صادق زیباکلام در غرفه رجانیوز

نمایشگاه مطبوعات/۱۴/ صادق زیباکلام در غرفه رجانیوز: حمله به جبهه پایداری/ اصلاح‌طلبان بیایند هم در تهران رأی نمی‌آورند/ ۷+۸ معتقد است باید جریان اعتدال و هاشمی را داشته باشد صادق زیباکلام استاد علوم سیاسی دانشکده علوم سیاسی دانشگاه تهران است که برخی معتقدند او همیشه می‌خواهد چیزی بگوید که از دیگران متفاوت باشد و دیده […]

نمایشگاه مطبوعات/۱۴/ صادق زیباکلام در غرفه رجانیوز:
حمله به جبهه پایداری/ اصلاح‌طلبان بیایند هم در تهران رأی نمی‌آورند/ ۷+۸ معتقد است باید جریان اعتدال و هاشمی را داشته باشد

صادق زیباکلام استاد علوم سیاسی دانشکده علوم سیاسی دانشگاه تهران است که برخی معتقدند او همیشه می‌خواهد چیزی بگوید که از دیگران متفاوت باشد و دیده شود و شاید از همین جهت نیز هست که به علی مطهری نیز اظهار علاقه کرده و او را تا حد زیادی تأیید می‌کند.

زیباکلام با حضور در غرفه رجانیوز در هجدهمین نمایشگاه بین‌المللی مطبوعات نظراتش در مورد انتخابات مجلس نهم و حضور جریان موسوم به اصلاح‌طلب،‌ اظهارات تاج‌زاده برای اعتصاب غذا و روزه ایرانیان در دوشنبه‌های اول هر ماه!،‌ علت اشتراک نظر افرادی مانند مطهری و کاتوزیان با جریان موسوم به اصلاح‌طلب، جریان مشایی، جبهه پایداری، جنبش وال استریت و پادشاهان ایران باستان را بیان کرد.

زیباکلام در این گفت‌وگو که عملاً به بحث میان او و تعدادی از بازدیدکنندگان نمایشگاه تبدیل شد، اذعان کرد که اصلاح‌طلبان حتی اگر وارد انتخابات شوند، در تهران رأی نمی‌آورند، وی رأی سایر نقاط کشور را قومی و قبیله‌ای خواند و با “در و داهاتی” خواندن مردم کشورمان گفت آن‌ها به‌خاطر این رأی می‌دهند که قبیله مقابل‌شان رأی نیاورد.

آقای زیباکلام که مشخص نیست چرا زمانی که دوستانش در مجلس ششم و دولت‌های پنجم تا هشتم رأی می‌آوردند، چنین گونه‌شناسی‌هایی از رأی مردم نمی‌کرد، در بخش دیگری از گفت‌وگو هنگام که از او در مورد پیشنهاد مضحک تاج‌زاده سؤال شد، در مورد اصل این خبر تشکیک کرد. این در حالی است که پیشنهاد تاج‌زاده برای اعتصاب غذا در خانه در روزهای دوشنبه اول هر ماه که حتی مورد تمسخر رسانه‌های جریان فتنه قرار گرفت، از سوی همین رسانه‌ها منتشر شده بود.

زیباکلام که از علاقه‌مندان به هاشمی رفسنجانی محسوب می‌شود در بخش دیگر،‌ به جبهه پایداری حمله کرد و در حالی که شخص وی و دوستانش همه را متهم می‌کنند، گفت جبهه پایداری بر اساس نفی شکل گرفته و سرنوشت سازمان مجاهدین را دارد. وی همچنین موضع خود درباره سد معبر بودن جنبش ضد وال‌استریت را تکرار کرد. متن کامل این گفت‌و شنود که در شناخت عناصر جریان موسوم به اصلاح‌طلب می‌تواند مفید باشد، در ادامه آمده است:

برخی از افراد منتسب به اصولگرایان مثل آقایان مطهری و کاتوزیان اعلام می کنند که ما با جریان اصلاح طلب مرز بندی مشخصی نداریم و حتی از اینکه در لیست آن‌ها باشیم، استقبال هم می‌کنیم، علت تغییر این افراد چیست؟

من فکر می‌کنم این سؤال اصلی نیست و خیلی غیر مهم است. ممکن است آقای علی مطهری بگوید برای من مهم نیست که اسمم در لیست اصلاح طلبان باشد. اگر هم اسم من را بگذارند نمی‌روم بگویم اسمم را در بیاورید، یا یک آقای دیگر هم همین را بگوید یا یک خانم دیگر هم همین‌طور؛ مسئله اساسی این است که به نظر من، اصلاح طلبان در انتخابات اساسا شرکت نمی‌کنند، بنابراین لیست اصلاح طلبان در تهران نخواهد بود که اسم آقای مطهری باشد یا نباشد.

پس چرا در مجلس هشتم شرکت کردند؟

در مجلس هشتم، شرایط سیاسی کشور فرق می‌کرد، در سال ۸۶، حوادث بعد از ۲۲ خرداد ۸۸ و خیلی موارد دیگر اتفاق نیفتاده بود، بنابر این بعید به نظر می رسد اصلاح طلبان رسما در انتخابات حاضر شوند، منظورم هم از رسمی این است که بیانیه ای باشد که به امضای آقایان خاتمی، موسوی و کروبی برسد که ای مردم مسلمان و آزاده و شریف ایران در انتخابات شرکت کنید و به لیست‌های اصلاح طلبان رأی دهید؛ قطعاً چنین اتفاقی نخواهد افتاد.

شما نیامدن را به نفع این جریان می‌دانید؟ بالاخره برخی افراد مثل آقایان عارف و امثال او تایید صلاحیت می شوند.

حالا یک وقت اصلاح طلبان می گویند ما بر عهده افراد می گذاریم، هر که خواست، شرکت کند، یک وقت هم می گویند که ما مثل نهضت آزادی انتخابات را بایکوت می کنیم و در انتخابات شرکت نمی کنیم. یک احتمال خیلی ضعیفی هم هست که بگویند ما شرکت می کنیم. اگر احتمال اول محقق شود، یعنی اصلاح طلبان رسما موضع گیری کنند که ما در انتخابات شرکت نخواهیم کرد، آن وقت به نظر من آقای مجید انصاری و آقای سید حسن خمینی و آقای کواکبیان و آقای افروغ و آقای مطهری خیلی برای‎شان سخت می شود. به نظرم بعید است حتی اگر شرکت کنند و صلاحیت‎شان هم تاییید شود، رأی بیاورند.

می‌ماند آن گزینه دوم که محتمل است و آن اینکه اصلاح طلبان سکوت کنند، آقای خاتمی سکوت کند، آقای هاشمی سکوت کند، رهبران جنبش سبز سکوت کنند و با سکوت خودشان عملاً بر عهده افراد بگذارند، خود آقای کواکبیان، خود آقای منتجب نیا، خود آقای عارف، آقای مطهری -نه حالا مطهری هیچ وقت رسماً اصلاح طلب نبوده- در این صورت ممکن است که اصلاح طلبان فردی شرکت کنند، بعضا رد صلاحیت خواهند شد، بعضا رد صلاحیت نخواهند شد. ولی بعید به نظر می‌آید که بتوانند رأی بیاورند، رأی نخواهند آورد، دلیلش هم واضح است، برای اینکه کسانی که رأی دهندگان بالقوه اصلاح طلبان هستند در انتخابات اسفند ۹۰ شرکت نخواهند کرد. در انتخابات اسفند ۹۰ کسانی شرکت می کنند که رأی دهندگان بالقوه جناح راست هستند!

مثل اتفاقاتی که برای انتخابات مجلس هفتم در سال ۸۲ اتفاق افتاد…

۸۶؛ ببینید در انتخابات اسفند ۸۶ در تهران از شش میلیون واجدین شرایط که در تهران هستند، آقای حمید رسایی که دوست شما هست، چقدر رای آورد؟ من به تو می گویم که چقدر رأی آورد. ۲۰۰ هزار تا! آقای حمید رسایی با ۲۰۰ هزار تا رأی نماینده تهران شد. اگر ۱۰ درصد واجدین شرایط رأی تهران به آقای حمید رسایی رای می‌دادند، ایشان ۶۰۰ هزار تا رای می‌آورد و در همان دوره اول ( به مجلس ) می‌رفت. ولی ایشان، خانم زهره الهیان، خانم فاطمه آلیا، آقای روح الله حسینیان، اینها همه‌اشان با ۲۰۰ تا ۳۰۰ هزار رأی به مجلس رفتند، بالاترین رأی مال آقای دکتر حدادعادل بوده، مال آقای علی تهرانی معلم اخلاق دولت بوده (احتمالاً منظور آقای زیباکلام حجت‌الاسلام دکتر مرتضی آقاتهرانی است!)، آنچه که در اسفند ۹۰ هم اتفاق می‌افتد همین خواهد بود. یعنی در حوزه‌های بزرگ نمی آیند در انتخابات شرکت کنند. یعنی دلیلی هم ندارد که اگر یک اصلاح طلبی آمد در تهران نامزد شد، بیایند و به او رأی دهند. یعنی در اسفند ۹۰ هم من فکر کنم که ۲۰ درصد بیشتر نیایند در انتخابات شرکت کنند.

اما در کل مملکت، حق با شماست؛ مشارکت بالای ۵۰ درصد خواهد بود. چرا؟ برای اینکه ما یک سری مناطق دور از تهران داریم که آنجا سیاسی نیست، آنجا قبیلگی است؛ خانواده ما برای اینکه من بروم به مجلس به هر قیمتی شده می‌آیند رأی می دهند که از خانواده فلانی (اشاره به یکی از نویسندگان رجانیوز) کسی انتخاب نشود. ایذه‌ای‌ها در انتخابات شرکت می‌کنند تا از باغ ملکی‌ها کسی نرود. تفرشی‌ها می‌آیند تا از آشتیان کسی نرود. ببینید ملاک‌ها اینجوری است آنها بعضاً ۷۰ درصد، ۶۰ درصد، ۸۰ درصد شرکت می‌کنند و اصولگرا و غیر اصولگرا هم برای‌شان خیلی ملاک نیست.

آن ۶۰ – ۷۰ درصد در و داهات را وقتی شما می ریزید روی ۱۰ -۱۵ درصد تهران و اصفهان و شیراز و اینها، بله میانگین ۵۰ درصد می‌شود. یک نفر هم می‌گوید که این همان دموکراسی هست که ما نصف به‌علاوه یک را آوردیم. راست هم می گوید آورده! دلیل اینکه اصلاح طلبان در یک همچنین شرایطی نمی‌توانند رأی بیاورند، به خاطر این است که اصلاً در تهران کسی رأی نمی‌دهد که بیاید برود به اصلاح طلب رأی دهد.

سوال یکی از میهمانان غرفه رجانیوز: آقای دکتر اصلاح طلبان که فقط در تهران نیستند…

اصفهان هم همین‌طور، شیراز هم همین‌طور، در و دهات می شود قومی قبیلگی.

آقای تاج‌زاده اخیرا گفته اند که طرفداران جنبش سبز هر دوشنبه روزه بگیرند و مبارزه را ادامه دهند نظر شما راجع به این پیشنهاد چیست؟

من اگر چه همه شما را به عنوان مسلمان، متدین، راستگو می شناسم اما به عنوان یک قاعده کلی مطالبی که برو بچه های رجانیوز، بروبچه های ایسنا، بروبچه های ایرنا به نقل از تاج‌زاده می گویند، به نقل از صادق زیبا کلام می گویند، به نقل از بالاترین می‌گویند، به نقل از پایین‌ترین می‌گویند به نقل از خانم کلینتون می‌گویند، العربیه می‌گویند، من همه اینها را تو گیومه می گذارم تا بعداً ثابت شود که این بوده است.

ببینید یک مثال ساده می‌زنم، دیروز بچه های فارس گفتند که خانم کلینتون در مصاحبه اش با بی‌بی‌سی فارسی گفته که آی سبزا اسلحه دست‎تان بگیرید قیام کنید ما هم از شما پشتیبانی می کنیم. گفتم واقعا من فکر نمی‌کنم که ایشان یک همچنین چیزی گفته باشد. گفتند نه آقا گفته؛ همه جا پخش شده است. گفتم آخه این خیلی احمقانه است! من فکر نمی‌کنم یک همچنین جمله احمقانه‌ای را وزیر خارجه آمریکا بگوید. بعد معلوم شد اصلا خسن و خسین خواهران معاویه اند. اصلا آن یک چیز دیگری گفته، سوال یک چیز دیگری بوده است. فارس نیوز این را برداشته این‌جوری چیز کرده که خانم کلینتون گفته سبزا اسلحه دست بگیرید. با اینکه ایشان (مصاحبه کننده) دانشجوی من است و دوستش هم دارم، بچه متدینی هم هست، ولی وقتی ایشان می‌گوید که تاج زاده این را گفته، حجاریان این را گفته، یک خورده من احتیاط می‌کنم. اما اگر ایشان گفته باشد روزه بگیریم، سه شنبه ها تظاهرات کنیم، شب‌ها برویم الله اکبر بگوییم، شب‌های جمعه پنجاه تا اسیر را آزاد کنیم، برده را آزاد کنیم، و اینها، خیلی غیر طبیعی نیست، اگر این را گفته باشد.

طبیعی است که آن آدم یک اهدافی دارد، برای آن اهداف الآن رفته در زندان افتاده و حاضر نیست که کوتاه بیاید، بنابراین، طبیعی است که بگوید برای رسیدن به این اهداف باید مبارزه کنیم. فکر نمی‌کنم که گفته باشد نماز صبح ۷ رکعت است! حالا الان بگوییم که وای چه چیزی گفته است. حالا یک راه مبارزه هم این است که یکشنبه ها روزه بگیریم.

به نظر شما چه تفاوت ماهوی بین علی لاریجانی و علی مطهری و خیلی از این آقایانی که الان در مجلس هستند با اصلاح طلبان وجود دارد.

بین اینهایی که شما می گویید، خیلی تفاوت است،.همان‌قدر که بین آقای لاریجانی و آقای مطهری اختلاف است، تفاوت است، فاصله است، همان‌قدر هم بین آقای مطهری و یک اصلاح طلبی که الآن در زندان است، تفاوت و اختلاف و فاصله است. بنابراین بین آقای مطهری و آقای لاریجانی خیلی تفاوت و فاصله سیاسی است، بین آقای مطهری و بین آقای عبدالله رمضان زاده که الآن پنج سال در زندان هست، خیلی تفاوت است. بنابراین ما نمی توانیم بگوییم که اینها یک جورهایی حرف‌های اصلاح طلبان را می‌زنند. ممکن است ۵۰ تا حرف آقای لاریجانی یا ۵۰۰ تا حرف آقای مطهری همانی هم باشد که آقای رمضان زاده می‌گوید، همانی باشد که آقای خاتمی می گوید اما چیزی را اثبات نمی‌کند.

اینکه خودشان می‌گویند ما با اصلاح طلبان در یک لیست باشیم، برای‌مان هیچ فرقی نمی‌کند، چه معنایی دارد؟

حالا نمی‌دانم گفته استقبال می‌کنم یا شما دارید می گویید؛ اما علی‌القاعده اگر من زیبا کلام مجاب و قانع شدم که بخواهم در انتخابات شرکت کنم، مثلا لیست زرتشی‌های مقیم مرکز اسم من را در لیستش گذاشته، ارامنه جنوب شهر تهران اسم من را در لیست‌شان گذاشتند، خب این چه چیزی را می‌رساند. من بروم و فحش … بدهم به ارامنه و بگویم چرا اسم من را گذاشتید؟

معمولا تکذیب می کنند این اتفاق برای مجلس هشتم افتاد یکی از نمایندگان اصولگرا را در لیست اصلاح طلبان گذاشتند و بعد تکذیب کرد.

خب آره؛ من هم اگر به جای او بودم، این کار را می کردم. برای اینکه او سیاسی کار می‌کند ولی آقای مطهری در آن حد سیاسی کار نیست. ببین من این‌جوری می‌توانم به شما جواب دهم که اعتقاد علی مطهری به یک سری آرمان‌ها، به یک سری ایده‌آل‌های اسلامی، خیلی بیشتر از زاکانی و کوچک زاده و روح الله حسنیان و علی لاریجانی است. لااقل یک حداقل‌هایی را قبول دارد و می‌گوید من دیگر از اینها پایین تر نمی‌آیم. ولی آقای فلانی ممکن است برای اینکه رییس رجانیوز شود، بگویند که سر این خانم را هم ببر، برود ببرد! ولی اگر به مطهری بگویند برای اینکه تو رییس رجانیوز شوی، باید مثلا دو تا کشیده بزنی تو گوش فلانی، می گوید نه آقا من رییس رجانیوز نمی شوم. این اختلاف نظرها هم هست.

یکی از مهمانان غرفه رجانیوز: یعنی می گویید اصولگرایان هیچ حداقل‌هایی را ندارند؟

من نمی‌گویم اصولگرایان، من راجع به آدم ها صحبت می کنم و می گویم ممکن است خیلی‌ها بگویند که هدف، وسیله را توجیه می‌کند ممکن است آقای ثابتی بگوید که حفظ نظام اوجب واجبات است…

این را که امام خمینی می گوید؟!

همه کار ممکن است که بکنیم.

این کار که کار اصلاح طلب‌هاست.

نه، این کار، کار ماکیاول است، اگر حقیقتش را بخواهید که برای قدرت و بودن در قدرت و تحکیم قدرت، خیلی چیزها را باید خیلی جدی نگرفت.

به نظر می‌رسد جریان آقای مشایی که به جریان انحرافی مشهور شده است، برای انتخابات مجلس نهم برنامه‌هایی دارند، نظر شما در این خصوص چیست؟

من اسم اینها را جریان انحرافی نمی گذارم، من اسم‌شان را فراکسیون رحیم مشایی و احمدی نژاد می گذارم. من معتقدم که در انتخابات اسفند ماه چهار گروه خواهند بود. یک گروه فراکسیون رحیم مشایی و احمدی نژاد، یک گروه ۷+۸ یا ۸+ ۷، یک گروه جبهه پایداری -طرفداران آقای احمدی نژاد که در نقاب هستند- و گروه چهارم یک طیف مستقل است، حالا ممکن است که در میان آنها آقای کواکبیان هم باشد، مهدی هاشمی هم باشد، محسن هاشمی هم باشد. سخت است که آدم تصور کند و بگوید دقیقا این چهار گروه و این چهار جریان هرکدام چقدر رأی می‌اورند. حدس من این است با توجه به اینکه فراکسیون احمدی نژاد و رحیم مشایی از امکانات دولتی برخوردار هستند، استانداری‌ها را دارند، وزارت کشور را دارند، فرمانداری‌ها را دارند، من فکر می‌کنم حول و حوش ۱۰۰ نماینده این فراکسیون داشته باشند. فراکسیون بدنه اصلی اصولگرا هم فکر می‌کنم ۷۰- ۸۰ رای داشته باشند. حالا تهران و شهرستان؛ جبهه پایداری بین ۴۰ تا ۵۰ یا حداکثر ۶۰ رأی داشته باشند. مابقی ۳۰۰ تا هم به مستقل‌ها می‌رسد. یعنی دو فراکسیون اصلی احمدی نژاد و رحیم مشایی خواهند بود و اصولگرایان ۷+۸.

نظر شما راجع به جبهه پایداری چیست؟ عده‌ای می گویند تندند عده‌ای می‌گویند کُند هستند.

نه من می‌گویم نه کندند و نه تند؛ من معتقدم جبهه پایداری یک جریان رادیکال و تندرو سیاسی است. جریانی هست که بیش از آنکه آدم این جریان را بتواند با یک سری افکار و آرمان‌ها و عقاید سیاسی گره بزند، بیشتر گره می‌خورند به بغض و کینه‌شان نسبت به افراد و نسبت به انسان‌ها. بغض و کینه رحیم مشایی، بغض و کینه احمدی نژاد، بغض و کینه هاشمی رفسنجانی، بغض و کینه اصلاح طلبان. جریان سیاسی که با بعض و کینه جلو برود، نهایتا سازمان مجاهدین می‌شود. جریان سیاسی باید ایدئولوژی داشته باشد، باید عقیده داشته باشد. من از شما یک سوال ساده می‌کنم. فرض کنید که جبهه پایداری در انتخابات مجلس برنده شد. حالا نخست وزیر هم باید تعیین کنند، رییس مجلس هم باید تعیین کنند، زمام امور مملکت را هم باید بگیرند. سوال؟ سیاست خارجی‌شان چیست؟ واقعا مانیفست‌شان، سیاست خارجی‌شان چیست؟ برای اقتصاد چه کاری می‌خواهند انجام دهند؟

مگر برای بقیه گروه‌ها مشخص است؟

۷+۸ خیلی مشخص است. ۷+۸ معتقد به اقتصاد بازار است،۷+۸ معتقد به یک جور اعتدال و میانه روی در سیاست خارجی است، ۷+۸ معتقد است که جریان اعتدال و هاشمی را باید داشته باشد…

یکی از میهمانان غرفه رجانیوز: آیا شما به فتنه سال ۸۸ اعتقاد دارید؟

نه، قبول ندارم. در اتفاقات ۸۸، میلیون‌ها نفر بودند که فکر می‌کردند در انتخابات تقلب شده است، حق‌شان خورده است و می‌گفتند رأی ما کو.

به نظر شما تقلب شده بود؟

من به طور قطع نمی‌توانم بگویم تقلب شده بود یا نه و اینکه واقعاً احمدی نژاد می‌توانسته ۲۴ میلیون رای آورده باشد، در عین حال می‌تواند تقلب هم شده باشد. حجم دانش من این‌قدر نیست که خیلی محکم بگویم که تقلب شده بوده یا احمدی نژاد این‌قدر رأی آورده است.

یکی از میهمانان غرفه رجانیوز: درست است شما برخورد پلیس با معترضان در آمریکا در جنبش وال استریت را قانونی و به دلیل سد معبر عنوان کرده بودید؟

بله، بگذارید من ته نظرم را راجع به انقلاب وال استریت بگویم. به نظر من غرب سقوط نخواهد کرد، برای اینکه نظامی که به مخالفش اجازه بدهد ابراز مخالفت کند و او را از بین نبرد، سقوط نمی‌کند. نظام‌هایی که الان در برابر چشمان ما دارند سقوط می‌کنند، تماماً نظام‌هایی بودند که کوچک‌ترین حقی برای مخالفان قائل نبودند. شما باورتان می‌شود بعضی‌ها در داخل حاکمیت آمریکا اصلا از این جریان استقبال هم می‌کنند، یعنی اوباما و لیبرال‌ها از اینها استقاده هم می‌کنند.

این پرونده تروریستی اخیر علیه ایران را چه کسی در آمریکا علم کرد؟

من فکر می کنم جمهوری خواهان.

برای اینکه اوباما را در تله بیندازند؟

بله یعنی هدف‌شان این است که بگویند ایرانی‌ها خواستند در روز روشن بیایند سفیر دوست ما را بزنند این مرتیکه اوباما هیچ اقدامی علیه ایران نمی کند.

می‌گویند شما پایتان را بر پرچم آمریکا نگذاشتید و از‌ آن پریدید؟

بله.

آیا از آمریکا می ترسید؟

نه، چون من برای ۳۰۰ میلیون آمریکایی احترام قائل هستم.

یکی از میهمانان غرفه رجانیوز: این قضیه پان ایرانیسمی که شما مطرح کردید، خیلی به این سناریوی تروریستی کمک کرد، یعنی هم زمان با هم شد، پروژه ایران هراسی را کامل کردید، شما در پازل آن‌ها حرکت کردید، این را که دیگر نمی توان کتمان کرد. شما گرا را از کجا گرفتید؟

گرا را از اینجا گرفتم که با حسین الله کرم قزوین رفته بودیم، هنوز هم داستان مشایی اینها این‌طوری نشده بود و آبروریزی زیاد نشده بود. رییس بسیج قزوین آمد ایشان با اصرار و تکرار به من گفت که شما از مشایی دفاع کردید. هی ما مودبانه جواب دادیم، بعد آخرش گفتم که عزیز من قربونت بروم، فدات شوم، من یک تار موی حضرت محمد بن عبدالله (ص) را به صد تا کوروش و داریوش و خشایار نمی‌دهم، من نمی‌توانم با رحیم مشایی باشم، تو به صورت اصلاح کرده من کاری نداشته باش، من هویتم مشخص است، من هویتم را از آنجا می‌گیرم. بعد سلطنت طلب‌ها و این و آن شروع به فحش دادن کردند که خاک بر سر تو اصلاح طلب و روشنفکر کنند! ولی واقعا نظرم این است که هویتم را از آن دارم می‌گیرم. به قول آن آقا از بیابان‌های عربستان می گیرم.

۷ آبان ۱۳۹۰ | پیوندک |
ارسال دیدگاه

*

code

KHAMENEI KHAMENEI