمار می‌روند و ناظر به شیوه‏های خبررسانی هستند. رفتار حاکمیت موعود نیز با این مقولات از قبیل احکام امضایی خواهد بود.

سه مقوله دیگر (آستانه، معناداری، و غیرمنتظره بودن) مقولاتی ارزشی به شمار می‌روند و ناظر به برخی معاییر اخلاقی و دیدگاه‏های فرهنگ شناختی رایج که برخی در تقابل با اندیشه مهدوی قرار دارند، هستند. در بیان مقوله «آستانه» می‏گویند که رخدادهایی که مدیران رسانه بی‌اهمیت تلقی کنند هیچ‌گاه گزارش نمی‏شوند.

اما اگر الهی بیندیشیم، اخباری هستند که شاید هیچ‌گاه در نگاه بشری و زمینی رسانه معاصر، آستانه درخوری برای مخابره نیابند، اما از دیدگاه متعالی عدل جهانی مخابره آن لازم است. مثلاً بسیاری از اخبار مردم فقیر جهان با نگاه رسانه معاصر «ارزش» خبری ندارند. اما اگر حس بشردوستی یا از آن بالاتر حس متعالی عدالت حاکم بشود از جمله مهم‏ترین اخبار خواهند بود.

امام علی(ع) در دورانی که شکوه حاکمیت اسلامی آستانه اهمیت اخبار غیرمسلمانان را پایین آورده است، به ناگاه ماجرای ربودن خلخال از پای زن یهودی را برجسته می‏کند تا به پیروانش بیاموزد که در نظام عدل، همه انسان‏ها شایان توجه‌اند.

همچنین سنت امامان ما در سرکشی به کوچه‏های تنگ و تاریک مدینه و کوفه برای خبرگیری از وضعیت پایین‏ترین اقشار جامعه، که احوال آن‌ها هیچ‌گاه آستانه خبری درخوری از نظر نظام ارزش‌شناختی گالتونگ و روگ نمی‏یابند، نیز مؤید دیگری بر این مدعاست. بگذریم که خود رسانه‏های غربی هم به این مدل نفسانی لیبرالی خودشان عمل نمی‏کنند و در مناسبات رسانه‏ای خود و برای تحقق اهداف استعماری خود، گاه برای گرفتاری یک شهروند غربی در فلان نقطه دنیا شیون‏ها می‏کنند و قلم‏ها می‏فرسایند، اما از کنار یک میلیون کشته در جنگ‏های خاورمیانه به راحتی گذر می‏کنند.

اگر همین بینش موعود را پی بگیریم، مقوله «معناداری» نیز دچار اشکال می‏شود، چنان‌که در سیستم جهان ـ وطنی موعود، جامعه انسانی یک کل واحد است و دیگر مرز و کشور و ملت و رنگ و نژاد و آیین و قبیله رنگ می‏بازد و همگان در سایه فرهنگی واحد از ظرفیت‏های رسانه‏ای بهره‌مند می‏شوند.

اما مقوله «غیرمنتظره بودن» از آن جهت مطرود نظام رسانه‏ای موعود است که مبتنی بر اشتهایی نفسانی برای دانستن و کنجکاوی است. این‌جا ممکن است پرسیده شود: با توجه به این‌که بسیاری از فعالیت‏های خبررسانی در حال حاضر در جهت تأمین اشتهای خلق به دانستن و باخبر بودن از اوضاع و احوال جامعه است، تکلیف گرایش فطری انسان به دانستن و باخبر بودن در دوران موعود چه می‏شود؟ این پرسش را در بند بعدی پاسخ می‏گوییم.

منابع

۱. حاج محمدی، علی، «راهبرد منجی در برابر مظاهر تمدن نوین»، مجموعه مقالات ششمین همایش مهدویت، قم، آینده روشن، ۱۳۸۹ش.

۲. زرشناس، شهریار، جامعه باز، آخرین اتوپی تمدن غرب، تهران، حوزه هنری، ۱۳۷۲ش.

۳. شریف رضی، محمد بن حسین، نهج البلاغه، قم، انتشارات هجرت، چاپ اول، ۱۴۱۴ق.

۴. شکرخواه، یونس، خبر، تهران، مرکز مطالعات و تحقیقات رسانه‌ها، ۱۳۷۸ش.

۵. صدوق، محمد بن علی بن بابویه، عیون اخبار الرضا(ع)، بی‌جا، انتشارات جهان، ۱۳۷۸ق.

۶. طبسی، نجم‌الدین، چشم‌اندازی به حکومت مهدی(عج)، قم، دفتر تبلیغات اسلامی، ۱۳۸۲ش.

۷. طوسی، محمد بن حسن، الغیبه، قم، مؤسسه معارف اسلامی، ۱۴۱۱ق.

۸. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، تهران،‌ دارالکتب الاسلامیه، ۱۳۶۵ش.

۹. گیل، دیوید و بریجیت آدامز، الفبای ارتباطات، ترجمه:‌ رامین کریمیان و دیگران، تهران، مرکز مطالعات و تحقیقات رسانه‌ها، ۱۳۸۴ش.

۱۰. مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، قم: مکتبه الاسلامیه، بی‌تا.

۱۱. مطهری، مرتضی، فطرت، تهران، صدرا، ۱۳۷۳.

۱۲. اسلام و مقتضیات زمان، تهران، صدرا، ۱۳۷۲.

۱۳. Philip Kotler, Donald H. Haider, Irving Rein (2002), Marketing Places: Attracting Investment, Industry and Tourism to Cities, States and Regions, Free Press, ISBN 0-02-917596-8

علی حاج ‌محمدی

۲۹ دی ۱۳۹۳ | پیوندک |
ارسال دیدگاه

*

code

KHAMENEI KHAMENEI